اکبر میثاقیان در یک گفت و گوی خواندنی از همه چیز برای مان سخن گفته است. از مسائل خانوادگی اش تا فوتبال.

جواد رستم زاده: اکبر میثاقیان شاید افتخارات چندانی در فوتبال ما کسب نکرده نباشد اما بی ترید از جمله مردان جذاب و تماشاگر پسند است. او فاکتورهای یک سوپر استار را ندارد اما سادگی و هیجان و رک گویی اش باعث شده که در هر شهری بوده هواداران روی خوش به او نشان دهند و حتی از رفتنش ناراحت شوند. علاوه بر هواداران ، خبرنگاران و مجریان تلویزیونی و مدیران تیم ها همیشه نگاه مثبتی به او داشته و در یک جمله جاذبه اش بیشتر از دافعه اش بوده است. حالا که به دلیل بیماری کمی از فوتبال دور شده دارد خودش را به علم روز مجهز و البته دنیای جدیدی را تجربه می کند. در یک ظهر زمستانی در حالی که در مغازه پسرش کنار بخاری خودش را از سرمای گزنده مشهد محفوظ می کرد با ما هم کلام شد.

*خون ریزی معده خوب وقتی به سراغتان آمد. درست همزمان با ناکامی ها در تبریز.

واقعا اینطوری نبود. این یک بیماری قدیمی بود که در بدنم خانه کرده بود. سال 80 که آندوسکوپی کردم دکتر گفت اکبر داری میمری! زخم اثنی اعشرت به بزرگی توپ فوتبال است. انگار یک توپ خورده به دیوار و ردش همانجا زخم شده. گفت فقط باید ماهی سفید بخوری وگرنه کارت تمام است.از آنجایی که خدا دوستم داشت همان سال رفتم شموشک نوشهر. جایی که معدن ماهی سفید است. آنجا دو سال و نیم فقط ماهی خوردم تا معده ام پانسمان شد.بعد هم که آمدم مشهد با ابومسلم روزهای خوبی داشتم و کنار خانواده ام همه چیز روبراه شد. وقتی دوباره رفتم دکتر گفت اکبر چطوری زنده شدی؟

*اما ظاهرا پانسمان ماهی تان باز شده

دقیقا . این اواخر آنقدر رویم فشار آمد که همه سیستم بدنی ام به هم ریخت. نوع جدا شدنم از ابومسلم بیشترین تاثیر را داشت. من عاشق ابومسلم بودم و وقتی آنطور با من رفتار کردند شکست عشقی خوردم! باورم نمی شد باید از مشهد بروم و در غربت زندگی کنم. بعد از این موضوع هم فشارهای لیگ دسته اول امانم را برید. وقتی رفتم تبریز قول صعود دادم .کاری که واقعا سخت بود آن هم در لیگ دسته اول. من آنجا حتی برای رکورد شکنی هم از جان مایه گذاشتم تا بدون باخت قهرمان شویم. همه اینها دست به دست هم داد تا معده ام خونریزی کند.

*الآن اوضاع جسمانی تان برای بازگشت به نیمکت مربیگری بهتر است؟

از وقتی برگشتم به مشهد و باز ماهی سفید خوردن را شروع کردم بهتر شدم. 20 روزی  هم رفتم سنگاپور و مالزی تا از هیاهو به دور باشم. الآن همه چیز خوبه. چند تا پیشنهاد  از لیگ یک داشتم که قبول نکردم. در لیگ برتر هم که همه دارند خوب نتیجه می گیرند و تیمی مربی عوض نکرده تا پیشنهادی داشته باشم

*حالا که خانه نشین شده اید روزتان را چطور پر می کنی؟

 60 تا سی دی آموزشی از آلمان برایم فرستاده اند که مدام همان ها را نگاه می کنم. چند تا کتاب تمرینی و آموزشی را هم داده ام عروسم که مترجمی زبان خوانده برایم ترجمه کند تا آنها راهم بخوانم. بعضی وقتها هم با دوستانم می رویم بیرون و در بحث ها فوتبالی شرکت می کنم.

