هما رئوفی: روزهای سختی است؛ روزهایی که باید در غم از دست دادن هموطنانی که در پرواز تهران- ارمنستان جان خود را از دست دادند بغض فروخورد و دم برنیاورد چرا که هرگاه عزیزی را از دست میدهیم، دل خوش میکنیم که جمعه شبها بر سر مزارش دلمان را خالی میکنیم اما حالا چه باید کرد و اشک بر سر کدامین قبر ریخت؟
باید به تک تک خانوادههای از دست رفتگان تسلیت گفت اما در میان قربانیان این حادثه، لازم دیدم یاد استادم، دکتر حسن قلوبی را گرامی بدارم و به پاس کمکهایی در برهههای دشوار زندگیام به من کرد سر تعظیم فرود بیاورم.
دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز و کلاس درس روانشناسی اجتماعی حسن قلوبی را نمیتوان به سادگی از یاد برد و به گمانم برای هرکسی که از نزدیک او را میشناخت هم این همدلی قابل لمس بوده باشد.
در دوران دانشجویی همیشه کلاس استاد برایم فرصتی برای آموختن و جواب سؤالاتم بود که با اخلاق پدرانهاش به آنها پاسخ میداد اما بعد از چند سال چرخ روزگار چرخید تا به مشاوره او نیاز پیدا کردم و مدتی به مرکز مشاورهاش رفت و آمد داشتم و در این مدت آنچه در توان داشت از من و خانوادهام دریغ نداشت و چه انگیزههایی که در ما برای گذران روزگار ایجاد نکرد. در ارمنستان در حال تحصیل در مقطع دکترا بود به همین دلیل این اواخر که رفت و آمدش به ایروان زیادتر شده بود به سختی میشد جلسات مشاوره را منظم برگزار کرد. قرارمان این بود که تاریخ مراجعه بعدی را هماهنگ کنم اما هرچه تماس گرفتم کسی جواب نداد.
از چهارشنبه تا امروز بر چارچوبی از چه خواهد شد؟ چه خواهم کرد؟ ایستادهام اما چه میتوان کرد؟ میدانستم که برای سفر، گاهی پرواز میکند اما افسوس که این پرواز هرگز فرودی نداشت.






نظر شما