۲ نفر
۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۳
قضاوت درباره نادیندار بودن فرزندان

چند نکته در نقد و بررسی موضوع فرزندان غیر مذهبی در خانواده مذهبی

  گروه اندیشه خبرآنلاین درباره «مشاهداتی از تربیت فرزندان در دو خانواده مذهبی؛ کجای کار اشتباه است؟» به بررسی بینش ها و گرایش هایی از شش جوان پرداخت که در این یادداشت به نقد و بررسی این موضوع پرداخته ام.

نخست: تفاوت است میان زیست مومنانه و مجری ظواهر و مناسک مذهبی بودن. تفاوتی عمیق بین قبولِ یک باور (مثلِ اینکه همه‌ی جانداران شایسته‌ی مهربانی و شفقت اند) و زیستن به شیوه‌ای متأثر از آن باور وجود دارد. آدمی برای آنکه به‌واسطه‌ی باور به رابطه‌ای خاص با دیگر موجودات دست یابد و دچار تحولی حقیقی شود،‌ باید آن باور را به وسیله‌ی تربیت و اعمال طریقتِی بپروراند و آن را به شکلی شخصا تجربه کند.
در غیر این صورت همانند ناورزشکاری است که علاقمندانه لباس باشگاه تیم محبوبش را می پوشد بی آنکه مهارت بازی  را بداند! مجری ظواهر و مناسک بودن بدون زیست مومنانه همان نابازیگری است که شوق مندانه پیراهن تیم مورد علاقه اش را می پوشد بی آنکه بازی بداند. نظام فقهی بر بیشتر بر ظواهر استوار است تا بر اخلاق. همین امر موجب شده تا نظام تربیتی خانواده و مدارس بالتبع بر محور رعایت ظواهر و مناسک متمرکز شوند تا زیست مومنانه( انصاف،  راستگویی، عدالت، وفای به عهد، انضباط، نوعدوستی و...)
بر این اساس قضاوت نادیندار بودن این فرزندان با توصیفات بالا سنجشی نادرست است. چه بسا آنان بدون تقید دایمی به انجام مناسک مذهبی به آن صفات اخلاقی متخلق و دیندارند.

دوم: اینکه تجربه شهودی و عملی بیست سال اخیر جوانان مان از مبلغان مذهبی، مصداق" لم تقولون ما لا تفعلون" و این بیت" واعظان کین جلوه در محراب و منبر می روند/ چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند" موجب فاصله گرفتن نسل جوان از نگاه و نگرش مبلغان مذهبی و نگاه رسمی به مذهب، شده است.

سوم: اینکه وجود شبکه های اجتماعی مجازی، پیام رسان های الکترونیکی، موجب فراگیری شبهاتی شده که دانش و بینش متکلمان و فقها( که عمدتا به دانش روز مسلح نیستند) توان پاسخ معاصر عقلانی به آنها  را ندارند.

کد خبر 1293227

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مولانا IR ۱۱:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۴
    0 0
    پس تو نشسته‌ای و رغبت را از دو طرف زیادت میکنی و میپنداری که اصلاح میکنی. آن خود عین فسادست. اگر او را گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و نکنی، او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن. فارغ باش و تشویش مخور و اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن. منع جز رغبت را افزون نمیکند علی الحقیقه.