۰ نفر
۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۳۴

چراهای پسابرجامی

غلامرضا فدایی
چراهای پسابرجامی

مسئله برجام هر چه بود اتفاق افتاد و حادثه ای در تاریخ ایران بود.

اما از آنجا که حاصل مذاکرات مستمر با چند دولت مستکبر و در ظاهر و باطن با هم متحد در قبال ایران تنها، علیرغم تلاش فراوان هیئت مذاکره کننده ایران، خوب بدیهی است که تحمیل های زیادی بر ملت ما در آن صورت گرفته است. در عین حال بسیاری از متخصصان و چه بسا نمایندگان مجلس که آن را تصویب کرده اند و کارشناسان دولت هنوز متن کامل آن را نمی دانند و یا نمی توانند بخوانند یا تحلیل کنند. تازه ترجمه آن چه بسا با متن لاتین نخواند یا قابل تفسیر نباشد.

 نکته ای که در اینجا مهم است این است که آیا این موافقت نامه قرارداد بین المللی است یا ما آن را چنین تعبیر می کنیم. فی المثل آیا پذیرش قطعنامه جنگ تحمیلی بین المللی بود؟ اگر بین المللی است قطعاً به درد کشورهای دیگر هم می خورد. آیا قراردادهای دیگری که در زمان اشغال ایران (قرار داد تهران در شهریور 20 که سه کشور امریکا، روسیه و انگلیس برای خود موافقت نامه ای بدون حضور ایران) بستند قرار داد بین المللی است؟ وقتی پنج کشور دارنده حق وتو به اضافه آلمان که من نمی دانم به انتخاب کی و چگونه و به چه دلیل بوده است در یک طرف، و ایران در طرف دیگر، ضمن اعتراف  به سخت بودن کار مذاکره، آیا اسمش بین المللی است و آیا متن مصوب خواست ایران بوده و یا بعضاً بر ما تحمیل شده است؟

اگر این قرار داد تحمیلی نیست، آیا ما خود داوطلب آن بودیم؟ آیا برای آنکه حریف قبلی داخلی خود را، که خوب اشتباهاتی هم داشته است، ضایع کنیم حاضر می شویم تا آنجا پیش رویم که به قول معروف از چاله در آئیم و به چاه بیفتیم؟

در هر حال مهم نیست که ما در شرائطی قرار گرفتیم که مجبور شدیم آن را بپذیریم و به قول مسئولان آنچیزی نبود که می خواستیم و قطعاً برای آن فوائدی هم می توان بر شمرد.
باز مهم نیست که الان با اینهمه خدعه و بدعهدی طرف مقابل، ما نیاز داریم در مجامع بین المللی برای رسوایی طرف های مقابل در مجامع خارجی بر اهمیت برجام تکیه کنیم و به پایبندی خود بنازیم که چگونه سخاوتمندانه به پیشواز انجام تعهدات رفتیم، ولی فراموش نکنیم که این ها مصرف خارجی دارد یا باید داشته باشد. باید بین مصرف خارجی و داخلی فرق بگذاریم.

آنچه کردیم گذشت و گذشت که چقدر وعده های تو خالی از لج رقیب داخلی و با نوعی حس اعتماد به دشمن خارجی به مردم دادیم!

اما حال چرا اینقدر از ته دل به برجام اعتقاد داریم که پس از این همه کش و قوس و خدعه و فریب اظهار می کنیم که اگر دوباره برجام مطرح می شد آن را با همین وضعیت امضا می کردیم؟ مگر نه این بود که ما آن را تحمیلی بر خود می دانستیم؟

هنوز هم پس از این همه ناکامیها که حتی طرفداران مذاکره با امریکا در داخل هم اعتراف کردند که با قلدرهای خودبین مذاکره جواب نمی دهد چرا آنقدر برجام برجام می کنیم که حتی خوی و خلق ما هم برجامی شده است؟

وقتی اینجور باشد آنوقت ما منتظریم که طرف مقابل لبخندی در اجرای پاره ای از بندهای آن به ما بزند و ما دوباره غرق درخوشحالی شویم!
باید بدانیم و نیک می دانیم که حتی چین و روسیه که دو عضو دیگر این پیمان هستند قطعاً به فکر خود هستند، نه ما، پس چرا وقتی از برجام حمایت می کنند با آنکه کاری از دستشان بر نمی آید ما خوشحال می شویم؟ یا وقتی سه کشور اروپایی گفتند که ما از طریق اینستکس، که هیچ و بی ارزش است عمل می کنیم بعضی ها را خرسندی و گاه اطمینان فرا می گیرد؟

آیا قلباً منتظریم که دولت جمهوریخواه در امریکا برود و دولت دموکرات بیاید و چشم به انتظار نشسته ایم؟
در حالیکه اگر وضعیت اقتصادیِ پیش آمده و تحریم ناجوانمردانه را همچون جنگ تحمیلی می دانستیم این بد عهدی را فرصتی مغتنم برای خود می دانستیم و همانند صنایع نظامی در طول این چند سال و پس از جنگ تحمیلی، خود را مستقل و خودکفا می کردیم، وابستگی به نفت را به صفر  می رساندیم، کمرها را از نظر اقتصادی محکم می بستیم، با مردم شفاف می بودیم، با متخلفان قاطعانه برخورد، کشاورزی و صنایع وابسته را تقویت، مزیت های اقتصادی را تعیین، صنایع کوچک را بارور،  مدیران متعهد و باورمند را تقویت می کردیم و افراد کارشکن را همچون زمان جنگ بیرون می ریختیم و ...

