۹۸ نفر
۲۲ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۲
آقای همایون شجریان رویاهایمان را تبدیل به کابوس نکنید

بعضی خطاها واقعا بزرگ‌اند؛ دقیقا به این معنی که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت و به عنوان یک خطای انسانی ساده پذیرفت.

 بعضی خطاها مثل لقمه بزرگ در گلو گیر می‌کنند و تنگیِ نفسِ مواجهه کننده را در پی دارند. مثال: همین ماجرای شعری که متعلق به هوشنگ ابتهاج نیست و آهنگسازی آن را در اینترنت یافته و به دست همایون شجریان و علیرضا قربانی داده تا بخوانند و این دو بزرگوار هم خوانده‌اند آنطور که گویا «ایران ای سرای امید...» را می‌خوانند. این ماجرا از چند جهت جای تعمق دارد که به ترتیب وقوع و نه اهمیت بررسی می‌شوند:

یک: چرا یک آهنگساز که آن هم برای همایون شجریان و علیرضا قربانی به دنبال ترانه است در اینترنت به دنبال شعر می‌گردد؟ یعنی کتاب و کاغذ و چاپ و اعتبار آنچه چاپ شده اینطور از کشور رخت بربسته که در چنین روند هم نمی‌تواند جایی داشته باشد؟ اینطور عادت‌ها در مملکت ما تغییر کرده که همین اینترنت با انواع و اقسام غلط‌هایی که در آن دیده می‌شود و با بخشی که اصلا به صورت رسمی به عنوان «فیک نیوز» شناخته می‌شود منبع استناد است؟ آیا فردی همچون مهیار علیزاده که خود را همکار بزرگان موسیقی ایران می‌داند از این وضعیت آگاه نیست؟ چطور می‌شود به جای دست گرفتن کتاب، و لذت غرق شدن در کلام ه.الف.سایه گشتن در صفحه اینترنت را ترجیح داد؟ این خود تصویرگر مات شدن بخشی از فرهنگ جامعه است: همان ناپدید شدن اعتبار بخشیدن به آنچه اصالت دارد و رضایت دادن به هرچیز که دم دست‌تر است.

دو: بعد از خطای فاحش علیزاده باید سراغ همایون شجریان رفت. (این نوشته آگاهانه بیشتر همایون شجریان را در نظر دارد زیرا نه شناختی از علیرضا قربانی دارم و نه علاقه‌ای به کارهایش.) چطور است که همایون شجریان نمی‌تواند تشخیص دهد یک شعر متعلق به هوشنگ ابتهاج نیست؟ در حقیقت این اصلا انتظار زیادی از فردی در جایگاه همایون شجریان نیست که توانایی تشخیص شعر سایه را داشته باشد. اگر همایون شعر سایه را از غیر تشخیص ندهد و ملودی اصل را از تکراری، پس تفاوت او با دیگرانی که بسیارند و می‌آیند و احتمالا چند سالی دیگر نه ردی از آنان هست و نه صدایی چه خواهد بود؟ ما برای همایون آینده‌ای طولانی امید داریم... درخششی در اوج... امیدی که با رنگ صدای او به قلب‌های جوانان جاری شود... نوری که از مسیر رو به پیشرفت او در دل‌ها بتابند... قرار نیست همایون همانند هرکسی باشد، او از ابتدا خود را مانند کسی که رهگذری در دنیای موسیقی است و ته صدایی دارد و آمده چندی پولی دربیاورد و شهرتی بهم بزند نشان نداد که حالا ما به این وضعیت رضایت دهیم. او توقعی ایجاد کرد که حالا باید پاسخگو باشد... زمانی که همایون با کنسرت‌های طولانی این تصور را ایجاد می‌کرد که به دنبال بخش مادی کار است، تا جایی که شنونده کلامم سکوت کند از او دفاع می‌کردم و می‌گفتم جوان است و مایل به دیده شدن، پس کار خوب خود را همه جا می‌برد... اما از او انتظار نمی‌رفت ثابت کند هنرش چندان که تصور می‌شد برایش اهمیت ندارد. او همایون شجریان است... اگر برای فردی همچون مهیار علیزاده گشتن در اینترنت به معنای یافتن شعر سایه است، برای او نباید ماجرا به همین سادگی‌ها باشد... همایون شجریان یا باید شعر سایه را بشناسد یا باید خود از روی کتاب آن را بخواند، وقتی او به فردی دیگر اعتماد می‌کند چه چیز غیر از بی‌توجهی یا ناامیدانه و غمگینانه کم‌سوادی جلوه می‌کند؟

سه: مواجهه رسانه‌ها چرا باید با ماجرایی مثل عکس گرفتن در ایران‌مال با خطایی اینچنینی اینطور متفاوت باشد؟ آیا انتقاد به ایران‌مال و داد و هوار سردادن درباره آن بیشتر سروصدا می‌کند و مخاطب جلب می‌کند تا اینکه بگوییم کسی که می‌تواند فخر موسیقی جوانان ایران باشد، خود را در حد خوانندگان عامی پایین آورده است؟ وقتی رسانه‌ها هم نقطه حساس مورد توجه‌شان می‌شود همان موضوعاتی که بیشتر رنگ جار و جنجال دارند تا گره‌افنکی یا گره‌گشایی دیگر شاید شنیدن این جمله از مهیار علیزاده هم خیلی عجیب نباشد که در نشست خبری گفت: «به هر حال من فکر نمی‌کنم اشتباه عمیقی در این حوزه صورت گرفته باشد. اما با توجه به اینکه بعد از بروز حاشیه‌ها دیدم ماجرا این چنین شده، مراتب عذرخواهی‌ام را اعلام کرد.» (به نقل از خبرگزاری مهر)

به نظر این آهنگساز چنین اشتباهی عمیق نبوده و باید از او پرسید اشتباه عمیق او چه خواهد بود؟ اما در مورد نقش مطبوعات اگر مطبوعات در آنجا که نقد علمی و درست است ماجرا را پررنگ‌تر ببینند و توجه‌ها بیشتر باشد، شاید نتوان به همین سادگی چنین خطایی «عمیق» ندانست.

چهار: قرار نیست همایون شجریان با محمدرضا شجریان و مهیار علیزاده با محمدرضا لطفی مقایسه شوند. بروز و ظهور هر جریانی نه فقط قائم به فرد بلکه حاصل و برآیند یک کلیت است. اما می‌توان آرزو داشت، نسل جدید با چیزی شبیه موسیقی با کیفیت همراه شود. تصور می‌شد یکی از اصلی‌ترین مسیرهای ارتباط نسل جوان با موسیقی باکیفیت ایرانی همایون شجریان باشد. امید می‌رود کابوس «افسانه چشم‌هایت» با رویایی جدید که با صدای همایون و موسیقی و شعری اصیل ساخته می‌شود از ذهن‌ها پاک شود تا زر از مس شناخته شود.

۲۴۱۲۴۱

کد خبر 1320674

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 22
  • نظرات در صف انتشار: 15
  • نظرات غیرقابل انتشار: 2
  • مهرداد DE ۱۲:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    بک ویدئو از استاد محمدرضا شجریان دیدم که ایشان می گفتند پیدا کردن یک شعر خوب برای یک آلبوم یا کنسرت ماه ها زمان میبرد!.علتش یکی خوانده شدن اشعارخوب در کارهای قبلی و دیگری دقت و وسواس ایشان عنوان شد.نکته دیگر،به نظرم شجریان شدن بیشتر به خاطر انجام ندادن خیلی از کارهاست .اونم به مدت پنجاه سال !
    • وو IR ۱۳:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
      16 61
      این شجریان صدای خودش سوهان روح بود حالا پسرشم اضافه شده !
    • رضا IR ۰۰:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۳
      38 9
      جناب وو جدی چرا اینقدر تابلویید ؟
  • simin sadr IR ۱۳:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    عیب پاکان زود بر مردم هویدا می‌شود******موی اندر شیر خالص زود پیدا می‌شود زشت در سلک نکویان می نماید زشت تر****پای طاوس از پر طاوس رسوا می شود صائب تبریزی
  • IR ۱۳:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    21 16
    مهمل بود این مطلب.
  • IR ۱۳:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    21 13
    شما هم سخت گرفتید به نظرم. اشتباه اتفاق می افته. الان ملاک همه اینترنت شده و در دسترس همه. خب واضحه که همه شعر رو تو اینترنت می گردن. واقعا اینطور که گفتید خطای بزرگی هم نبوده.
  • IR ۱۳:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    17 2
    همایون شجریان خودش باید دلش برای خودش بسوزه. واقعا حیف این هنر نیست به پای چیزی بذاره که ماندگاری نداشته باشه. من به جای او دلم می سوزه.
  • حامد حسین پور IR ۱۴:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    29 10
    خانم علیپور و خبرگزاری فخیمه خبر آنلاین کاش قبل از نظر دادن یه تحقیق کوتاهی در مورد آهنگ افسوس میکردید این شعر را که به اشتباه به استاد ابتهاج منتسب کرده اند را جناب قربانی خوانده اند و همایون شجریان آن را نخوانده است. میبینید در نقد کردن شما هم عجول هستید .!!!!!!!
  • IR ۱۴:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    4 14
    دلار بديد بمن روزي ده شعر از خود در ميكنم خود را نگران نكنيد
  • IR ۱۵:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    47 8
    نقد هم بالاخره قوانین خاص خودشو داره این جور نیست که هر که یه عکس با قیافه حق به جانب و فیلسوفانه بذاره کنار نقدش و بشه منتقد. معمولاً کسانی می تونن یه کسی رو نقد کنن که حداقل توی اون رشته اگر مهارتی در حد طرف ندارن لا اقل یه تحقیقی، تالیفی، تحصیلاتی در این خصوص داشته باشن شما خودتون در متن نقدتون اشاره کردین آقای علیرضا قربانی رو نمی شناسین و علاقه ای هم ندارید که بشناسید در حقیقت دیگه نقد کردنتون محلی از اعراب نخواهد داشت و بیشتر یه نامه عاطفی است به همایون شجریان
  • مجتبي IR ۱۵:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    50 6
    خانم نويسنده خيلي تند رفته‌اند و بيشتر هدف‌شان حديث نفس و خودي نشان دادن بوده است. مگر مي‌شود كسي از علاقه‌مندان به كارهاي شجريان باشد ولي عليرضا قرباني را نشناسد؟!!! چه لزومي داشت به جاي عكس مربوط به موضوع چنين عكسي از نويسنده كار شود. تيتر نامناسب و شبيه نشريات زرد بود و تناسبي با رويداد ندارد. هدف از خبر بايد اطلاع‌رساني خوب و موثر باشد و بس!
  • IR ۱۵:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    44 4
    جالب است نویسنده در حال درس دادن به اقای همایون شجریان است واقعا نویسنده چه دستاوردی داشته که چنین جایگاهی را برای خویش متصور است که ناصحانه همایون شجریان را با ان رزومه پربار اندرز دهد متاسفانه در کشور ما تخطئه و شماتت جای خود را به نقد داده و جامعه هم شده مملو از مردمانی که خود را محق می دانند دیگران را انذار دهند یا نصیحت کنند.
  • sina IR ۱۵:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    36 2
    نویسنده محترم اصلا توجه نکرده که قطعه افسوس که شعرش به سایه نسبت داده شده را اصلا همایون توش نخونده و قربانی خودش تنهایی خونده
  • IR ۱۶:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    42 2
    خانم علیپور، به عنوانی کسی که دستی به قلم دارد زیبنده نیست با تاکید کنید به کارهای هنرمند خاصی هیچ علاقه ی ندارید!!! برای کسی هم مهم نیست علاقه داشته باشید یا نه. آنچه برای مخاطب مهم است نقد منصفانه است نه سلیقه شما...
  • امید IR ۱۶:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    14 2
    نقدی بر نقد سلام اینترنت هم منبعی است مانند کتاب. این که بوی کاغذ حس نوستالژیک نگارنده را قلقلک میدهد دلیل بر بی اعتباری اینترنت نیست. حال اینکه در کشور ما مکانیزمی بر انتشار شعر و کتاب بر بستر وب کاری است غیر سیستماتیک خود جای بحث است ولی در اینجا موضوع چیز دیگری است.
  • IR ۱۶:۰۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    31 6
    ایراد گرفتن رو خوب بلدیم چون کلا منتقد و ایراد گیر بار اومدیم . همیشه هم نوک پیکان انتقاد به سمت کارهای باارزشه . از سریالهای خوب انتقاد میکنن از موزیک خوب از فیلم خوب به هر بهانه ای ایراد میگیریم . آقا این آلبوم فوق العاده س و زیبا . برای من شنونده خیلی مهم نیست شعر مال کیه مهم شعر و موزیک و صدای قشنگه که هست . وسط این آشفته بازار موسیقی یک اثر خوب میاد بیرون اونم میزنیم لهش میکنیم . بسه تو رو خدا
  • IR ۱۷:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    13 4
    که چی?
  • جعفر IR ۱۷:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    34 9
    این خانم در حدی نیست که بخواد استاد علیرضا قربانی رو قبول داشته باشه یا نداشته باشه.....الان باید خوشحال بود ک دوتا از بزرگان موسیقی سنتی کنار هم قرار گرفتن. ولی ی عده کارشون تلخ کردن اتفاقات شیرین هست ....
  • مهناز IR ۱۸:۱۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    19 3
    سلام اگر شعر از آقای ابتهاج نیست چه ایرادی دارد؟
  • امیر IR ۱۹:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    10 30
    بهترین خواننده ترانه در موسیقی سنتی وپاپ سنتی بعد از انقلاب فقط علیرضا افتخاری هست
  • فرشاد IR ۲۰:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    17 4
    چه تحلیل سطحی و تاسف آوری. شعری که به غلط به ابتهاج نسبت داده شده، غلط رایج بوده و اگر دختر سایه که انگار استاد شلوغ کردن هستند،قبلا در اینترنت سرچ می کردند و الان سر و صدا راه نمی انداختند، شاید هیچ کس از حضرات منتقد متوجه نمی شدند... و البته انتخاب شعر به اعتبار سایه نبوده، الان هیچ فرقی ندارد که شعر متعلق به چه کسی باشد. در ضمن مخاطب آلبوم افسانه ی چشم هایت، مخاطب موسیقی رگ خواب نیست و قطعا مخاطب عام نمی تواند سراغ این سطح آواز برود. جالبه که این روزها اظهارنظرها درباره ی آهنگسازی این آلبوم، شبیه کامنت در صفحه ی سلبریتی ها شده که همه سرازیر شده اند. باعث تاسفه واقعا این تحلیل های نازل و دم دستی.
  • سهراب IR ۲۲:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۲
    32 5
    شما که از قربانی شناختی نداری و علاقه ای هم نه پس بهتره سکوت کنی عزیزم