*پس در کارهای خانه کمکی نمی کنید؟

همه وقتی مرا می بینند می گویند اکبر شدی شهردار«زن جان» داری در خانه ظرف می شویی؟ بله من ظرفها را هم می شویم.4  ماه است که ظرفها را می شویم. خرید هم می روم. در محله مان اما همه مغازه ها چون فکر می کنند وضع مالی من خوب است جنس های شان را با چند برابر قیمت به من می فروشند. مثلاً پرتغال کیلویی 900 تومان را به من 3 هزار تومان می فروشند. یا خربزه کیلویی 100 تومان را من 2000 هزارتومان می فروشند

* پس در خانه حسابی محبوب هستید؟

 تقریبا. در این مدت که بی کار بودم سعی کرد اخلاق های بد مرا اصلاح کند. کمی هم موفق شده اما بعضی کارها را نمی توانم ترک کنم. مثلاً موقع چایی خوردن دایم هورت می کشم که خانومم خیلی بدش می آید. دایم به من تذکر می دهد این کار را نکنم. منم وقتی او هست این کار نمی کنم اما وقتی نیست باز کار خودم را می کنم!

*در ایام خانه نشینی دنبال کار اقتصادی نرفتید؟مثلاً بساز بفروشی یا مانتو فروشی و عطر فروشی و .....

اصلاً. من این کارها را بلد نیستم و علاقه ای هم به این کارها ندارم

*اما خیلی از فوتبالیست ها و مربیان همین که پولدار می شوند سراغ این کارها می روند

من که پولدار نیستم. یک خانه و دو تا ماشین دارم که یکی اش مال بچه هاست.

*مگر می شود؟ شما در این چند سال حداقل 2 میلیارد تومان باید درآمد می داشتید. تیم های مختلف و قرار دادهای سنگین. مثلا همین شهرداری تبریز را می گفتند قرار داد 500 میلیونی بستید

(با خنده)اگر در ابومسلم می ماندم شاید داشتم اما الان تمام دارایی من به 700 میلیون تومان هم نمی رسد.در شهرداری تبریز هم سال اول که قراردادم پایین بود. برای سال دوم قرارداد خوبی بستیم که من مریض شدم و در میانه راه از این باشگاه جدا شدم. اما واقعیت این است که من هیچ وقت دنبال پول و درآمد زایی از راه فوتبال نبودم.الان هم همین که مردم دوستم دارند و توانستم به تیم های مختلف کمک کنم راضی ام به خدا*اما قلعه نویی فقط برای یک فصل نزدیک یک میلیارد تومان گرفت. مربیان دیگر هم همینطورزیاد حوصله حساب و کتاب کردن زندگی دیگران را ندارم. خوش بحالشان

*از یارانه های دولت استفاده می کنید؟

قرار بود ثبت نام کنیم که چون آن زمان در تبریز زندگی می کردیم اسم خانمم را ننوشتند! الآن که دستمان به دهانمان می رسد خدا را شکر اما اگر آن ور سال زورم به  هزینه ها نرسد می افتم دنبال کارهایش

*اما اگر دیر ثبت نام کنید دیگر از یارانه ها خبری نیست . این را دولت گفته

به من می دهند. می روم می گویم من اکبر میثاقیانم و یارانه ام را می گیرم.

*اینها را پرسیدم تا به اینجا برسم که ببینم از نظر اکبر میثاقیان این پولی که از راه مربیگری درآورده ارزش از دست دادن سلامتی اش را داشته یا نه؟

به این چیزها فکر نمی کنم. من عشقم خانواده ام هستند و فوتبال. تا 100 سالگی مربی گری می کنم و کنار خط اوت می میرم. چون فوتبال روی کروموزوم های من است.

*پس شانس آوردید که از منشوری بودن تبرئه شدین وگرنه.....

من هرگز منشوری نبودم. در آن روزها که این شایعه به راه افتاده بود معتقدم داشتم از طرف خدا امتحان می شدم. یک لحظه عصبانی شدم و زدم توی گوش بازیکنم. تاوان این کار بدم را باید می دادم. با آقای عزیز محمدی که صحبت کردم از من خواست کنترل بیشتری روی اعصابم داشته باشم و من هم قبول کردم. از آن کارم واقعا پشیمانم

*پس بصورت کتبی و رسمی حکمی مبنی بر منشوری بودن به شما ابلاغ نشد؟

هرگز. خوشبختانه مردم هم می دانستند که من اهل زد و بند و این حرفها نیستم. مدام از من سوال می کردند چه اتفاقی افتاده چرا می گویند منشوری هستی ؟

*یعنی در این سالها هیچ وقت سراغ دلالها و زدو بند های پشت پرده نرفتید؟ مثل بعضی ها؟

همه می دانند که من تیمم را خودم می بندم. بدون کمک دلال ها و واسطه ها. اصلاً انتخاب بازیکن مثل انتخاب همسر است. وقتی همسرت را کسی دیگر برایت انتخاب کند تا آخر عمر باید با او جنگ و دعوا داشته باشی. بازیکن را هم اگر خودت بیاوری تکلیفت با خودت و او روشن است. اگر بد بازی کرد به خودت می گویی غلط کردی انتخابش کردی.

*در این سالها چند بار در انتخاب بازیکن اشتباه کردید؟

خیلی کم. الآن 100 تا از بازیکنانی که من در سنین پایین انتخابشان کردم و به انها بازی دادم دارند در لیگ برتر و لیگ یک بازی می کنند. شما از آندو و خلعتبری بگیرید و بیایید تا گردان و جباری و بادامکی و ناصحی و منصوری و دغاغله و بروید تا امثال ابراهیم کریمی و ابوذر رحیمی که این دوتای آخر جزو تیم کارگری راه آهن بودند و من به انها در لیگ بازی دادم. به همین دلیل هم هست که خیلی ها چشم دیدن من را ندارند .چون من جسارت بازی دادن به بازیکنان کم نام و نشان را دارم و از آنها ستاره می سازم.

*از نظر فنی بازیکن سازی شما زبانزد است. اما از لحاظ اخلاقی بعضی بازیکنان شما .....

می خواهید به داستان خلعتبری اشاره کنید؟

*دقیقا

بعد از آن اتفاق با  او مفصل صحبت کردم و خواستم روی اعصابش مسلط باشد و به مربیانش احترام بگذارد وگرنه خیلی زود محو خواهد شد. با خصوصیات او کاملا آشنا هستم و می دانم که ته دلش هیچی نیست. یادم می آید وقتی برای اولین بار او را به تمرینات شموشک بردم تماشاگران با من دعوا می کردند که این بازیکن 30 سانتی با 10 کیلو وزن به چه درد می خورد؟ من با او قرار داد 5 ساله بستم با 5 میلیون تومان . بعد هم همه دیدند که چه جواهری را برای شموشک صید کردم. همان تماشاگران گفتند اکبر دمت گرم با این بازیکن خریدنت. در مورد خیری و دانش دوست هم همین اتفاق افتاد. موقعی که محسن بنگر را پیدا کردم همه گفتند این کنده درخت به درد فوتبال نمی خورد اما من گفتم از همین چوب بازیکنی بسازم که حال کنید

*شما جای ابراهیم زاده بودید چه می کردید با خلعتبری؟ شوک می دادید؟

شوک دیگر تعطیل شد.همین رفتار ابراهیم زاده بنظرم بهترین تنبیه بود

*شما که این همه بازیکن ساختید فکر می کنید بهتاش میثاقیان به درد این فوتبال می خورد و چیزی می شود؟

این پسر فقط چوب فرزند میثاقیان بودن را می خورد.در راه آهن انصاریفرد وقتی بازی او را دید پیله کرده بود که به او بازی بدهم که آن زمان سرباز بود. جوهره خوبی دارد اما هرجا می رود مربیان می ترسند به او بازی دهند که برایشان حرف دربیاورند پسر اکبر را بازی داده اند

*بهزاد چی او هم بازیکن خوبی می شد؟

او اگر بدشانسی نمی آورد از نیکبخت هم بهتر می شد. در تیم های پایه ابومسلم و برق شیراز بازی می کرد . اما مصدومیت بدی پیدا کرد و نتوانست ادامه دهد. او از لحاظ بدنی مثل خودم بود.

*یک بار در مورد بهزاد گفتی اگر عاشق نمی شد بازیکن بزرگی می شد. اما خودتان عاشق همسرتان شدید و به اینجا رسیدید. پنجره رو به زمین تختی مشهد و آن دو چشم را می گویم که گرفتارتان کرد

(خنده طولانی) زمانه فرق می کرد . الآن جوانان نمی توانند مثل زمان ما راحت ازدواج کنند و خوشان را از لحاظ اقتصادی تأمین کنند. زمان ما همه به آینده امیدوار بودند و می جنگیدند اما الآن فوتبالیستها تا به یک مانعی برخورد می کنند بی خیال همه چیز می شوند

*شما در مشهد یک مدرسه فوتبال هم دارید. از این مدرسه که به نام خودتان هم هست محصولی بیرون داده اید؟

اول بگویم که این مدرسه را تأسیس کرده ام تا نامی از من درمشهد باقی بماند . وصیت کرده ام بعد از مرگم هم چراغ این مدرسه روشن بماند. بیشتر کارهای این مدرسه را بهزاد انجام می دهد که مدرک c   مربیگری دارد. خودم هم هفته ای یکی دو باری سری می زنم. سن بچه ها خیلی کم است . اینجا استعدادهای خوبی داریم اما مشکل این است که وقتی رشد می کنند جایی نیست تا جذب آنجا شوند. الآن مدیران و مربیان چون بابت پول هنگفتی که خرج می کنند زیر فشار هستند ریسک نمی کنند و به اینها بازی نمی دهند. مشکل اساسی فوتبال ما هم همین است.

*دلتان برای حاشیه و حرص و جوش خوردن و برج میلاد و ... تنگ نشده

اینها جزئی از کار من است.من به اندازه تمام بازیکنان کنار زمین انرژی صرف می کنم. اهل حاشیه درست کردن هم نیستم. همه کارها و گفتارهایم فی البداهه است. دلم برای کارم تنگ شده

*در یک مصاحبه قدیمی که با هم داشتیم گفتید من کاپلو ایرانم الآن اما همه می گویند تو اسکولاری ایرانی.

شاید به خاطر قیافه و هیکلم باشد. اما خودم می گویم من اکبر میثاقیانم با همان روشهای خودم

*هنوز برنامه نود را نگاه می کنید؟

من مشتری ثابت این برنامه هستم فقط به خاطر فردوسی پور. چون جسارت دارد و صداقت

*اما خیلی از مربیان علیه عادل شمشیر از رو بسته اند

کاری ندارد. یک ماه نود را تعطیل کنند یا برنامه را بدون عادل پخش کنند. همین مربیان می فهمند که اشتباه می کنند. عادل بارها مرا در منگنه قرار داد اما چون حرف راست می گفت و منطقی حرف می زد من هنوزم دوستش دارم

* یک بلوتوثی از شما در برنامه نود بیرون آمد که....

آن ساختگی بود و صدای مرا مونتاژ کرده بودند.نمی خواهم در مورد اینجور چیزهای ساختگی حرف بزنم. بعضی های واقعا کارهای وقیحی انجام می دهند

*نتیجه داربی در عید چه می شود؟

فکر نکنم بازی خوبی از آب درآید .چون بازیکنان در عید می خورند و می خوابند. واقعا اگر تمرین نکنند نباید به این بازی خوشبین بود. گذشته از این مصلحت است که این بازی مساوی شود تا کام کسی تلخ نشود و اتفاقات بدی نیفتد

*یعنی نتایج داربی مصلحتی است؟

مرا وارد این بحث ها نکنید . چون سر وکاری با این تیم ها ندارم و نمی دانم چه اتفاقاتی درون آنها می افتد

*اما شما در استقلال بازی کردید و استقلالی هستید

سال 59 و 60 بود که رفتم استقلال. منصور پورحیدری 12 هزارتومان داد ومن رفتم استقلال .با آن 12 هزار تومان ژیان خریدم یادش بخیر.اما باور کنید نه استقلالی ام و نه پرسپولیسی

*اما پرسپولیس را که خوب شکست می دهید

برای شکست پرسپولیس فرمول خاص خودم را دارم

*با جادوگر ؟

اینها همه شایعاتی است که برای من درست کرده اند. من نان تلاش خودم را می خورم و اعتقادی به این چیزها ندارم. وقتی برای پیروزی با تمام وجودم می جنگم و از جان مایه می گذارم چرا باید بروم سراغ جادوگر. این حرفها ساخته ذهن کسانی است که خودشان مشکل دارند. شما که می بینید من صادقانه می جنگم

*نمی خواهید کتاب زندگی تان را منتشر کنید

اتفاقا چند وقت قبل یک کارگردانی می خواست که مستندی از زندگی و کارم بسازد که از شانس بد من تصادف کرد و افتاد در خانه. بعد هم که او خوب شد و می خواست کار را شروع کند من بی کار شدم. شانس را می بینید؟ حالا شاید در آینده این کار را کردم. در مورد کتاب اما هنوز تصمیم جدی ندارم

*شما هم مثل علی پروین خیلی به مادرتان علاقه دارید.آخرین بار کی سر مزارشان رفتید؟

قبل بازی با پرسپولیس که در تبریز مساوی شد به بچه ها گفتم به مادرم گفتم که کمکم کند که نبازم این بازی را. بعد از همان بازی که مساوی شد رفتم شمال سر خاک مادرم و کلی با او حرف زدم

*کی بر می گردید به فوتبال؟

به زودی زود. بیماری ام کاملا خوب شد و نمی گذارم برگردد دوباره. بعد شما میثاقیانی جدید را خواهید دید

کد خبر 138148

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • akbar IR ۰۸:۳۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۹
    0 0
    چیز جالب و جدیدی نداشت
  • حجت IR ۱۶:۲۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۹
    0 0
    حرف های تکراری