دیدگاه ها درباره بنی صدر متناقض است/ خمینی بدون بنی صدر همچنان خمینی است ولی بنی صدر ......

در کلاب هاوس امشب خبرآنلاین با موضوع" پایان اولین رئیسی جمهور ایران" صاحب نظران درباره ابوالحسن بنی صدر بویژه مشی سیاسی و اقتصادی او به اظهار نظر پرداختند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،بدنبال درگذشت ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران، امشب در کلاب هاوس خبرآنلاین این اتفاق مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت و مهمانان مدعو درباره ابعاد مختلف شخصیتی و مشی سیاسی و اقتصادی و نقش او در تحولات قبل و بعد انقلاب مورد بررسی قرار گرفت.
 

حسن لاسجردی عضو شورای سردبیری خبرآنلاین
در تحولات بعد از انقلاب اسلامی، در ابتدای انقلاب از بنی صدر به عنوان یک متفکر اقتصادی  نام می بردند. در سال 58 همه بر این باور بودند که او اقتصاد را در فرانسه خوانده و چون از خانواده ای روحانی حیات سیاسی یافته، شاید بتواند نسخه مناسبی در ادغام تفکرات اقتصادی و اسلامی در آن روز باشد.
یکی از دلایل انتخاب او، این بود که همه فکر می کردند طرحهای اقتصادی بنی صدر می تواند الگوی مناسبی برای برخی مشکلات مانند تبعیض اجتماعی و عدالت اقتصادی که آن روزها باشد که در روزهای آغازین انقلاب اسلامی خریدار زیادی داشته باشد.
نگاه او به فعالیتهای سیاسی و حوزه سیاست در سال 58-59 مهم است. او تلاش کرد مکتب میانه ای را از روشهای سیاسی بروز دهد. چه در ساختار نظام سیاسی و چه در فرماندهی جنگ و چه کشمکش های بین احزاب و گروهها دنبال راه میانه بود. به همین دلیل بنی صدر را لیبرال می گفتند و می گفتند او انقلابی نیست.
او تلاش کرد نه حس تندروی در انقلابیون را داشته باشد و نه آنقدر عقب باشد که نتوان گفت با طوفان انقلاب همراه نیست. راه میانه ای داشت که با ملی مذهبی ها و نهضت آزادی شباهت داشت. بعدها او بدلیل اختلافات سیاسی و خیانت هایی که در جایگاه های مسئولیتی داشت و بدلیل اینکه اولین ریاست جمهوری ایران بود که بدلیل پناهندگی و تشکیل اوپوزیسیون و نیروی معارض  در بیرون از کشور بنوعی هدایت اقدامات ضد انقلاب اسلامی را بر عهده داشت می تواند چهره ای مهم در تحولات دوره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی باشد و در این کلاب دنبال شناخت تحولات فکری و سیاسی او هستیم.

تصوری که بنی صدر از پشتیبانی مردمی خود داشت بیش از واقعیت بود
 

مجید تفرشی مورخ
نوع تاریخنگاری نسبت به بنی صدر دچار افراط و تفریط شده و چپ و راست و حکومت و سلطنت طلب نسبت به او قضاوتهای مختلفی دارد. او با همه مواجهه داشت.
دیدگاه ها درباره او متناقض است که چیز عجیبی نیست. چند نکته را درباره آقای بنی صدر عرض می کنم. او کسی است که اولین رییس جمهور تاریخ ایران است. این غیرقابل تردید و تغییر است. این مسئله باعث بحثهای قطبی و تند درباره او شده است. سابقه سیاسی او، کاملا حزبی و در جبهه ملی بوده است. در آغاز دهه 40 که جنبش دانشجویی آغاز شد که زمینه ساز آغاز جنبش چپ و مذهبی بود و او جز سران جبهه ملی بود. به تدریج فاصله خود را از جبهه ملی وطن پرست سکولار زیاد کرد. وقتی به فرانسه رفت با حرکتهای دانشجویی حرکت می کرد و حد فاصل بین بیت مرحوم امام و جبهه ملی خارج از کشور بود که به تدریج به عنوان کانون مبارزه با حکومت پهلوی بالا آمد. بخشی از کانون در آمریکا که دکتر یزدی و چمران است. در آلمان آقای طباطبایی و بهشتی بودند. در فرانسه هم بنی صدر و دانشجویان بودند. در انگلیس هم ثابتیان، نیکخواه و دیگران بودند.
بنی صدر دوره کوتاهی با کنفدراسیون همکاری کرد ولی بعدا جدا شد چون جاه طلب سیاسی داشت و با پادشاه دیگری در یک اقلیم نمی گنجید و عده و عده خود را داشت و اهل کار جمعی نبود. در خاطرات آدمهای مختلف اختلافات بین یزدی و قطب زاده و بنی صدر و دیگران را می بینیم ولی وجود شاه باعث می شد اختلافات دیده نشود. عزیمت آقای خمینی به پاریس هم ماجرا را حساس تر کرد. ارتباطات بنی صدر با بیت آقای خمینی فعال بود. نقطه اوجش هم در گفتگوی لوموند با آقای خمینی بود که با لابی گری تیم آقای بنی صدر انجام شد. در جریان عزیمت آقای خمینی به پاریس و نوفل لوشاتو اطرافیان آقای بنی صدر، موتلفه و آقای عراقی بسیار موثر بودند.
جناح آقای بنی صدر در جریان اعتصابات در پاریس فعال بود. در جریان اعتصاب غذای معروف در کلیسای سن ماری پاریس که برای اولین بار مذهبی ها خود را نشان دادند او فعال بود. تبلیغاتی که درباره اعتصاب غذا شد موقعیت جنبش مذهبی را جدی کرد. عملا قبل از این، نگرانی شاه و متحدانش روی جنبش مسلح چپ بود. بعد هم جبهه ملی. اساسا جنبش مذهبی و دانشجویی را جدی نمی گرفتند و خطر آنی و بالفعل نمی دانستند. خطر را جنبش های مسلح چپ می دانستند. خود بنی صدر و تیمش این نقش را داشتند که جنبش مذهبی مورد توجه جامعه بین المللی و افکار عمومی و رسانه ها و نخبه گان و سیاسیون قرار گیرد. آنها متوجه شدند اینها به تدریج دست بالا را در آینده ایران دارند. 
نزدیکی او به بیت آقای خمینی باعث شد قبل از آمدن به ایران آشکارا بلندپروازی را بیان کرده بود که می خواهم اولین رییس جمهور ایران باشم. در انتخابات با رقبایی که حذف شدند و به خصوص حذف آقای فارسی به خاطر افغانی الاصل بودنش، عرصه برای او فراهم شد. آقای بنی صدر معتقد بود روحانیون مجبورند مانند دولت موقت، با حکومت فکل و کراواتی ها بسازند و از آنها استفاده کنند ولی در اوان کار، معلوم شد روی این ماجرا نمی شود حساب کرد. رقبای روحانی آقای بنی صدر با تاسیس حزب جمهوری نشان دادند علاقمند به سهیم کردن دیگران در قدرت نیستند. گروگانگیری و جنگ نبرد قدرت را به تاخیر انداخت. با روی کار آمدن رجایی که با نبرد قدرت شدید و فرسایشی به بنی صدر تحمیل شد باعث شد ماجرای رویارویی آشکار شود و هیچ یک هم کوتاه نیاید.
ظاهرا آقای خمینی به بنی صدر التفاتی داشت ولی لابی حزب جمهوری اسلامی و نقش کلیدی آقای بهشتی شرایط را طوری کرد که به تدریج بنی صدر دچار سوءمحاسبه شد. ایشان بارها گفت این توهم که قدرت پشتیبانی مردمی او به حدی است که در این نبرد قدرت پیروز است و آقای خمینی نمی خواهد دخالت کند یا اگر دخالت کند زورش به او نمی رسد. این تصور را مخالفان او ایجاد کرده بودند او را دچار هچل و سوءمحاسبه کنند. بدتر از آن، ماههای آخر کارش در ایران و همگامی و ائتلاف و ازدواج مصلحتی با مسعود رجوی و مجاهدین خلق بود. این دو مساله او را به سقوط کشاند. آقای بنی صدر همیشه می گفت مصلحت را کنار گذاشتم و طرف حقیقت را گرفتم که در سیاست چنین چیزی نداریم.
گزارش انگلیسی ها بعد از فرار او به پاریس می گوید خمینی بدون بنی صدر همچنان خمینی است ولی بنی صدر بدون خمینی در سیاست هیچ است. واقعیت همین بود. تصوری که بنی صدر از پشتیبانی مردمی خود داشت بیش از واقعیت بود. جدا شدن او از شورای ملی مقاومت، باعث شد او کنارتر برود. ازدواج فیروزه بنی صدر دختر او با مسعود رجوی که به طلاق رسید و فیروزه بنی صدر از او جدا شد. بنی صدر گفت درباره ازدواج و طلاق دخالت نکرده است. پس از دیدار رجوی با طارق عزیز و عزیمتشان به عراق، راه او از مجاهدین کاملا جدا شد.

مزیت بنی صدر نسبت به اوپوزیسیون این است که در ایران با وجود داشتن عقبه قائل به این نبود با هر شرایطی و با هر کمک و وسیله ای برای تغییر رژیم باید کار کند. برای همین روز به روز تنهاتر شد. صدای اپوزیسیونی شد که مخالف وضع بنیادین ایران بود ولی مخالف بود از هر کسی کمک بگیرد.
گذشته بنی صدر بعد از خروج از ایران و بعدش را بررسی کنید پر از اشتباه است که ائتلاف او با مجاهدین خلق نقطه تاریک در کارنامه اوست ولی این که منافع ملی را به کسب قدرت ترجیح داد و دست دوستی به دشمنان ایران نداد، قابل تقدیر است.


س) برداشتی از اول انقلاب و حضور بنی صدر در دولت داریم. وقتی او وارد ایران شد دولت بازرگان شکل گرفته بود. بازرگان زودتر از 22 بهمن منسوب شده بود و طبیعی بود در دولت آقای بازرگان جایی نداشته باشد چون کنفدراسیونی بود. وقتی نتوانست در ابتدا وارد حکومت شود، شیوه ای انتخاب کرد که باعث صعود او شد. در 29 بهمن 57 سخنرانی برای خود در دانشگاه آریامهر (شریف امروز) ترتیب داد. همه اش درباره موضوعات اقتصادی بود که کتاب اقتصاد توحیدی از آن درآمد. در کاخ سعدآباد هم مجموعه سخنرانیهایی داشت تا سال 58. بنی صدر توانست خود را به عنوان یک روشنفکر مذهبی در خلاء روشنفکری مذهبی بعد از فوت دکتر شریعتی، مطرح کند. تفاوتی هم با امثال آقای بازرگان و یزدی داشت و خیلی جوانتر بود. بحث اقتصاد توحیدی را طرح می کرد و آقای احمدی نژاد بعدا اسم عدالت را روی آن گذاشت. بنی صدر توانست بر اسب عدالتخواهی و اقتصاد توحیدی و بی طبقه سوار شود. قبول دارید بنی صدر با استفاده از احساسات آن روز که نیازمند به عدالتخواهی بودند خودش را بالا بکشد؟

مجید تفرشی مورخ
صددرصد موافقم. در روزهای آغاز انقلاب، مساله اقتصاد چه از نظر عملی و چه عملی، در طول حرکت چپ ها بود. چپها دهل اقتصاد را می زدند. در بین مذهبیون، آقای حسن توانیار فر بود که استاد اقتصاد بود ولی طرفداری بین مردم نداشت. مرحوم مهندس سحابی که بحث نظری نداشت. رضا اصفهانی هم چند جزوه کوچک اقتصادی نوشته بود که قابل اعتنا نبود. فقط بنی صدر کار نظری اقتصادی کرده بود فارغ از جدی و ضعیف و قوی بودن کارهایش، ویژگی او این بود که بر خلاف نهضت آزادی و جبهه ملی خود را در ابتدای انقلاب از قدرت کنار گذاشت و تا زمان گروگانگیری پستی نداشت. گفته می شود به او پیشنهاد نخست وزیری بعد از شورای انقلاب دادند که قبول نکرد. انرژی آزادش را به این عنوان گذاشت که خود را منادی عدالت اسلامی با ابزارهای تئوریک اقتصاد نوین در مقابل چپ ها مطرح کند. این عرصه خالی بود و تنها بنی صدر در آن حضور داشت.

2323

کد خبر 1562431

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =