یک گفت و گوی نوروزی و متفاوت با دکتر غلامرضا اعوانی در مجله نوروزی خبرآنلاین

محمدرضا اسدزاده - در فضایی بهاری در آلاچیق حیاط قدیمی ساختمان خیابان آراکیان نشستیم و با استاد گپ زدیم. همان جایی که روزی علامه طباطبایی می آمد و می نشست و با مخالفان و پرسش گران بحث های سخت فلسفی می کرد. همان فضایی که روزگای هانری کوربن، فیلسوف فرانسوی با استادان فلسفه ایرانی می نشست و چای می خورد و بحث می کرد. مشاهیر بسیار دیگری هستند که در این فضا بوده اند و زیسته اند و نفسشان معرفت بخش بوده است.

راستش از اول قرار گذاشتیم گفت و گوی مان نوروزی باشد و درباره نوروز و روزگار گذشته و زندگی اکنون. نه بحث های فلسفی. این بود که دکتر اعوانی پذیرفت تا کمی به دور از مباحثات فلسفی بیاید و از روزگار گذشته و حال بگوید. همگان این استاد فلسفه و حکمت اسلامی و رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران را چهره ای رسمی می شناسند. چنانکه او از جمله نخبگان مورد تایید حاکمیت فکری و سیاسی ایران است که به عکس دیگر استادان اهل فلسفه ، میانه خوبی با صدا و سیما و رسانه های رسمی دارد. از او درباره پاسداشت نوروز در ایران و اسلام پرسیدیم. از فرهنگ نوروز در خانواده اعوانی ها. از مهمانی و عیدی دادن و ورودش به بحث های سیاسی رائج در مهمانی ها پرسیدیم و...

اعوانی گفت وگوی ما را با دکترغلامرضا اعوانی در مجله نوروزی خبرآنلاین می خوانید.

آقای دکتر نوروز از نگاه یک فیلسوف چگونه تعریف می شود؟
بازگشت به فطرت جهان. طبیعت روایت جان انسان است.

خیلی ها با این نوروز به عنوان انتخاب زمانی از سوی نیاکان ما و تجلیل از آن مشکل دارند؟ نگاه شما به عنوان کسی که در دایره استادان فلسفه اسلامی مطرح هستید، به این مقوله چیست؟ 
نوروز یک واقعه بسیار مهم در طبیعت است. برای ما که در کره زمین هستیم و تقدیر ما این بوده که در این برهه از زمان به تعبیر حافظ در این چهار راه هستی به هم رسیدیم که کره زمین باشد، واقعا انتخاب نوروز به عنوان جشن، از نشانه های نبوغ بزرگان ایرانیان است. این در جاهای دیگر جهان دیده نمی شود. فقط در ایران و در حوزه های فرهنگی که تحت تاثیر ایران بوده اند پیداست. نوروز مصادف است با اعتدال ربیعی یا بهاری که سعدی می گوید " بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار/ خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار". واقعا روز و شب یکسان می شود در یک ثانیه معینی که از قدیم سعی کردند که این را با علم نجوم کشف کنند.

این را دو تا قرار دادند. یکی اعتدال ربیعی بوده که الان است و یکی هم اعتدال خریفی یا پائیزی بوده است. در ایران پیش از اسلام این هر دو را جشن می گرفتند . هم اعتدال ربیعی را جشن می گرفتند و هم اعتدال خریفی یا پاییزی را. طبیعت نشاط می آورد. دو سه روز نزدیک بهار شکوفه ها باز می شود و بوی هوا تغییر می کند. این رمز حیات است. که تمام درختان مرده اند و یک دفعه زنده می شوند یا خوابند و بیدار می شوند. در مردم هم همین نشاط دیده می شود. به دیدار همدیگر می روند. صله رحم انجام می دهند. یکی از اعیادی است که واقعا باید آن را حفظ کرد. نظیر آن در جای دیگر دیده نمی شود. مثلا جشن کریسمس درست در وسط زمستان است. حتی اعتدال ربیعی نیست و درست برعکس آن است. مثل شب چله که روز کوتاه ترین و شب درازترین است که اعتدال به آن معنا نیست.

شما خودتان با تجلیل فرهنگ نوروز ایرانی و پاسداشت آیین های فرهنگی موافقید؟
عرض کردم انتخاب نوروز به عنوان جشن، از نشانه های نبوغ بزرگان ایرانیان است.

پس چرا این سنت ها و جشن ها با ورود اسلام به ایران کمرنگ شده یا از بین رفته است؟
تا آنجا که من دیدم حتی اوایل ورود اسلام به ایران هم این جشن ها بوده ولی دیگر جشن ها کم کم حذف شده و نوروز مانده است. این یکی از بزرگترین سنت های ایرانیان است که از دیرباز بوده و ما در تاریخ داریم. اینها نبوغ ایرانیان را می رساند.

اگر نوروز در فطرت زمین و زمان است پس این تعارضات تعریف نوروز که برخی در مفاهیم دینی و بعضی روایات اسلامی مطرح می کنند از کجا ناشی می شود؟
به نظر من این مفاهیم نه تنها تعارض ندارد بلکه بسیار خوب تعریف شده است. چون اسلام دین فطرت است. دین طبیعت است. در واقع مفاهیم اسلام با نظام هستی و نظام وجود انطباق دارد. خود مسئله توحید یک مسئله وجودی است. فقط اختصاص به پیامبر ما ندارد. بنابراین نوروز هم با نظریه اسلامی سازگار است چرا که روی فطرت بنا شده است و طبیعت هم که روی فطرت بنا شده  پس مغایرتی ندارد. اگر اعیاد دیگر را با این بسنجیم، این بهترین چیزی است که قابل تصور است که از لحاظ فلسفی عرض می کنم. آفرین بر پدران ما که این روز را انتخاب کردند.

همه تصور می کنند که زندگی یک فیلسوف در مناسبت های فرهنگی خیلی خشک و رسمی باید باشد. آن طور که از زندگی شخصی تان اطلاع داریم شما خیلی خوب فرهنگ ایرانی را در خانه پاس می دارید. چرا؟
نوروزها همه برای من دل انگیز و خاطره انگیز بوده است. این ها از کودکی در ما ریشه دار است.

اعوانی

تا کنون شده ایام نوروز را با چهره های فلسفی بگذرانید؟
بله . بسیار. یک بار مرحوم ایزوتسو را با خانمشان به سمنان بردم و یک هفته آنجا مهمان ما بودند. آقای پروفسور چیتیک و خانمشان هم بودند. ایشان را به غاری که در سمنان هست بردم که جای خیلی خوش آب و هوایی بود و خیلی خوش گذشت و خاطره خوبی بود.

معمولا نوروز که خانواده و فامیل برای دیدن شما می آیند و با یک فیلسوف دیدار می کنند، در دیدارهای خانوادگی بحث فلسفی هم می شود ؟
بله گاهی می شود. مثلا ما دیشب یک جایی دعوت بودیم که آنجا یک بحث فلسفی در گرفت که همه شرکت کردند یا گوش دادند.

بحث های سیاسی چطور؟ شما وارد بحث های سیاسی هم می شود؟

اگر فایده ای داشته باشد و جدل نباشد، بله. یعنی طوری نباشد که حاصل آن جدل و درگیری باشد. ولی معمولا بحث های علمی برایم بهتر است.

و اگر بحث سیاسی بالا بگیرد چه می کنید؟
سعی می کنم بحث را جمع کنم و به توافق جمعی در کلیات برسیم.

پس شما هم درگیر این بحث های سیاسی در خانواده هستید؟ تاکنون شده متهم تان کنند؟
بحث ها عموما مسموم است. بحث نیست . جدل می کنند. چه کنیم؟ سعی می کنیم تفاهم و وفاق ایجاد کنیم.

خودتان در بحث های سیاسی گرایش تان به کدام سمت و سو رقم می خورد؟
اصولا خیلی وارد نمی شوم تا سوء تفاهم نشود. مگر جدل نباشد که آن هم جای خودش را دارد. بستگی به بحث دارد. از این بحث بگذریم.

خب بفرمایید نوروز امسال چه کار می کنید؟
ما وقتی که پدرمان زنده بود به پاس حرمت ایشان به سمنان می رفتیم. آنجا مکانی داشت که می رفتند، می آمدند. من و خواهرانم می رفتیم آنجا و یک روز دید و بازدید می کردیم و روز دوم را به تهران می آمدیم. ولی بعد از درگذشت پدر و مادرم ما روز سوم و چهارم برای دیدن اقوام به سمنان می رویم. من یک کتابخانه دارم که هرگاه وقت کنم به آنجا می روم.

یعنی نوروز تهران را ترجیح می دهید؟
بله. تنها زمانی است که تهران کمی آرام است. ما در ایام تعطیلات برنامه ای تنظیم می کنیم که در 3 الی 4 روز تمام خانواده را ببینیم. بعد شهرستان می رویم و آنجا دید و بازدید می کنیم. گاهی هم شمال می رویم.

دوست دارید کلا از تهران مهاجرت کنید؟
نه.چون در تهران زندگی کردم اینجا را دوست دارم و فقط برای سفر دوست دارم به جاهای دیگر بروم.

دود و ترافیکش اذیتتان نمی کند؟
چرا. وسط شهر گاهی تنگی نفس و چیزهای دیگر هست. ولی تحمل می کنیم. بنده در ایام سال چندین بار به خارج از کشور و شهرهای ایران سفر می روم. ایران جاهای دیدنی زیادی دارد که به انسان آرامش می دهد.

در ایام نوروز شعر هم می خوانید؟
بله. بنده شعر می خوانم. من دیوان های شعر زیادی به زبان انگلیسی و فارسی دارم. همین دیشب، 101 رباعی عمر خیام که به فرانسه ترجمه شده بود را مرور می کردم.

خودتان هم شعر می گویید؟
من وقتی دبیرستان بودم شعر می گفتم ولی دیگر کم کم به فلسفه پرداختم و فقط شعر می خوانم.

چند تا فرزند دارید؟
دو تا. یک دختر و یک پسر.

کسی از آنها راه پدرشان را ادامه داده است؟
بله . پسرم دانشجوی فلسفه است و اصلا حاضر نیست که فلسفه را ول کند. فوق العاده به فلسفه علاقه مند است. مخصوصا به حکمت.

معمولا از شما می خواهند که در ایام نوروز به حافظ تفال بزنید؟
نه. ولی شب یلدا که همه خانواده جمع می شویم تفال می زنیم. امسال یک تفال زدم. یک کسی بود که اسمش یوسف بود و رفته بود خارج تحصیل کند. مادرش خیلی گریه می کرد. تفال زدم این بیت آمد "یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور" . همه شگفت زده شدیم. آنقدر خوشحال شد که من آن تفال را هرگز فراموش نمی کنم. حافظ است دیگر.

اعوانی

به فرزندانتان عیدی چه می دهید؟
ما آنقدر پول نداریم که سکه بدهیم. ولی از 1000 تومان بیشتر می دهیم! (می خندد)

کتاب هم هدیه می دهید؟
گاهی اوقات کتاب هم می دهم.

آقای دکتر برخی اعتقاد دارند چهره فلسفی سال 89 شما هستید. شما اعتقاد دارید چهره سال 89 چه کسی است؟
من هم یک نماینده هستم. واقعا اساتید دلسوز و فرهیخته ای هستند که برای مملکت کار می کنند که من نماینده آنها هستم.

اگر شما بخواهید چهره ای از حوزه اندیشه و فلسفه به عنوان چهره سال انتخاب کنید چه کسی را انتخاب می کنید؟
خیلی دشوار است. چند نفر هستند که شایسته اند. در سال 89 کارهای خیلی خوبی شده. ما کتابخانه مان را خیلی تقویت کردیم و سعی کردیم کتاب های خوبی را تهیه بکنیم. طرح های پژوهشی ما خوب به تصویب رسیده. یک انجمن بین المللی فلسفه اسلامی تاسیس کردیم که رییسش بنده هستم. چند تا مجله تاسیس کردیم. یکی به زبان انگلیسی به نام فلسفه اسلامی که نویسندگان آن همه از کشورهای اسلامی هستند. شماره اولش چاپ شده و شماره دومش در حال انتشار است. این انجمن قرار است کنفرانس هایی در لبنان و هند و جاهای دیگر تشکیل بدهد و ما اساس نامه انجمن بین المللی را هم به تصویب رسانده ایم و کارهایش آغاز شده است. این اولین انجمن بین المللی است که بنده این را با کمک افرادی از کشورهای اسلامی مانند اندونزی، مالزی، قزاقستان و کشورهای عربی و ترکیه و غیره تاسیس کرده ام.

شما یکی از پرکارترین چهره های سال 89 به جهت برگزاری کنفرانس جهانی فلسفه بودید، سال گذشته چطور گذشت؟
برای ما خیلی سال پرکاری بود و ما چند تا برنامه داشتیم که مهم ترین آنها روز جهانی فلسفه بود. روز فلسفه خیلی پرکار بود . ما عده زیادی را دعوت کرده بودیم و در سمینارها 14 پنل تشکیل شد. پنل ها خیلی مهم بود. 100 نفر مهمان خارجی داشتیم. قرار بود با همکاری یونسکو تشکیل شود که یونسکو در آخرین لحظات کنار رفت ولی یک چیز بسیار به یاد ماندنی بود. آدم های بزرگی آمدند. مقالاتش هم آماده چاپ است. 90 مقاله به زبان انگلیسی و 200 مقاله به زبان فارسی. برخلاف آنچه یونکسو می خواست این جمع را به هم بزند افراد بسیار شاخصی آمدند و بسیار با شکوه برگزار شد. در این سال تصحیح آثار ابن سینا هم در انجمن حکمت و فلسفه انجام شد. 3 رشته در سال 89 تاسیس کردیم که بعضی تصویب شده و امیدواریم بعضی دیگر هم تصویب شود. رشته مولانا پژوهی، رشته هنر دینی در دکترا و رشته ادبیات عرفانی. یک ساختمان 5 طبقه خریدیم که هر طبقه را به یک گروه اختصاص دادیم. در مجموع الحمدلله سال موفقی بود.

به عنوان آخرین سوال نام یکی از چهره های حوزه اندیشه را به عنوان چهره سال فلسفه بفرمایید؟
اجازه بدهید اسم نبرم. در این حوزه نمی شود اسم برد. امیدوارم سال گذشته به خوبی برای همه تمام شده باشد و سال نو نیز پر از سلامت و برکت و معرفت باشد.

/62

کد خبر 140027

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =