۰ نفر
۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۰
فصلی جدید در روابط ایران و اعراب

از زمان ورود جو بایدن به کاخ سفید منطقه شاهد برخی از تحولات بوده است. ارتش رژیم صهیونیستی پس از حمله به دیرالزور و منطقه البوکمال در شرق سوریه این بار و در روزهای اخیر به غرب این کشور یعنی حماه حمله کرده است.

 در بغداد پایتخت عراق نیز شاهد انفجاری مهیب بودیم که نشان می دهد صهیونیست ها و عناصر تکفیری بر ادامه فعالیت های خود اصرار دارند. اتفاقی که با موضع گیری دولت جدید آمریکا همراه نبود و واشنگتن سکوت را ترجیح داد. دولتی که تازه قدرت را دردست گرفته و هدف از این اقدامات می تواند وجود چنین فضایی باشد. البته باید مدنظر داشت که آمریکایی ها هم از این وضعیت ناراضی نیستند چرا که آن را فرصتی برای ورود به قضیه و نشان دادن خود به عنوان منجی می دانند.

اگرچه نمی توان ارزیابی دقیقی از سیاست های دولت جدید و دموکرات آمریکا داشت، اما خوی سلطه گری در سطح کلان موجب آن می شود که سیاست های کلان این کشور در دو حزب جمهوری خواه و دموکرات تفاوتی باهم نداشته باشند. با توجه به شکست های پی در پی این کشور آنها به دنبال جلوگیری از تخریب هر چه بیشتر وجهه خود هستند. وجود مسائل مهی چون بحران اقتصادی، همه گیری ویروس کرونا و پیامدهای آن، بحث احیای روابط با هم پیمانان اصلی از جمله چالش هایی است که ایالات متحده آمریکا با آن روبروست؛ از همین رو با توجه به اولویت و اهمیت این موارد هنوز مشخص نیست که سیاست خاورمیانه ای دولت بایدن در کدام مسیر قرار می گیرد.

البته در خصوص سیاست واشنگتن در قبال ریاض باید گفت که دموکرات ها با محمد بن سلمان کنار نخواهند آمد. چرا که آنان برای سالها درگیر تجارت با خاندان قبلی عربستان یعنی، فهد، سلطان و بن نایف بوده اند و به همین دلیل بایدن قصد دارد تا مسیر را در عربستان تغییر دهد. این بدین معنا نیست که آمریکا متحد خود را از دست خواهد داد بلکه آنها درصدد آن هستند تا به صورت تدریجی مخالفین در عربستان را در قدرت سهیم کنند.پایان دادن به جنگ یمن و مقابله با ماجراجویی های محمد بن سلمان، موضوع قتل جمال خاشقچی ازجمله مواردی است که دموکرات ها در دستور کار دارند. دولت جدید آمریکا معتقد است که قدرت گرفتن مخالفین درعربستان به نفع این کشور بوده و ثبات را برای آنان به همراه خواهد داشت. حمایت گسترده مالی حاکمین فعلی عربستان از دونالد ترامپ سبب بی اعتمادی دموکرات ها به آنان شده است و از همین رو تلاش های بن سلمان برای بدست آوردن جایگاه قبلی خود نتیجه ای در بر نخواهد داشت.

در چنین فضایی خبرها حاکی از آن است که قطر برای آشتی ایران و کشورهای عربی در حال تلاش است. چیزی که در این بین وجود دارد آگاهی ریاض از مواضع ایران است، آنها به خوبی می دانند که درگیری های منطقه ای به هیچ وجه خواسته ایران نیست. برغم اقدامات مخرب عربستان مانند جنگ یمن، جنگ افروزی علیه ایران، همدستی با ترامپ و اسرائیل وغیره... جمهوری اسلامی ایران نگاه عمیقی به مسائل و تحولات منطقه دارد و معتقد است که دشمن اصلی جای دیگری است و نباید به فرع پرداخت. با توجه به چالش های عربستان از جمله مشکلات سیاسی در داخل، تنش بین اعضای شورای همکاری خلیج فارس، کنار نیامدن بایدن با آنها و دهها پرونده دیگر ریاض به دنبال آن است تا بدون هزینه شرایط را به حالت قبل برگرداند و در بین مساله مهمی که وجود دارد عدم تمایل تهران برای شریک شدن در جنایات ریاض است. بنابراین نیازی به میانجی گری و واسطه در این بین وجود ندارد.  حتی آنهایی که پیام رد و بدل می کنند خود به عربستان اعتماد ندارند. قطر هیچگاه آشتی عربستان را اعتقادی و ریشه ای نمی داند بلکه آن را تاکتیکی می داند چرا که در این مرحله ریاض در موضع ضعف قرار گرفته است و به اهداف بلند مدت خود دست نیافته است. قطر ضمن اختلافات با عربستان با امارات متحده عربی نیز اختلاف نظر دارد. حتی عربستان با عمان و کویت هم پیمان اصلی خود دارای اختلافات و تضادهایی است. علاوه بر آن جنگ یمن نیز تفرقه عجیبی داخل این تشکیلات به راه انداخته به نوعی که در بین شیوخ هفت گانه امارات نیز اختلافات بیش از پیش شدت گرفته است. کشورهای حوزه خلیج فارس معتقدند که جنگ یمن ناامنی، بدنامی و هزینه های سنگین را به آنها متحمل کرده است.

نکته آخر اینکه با وجود مواضع روشن ایران و درخطر قرار گرفتن عربستان،این کشور با قرارگرفتن درموضع ضعف باید هزینه هایی را برای جلوگیری از فروپاشی بپردازد.درصورت تحقق این امر دیگر نیازی به میانجی گری کشورهایی چون قطر نیست.

*کارشناس مسائل خاورمیانه

310311

کد خبر 1480458

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =