۰ نفر
۳ مهر ۱۴۰۰ - ۰۹:۳۰
نگاه «آیتی» به تاریخ منتقدانه و تحلیلی

مرحوم دکتر محمد ابراهیم آیتی یکی از استادان برجسته دانشگاه تهران بود که متاسفانه در حوزه فرهنگ و اندیشه و نوآوری جزء جوان مرگان محسوب می شوند.

چرا که ایشان در مهر ۱۳۴۳ شمسی طی سانحه رانندگی از دنیا می روند. و دریغ که اگر ایشان تا دهه‌های بعدی عمرشان زنده بودند چه بسیار آثاری که به کارنامه درخشان علمی خود نمی افزودند و چه شاگردان برجسته دیگری که تربیت نمی کردند. درحقیقت تخصص برجسته مرحوم آیتی تاریخ و علم تاریخ به ویژه تاریخ اسلام بود.

این جمله شهید مطهری که فرموده بودند: «آقای آیتی، مورخی است که نسبت به تاریخ صدراسلام؛ به جرات می توان گفت در همه تهران و شاید همه کشور مثل او کسی را نداریم که به این تاریخ احاطه داشته باشد. کسی مثل او نیست که جزییات این قسمت از تاریخ را اطلاع داشته و به آن احاطه داشته باشد... همه سخنش را حجت و سند می دانند.»، نشان می دهد تخصص برجسته حضرت استاد مسئله تاریخ بوده است و آثاری که در این حوزه دارد، مثل تاریخ پیامبر اسلام که یکی از پاکیزه ترین کتاب ها در آشنایی با حضرت پیغمبر(ص) است؛ تاریخ عاشورا و تاریخ اسلام در اندلس و غیره، همه اینها بیانگر این است که ایشان در این حوزه‌ها از تبحر و استادی بسیار خوب و عالی برخوردار بوده و در عین حال منتقد برجسته ای نیز بودند .

ایشان در کنار امثال جناب دکتر شهیدی رحمت الله علیه و دکتر فیاض، بنیانگذار نسل نوینی از مورخان مسلمان بودند که با تاملات شیعی سعی کردند تاریخ منقح و منزه از اسلام ارائه دهند. در حقیقت اینان نسل جدیدی از مورخان شیعه اند که آشنایی و اشراف کامل به تمامی سیره ها و تاریخ ها و ایام دارند- چون پیش از ظهور کلمه تاریخ در تمدن اسلامی، «ایام» به عنوان یکی از اصطلاحات تاریخی مورد استفاده بوده است- ؛ بنابراین با اشراف کامل بر همه این متون و در عین حال با رویکرد انتقادی و تحلیلی کار خود را پیش بردند.

یکی از جملات مرحوم آیتی این است: «مورخ باید از احتمال تحریف تاریخ آگاه باشد و کار تاریخ نویسان و پژوهشگران پیشین را با دیده تردید بنگرد. از دیدگاه ایشان نتیجه پژوهش در تاریخ، آشکار شدن علل پیشرفت و بدبختی و زبونی ملت هاست.» این یک نگاه کاملا منتقدانه و هوشیارانه و نشانگر نگاه تحلیلی آن مرحوم نسبت به تاریخ است. گفته شده که امثال مرحوم آیتی، مرحوم فیاض و یا مرحوم شهیدی نگاهشان اینطور بوده است که کاملا هر چه بزرگان تاریخی گفته اند را پذیرفته اند؛ حال آنکه اینطور نیست. اینکه کار تاریخ نویسان و مورخان گذشته را باید به دیده تردید بنگریم، نشان دهنده نگاه نقادانه و تفسیری و تحقیقی این استادان فقید است.

بنده در مقدمه و طلیعه ای که بر کتاب زندگی نامه استاد نوشتم این نکته را عرض کردم که شیعیان همت، استعداد و توانایی خودشان را در نگارش تاریخ ، بیشتر متمرکز روی بیان و شرح و حفظ و البته نگهداری و ترویج و شیوع و انتشار اقوال معصومین(ع) کرده، کمتر توجهشان را روی «تاریخ بما هو تاریخ» معطوف نموده‌اند. بنابراین اگر در تاریخ اسلام، حجم آثار شیعیان درباره تاریخ به ما هو تاریخ را با حجم کتب تاریخی اهل سنت مقایسه کنید، می بینید چقدر فاصله دارد. شیعه در حقیقت از منظر دیگری به این مسئله نگریسته است. از دیدگاه شیعه ما در زندگی ائمه معصومین از یک سو، بیان معانی، معارف، حقایق، تفسیر و شرح قرآن و از سوی دیگر تدام فیوضات قرآنی پیامبر خدا را از زبان معصومین را داریم؛ و آنچه که مهم است و اهمیت دارد حفظ اینهاست. مثلا شما نهج البلاغه را ببینید که چطور مرحوم سید رضی این کلام امیر (ع) راج مع آوری کرده است. صحیفه سجادیه و توحید مفضل را ببینید... با این دید همت و استطاعت و قدرتی که شیعه صرف حفظ این معانی کرد و الحق و الانصاف هم ستودنی و درخشان است؛ خیلی بیشتر از این است که مثلا یک تاریخ جامع درباره امیرالمومنین بنویسد و جزییات حیات تاریخی آن حضرت را شرح بدهد؛ بر بنیاد این معنا که تاریخ کنش ها و فعل و عملکرد یک معصوم در قلمرو اندیشه شیعی؛ خودش حجت است و مطلقا کاربرد و اهمیتش کمتر از وجه گویش نیست ؛یعنی شیعه ضرورت داشت که تاریخ را در کنار همت برای نقل احادیث باهم و هم سنگ ببیند. چرا؟ چون بنابر بر این امر بنیادی که کنش یک معصوم، بنا بر تعریف جامعی که از سنت وجود دارد قول و فعل تقریب معصوم است؛ بنابراین، هم سنگ و هم سطح است؛ چون گویش و کلام و حدیث و روایت حضرت معصوم است. لذا باید در این قلمرو تلاش می شد. چون وقتی امکان تحریف کلام خدا وجود دارد، در قلمرو کنش ها و تاریخ معصومین و انبیا هم امکان تحریف وجود دارد.

شیعه در کنار تاملات جدی و روحانی خودش باید در این قلمرو هم تلاش می کرد تا تاریخ منقح و مطهری از جریان زندگی معصومین (ع) داشته باشد. به نظر می رسد این امر کمتر کار شده است و از این رو، بنده کار امثال دکتر شهیدی و دکتر آیتی را مهم می دانم که در این ۱۰۰ سال اخیر به صورت بسیار جدی و تحلیلی و انتقادی وارد این حوزه شده اند. این هم یکی از دلایل من برای ضرورت نگاه توامان و یکسان به تاریخ و روایت است. از سوی دیگر ممکن است در قلمرو خودی، گاهی غلبه احساس، عاطفه و عشق سبب شود یکسری مسائل به تاریخ معصومین (ع) نسبت داده شود که مطلقا هیچ نسبتی با آن بزرگواران ندارد. البته اگر از سر عشق و عاشقی باشد، عشق در جوهر خودش هم پیش برنده است در رسیدن به حضرت معشوق و هم محافظت کننده است که تحریف و خرافه روی ندهد. عشق اگر حقیقی باشد این دو خاصیت را دارد. هم جلو می برد هم حافظ این است که در عاشقی دروغ و خرافه و کذب وارد نشود. البته در مواردی عواطف عامیانه می تواند به یکسری بحران معرفتی منجر شود. یا می تواند بدعت هایی را وارد مذهب و دین کند که از جوهر حقیقت دین به دور است و سبب انحراف شود. در چنین قلمرویی حضور یک مورخ منتقد سبب می شود تاریخ بما هو تاریخ ارائه شود. در عین حال راه نفوذ موارد انحرافی و خرافی هم بسته شود.

اجل نابهنگام در ۵۱ سالگی مرحوم آیتی را از ما گرفت. بعد از ایشان ما کمتر داریم کسانی که راه ایشان را کامل پیموده باشند. البته استاد رسول جعفریان یکی از چهره های بسیار فاضل معاصر دراین حوزه اند و این مسیر را ادامه می دهند. اما نکته حقیر را باید بسیار جدی گرفت که تاریخ به اندازه روایت ارزش و اهمیت و عظمت دارد. باید تفکر و مذهب شیعی این موضوع را به شدت جدی بگیرد و نهضت تاریخ نگاری مطهر و پاک در این عرصه آغاز شود؛ متاثر از جریانی که امثال مرحوم آیتی و دکتر شهیدی را ساختند.

* رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
* متن سخنرانی در مراسم بزرگداشت مرحوم محمد ابراهیم آیتی، تاریخ نگار، مترجم و اسلام پژوه برجسته معاصر در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

کد خبر 1557981

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =