زن و شوهری نویسنده که «هم‌بازی» را با هم نوشتند

مهر نوشت: مریم اسمی‌خانی و وحید حسن‌زاده، زوج نویسنده «هم‌بازی»؛ سریال نوروزی شبکه دو سیما هستند که می‌گویند سکانس‌های زنانه و مردانه را میان خود تقسیم کرده‌اند.

سریال «هم‌بازی» به کارگردانی سروش محمدزاده این شب‌ها از شبکه دو سیما در حال پخش است. نوید محمودی طراح قصه و تهیه‌کننده این سریال است و مریم اسمی‌خانی و وحید حسن‌زاده نویسندگان آن هستند.

«هم‌بازی» یک ملودرام عاشقانه است. داستان درباره دختری به نام لیلاست که گلخانه‌ای را در زمینی که متعلق به پدربزرگش است، درست کرده و تبدیل به کارآفرین نمونه شده است. این زمین هدیه پدربزرگ برای ازدواج لیلا و مهران، پسردایی لیلاست اما مهران که ۷ سال پیش شهر خود را رها کرده و راهی تهران شده است نسبت به این ازدواج مردد است. 

وحید حسن‌زاده درباره فضای این سریال ملودرام گفت: «طبیعتاً سریال «هم‌بازی» با «نون.خ» که کمدی است تفاوت دارد. با این حال این سریال فضایی اجتماعی با رگه‌هایی شیرین دارد. ما در این سریال یک ملودرام عاشقانه اجتماعی تعریف ‌کردیم که لحظات مفرح هم دارد و کوشیدیم فضا عبوس نباشد.»

مریم اسمی‌خانی همسر وحید حسن‌زاده که در کنار او نگارش سریال را بر عهده داشته است هم درباره محور سریال که به یک زن کارآفرین می‌پردازد، گفت: «ما در این سریال به روابط جوانان می‌پردازیم. روابط عاطفی که امروزه جامعه درگیرش شده و نکته جالب قصه این است که در آن کاراکتر زن کارآفرین داریم اما در این قصه بعد دیگری از یک شخصیت کارآفرین را داریم که با دیگر آثار متفاوت است و به تدریج در قسمت‌های آینده مشخص می‌شود.»

اسمی‌خانی همچنین درباره این همکاری مشترک در نویسندگی با همسرش بیان کرد: «ما همه کارها را به همین شکل انجام می‌دهیم و حتی شاید نشود تنهایی بنویسیم. شاید یک ویژگی کارمان هم این است که وقتی دو نفری می‌نویسیم من سکانس‌ها را براساس آنچه فضای زنانه نیاز دارد می‌نویسم و آقای حسن‌زاده برای سکانس‌های مردانه می‌نویسد.»

۵۸۲۵۹

کد خبر 1498567

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ایراندوست IR ۰۸:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۰۶
    0 0
    متاسفانه داستان را به گونه ائی نوشته اند که از ان یک سریال بیست تا بیست و پنج قسمتی و شاید هم بیشتر از ان به دست اید. این جناب مهران که بسیار ترسو است بدترین و احمقانه ترین راه را برای گفتن واقعیت زندگی اش به " آوا" انتخاب میکند. او حداقل این واقعیت را نمیداند که " نجات در راستی است" و دروغگوئی و کتمان حقیقت باعث ایجاد استرس و نگرانی در او خواهد شد و برملا شدن حقیقت باعث رسوائی و از دست رفتن همه چیز خواهد شد.