نکند که اگر برجام به هر دلیلی از بین رفت چه کلاً از بین برود به خاطر بدعهدی طرف مقابل یا ما کلاً از آن بیرون بیائیم، که بعید است، آنوقت بشود امامزاده ای که معجزه می داد و همواره یادش کنیم که اگر بود چه می شد.
چرا می گوئیم اگر آنها به تعهداتشان برگردند ما هم سر پله اول برمی گردیم چرا نباید به گونه ای  صحبت کنیم که اگر آنها بر گردند باید مدعی شویم که آنها باید خسارتهای این تأخیرات را بپردازند و تازه بگوئیم در آن زمان ما باید مجدداً بر طبق منافع خودمان تصمیم بگیریم؟!

اقتدار نظامی را دیدیم و دیدید که همه معادلات را بر هم زد. این برگ برنده را قدر بدانیم و آن را تضعیف نکنیم. از دنیا و جنگهای بین متخاصمین یاد بگیریم که وقتی بر سر میز مذاکره می روند سعی می کنند برگ برنده ای در اختیار داشته باشند که آنهم در میدان رزم مشخص می شود. حال که ما به خواست خدا بدون اینکه تعرضی بکنیم در مقام دفاع قدرت خود را نشان داده ایم باید از آن بهره برداری کنیم.

چرا به فکر حذف دلار در معاملات خارجی نیستیم؟
چرا تراز تجاری خود را با کشورهای همسایه مثبت نمی کنیم؟
چرا بازاریابی فراگیر و علمی را در کشورهای همسایه انجام نمی دهیم؟
چرا جنس تقلبی به دیگران عرضه می کنیم؟
چرا به فکر این نیستیم که هر کشوری به دنبال منافع خودش هست و اگر غفلت کنیم حتی بازار عراق را هم از دست می دهیم. در قطر و ترکیه و روسیه که سالها است منفعلانه عمل می کنیم و هیچ راهکار مشخصی هم نداریم. مگر در کشور ما آدم عاقل نیست؟ مگر منافع ملی سرمان نمی شود؟
چرا بازرگانان صادق را حمایت نمی کنیم؟ 
چرا به کسانی پول می دهیم که بر نمی گردانند؟
چرا در داخل صرفه جویی معقول نمی کنیم؟ کارت سوخت که به صورت نیم بند مجدداً برقرار شده آیا کار درستی است؟ اگر هست چرا این مدت در آن تأخیر شده؟
چرا فراریان مالیاتی بزرگ شناسائی و از آنها مالیات اخذ نمی شود؟
چرا اطلاعات درست ذخیره نمی شود تا درست بازیابی شود؟  
چرا هر روز بخشنامه های گوناگون توسط افراد غیر متخصص در ادارات صادر می شود؟
و چرا  و چرا؟ پس صاحب این مملکت کیست؟ حتماً می گویند امام زمان است. آیا امام زمان از این نحوه اداره بیزار نیست که فقرایش روز به روز فقیر تر و ثروتمندان روز به روز فربه تر می شوند؟ 
آیا این خوی برجامی نیست که عادت کرده ایم که به انتظار فرج بنشینیم و نه اینکه برای خودکفایی و خوداتکایی قیام کنیم و قدم برداریم و جنگ اقتصادی و فرهنگی تا سرحد پیروزی پیش ببریم؟
چرا فقط حرف می زنیم. گزارش های صدا و سیما در عین حالیکه بعضاً روشنگرانه است ولی سخت مأیوس کننده و زجرآور است! آنچه حاصل می شود یک مشت حرف، تازه افراد مسئول هم در بعضی جلسات آن حضور پیدا نمی کنند.
چرا قوا با آنکه جلسه سران دارند هر یک به سمتی می روند؟ آیا از رئیس جمهور حقوقدان نباید انتظار داشت که حقوق ایران را به تمام و کمال در داخل و خارج استیفا کند؟!

باید کاری بکنیم که اگر تازه اروپا شرایط یازده گانه را هم به خوبی اجرا کرد، که نمی کند، ما طلبکارانه مدعی چیزهای بیشتری شویم! اگر نگاهمان عوض شود حتی آنهایی که خیلی شعار دادند و هنوز هم حاضر نیستند بگویند اشتباه کردیم آنوقت به فکر استفاده از منابع داخلی می افتند تا جائیکه   ما بگوئیم دیگر خیلی نیاز به فروش نفت نداریم.  ما آنقدر فراورده تولید کرده ایم که اگر دلمان خواست نفت می کنیم.

کد خبر 1291008

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =