روز شانزدهم: در این خانه چه دیدی؟

خوشحالی ها و ناراحتی های دنیا در بیان حاج آقامجتبی تهرانی و امام موسی صدر

یا خَیْرَ مَرْجُوٍّ، وَ یا اَکْرَمَ مَدْعُوٍّ، وَ یا مَنْ لا یَرَدُّ سآئِلَُهُ، وَ لا یُخَیَِّبُ امِلَُهُ ( بخشی  از مناجات امام سجاد ع )
ای‏ کسی که هر کس تو را خواست، تو او را دست خالی باز نگرداندی و هر کسی آرزومند تو بود، تو او را نومید نسازی. ای که درگاه او همیشه به روی خوانندگانش باز است.

پرونده خبرآنلاین در روز شانزدهم ماه مبارک رمضان را با دو روایت رمضانی از بیان امام موسی صدر و آیت الله مجتبی تهرانی سپری می کنیم.

http://images.khabaronline.ir/images/2015/6/15-6-20-04934ramadan%20(2).jpg ​ بگو در این خانه چه دیدی؟ پاسخ حضرت نوح در روایتی قدسی/ درس های ماه رمضان آیت الله آقا مجتبی تهرانی

* رُوِیَ عَن عَلِیِّ اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ:
اَلدَّهرُ یَومانِ فَیَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ فَاِذا کانَ لَکَ فَلا تَبطَر وَ اِذا کانَ عَلَیکَ فَلا تَحزَن فَبِکِلَیهِما سَتُختَبَرُ
(بحار الانوار، جلد 75، صفحه 44)

ترجمه حدیث: حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند: "روزگار دو روز است، روزی موافق میل نفسانی و رضایت توست و روزی هم موافق میل و رضایت تو نیست. اگر روزگار موافق میل تو بود، خوشحال و مغرور مشو و اگر مطابق میل تو نبود اندوهگین مباش؛ زیرا تو به هر دو حالت امتحان می­شوی."

شرح حدیث:
این تعبیر، مکرّر در کلمات حضرت علی علیه السلام دیده می­شود؛ امّا این روایت یک جملۀ اضافه دارد و آن هم امتحان در این دنیا است. به عنوان اینکه دنیا را خانه ­ای فرض کنیم که دمِ درِ آن کسی است که می­گوید: وضع خانه به گونه ­ای است که گاهی ناراحتی دارد و چیزی از تو می­ گیرند و موافق میل تو نمی­ باشد و گاهی چیزی به تو می ­دهند که موافق میلت می ­باشد امّا حواست را جمع کن که اینها حساب شده است و خداوند امتحانت می­کند. نه فقط با چیزهای مادی، بلکه بالاتر از آن با سلامتی، بیماری و...
ای انسان! از اوّل که وارد این خانه شدی امتحان می­شوی و تو به خاطر دنیا نه خیلی خوشحال و نه خیلی ناراحت بشو. خوشی و ناخوشی دنیا را کنار بگذار، زیرا خانۀ تو اینجا نیست و از این خانه خارج می­شوی.
در روایت هست که حضرت جبرئیل آمد خدمت حضرت نوح علیه السلام و گفت که تو در میان انبیا، اطوَلُ العُمر هستی (دارای بالاترین عمرها می­باشی). بگو در دنیا چه دیدی؟ حضرت نوح علیه السلام فرمودند: مثل خانه­ ای بود که از این در وارد شدم و از آن در خارج شدم. انسان ببیند چه ظرفیتی دارد؛ آن موقع که امور دنیا مخالف میل اوست آیا جزع و فزع کرده و از خدا شکایت می­کند و آن موقع که امور دنیایی موافق میل اوست، خدا را فراموش می کند یا نه؟

http://images.khabaronline.ir/images/2015/6/15-6-20-04934ramadan%20(2).jpg آیا طلسم و چشم زدن حقیقتا وجود دارد؟/ تفسیرهای ماه رمضان امام موسی صدر

انسان ضعیف فتنه گری و دسیسه چینی می کند

«قل اعوذ برب الفلق* من شر ما خلق*و من شر غاسق اذا وقب *و من شر النفاسات فی العقد* و من شر حاسد اذا حسد
بگو پناه می برم به پروردگار ترجمه آیات: بگو به پروردگار صبحگاه پناه می برم، از شر آنچه بیافریده است و از شر شب چون درآید، و از شر جادوگرانی که در گره ها افسون می دمند، و از شر حسود چون رشک می ورزد.»

چرا از تاریکی و ظلمت به خدا پناه می بریم؟

«ومن شر غاسق اذا وقب»: بدون شک تاریکی شب یکی از انواع ظلمت است. در زندگی ما، انواع دیگری از تاریکی نیز وجود دارد؛ نادانی نوعی ظلمت است که سراغ ما می آید، غفلت و مرگ نیز همین طور. بر اساس این آیه ما از شر تاریکی هایی که بر ما حاکم است به پروردگار صبحگاه پناه می بریم.

اما چرا تاریکی را شر می دانیم؟ زیرا فاسدان و توطئه گران در شب و ظلمت و غفلت، هنگامی که فرد غافل یا خواب باشد یا چیزی نبیند، فرصت توطئه می یابند. بنابراین ما از این آیه معنایی وسیع تر از آنچه مفسران گفته اند، درمی یابیم.

ما از همه بدی هایی که بدون آگاهی ما سراغمان می آید به خدا پناه می بریم، بدی هایی که عامل آن، یا شبی است که ما را احاطه کرده یا جهلی که ما را فراگرفته یا غفلتی که بر زندگی مان سایه افکنده یا مرگ و چیزی شبیه به آن.

ما در برابر این بدی ها، از شر شب به پروردگار روز و از شر جهل به پروردگار علم و از شر غفلت هایمان به پروردگار ذکر که چیزی را فراموش نمی کند و ممکن نیست خواب و غفلت بر او چیره شود، پناه می بریم.

دمندگان افسون در گره ها به چه معناست؟

«و من شر النفاثات فی العقد»: مفسران می گویند اینان زنانی جادوگرند که ورد و طلسم می خواندند و در گره های طناب می دمیدند و این گونه شر می پراکندند. اما چنین برداشتی در مفاهیم دینی ما قطعی نیست، زیرا دین ما دین علم است. هر چند معنایی که مفسران بیان کرده اند منکر نمی شویم اما این معنا را این گونه می توان فهمید که زنانی بوده اند که به سبب ضعف، برای دفاع از خود یا آزار دیگران از شیوه های نادرست و پیچیده استفاده می کردند.

می توانیم نتیجه بگیریم، هر کس ضعیف باشد، چه بس از «دمندگان افسون در گره ها» باشد. آن زنان چه می کردند؟ دمیدن در گره، یعنی فتنه گری در ذهن ها، در اراده، در عقیده و روابط که از راه سخن چینی یا دسیسه یا از راه بازگو کردن برخی مسائل به انگیزه افکندن فتنه هاست.

تفاوتی ندارد که زنی چنین کند یا مردی یا سازمان و نهادی. عصر ما، عصر سازمان هاست و ما امروزه سازمان هایی می یابیم که فتنه گری می کنند و افکار را گمراه و منحرف می کنند و میان نزدیکان و جامعه و هم میهنان فاصله می اندازند. پس دمندگان در گره ها از جهل و غفلت و مانند این ها استفاده می کنند و این چنین است که این آیه را مایه آرامش و اطمینان و روشی برای تربیت انسان می یابیم.»

حسود هم برای خود و هم برای دیگران شرّ است

«در آخرین آیه این سوره، ما از شر حسود چون حسادت می کند، به پروردگار صبحگاه پناه می بریم. به خدا پناه می بریم چون خالق اوست و موثری جز او در وجود نیست.

حسد از شُرور است و حسود هم برای خود و هم برای دیگران شرّ است. حسد آن گونه که حدیث شریف نیز می گویدحسنات را از بین می برد، همان طور که آتش چوب را. آتش حسد پیش از آن که دیگری را بسوزاند و به دیگری ضرر رساند، قلب حسود را می سوزاند. بنابراین شّر حسود در درجه اول برای خودش است و سپس برای دیگران. شری که حسد سرمنشا آن است، از کنه ذات و غریزه می جوشد و همه وجود آدمی را فرامی گیرد تا حدی که می تواند به دیگران ضرر برساند و از چیزی در غیر جایگاه خود و بیشتر یا کمتر از اندازه خود استفاده کند.

بنابراین حسادت به دیگران نیز صدمه می رساند در حدیث شریف آمده است که: «چه بسا که حسادت بر تقدیر غالب شود.» پس حسود می تواند به انسان ها آزار و اذیت برساند. ما به پروردگار صبحگاه از شر حسود پناه می بریم تا حسد را درمان کنیم. شر حسود نسبت به خودش با نپرداختن به آن درمان می شود. حدیث شریف نیز در این باره می فرماید: «اگر به حسادت خود بی توجهی کند یا به تعبیر دیگر اگر سخن نگوید.»

ما می دانیم که اگر آدمی به عقده های درونی که در تضاد با ذات انسان و فطرت اوست، توجه نکند آن عقده ها به تدریج از بین می روند. پس اگر انسان حسادت نورزد حسد به تدریج ذوب و در وجود آدمی ضعیف می شود.

از شر حسود نسبت به دیگران، به خدای صبحگاه پناه می بریم، یعنی به الله متوسل می شویم و در آن هنگام است که آرامش می یابیم و به خدا پناه می بریم یعنی به معنای فلق، نور، نزدیک می شویم و با معرفت و علم گام بر می داریم و از شر حسود هر کجا که باشد در امان می مانیم. یعنی به پیش می روم، کار می کنم و برنامه ریزی می کنم تا حسود نتواند به من ضرری برساند و چون درمانده شود، خویش را درمان می کند و از آسیب رساندن به من دست می کشد.»

ترس از چشم زدن، بیماری شایع میان مردم

برای پی بردن به برخی معانی این سوره مبارک، درباره بیماری شایعی میان مردم سخن می گوییم، بیماری ترس از چشم زدن. پاره ای از مفسران به مناسبت آیه کریمه «و من شر حاسد اذا حسد» از چشم زدن نام می برند و آن را نوعی حسادت برمی شمارند و می گویند ضرر کسی که دیگران را چشم می زند با ضرر حسودان نسبت به مردم فرق نمی کند.

اصولا انسان نمی تواند چیزی را جز با دلیل انکار کند، این اصل علمی، عملی و عقلی و فلسفی است. ابن سینا می گوید که این برخلاف عادت انسان است که چیزی را بدون دلیل بپذیرد یا چیزی را بدون دلیل انکار کند، بلکه این رفتار به نوعی از غیر انسان سر می زند.

بنابراین پیش از آن که علم چشم زدن را اثبات یا انکار کند، نمی توانیم نه آن را بپذیریم و نه چیزی از این دست را انکار کنیم. همچنین باید تکلیف خود را درباره اعتقاد به تاثیر چشم زدن و یا اعتقاد به عدم تاثیر چشم زدن روشن کنیم. امکان ندارد که اسلام اقداماتی را چون تعویذها و امثال آن که برای جلوگیری از چشم زدن کودک انجام می دهند، بپذیرد. این تعویذها از نظر ما بقایای شرک در زندگی مومنان است.

اما مسئله چشم زدن، هیچ دلیلی برای اثبات آن در زندگی انسان وجود ندارد. شاید این سخن من بسیار جسورانه باشد، اما باز هم خواهم گفت: دلیلی بر این که انسان چشم می خورد یا این که نوعی از بشر وجود دارد که دیگران را چشم می زند، وجود ندارد. ممکن است که گفته شود چگونه آن را انکار می کنی در حالی که قرآن بر این مساله تاکید کرده و در آیه معروفی که بر طلا نوشته و بر گردن کودکان یا بر درها و بالای اتاق ها آویخته می شود، می فرماید:

«وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ، کافران چون قرآن را شنیدند نزدیک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و می گویند که او دیوانه است»

معنای این آیه به هیچ وجه چشم زدن نیست. "زلق بصره" یه معنای استهزاء و تهدید است. پایان آیه نیز همین را نشان می دهد: «و می گویند که او دیوانه است» آیه موضع کافران را نسبت به پیامبر نقل می کند. زمانی که آنان پیامبر را با چشمان خود تهدید یا مسخره می کردند و آیه مطلقا به چشم زدن ارتباط ندارد.

اما داستان هایی که نقل می شود، در بهترین حالت پنجاه درصد قابل استناد است و ما می دانیم نظریه ایکه موفقیت آن پنجاه درصد بوده، بدین معناست که وجود و عدمش یکسان است. مطلقا نمی توانیم تاثیر چشم را بپذیریم. این تجربه ها بشری است و نیاز به استدلال علمی دارد.

از اینجا به کلیت سوره بازمی گردیم تا اسلوب علمی ای که قرآن می خواهد به مسلمان و انسان بیاموزد را بازگو کنیم. اسلوبی که به آدمی می آموزد که در برابر هر خطری که از آن می ترسید، از چشم زدن و حسادت و افسون دمیدن در گره ها و ترس از شب که می آید، گرفته تا هر شر که خدا بیافریده است، به خدا پناه ببرد و به او متوسل شود.

پناه بردن به خدا صرفا به معنای فرافکنی و استفاده از توان و نیرو و اعتماد خدا نیست، بلکه به معنای توکل و تلاش است. همچنین به این معنا که ما به خدا پناه می بریم تا آرامش یابیم و در عین حال فعالیت کنیم و پناه بردن به خدا و نزدیک شدن به او به معنای تلاش برای معالجه و حل و فصل امور است.

بنابراین پناه بردن به پروردگار صبحگاه به معنای حرکت به سمت نور است، به سوی صبحگاه و به سوی علم و گشایش و زندگی. آن گاه است که آدمی احساس می کند مطلقا هیچ خطری نیست که او را تهدید کند و درمانی و چاره ای نداشته باشد.

/6262

کد خبر 1386457

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =