رییس کمیته آسیب های اجتماعی مجلس، در کافه خبر، مخالفت خود با طرح های قهری برای مقابله با بدحجابی اعلام کرد.

مریم صدرالادبایی، مهدی قنبر: صمد فدایی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیته آسیب های اجتماعی مجلس، ناظر مجلس در شورای عالی رفاه و نماینده مردم سنقر و کلیایی هفته گذشته میهمان ویژه کافه خبر بود. این گفت و گو که به دلیل بروز حوادث اخیر در کاشمر و خمینی شهر، افزایش آسیب های اجتمایی و تشدید طرح امنیت اخلاقی در جامعه انجام شد و در آن راهکارهای برخورد و مقابله با آنها، تاثیرات برنامه های ماهواره ای بر آسیب های اجتماعی و جامعه و تاثیرات مثبت و منفی برخوردهای قهری با بدحجابی و جمع آوری ماهواره ها در نزد اذهان عمومی سخن به میان آمد و راهکار های مقبله موجود را مطرح شد.

گفتگوی خبرآنلاین با فدایی را بخوانید؛

به نظر می رسد مشاوره های مجلس، نیروی انتظامی و نهادهای دیگر مثل بهزیستی درباره بالارفتن آسیب های اجتماعی کم است. یک نمونه، سال گذشته بود که فرمانده نیروی انتظامی و سازمان بهزیستی به کمیسیون اجتماعی آمدند.
البته پس از آن یک یا دو نشست دیگر هم در این خصوص داشتیم. متاسفانه در حوزه مسایل و اسیب های اجتماعی دولت و مجلس به شکل جدی و اساسی ورود پیدا نکرده و در پی راهکارهای اساسی و اجرایی در این حوزه نبوده اند. همگی دراین باره بحث کرده ایم ولی این مباحث به هیچ نتیجه اساسی نرسیده است. زیرا به شکل مقطعی این مشکلات دوباره خودشان را نشان داد. با فرا رسیدن فصل تابستان طبیعی است که دوباره آهنگ آسیب های اجتماعی افزایش پیدا کند. مانند موضوع دوباره به شکل مقطعی و با عنوان امنیت اخلاقی مطرح و یکسری ساز و کارهای مقطعی هم برای آن دیده شده است. ولی راه حل های ارائه شده نمی تواند یک راه حل اساسی برای مقابله با آسیب های اجتماعی باشد.

به بحث تشدید امنیت اخلاقی اشاره داشتید. ولی کار فرهنگی در این زمینه انجام نشده است. بجز مشکل فرهنگ سازی موارد دیگری هم ایجاد شده که در آن بحث آسیب های اجتماعی شدت گرفته است. برخی معتقد هستند که برخوردهای قهری نتیجه عکس داده است. یعنی با این روند تنها صورت مسئله را پاک کرده ایم.
من نمی گویم که نتیجه عکس داده است. اما معتقدم که بی نتیجه بوده است اگر نتیجه مثبتی داشت، باید کم می شود. ولی آنچه که در واقعیت وجود دارد و دیده می شود نشان از افزایش این آمار است و درواقع برخوردهای قهری و سخت افزاری نمی تواند جوابگوی مبحث و موضوع پوشش لباس و زنان بدحجاب و یا بدپوشش باشد. چون با فکر افراد ارتباط داریم و تا زمانی که فکر، فرهنگ و اعتقاد تغییر نکند با برخوردهای قهرآمیز کار بجایی نمی رسد. پس باید در پی راهکارهای نرم افزاری باشیم که از طریق فرهنگ سازی و آموزش این تغییر را ایجاد کنیم.

این تغییر فکر را از طریق فرهنگسازی چگونه باید ایجاد؟
لازمه این تغییر آموزش است. باید در مدارس، مطبوعات، صدا و سیما بحث فرهنگسازی مطرح شود و از این طریق آموزش های لازم به خانواده ها داده شود.

چندین سال است که شعار فرنگسازی را می دهیم اما در طول این سالها، شعارها به عمل نرسیده است. احساس می شود برنامه ای هم برای آن نداریم و کلی گویی می کنیم. مثلاً شما می گویید آموزش. همیشه این حرف زده شده است. اما آموزش چه چیزی و در چه مقطعی و اصلا چه زمانی؟
اساساً در زمینه آموزش تاکنون هیچ برنامه ریزی نشده است. این آموزش ها باید از مدارس آغاز و وارد کتب درسی شود. این اطلاع رسانی باید به اشکال مختلف انجام شود. ما فرهنگ قوی ایرانی و اسلامی داریم. اما چرا این فرهنگ غنی در موارد بسیاری مورد هجمه قرار می گیرد. شبه فرهنگ های دیگر در مد و پوشش و آرایش و... به شکل وارداتی به کشور وارد می شوند و جوانان ما نیز از این موضوع استقبال می کنند.

همکاران شما معتقد هستند باید فرهنگسازی شود و نرم با موضوع برخورد شود اما واکنش نیروی انتظامی و دستگاهای قضایی سخت و قهری است این دو تفکر چرا انقدر با یکدیگر تفاوت دارد؟
این نظر شخص من است به عنوان کسی که در خصوص جامعه شناسی مطالعات زیادی داشته ام و معتقدم که با برخوردهای قهر آمیز نمی توان با این مسایل برخورد کرد. زیرا پس از پایان این طرح دوباره سر خانه اول هستیم. این یک واقعیتی است که در سالیان گذشته نیز آن را تجربه کرده ایم. البته من مدافع بدحجابی نیستم. در جامعه ای زندگی می کنیم که یکسری قوانین رسمی و غیر رسمی دارد و به لحاظ اعتقادی پایپند به یکسری مسایل مذهبی است. پس باید این هنجارها رعایت شود. اگر فردی هم بخواهد هنجارشکنی کند از سوی دستگاه های قضایی و امنیتی با آن برخورد خواهد شد. ولی به نظر من این یک راهکار اصلی نیست.

اخباری و معضلات اجتماعی مانند حادثه خمینی شهر و کاشمر کار را از زنگ خطر گذرانده و ما را به وضعیت اضطرار رسانده است.
متاسفانه این واقعیتی است که باید آنها را پذیرفت. یک آسیب شناس اجتماعی می گفت آسیب های اجتماعی مانند یک زخم است؛ هرقدر آن را بپوشانیم عمیق تر می شود. اگر در معرض هوا قرار گیرد احتمال بهبودی دارد. پس باید به دنبال علت درد و مشکل رفت و آن را درمان کرد. ما یک دوره گذار را در پیش داریم. دوره گذار در تمام کشورها اینگونه بوده است.

به نظرتان این موضوع طبیعی است؟
در بسیاری از جوامع اینگونه بود. باتوجه به اینکه جامعه ما جامعه ای دینی است انتظار می رود که این آمار کمتر باشد. خانواده های ما باید بیشتر به آن مقید باشند. انتظار می رود جوانان ما بیشتر مراعات کنند اما چرا این موارد اتفاق می افتد؟ چرای بزرگی را روبروی ما قرار داده است.

همیشه در اذهان عمومی، جوان روستایی جوانی چشم پاک و کوشا تداعی می شد. چرا این هنجار ها تا این اندازه و اینقدر عمیق در حال شکسته شدن است؟
این موضوع عوامل متعددی دارد.به نظر من یکی از عوامل آن طغیان جوانان در برابر تبعیض ها و نابرابری های اجتماعی است. این طغیان ها خودش را به شکل آسیب نشان می دهد. به هرحال اهالی که به باغ رفتند از افراد مرفه بودند. این جوانان علیه شرایط اجتماعی خود طغیان کردند و از دیوار باغ به داخل رفتند و به خودشان اجازه بی حرمتی دادند.

مدتی پیش، سید احمد خاتمی در نماز جمعه به تاثیرات ماهواره بر جامعه و خانواده اشاره کردند و اینکه کسی که ماهواره را وارد منزلش می کند باید بداند که آتش را به خانه اش آورده است. به نظر شما تاثیرات فرهنگی که از خارج از مرزها وارد می شود تا چه میزان می تواند تاثیرگذار باشد بر شکسته شدن هنجار ها؟
ما معتقدیم ماهوره با شرایط موجود در جامعه و بافت اجتماعی و مذهبی جامعه ما همخوانی ندارد زیرا در این شبکه ها فیلم ها و برنامه هایی وجود دارد که ممکن است برای جوامع غربی و غیر اسلامی، منعی نداشته باشد. درواقع در کشورهای دیگر این موارد هماهنگ با فرهنگ آنها است ولی این موارد با فرهنگ ما در تضاد است. آسیب های اجتماعی نیز اینگونه است ما در تعریف آسیب های اجتماعی می گوییم آسیب های اجتماعی نسبی هستند ممکن است بسیاری از جرایم جامعه ما در ممالک دیگر جرم محسوب نشود و در بسیاری از جوامع به راحتی از کنار آن می گذرند. برخی از شبکه های ماهواره ای بخاطر داشتن لابی هایی و به عمد فیلم هایی را پخش می کنند که بسیاری از آسیب های اجتماعی را به عنوان یک موضوع عادی در درون خانواده جا می اندازند. آنها می خواهند ارتباطات همسران با زنان و مردان دیگر را مطرح کنند. وجود این برنامه ها، حرمت ها را در درون خانواده از بین می برد زیرا این موضوع با فرهنگ ما تناقض دارد.
اما برخورد قهری با ماهواره را نیز نمی پذیرم زیرا معتقدم بسیاری از برنامه های ماهواره مفید است. در این چند ساله چرا تلویزیون نتوانست از این ظرفیت استفاده و برنامه های خوب ماهواره را پخش کند. زمانی که برنامه های تلویزیون ما جذاب باشد کسی سراغ برنامه های ماهواره نمی رود. در نظرسنجی ها نیز اعلام شد زمانی که تلویزیون برنامه جذابی دارد مخاطبین کمتر به سراغ برنامه های ماهواره می رفتند. این امر نشان می دهد که خلاء موجود در شبکه های تلویزیونی و رسانه های تصویری ما باعث می شود تا مردم گرایش به سمت ماهواره داشته باشند. از این رو کارایی ماهواره مانند ویدئو است. یعنی می توان از آن استفاده مفید و غیرمفید داشت. به نظرمن برخوردهای فعلی که با ماهواره در جامعه می شود نتیجه مثبتی را در پی نخواهد داشت. در تهران کمتر ساختمانی پیدا می شود که بر پشت بام آن کمتر از 10 دیش ماهواره دیده نداشته باشد. در روستاها نیز چنین شرایطی وجود دارد. زمانی که امواج تلویزوین ایران به روستانها نمی رسد طبیعی است که مردم روستا ها به سراغ ماهواره می روند.

سالها از قانون جمع آوری ماهواره ها گذشته است و گویا قرار بود مانند قانون ممنوعیت ویدئو مشمول مرور زمان شود. به همین خاطر سالهاست کسی سراغی هم از آن نگرفته.
قانون دارد اما سعی شد تا کجدار و مریز با آن برخورد شود. این موضوع وضعیت را بدتر کرده است؛ در دوره ای فضا را باز می گذاریم و در دوره ای بشکل جدی تری ورود پیدا می کنیم و کار به جایی می رسد بدون اجازه خانواده ها وارد خانه ها می شویم و دیش های ماهواره را می کنیم.

مجلس موافق برخورد قهری با ماجرای ماهواره نیست اما نمایندگان نمی خواهند قانونی هم مبنی بر تغییر نگرش ها داشته باشند تا مبادا این تغییر مخاطبان را بر این باور برساند که مجلس آزادی ماهواره را تصویب کرده است؟
البته هفته پیش کمیسیون فرهنگی اعلام کرد قرار است جلسه ای پیرامون این قضیه داشته باشند. راهکارهایی هم دراین باره داده بود که صدا و سیما شبکه های مفید ماهواره ای را پخش کند تا مردم کمتر گرایشی به استفاده مستقیم از این شبکه ها داشته باشند. هم اکنون در کشورهای همجوار ما دستگاه های کوچکی آمده که بدون دیش کار می کند. با این پدیده چگونه می شود برخورد کرد؟ دیگر دیش قابل مشاهده ای هم وجود ندارد. پس باید در پی راهکار های اساسی باشیم.

چرا این اختیار را به والدین در خانواده نمی دهید تا آنها با دلسوزی و شناخت برنامه هایی مناسب را برای فرزندانشان انتخاب کنند.
این موضوع به مقوله فرهنگ سازی و آموزش باز می گردد. یعنی پدرخانواده باید این شناخت را از شبکه های ماهواره ای داشته باشند و بدانند برخی از این شبکه ها برای فرزندان مضر هستند. ولی از برخی شبکه ها می توان استفاده کرد و ضرری برای فرزندان نوجوان ندارند. من به عنوان یک پدر و نه به عنوان یک نماینده مجلس اگر از شبکه ماهواره ای استفاده می کنم باید مرزها را بشناسم.

غیر از همه اینها، برخورد های قهری با اسیب های اجتماعی و جمع آوری ماهواره ها می تواند وجهه ما را در دنیا خراب کند.
خیلی از رسانه های خارجی که سیاسی هستند از این موضوع بهره برداری سیاسی علیه جمهوری اسلامی می کنند. ما آزادی مردم را محدود کرده ایم در حالی که اگر این موضوع را سازماندهی و ساماندهی کنیم بسیار راحت تر می شود در این خصوص کار کرد.

آموزشی که شما به آن اشاره می کنید باید از دوران کودکی به انجام می رسید. در حال حاضر راهکار شما برای این معضل چیست؟ قرار بوده در این 30 سال آموزش دهیم که نداده ایم.
مهمترین راهکار پیش گیری اجتماعی است. این پیشگیری نیز از درون خانواده ها شکل می گیرد. ابتدا در خانواده شکل می گیرد و بعد به نهاد های دیگرد مانند مدرسه می رسد. متاسفانه الگوسازی ضعیفی در جامعه ما وجود دارد.

قبول دارید نباید الگو را برای نوجوانان تجویز کرد؟
اگر تجویز نکنیم جوانان خودشان از غرب برمی دارند.

اگر ما با ذهنیت های خودمان چیزی را به نوجوانان تجویز کنیم که او سنخیتی و ارتباطی میان آرمان های خودش و او نبیند الگو را پس می زند و دوباره الگوی دیگری از غرب برمی دارد. در دوره ای اینکار را کردیم به سراغ ورزشکاران رفتیم و گفتیم روحیه پهلوانی داشته باشد ولی در ادامه متوجه شدیم که آن ورزشکارن و بازیگران نیز در نهایت چیزی برای ارائه به جوانان ما ندارد.
مشکل خود آن الگو بود.

در بحث خانواده الگو چگونه است؟ در سالهای گذشته حریم خانواده محفوظ بود و ارزش ها و سنت های خانواده به نسل بعد منتقل می شد. به این ترتیب این الگوها برای بچه های ان خانواده نیز قابل احترام بود. اما امروزه آنچه برای پدر بزرگ ها و پدرها ارزش محسوب می شود دیگر برای بچه ها ارزش بحساب نمی اید. این شکافی که بین اعتقادات و ارزش های ایجاد شده را چگونه می توان مرتفع کرد.
سئوال بسیار سخت و در عین حال تخصصی است. متاسفانه امروز این گسسست فرهنگی و ارزشی در جامعه ما وجود دارد.

بیست سال پیش جوانان این مملکت حاضر بودند در جبهه ها جانشان را برای دفاع از ناموس به خطر بیندازند اما در سالهای اخیر این جوانها چرا به ناموس هم وطنانشان تعرض می کنند؟
یک بخش این گسست ارزشی به گذر از جامعه سنتی و صنعتی باز می گردد. یکی از آسیب های این گذر در همین مسئله دیده می شود. یعنی ارزشهایی که در جامعه قبلی وجود داشته است ولی دیگر برای نسل جدید مورد احترام نیست. عوامل دیگری نیز می تواند در این بحث مطرح باشد مانند نابرابری ها و تبعیض ها و اختلاف های طبقاتی که در جامعه بوجود آمده است خودش را به اشکال مختلف نشان می دهد. به همین خاطر است که می بینیم پس از دو دهه، به لحاظ فرهنگی در کشور اتفاقی رخ می دهد که شما به آن اشاره داشتید. آن هم در شهرستان هایی که سبقه دینی و مذهبی در کشورمان دارند. این گذر باعث شده جوان روستایی در برخود با مسایل اتفاق افتاده نمی داند چه تصمیمی را بگیرد.

وقتی ماهواره ها به این جوان خوراک می دهند او فکر می کند که الان این موارد ارزش هستند و ارزشهای دیروز منسوخ شده اند، چه انتظاری می شود داشت؟
این موضوع واقعاً ایجاد شده است. در روستاها بیش از شهرها این تفکر ایجاد شده است. مسئله اینجاست که اگر والدین برنامه های اینگونه از ماهواره را ببینند دیگر چه توقعی از فرزندان داریم. پس مخالفت ما برای آنها چاره ساز نیست. وقتی والدین در پوشش لباسشان بسیاری از مسایل را رعایت نمی کنند طبیعی است که فرزندان نیز از آنها در پوشش پیروی می کنند. به اعتقاد من همه این مسایل به خانواده باز می گردد. در بسیاری از جوامع صنعتی هنوز سنت و پایبندی های خانوادگی را می بینید ژاپن و کره جنوبی در شمار این کشور ها قرار دارند. علت و عامل اصلی در این میان خانواده است. در این کشورها همچنان حرمت بزرگترها، والدین و ارزشهای خانواده میان کودکان وجود دارد.

گاهی اوقات یکسری سخت گیری های اجتماعی و قهری شرایط را حادتر کرده است.
زمانی که ما یک سیاست و برنامه دقیقی در برخورد با این موارد نداریم، چه انتظاری می شود داشت؛ یک روز با این موارد برخورد می کنیم و روز دیگر آزاد گذاشته می شود.

به هرحال در زمستان ها پوشش بیشتر و کامل تر است و در تابستان بخاطر گرما پوشش متفاوت تری دیده می شود.
مشکل در پوشش تابستانی و زمستانی نیست. در تابستان که بحث آسیب های اجتماعی بیشتر است ما باید بحث غنی سازی اوقات فراغت را در نظر داشته باشیم. باید در این راستا هزینه کنیم. باید امکانات رایگانی ایجاد شود تا بخشی از این وقت آزاد جوانانمان را پر کنیم. زمانی که این وقت پر شود جوان فرصتی پیدا نمی کند تا به سمت مسایل مختلف حرکت کند. متاسفانه در شرایط کنونی هزینه ای در این باره نمی شود. هزینه اوقات فراغت برای خانواده ها سنگین است. اما به هرجال باید کارهایی انجام دهیم تا اوضاع بهتر شود؛
فراهم کردن زمینه های اشتغال و کسب حداقل های درآمد، معیشت مناسب و ازدواج از جمله راهکارهایی است که می تواند اسیب های اجتماعی را کاهش دهد. سن تجرد پسران و دختر ها در کشور بالا رفته است. منظور من این نیست کسی که مجرد است فرد نا سالمی است اما باید بپذیریم که این می تواند یک اسیب باشد.
بحث آموزش مهارت های زندگی باید از درون مدارس آغاز و انجام شود. این بحث در مقابل بسیاری از اسیب ها مانند اعتیاد بسیار کم و ناچیزاست.اموزشی داده نمی شود که در برخورد با افراد چگونه مقابله کنند.باید به فرزندانمان بگوییم تا جرات نه گفتن به خواسته های غلط را داشته باشند.

چندی پیش خبری را منتشر شد درباره مردی که به روش یک سریال تلویزیون زنش را کاردی کرد.
متاسفانه برخی از سریالها و برنامه های تلویزیونی (ماهواره) و فیلم ها این آسیب های اجتماعی را آموزش می دهند. این فیلم ها و سریال ها به شکل غیر مستقیم این کارها را انجام می دهند. باید حساسیت های ویژه ای بر تماشا و تولید این برنامه ها وجود داشته باشد.

4747

کد خبر 160516

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 7
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضا A1 ۱۵:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
    0 0
    درود بر خبرآنلاین. من هم با صحبت های این نماینده مجلس موافقم. نباید برخورد قهری صورت گیرد.
  • رضا A1 ۱۵:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
    0 0
    به نظر من باید یک سازمان یا تشکیلاتی برای حجاب و نحوه استفاده از ماهواره شکل گیرد و وظیفه این سازمان دراز مدت باشد یعنی نقطه هدف آن 10 سال دیگر باشد وگرنه کوتاه مدت امکان پذیر نیست. در طول این 10 سال هم باید است سراغ روشهایی تازه برود. چون روشهای 30 سال گذشته بعد از انقلاب نتوانسته خانم ها را با حجاب کند. اگر برنامه ریزی برای 10 سال دیگر شود حتما به نتیجه مطلوب خواهیم رسید و یادمان نرود روشهای قهری مردم را بیشتر از حجاب دور می کند.
  • حسن IR ۱۰:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۲
    0 0
    آقای خبرآنلاین چرا نظرات مردم را منتشر نمیکنید؟
  • كارشناس IR ۱۲:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۲
    0 0
    برخي از تابو هاي جامعه را بايد شكافت و فكر اساسي در باره انان كرد. اميدوارم گوش شنوائي براي ان وجود داشته باشد. قطعا بدانيد اگر شما بدان توجه ننمائيد ديگران كه داراي منطق اصولي مي باشند به ان رسيدگي خواهند نمود.
  • سهيل IR ۱۹:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۲
    2 0
    برخورد زوري و فشار به جامعه سودي براي هيج كس ندارد بهتر است نگاه هايمان را اصلاح كنيم.
  • بدون نام IR ۰۳:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۹
    0 1
    خواهشمند است فكري هم براي غلط هاي املايي بكنيدكه در متن بالا به چشم مي خورد راه حل نرم افزاي
  • بدون نام IR ۱۲:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۹
    1 0
    حرکت ورفتاری ارزش دارد که به اختیار وآزادنه انجام شود مگر درهمین غرب افرادی نستن علیرغم زندگی درآنجاداری حجاب هستن وتحت تاثیرآن محیط قرارنگرفته اندوبرعکس