۰ نفر
۲۲ آبان ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۲
استاد فیرحی؛ ستاره ای در کنگره جهانی غدیر

سفر چهار روزه ما همراه با اندیشمندان و روحانیت برجسته برای شرکت در کنگره جهانی غدیر که در صحن و سرای با صفای امیر المومنین( ع) برگزار شد، فرصتی برای شناخت و آشنایی از نزدیک و همراهی بیشترم با مرحوم حجت الاسلام والمسلمین داوود فیرحی بود.

عالم فرهیخته حجة الاسلام والمسلمین دکتر داود فیرحی ، استاد علوم و حقوق سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی و مشروطه ، دعوت حق را لبیک گفت... استادی فکور و مهربان که اخلاقش همه را جذب خود می‌کرد...هنوز صدای گرمش در گوشم طنین انداز است...

در برگزاری سومین کنگره جهانی غدیر در نجف اشرف، در مهر ماه سال ١٣٩۳ شمسی ، برابر با بیستم ذی الحجه ۱۴۳۶ هجری میزبان تعدادی از شخصیتهای برجسته علمی ، حوزوی ، ودانشگاهی  همچون دکتر غلامعلی حداد عادل ، رییس فرهنگستان زبان وأدب فارسی ومدیر عامل دائرة المعارف و دانشنامه جهان اسلام ، دکتر محمد مهدی جعفری ، از مشاهیر در ادبیات عرب ومولف دهها اثر ، از جمله تصحیح شرح نهج البلاغه قرن دهم ، مرحوم دکتر آیینه وند ، رییس پژوهشگاه علوم انسانی ، حجة الاسلام والمسلمین طارمی ، معاون بنیاد دائرة المعارف جهان اسلام ، دکتر فرجی دانا از چهره های برجسته علمی وتلاشگر فرهنگی ، دکتر معصومی قره گوزلو ، فرزند مرحوم آیة الله العظمی آخوند ملا علی همدانی ، از مشاهیر صاحب قلم با مقالات متعدد وترجمه های کتابهای فراوان ، حجة الاسلام والمسلمین محمد رضا انصاری ، از اساتید درس عالی حوزه علمیه قم ، ونیز مرحوم شادروان دکتر داوود فیرحی بودم.  وچه بهره ها از اخلاق وعلم ودانش وگسترده دلی هر یک از این بزرگان ، واز آن جمله تواضع ومتانت در رفتار ، وویژگیهای خاصی را از مرحوم دکتر فیرهی برده ودر خاطرات خود به قلم آورده ام.
کنگره جهانی غدیر که در صحن وسرای با صفای امیر المومنین ع و با حضور دهها میهمان از کشورهای اسلامی وغیر اسلامی ، و پیروان ادیان الهی و مذاهب گوناگون در جمعی بیش از هزار و پانصد نفر از چهره های برجسته حوزوی و دانشگاهی و سرشناسان علمی و مذهبی تشکیل می گردید که علاوه بر غنای روحانی و معنوی فضای بارگاه، حضور این اندیشمندان خود بار علمی گسترده ای را به انجمن داده بود.

مرحوم دکتر فیرحی سخنرانی خود را با عنوان « رفتار امام با دشمنان داخلی و پیروان دیگر مذاهب در مدینه و کوفه » ، که عنوانی نو و جذاب بشمار می آمد ، آغاز نمود. و بیاد دارم که به چه نکات زیبایی در این راستا اشاره نمود.

عکس زیر: مرحوم استاد دکتر فیرحی و مرحوم دکتر آیینه وند در صحن علوی دیده می شوند

استاد فیرحی پس از سلام ودرود بر مولای متقیان حضرت علی ع ، سخنان خود را چنین آغاز نمود:

متن کاملی از سخنرانی استاد فیرحی:

« تمام ارزشها و صفاتی که انسان -چه به‌عنوان انسان مؤمن به اسلام، چه به‌عنوان انسان مؤمن به هر دینی، و چه به‌عنوان انسان بی‌اعتقاد به هر دینی؛  و به طور کلی هر انسانی که به آنها باید احترام گذاشته شود ، و تکریم گردد ، در حضرت علیّ‌بن‌ابی‌طالب ع جمع است؛...در این راستا امیرالمؤمنین دارای سه نوع صفت را ملاحظه می کنیم : یکی آن صفات معنویِ الهی است که با هیچ میزانی برای ما اصلاً قابل سنجش نیست؛ ایمان، آن ایمانِ متعالیِ عمیق؛... یک دسته دیگر، صفات برجسته‌ انسانی او است که باز خود سخنی خاصً داشته واز ویژگی های این امام همام بود ... دسته‌ی سوّم از خصوصیّات امیرالمؤمنین، خصوصیّات حکومتی است که نتیجه‌ همان مسئله‌ امامت است؛ امامت یعنی چنین حکومت‌کردن. البتّه شدّت و ضعف دارد که حدّ اعلایش در شخصیّتی مثل امیرالمؤمنین ع وجود دارد. خصوصیّات حکومتی مثل چه؟ مثل «عدالت»، مثل «انصاف»، مثل «برابر قرارداد همه‌ آحاد مردم»...مثل «تدبیر»؛ برای جامعه‌ اسلامی تدبیر اندیشیدن؛ دشمن را جدا کردن، دوست را جدا کردن، دشمن را به چند طبقه تقسیم کردن.

امیرالمؤمنین ع سه جنگ داشت؛ این سه جنگ با سه دسته دشمن بود امّا با اینها مثل هم نجنگید !
جنگ با معاویه و با شام یک‌ گونه بود، جنگ با بصره گونه دیگری بود. آن‌هنگامی که حضرت با طلحه و زبیر می جنگید، به گونه ای دیگر می جنگید. آنجا زبیر را می خواست، میانه میدان جنگ با او حرف میزد، نصیحت می کرد که «برادر سوابق ما یادت باشد؛ این همه ما با هم شمشیر زدیم، این همه با هم کار کردیم»؛ اثر هم کرد، البتّه زبیر کاری که باید می کرد نکرد، باید می پیوست به امیرالمؤمنین، این کار را نکرد امّا میدان جنگ را رها کرد و رفت؛ رفتار او در جنگ با طلحه و زبیر این‌ چنین است. امّا رفتار او با شام ومعاویه  این‌ گونه نیست؛ به معاویه حضرت چه بگوید؟ بگوید ما و تو با همدیگر بودیم؟ کِی با هم بودند؟ در جنگ بدر مقابل هم ایستادند؛ امیرالمؤمنین جدّ او و دایی او و قوم و خویش  او را از دم تیغ گذرانده بود، سابقه‌ای با هم ندارند. او هم از همان دشمنی‌ها دارد استفاده می کند و با امیرالمؤمنین ع  می جنگد. امیرالمؤمنین ع دشمنها را تقسیم‌بندی می کرد ؛ دررخداد  نهروان که دشمنان ده هزار نفر بودند، حضرت گفت از این ده هزار نفر هرکسی که بیاید این طرفِ این پرچمی که من نصب کرده‌ام، ما با او جنگ نداریم؛ آمدند، اغلب فریب خوردگان آمدند این طرف.
حضرت فرمود بروید، رهایشان کردند. بله، آنهایی که ماندند و لجاجت کردند و تعصّب به خرج دادند ، با آنها جنگید؛ بر آنها هم غلبه پیدا کرد. یعنی تدبیر در اداره‌ کشور؛ شناختن دشمن، شناختن دوست؛ همه‌ دشمنان یک‌جور نیستند؛ از بعضی‌ها صرف‌نظر کرد.
 بعضی‌ها با امیرالمؤمنین ع  همان اوّل کار بیعت نکردند؛ مالک اشتر بالاسر حضرت ایستاده بود، شمشیر هم دستش بود، گفت یا امیرالمؤمنین! اجازه بده این آدمی که با تو بیعت نمیکند گردنش را بزنم؛ حضرت خندیدند، گفتند نه، این ، جوان هم که بود، آدم بد اخلاقی بود، آدم تندی بود؛ حالا هم پیر شده، تندتر شده، بگذار برود؛ آزادش کردند و رفت. این تدبیر است؛ بالاترین تدبیر این است که یک کسی که در رأس قدرت است، بداند با چه کسی طرف است و با هر کسی چگونه باید رفتار بکند؛ از خصوصیّات حکومتی امیرالمؤمنین ع یکی این بود که به عرض رسید.

از سوی دیگر زمانی که امام علی(ع) در دوره زمانی پنج ساله خلافت خود قرار داشتند،  اطراف کشور اسلامی آن زمان، شاهد حضور اقلیت ها بودند  که برخی از آنها در نهج‌البلاغه دقیقا نام برده شده اند، به عنوان مثال در فارس ،  زردشتی داریم، در برخی مناطق از کشور اسلامی از جمله شهر الانبار که امروز در عراق است،  یهودیان زندگی می کردند همچنین در سایر مناطق،  حضور مسیحیان را شاهد هستیم.  بنابراین دست کم زردشتی و یهودی و مسیحیت و حتی برخی مشرکان در مناطقی از کشورهای اسلامی حضور دارند . از این رو  امام علی(ع) با این افراد به نوعی سر و کار داشت و با آنها درگیر بود و این گونه نبود که ارتباطی با آنها نداشته باشد.

حضرت در نامه خود به مالک اشتر می فرماید: ای مالک! با تمام مردم مصر اعم از مسلمان و غیر مسلمان به نیکی رفتار کن و محبت خود را نثار همه آنها کن. همچنین می فرماید: ای مالک! قلبت را نسبت به زیردستان خود از محبت پر کن، و به آنان مهربانی کن و لطف خود را ارزانی بذار، زیرا آنان از دو حال خارج نیستند، یا خواهران و برادران دینی تو هستند یا همنوعان تو در آفرینش به شمار می آیند.

‫بنابراین در این تعبیر اقلیت های دینی هم قرار می گیرند؛ البته تا اینجا توصیف کلی است اما حضرت(ع) به کلیات قناعت نمی کند بلکه دانه به دانه آنها را نام می برد و به مسوولین وفرماندهان توصیه می کند که آنان را ملاحظه کنید. برای مثال در نامه به فرماندار منطقه فارس، انتقادی از او می کنند و می فرمایند: تو نسبت به کشاورزان مشرک در آن منطقه بدبین شدی و به خاطر مشرک بودنشان به خود اجازه دادی که با آنها بدرفتاری کنی و عدالت و اعتدال را درباره آنها رعایت نکردی!

همچنین در مورد یهودیان نیز رویکردهای مختلفی را از سوی امام علی(ع) می‌بینیم. وقتی در شهر الانبار، خبر رسید که زیور یک زن یهودی را ربودند، حضرت امیر(ع) می فرماید: وقتی این خبر به من رسید آن قدر ناراحت شدم که گفتم ای کاش می مردم و این روز را نمی دیدم.‬

‫در آن زمان مسیحیان، اتفاقا در میان اقلیت های دینی با مسلمانان رفتار بهتری داشتند. یکی از گروه هایی که پیامبر اسلام(ع) را بسیار را اذیت کردند ، یهودیان بودند. اما قرآن کریم از مسیحیان به نیکی یاد می کند، اگر کلمه قسیس را که معرب واژه کشیش است، بررسی کنیم، هرگز در قرآن از آنها بد گفته نشده است، اما در مورد یهودیان اشاره شده که کتاب را تحریف کردند.‬
‫ ‬
‫اگر بخواهم از جمله نیکی ها و رفتار خوب مسیحیان با مسلمانان مثالی را مطرح کنم، داستان نجران بسیار معروف است، مهاجرت مسلمانان به حبشه و پذیرایی اهل حبشه نشان می دهد که مسیحیان با پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان رفتار خوبی داشتند. طبیعتا امام علی(ع) وقتی در مورد یهودیان با اوصافی که ذکر شد تا این اندازه عدالت را رعایت می کند، در رابطه با مسیحیان که تا آن اندازه با مسلمین رفتار نیک داشتند ، رفتار بهتری هم خواهد داشت.‬

در زمان خلیفه اول گروهی از مسیحیان از روم آمدند تا با خلیفه مسلمانان مناظره کنند. طبیعتا جواب گفت وگو، گفت وگو است، در تمام دوران خلافت خلیفه اول، تنها کسی که با مسیحیان گفت وگو می کند،  امام علی(ع) است.

امام علی(ع) نقطه وحدت است چنان که در یکی از خطبه های نهج البلاغه می فرماید: شما را از پراکندگی بر حذر می داریم. این تاکیدات در کنار سیره عملی نشان می دهد که وجود مقدس آن حضرت(ع) محور وحدت است و با اقتدا به سیره ایشان می توان وحدت را در جامعه رقم زد. این سخنرانی در حضور نمایندگانی از واتیکان ، رهبر باپتیست های گرجستان ، برخی از اسقف های عراق و لبنان ، ونیز علمایی از اهل سنت ، نمایندگان رهبر بهره های داوودی جهان ، زیدی ها ، صوفی ها وجز اینها القا گردید.»

عکس زیر: مرحوم فیرحی در کنار دیگر استادان در تولیت آستان علوی

عکس زیر: در دانشکده العلمین و با حضور مرحوم علامه بحر العلوم

پایان سخنرانی و شوری که به انجمن داد

سخنرانی استاد که در همان هنگام به دو زبان عربی وانگلیسی برگردان می شد ، شور و هیجان و وجدی را در چهره هایی که شاید از طولانی شدن پنل خسته بنظر می رسیدند ، بوجد آورد! و شوری تازه به انجمن داد.

من و دو عزیز دیگر که مدیریت پنل را به عهده داشتیم ، از آنجا که یک ربع ساعت به ایشان اختصاص داده شده بود، بسیاری تقاضا نمودند که ایشان به سخنان خود ادامه دهد که بیاد دارم ده دقیقه به وقت مرحوم دکتر فیرحی اضافه نمودم وپس از پایان جلسه بود که تولیت آستانه جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ ضیاء زین الدین ، تشکر ویژه ای را از حضور هیأت ایرانی وحقیر که دعوت کننده این برجستگان بودم ، نمود و بیاد دارم که این بیت شعر فارسی را با لهجه زیبای عربی خود در برابر حاضرین از میهمانان کشورهای گوناگون به زبان آورد:

تا مرد سخن نگفته باشد        علم و هنرش نهفته باشد

که این هم سخن ظریفی از سوی تولیت آستانه علوی بود که کلمه «عیب » را از بند دوم شعر حذف نمود ، وعلم را بدان افزود! که در این هنگام با کف زدن تمام حاضران ، از او و هیأت عالی رتبه علمی و دانشگاهی ایران و نیز تمامی دیگر میهمانان تشکر گردید.

عکس زیر: در حرم حضرت امام حسین(ع) و در بخش توسعه پیرامون ضریح مطهر

به یاد دارم که ضمن تشکر از سخنان مرحوم استاد دکتر فیرحی ، از ظرافتی که جناب تولیت آستانه در خواندن یک بیت شعر فارسی از خود نشان داده بود ، سپاسگزاری نمودم.
پس از پایان پنل ، مرحوم شادروان دکتر فیرحی ، محور انجمن حاضران گردیده بود ، ومیهمانان خارجی ، وعراقی ، وایرانی ، همه از وی وسخنان زیبایش سپاسگزاری می نمودند!

بیاد دارم که در پایان شب ، تولیت و دست اندرکاران کنگره، سخنان دکتر فیرحی در باره برخورد حضرت با مسیحیان ، و زرتشتیان ، و جز اینها از دیگر مذاهب و ادیان را بسیار تاثیر گزار در جمع بشمار آورده و او را ستودند.

استاد فیرحی در کنار مرحوم آئینه وند در دانشکده العلمین

در این سفر چهار روزه که به دیدار مراجع ، و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه نجف اشرف ، و نیز دیدار از دانشکده « العَلَمین» که از سوی مرحوم علامه آیة الله سید محمد بحر العلوم در نجف ، تاسیس گردیده است ، همچنین دیدار از مساجد مشهور نجف همچون مسجد شیخ طوسی ، منزل و مزار مرحوم شیخ طوسی و مسجد خضراء که محل درس مرحوم آیة الله العظمی خویی بوده و از سوی مرحوم پدرم شهید آیة الله انصاری تجدید بنا گردیده است و مسجد عمران ، مکان درس مرحوم آیة الله العظمی سید محسن حکیم ، ومسجد شیخ انصاری محل درس مرحوم امام خمینی و جز اینها در خدمت همه عزیزان و مرحوم دکتر فیرحی بودم.

سکوت و تواضع و فروتنی و آرامش او در طول این سفر روحانی و معنوی، علاوه بر سخنرانی جالب او ، ویژگی خاصی بود که همواره در طول این چند سال گذشته با شنیدن نام او ، خاطرات آن سفر زیبا از ذهنم جولان می نمود و امروز با شنیدن خبر درگذشت این شخصیت والا ، غم واندوه سراسر وجودم را فرا گرفت و فیلم تمامی آن لحظات و زیبایی ها و نقش آفرینی ها  و سخنرانی او  و لبخند ملایمش، همه وهمه از برابر دیدگانم رژه می روند!  

در پایان این بیت را زمزمه می کنم:  از شمار دو چشم یک تن کم / و از شمار خرد هزاران بیش

روحش شاد و یادش گرامی باد.

کد خبر 1454554

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ایرانی IR ۰۸:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۸/۲۲
    0 0
    خداوند این مرد وارسته و دانشمند را بیامرزد.