۰ نفر
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۰
روز دوازدهم: مثل میوه کال نباش

قلب انسان و دعای رمضان در بیان حاج آقامجتبی تهرانی و امام موسی صدر

اَنْتَ اِلهی اَوْسَعُ فَضْلاً وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقایسَنی بِفِعْلی وَخَطیـئَتی/ فضل تو ای معبود من وسیع‌تر و بردباری‌ات بزرگتر از آن است که مرا به کردار و گناهم بسنجی. ( بخشی از دعای ابوحمزه)

پرونده خبرآنلاین در روز دوازدهم ماه مبارک رمضان را با دو روایت رمضانی از بیان امام موسی صدر و آیت الله مجتبی تهرانی سپری می کنیم.


مثل میوه نارس و کال/ درس های ماه رمضان آیت الله آقا مجتبی تهرانی

تأثیر نماز بر دعا

در باب اعمالِ مؤثر بر دعا، ما می ‏بینیم که در روایات مسأله نمازهای پنج‏گانه مطرح شده و تصویراتی هم برای دعا کردن به هنگام نماز، قبل و بعد و در بین آن وجود دارد.

دعای مستجاب بعد از نماز واجب: روایتی از امام صادق (ع) است که حضرت فرمود: «همانا خداوند نمازها را در دوست داشتنی‏ ترین ساعات بر شما واجب گردانیده است؛ پس بعد از نمازهای واجب، حاجاتتان را از خدا بخواهید.» در اینجا بحث دعای بعد از نماز و تعقیب را مطرح فرموده است.

چند روایت با یک مضمون است؛ هم از پیغمبر اکرم(ص) و هم از امام صادق (ع) روایاتی داریم که من یکی از آنها را می‏ خوانم: «هر کس نماز واجبی را به‏ جا آورد، در پی او دعای مستجابی دارد. در یک روایت دیگر دارد: «از حضرت سؤال کردند کدام دعا زودتر به اجابت می‏ رسد؟ حضرت در پاسخ فرمودند که از نظر زمانی، دعا در آخر شب و از نظر عملی، دعا بعد از نمازهای واجب.

تأثیر دعا بر نماز: مطالبی که تا اینجا گفتیم همه نسبت به اثرگذاری نماز بر روی دعا بود. حالا می‏ خواهم یک چیز تازه عرض کنم و آن عکس این مطلبی است که مطرح کردم؛ اثر گذاری دعا بر روی نماز. می‏ خواهم اهمیّت دعا را عرض کنم. همه این مطالب تا اینجا این بود که انسان وقتی نماز می‏ خواند، قبل و وسط و بعد از نماز، این بر روی دعای او تأثیر می‏ گذارد و کاربرد دعا را زیاد می‏ کند. روایاتی داشتیم که این‏ها روی دعا، اثر می‏ گذارد و کاربرد دعا را بالا می‏ برد. امّا از این طرف هم داریم که دعا روی نماز اثر می‏ گذارد. این یعنی چه؟ یعنی روی قبولی نماز تأثیر دارد.

در روایتی از امام صادق (ع) آمده که حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) نقل می‏ فرمایند که ایشان در ذیل این آیه: «فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلی‏ رَبِّکَ فَارْغَبْ ‏» می‏ فرمود: «بعد از اینکه نمازت را خواندی و سلام دادی، در حالی که نشسته‏ ای و هنوز بلند نشده ‏ای، در دعا کردن برای امور دنیا و آخرتت بکوش! و وقتی که از دعا فارغ شدی، مُلتمسانه از خدا بخواه که نمازت را از تو بپذیرد!» پس این دعای بعد از نماز، باعث می ‏شود که خدا نمازت را قبول کند.

دعا یا نماز مستحبی؟: در مقایسه بین دعا و نماز مستحب، از نظر فضیلت و محبوبیّت عندالله‏ تعالی، کدام‏یک أفضل است؟ دعا کنم یا نماز مستحبی بخوانم؟ البته دعا أفضل است. من در این رابطه که نماز مستحبی بخوانم یا دعا کنم، فقط یک روایت می‏ خوانم. روایت از امام باقر(ع) است که: «دعای بعد از نماز واجب بهتر از نماز مستحبی است. روایت «نصّ» است و دیگر هیچ احتمال مخالفی در آن مطرح نیست. این روایت اشاره به دعای بعد از نماز دارد.

نماز کال و ناقص: ما حتی درباره «دعای بین نماز» هم روایت داریم که نمازی که وسطش دعا نباشد «ناقص» یا «کال و نارَس» است. میوه باید رسیده باشد تا قابل أکل شود. نماز هم باید قابل پذیرش باشد، تا به کار آید. روایتی است از پیغمبر اکرم (ص) که حضرت فرمودند: «نماز بدون دعا برای مؤمنین و مؤمنات ناقص و نارَس است.»

آنچه ما در مجموعه دَه‏ ها روایت در باب دعا هنگام نماز داریم، این است که قبل از نماز، در نماز و بعد از نماز ـ‏به‏ خصوص نمازهای واجب ‏ـ دعا کردن وارد شده و این دعا هم بر نماز اثر می‏ گذارد و هم نماز بر روی آن اثر دارد. این دو بر روی یکدیگر اثر متقابل دارند و هم نماز روی دعا اثر می‏ گذارد که یا مقتضی‏ اش را تشدید می‏ کند، یا آن را به فعلیت می‏ رساند و یا تسریع در اجابت می‏ کند؛ و هم دعا روی نماز اثر می‏ گذارد و باعث می‏ شود نمازت قبول شود و به نمازت مقبولیّت می‏ دهد.

تاثیر قرآن بر دعا

عامل دیگری که باز به عنوان عامل اثرگذار بر روی دعا مطرح است، مسأله قرائت قرآن است. من این را که می‏گویم به‏ خاطر ایّام ماه مبارک رمضان است و می‏ خواهم بحث‏ ها به گونه‏ ای باشد که کارآیی داشته باشد. ما دو دسته روایت داریم در یک دسته از روایات این‏طور آمده که بعد از ختم قرآن، دعا مستجاب است. انسان اگر یک بار قرآن را ختم کند و بعد از آن دعا کند، دعایش مستجاب است. این‏ها یک دسته از روایاتند. یک دسته دیگر از روایات را داریم که می‏ فرماید یک ختم قرآن لازم نیست، بلکه صد آیه از هر کجای قرآن که بخوانی و بعد از آن دعا کنی، این دعایت مستجاب است. البته این‏ها هیچ‏کدام با هم منافات ندارد.

دعا بعد از ختم قرآن: یک روایت از پیغمبر اکرم(ص) است که حضرت فرمودند: «هر کسی که قرآن را ختم کند، دعای او پس از تلاوت قرآن مستجاب است.» یک تعبیر دیگر به همین مضمون است که: «برای هر صاحب قرآنی، در هر بار ختم کردن قرآن، یک دعای مستجاب هست.»

دعا بعد از تلاوت صد آیه: دسته دوم روایات را که گفتم، مربوط به «صد آیه خواندن» است. یک روایت از علی (علیه‏السلام) داریم که حضرت فرمود: «هر کس صد آیه از قرآن را بخواند از هر کجای قرآن، هر سوره ‏ای و هر جزئی که باشد و بعد از آن هفت مرتبه بگوید «یا الله» اگر دعا کند، در صورتی که خدا بخواهد، کوه را از جا خواهد کَند.» یعنی اگر نفرین کند، به خواست خدا کوه را از جا می‏ کَند. یعنی این دعا این قدر بُرد دارد.

لااقل سوداگر باشید: عرض کردم که ماه مبارک رمضان، هم ماه تلاوت قرآن و بازگو کردن کلام ربّ است و هم ماه سخن گفتن عبد با ربّ است؛ آن هم این همه آثار بر آن مترتّب است. می‏ خواهم این‏ها را با هم تلفیق کنم. قرآن که می‏ خوانید حواستان جمع باشد. لااقل سوداگر باشید! البته این «لااقل» است که می‏ گویم. لااقل سوداگر باشید! لااقل حسابگر باشید! از فرصت‏ هایتان استفاده کنید! هم از فرصت زمانی بهره بگیرید که این فرصت عبارت از ماه مبارک رمضان است و هم از فرصت‏ هایی که از ناحیه اعمال به دست شما می‏ رسد، برای اینکه دعاهایتان به اجابت برسد، از این فرصت ها استفاده کنید. چه از نمازهای واجب، چه از قرآن‏ هایی که می‏ خوانید، از همه این فرصت‏ ها کمال بهره‏ برداری را کنید. من می‏خواستم این را توصیه کنم که دعا کنید؛ به‏ خصوص برای دیگران که اگر برای غیر دعا کنید، نفعش برای شما بیشتر است، إن‏شاءالله!

قلب و  دل های انسان و محبت خداوند/ تفسیرهای ماه رمضان امام موسی صدر

نعمت های خداوندی (بخش اول)

الرَّحْمَنُ ﴿۱﴾ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿۲﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿۳﴾ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ﴿۴﴾ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿۵﴾ وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ ﴿۶﴾ وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ ﴿۷﴾ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ ﴿۸﴾ وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ ﴿۹﴾

[خدای] رحمان (۱) قرآن را یاد داد (۲) انسان را آفرید (۳) به او بیان آموخت (۴) خورشید و ماه بر حسابی [روان]اند (۵) و بوته و درخت چهره‏ سایانند (۶) و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت (۷) تا مبادا از اندازه درگذرید (۸) و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید (۹)

این آیات تا انتهای این سوره مبارک، احساسات بشری را نسبت به خداوند رحمان عمق می بخشد و نعمت های خدا را بر بندگانش در ابعاد مختلف زندگی برمی شمارد. برشمردن این نعمت ها برای منت گذاشتن بر ما نیست، زیرا خداوند تعالی از بندگانش بی نیاز است، بلکه هدف پروراندن محبت در نهاد انسان است، آن نهادی که بر مبنای احترام گذاشتن و محبت داشتن به کسی که به او نیکی کرده آفریده شده است.

این نوع دیگری از تربیت قرآنی و مانوس کردن دل ها به یاد خدا، به مثابه زمینه ای برای شکل گرفتن ایمان در نهاد انسان است. قرآن در ابتدای هر سوره از سوره هایش، دو صفت «رحمانیت» و «رحیمیت» را برای خداوند ذکر می کند که این مساله نیز، تاکیدی بر همین هدف تربیتی است. همچنین، برشمردن نعمت های خداوند و دور کردن رنج ها از بندگان و پذیرفتن توبه آنان و تاکید بر اینکه خدا انسان را دوست دارد و او را یاری می دهد، بارها و بارها در قرآن آمده است.

توجه ویژه قرآن به دعا و ایجاد امید به استجابت است، اینکه خداوند با درماندگان و ناامیدان و مستضعفان و خسته دلان است و در شدیدترین حالات ناامیدی در کنار انسان ها است. مانند حالتی که برای غریق به وجود می آید یا تشنه ای که در صحرا، سراب را آب می پندارد و به سوی آن می رود و چیزی نمی یابد، اما خدا را نزد خود می یابد.(اشاره ای است به این آیه: وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ کَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّی إِذَا جَاءهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ، و کسانی که کفر ورزیدند کارهایشان چون سرابی در زمینی هموار است که تشنه آن را آبی می ‏پندارد تا چون بدان رسد آن را چیزی نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است/ نور 29) که از نتایج این مسئله نیز، ژرف شدن محبت و امید و رشد عواطف بشری نسبت به خداوند است.

علت توجه قرآن به این مسئله که باید برای همه مربیان درس باشد، این است که احساس باید مکمل اندیشه باشد تا ایمان در نفس شکل بگیرد. وگرنه تفکر به تنهایی و جدا از محبت، بیش از هر چیز به کار فیلسوف پیری می ماند که به اندیشیدن بسنده می کند و خوب هم می اندیشد، اما هرگز نمی تواند اندیشه هایش را به کار ببندد.

مسئله اساسی در این روش تربیتی، وحدت دو بعد اندیشه و عشق در یک جهت در قوی ترین و دقیق ترین شکل ممکن است. باید به این نکته توجه کرد که ایمان باید متعلق به خداوند باشد و چیزی یا شخصی در این تعهد تاثیر نگذارد. ذات انسان در اصل از خداست و به سوی او بازمی گردد پس انسان باید ذات خود را در مسیر این عشق بزرگ و ایمانش به خداوند بسپارد و احساس کند که لازمه رسیدن به اوج سعادت این است که در راه رضای خدا از خویشتن بگذارد و آن را فنا کند.

از آن رو که در اصطلاحات قرآن، قلب سرچشمه احساسات است، «خدا میان آدمی و قلبش قرار می گیرد/ انفال، 8» و در نتیجه او از قلب هایمان به ما نزدیک تر است.

در مرحله بعد، پس از آنکه نفس، که خود بزرگ ترین بت هاست ابعاد حقیقی اش را دریافت و پس از آنکه از بندگی خویش دور شد و دیگر انگیزه نخست حرکت انسان به شمار نیامد، قرآن به خویشاوندان و فرزندان و اموال می پردازد. همه اینها را نعمت های خداوند و زینت حیات انسان و در عین حال، مایه آزمایش و امتحان می داند که نباید از حد درگذرد و به هدف اصلی حرکت انسان تبدیل شود.

پس از آن قران به حاکم و قانون گذار و ولی نیز می پردازد و همه را در چارچوب ولایت و حکومت خداوند و فرمانبرداری از او و بدون هیچ انحرافی، قرار می دهد وگرنه آن گاه که پای نافرمانی از خالق به میان آید، فرمانبری از هیچ مخلوقی جایز نیست. قرآن همه انواع شرک را مردود می شمرد و آن را مایه تباهی انسان و پراکندگی توانایی هایش می داند. این شمه ای از روش تربیتی قرآن است که برای ایجاد ایمان به خدا در ذات انسان به کار می رود.

/6262

کد خبر 1385049

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 15 =