۸ نفر
۲۰ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۲
نکته‌ای که اگر بدانیم، شاید کمتر دعوا ‌کنیم

شیوع ویروس «کرونا»، ضرورتِ خودقرنطینگی و خانه‌نشینی بار دیگر «مدنیٌ‌الطبع»بودنِ انسان را به یادمان آورد؛ این‌که آدمی دارای «نیازهای اجتماعی» (یعنی تعلّق، عشق، روابطِ نزدیک و صمیمی) است.

بی‌تردید لازمۀ برآوردن این نیاز (برقراری رابطه و حفظ آن)، آشنایی نظری با «ارتباط» و آگاهی از مهارت‌های ارتباطی است. شاید یکی از مهم‌ترین آگاهی‌ها این باشد که «معنا شخصی است»، دانسته‌ای که می‌تواند درک ما از ارتباط را زیرورو کند.

نخست، ماجرایی جالب از زبان مردی حدوداً پنجاه ساله:
دو دهه است که با همسرم «مریم» به اجبار زندگی می‌کنم (طلاق عاطفی)؛ سه سال پیش و در اوج یک دعوایِ کش‌دار در خانه، با خانمی به نام «شیرین» آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم (نکاح موقّت/انقطاعی).
در این مدّت، چون شیرین بسیار گل دوست دارد، به‌مناسبت‌های مختلف (زادروز، روز مادر/بانو، ولنتاین و ...) برایش دسته‌گل می‌بُردم و برای عطرآگین شدن فضا از گلفروش می‌خواستم حتماً از گلِ مریم هم استفاده کند. تا این‌که اخیراً با شیرین شکرآبِ غلیظی! شد و ناگفته‌های زیادی فوران کرد؛ یکی از آن گلایه‌ها این بود:
-تو اگر شعور داشتی با اون گل ‌آوردنت بهترین لحظاتمونو خراب نمی‌کردی.
*به اینم گیر می‌دی؟! گل آوردنم هم ایراد داره؟!
-خودتو به اون راه نزن، خوب می‌دونی چی‌کار کردی.
*تو که عاشق گلی! منم گل می‌آوردم، بد کردم؟! گل لیاقت می‌خواد...
-جون خودت! برای همین  اصرار داشتی هر جور شده دو شاخه گل مریم بچپونی وسطش!
*ایرادش چیه؟!
-هر چند خودت خوب می‌دونی چی‌کار کردی، اما می‎گم که بفهمی خر نیستم، تو خواستی حالیم کُنی که بانویِ اوّلت (First Lady) «مریم» جونته، هیچ وقت –حتی وقتی کنار منی- اونو فراموش نمی‌کنی، منم نباید فراموش کنم که اولویتِ دومت منم! ...

تازه این‌جا بود که متوجّه منظورش شدم. هاج‌وواج مونده بودم، یعنی بارها هزینه کرده بودم و ناخواسته به‌جای محبّت، کینه و نفرت ایجاد شده بود.

*
این ماجرا (منهای قضاوت‌مان دربارۀ چنین مناسباتی) یادآور این نکته بسیار مهم است که اگر در «ارتباط»(1) تشابه معنایی وجود نداشته باشد، برقراری رابطه امکان‌پذیر نیست.  

در این‌جا بازخوانی تفاوت «پیام» و «معنا» و اصول نُه‌گانه نظریۀ «دیوید برلو» از کتاب «ارتباط‌شناسی» استاد گران‌قدر «مهدی محسنیان راد» خالی از لطف نیست:
-معنا در پیام نیست.
-معنا چیزی کشف‌کردنی نیست.
-معنا فقط درون انسان‌هاست.
-معنا به‌وسیلۀ انسان‌ آموخته می‌شود، بر آن می‌افزاید، عوض می‌کند، نابود می‌کند.
-معنا دارایی انسان محسوب می‌شوند.
-معنا چیزی قابل انتقال و منتقل شده نیست، بلکه فقط پیام است که قابل انتقال است.
-معنا‌ چیز شخصی است و بین فرد تا فرد دیگر متفاوت.
-در «ارتباط» معنا منتقل نمی‌شود.
(دربارۀ پیام‌های کلامی)
-زبان فاقد معنا است و فقط مجموعه‌ای است از نمادها و بس.
-زبان راهنمای به‌دست آوردن معنا است.
-واژگان، معنی یکسانی برای انسان‌ها ایجاد نمی‌کنند.

پس به سود بقای رابطه است که جمله‌هایی مانند «خودش باید بفهمد» را کنار بگذاریم و دربارۀ معنا گفت‌وگو کنیم و با پذیرش کثرت، معانی درونی‌شدۀ خود را (خودمحورانه و خودخواهانه) یگانه معانی بشر ندانیم و به آن‌ها نچسبیم.

در غیر این‌صورت، به‌گفته «اُسمو آنترو ویو»(2)، استاد فنلاندی ارتباطات «ارتباط -جز در موارد اتفاقی- هماره با ناکامی مواجه می‌شود»(3).

پ.ن.:
1. تعریف ارتباط: فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده، مشروط بر آن‌که در گیرندۀ پیام مشابهت معنا با معنای مورد نظر فرستندۀ پیام ایجاد شود.
2. Osmo Antero Wiio
3. Communication usually fails, except by accident

کد خبر 1363008

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =