۰ نفر
۱۰ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۲:۰۰
چین و بحران اوکراین

چین یکی از نزدیک ترین شرکای روسیه است، اما حمایت از حمله به اوکراین به روابط پکن با دموکراسی های ثروتمند آسیب جدی وارد می کند و شهروندان چینی را که مخالف تهاجم هستند، بیگانه می کند.

تهاجم روسیه به اوکراین، چین را در موقعیت نامناسبی قرار داده است. چین و روسیه روابط اقتصادی نزدیکی دارند، اما یکی از ارکان سیاست خارجی چین احترام به تمامیت ارضی کشورهاست. وزارت امور خارجه چین مجموعه ای از بیانیه‌ها را منتشر کرده که در آنها این تهاجم را تأیید نکرده اما آن را نیز محکوم نکرده است. این وزارتخانه تکرار کرده که وضعیت پیچیده است، تحریم‌ها بی‌فایده هستند و غرب تا حد زیادی مسئول جنگ است، زیرا روسیه را با گسترش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به مناطقی که قبلاً تحت کنترل روسیه بود، در گوشه‌ای گیر انداخته است. اگرچه چین می‌خواهد خود را اساساً بی‌طرف نشان دهد و از گفت‌وگو حمایت می‌کند، مواضع این کشور در واقع دفاع قابل توجهی از روسیه بوده و نشان‌دهنده تقویت روابط چین و روسیه است.

چین و روسیه نزدیک ترین شریک اصلی یکدیگر هستند. اقتصادهای آنها مکمل یکدیگر هستند: چین یک قدرت مولد است اما منابع ضعیفی دارد، بنابراین به انرژی روسیه نیاز دارد، در حالی که روسیه دارای ذخایر عظیم انرژی است اما به سرمایه گذاری و کمک به گسترش پایگاه اقتصادی خود نیاز دارد. هر کدام دارای مسائل جدی حقوق بشر و سیاست خارجی هستند اما مشکلات یکدیگر را نادیده می گیرند. چین همچنین یکی از خریداران عمده تسلیحات پیشرفته روسی بوده است. به نظر می رسد شی جین پینگ، رئیس جمهور چین و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه روابط شخصی قوی دارند. برای مثال، این دو در یک تماس تلفنی در روز جمعه درباره اوکراین بحث کردند و شی گفت که مذاکرات مطلوب بوده است. هیچ نشانه ای از انتقاد شی از پوتین وجود نداشت.

در عین حال، چین می‌داند که حمایت از تهاجم روسیه به روابط تیره‌شده این کشور با دموکراسی‌های ثروتمندی که شرکای تجاری اصلی آن هستند، مانند ایالات متحده، کشورهای اتحادیه اروپا و ژاپن، آسیب جدی می‌زند. روابط با این کشورها از زمانی که چین سیاست اصلاحی و بازگشایی خود را در دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد، در حال حاضر بد است. اگر چین از راه هایی مانند ارائه تسهیلات اقتصادی یا موافقت با وتوی تحریم‌ها در شورای امنیت سازمان ملل در کنار روسیه بایستد، نجات این روابط دشوار خواهد بود. در عوض، اکثر دموکراسی‌های ثروتمند، چین و روسیه را در یک اتحاد کمونیستی به سبک دهه ۱۹۵۰ درک می‌کنند. این امر باعث می‌شود که بسیاری از کشورها نتوانند تعامل با چین را از سر بگیرند.

این معضل در نحوه پیشبرد بحث جنگ در رسانه های اجتماعی چین منعکس شده است. در تأثیرگذارترین پلتفرم، وی چت، یک سردبیر ارشد رسانه چینی گفت که چین باید «تفاهم و مقدار مشخصی حمایت» خود را از روسیه ابراز کند، زیرا ایالات متحده در نهایت روسیه را به حمله وادار کرد، اما چین نباید به طور آشکار کشورهای غربی را تحریک کند. از سوی دیگر، برخی از مفسران چینی تقصیر را مستقیماً به گردن پوتین می‌اندازند و برخی می‌گویند که این جنگ نمونه‌ای از شکست روسیه در مدرن‌سازی است. برخی دیگر مقاومت اوکراین را قهرمانانه توصیف کردند، در حالی که عده ای دیگر این جنگ را «ناعادلانه» خواندند.

بعید است که چین فوراً به روسیه کمک کند، اما به راحتی می تواند به خریدار بلندمدت گاز و سایر منابعی تبدیل شود که روسیه نمی تواند به کشورهای غربی بفروشد. روز جمعه چین اعلام کرد که محدودیت‌های واردات غلات روسیه را کاهش خواهد داد، اما در واقع این کار مدتی بود که در حال انجام است. به طور کلی، تغییر در جریان منابع یک شبه اتفاق نخواهد افتاد. ساخت خطوط لوله سال‌ها طول می‌کشد، بنابراین چین نمی‌تواند ناگهان برای خرید کالاهای تحریم شده، مانند گاز طبیعی که توسط خط لوله نورد استریم ۲ وارد عمل شود. اما در سال‌های آینده، چین می‌تواند تحریم‌ها را با تبدیل شدن به یک خریدار بدون قید و شرط منابع روسیه جبران کند.

وزارت خارجه چین به صراحت گفته که اوکراین و تایوان مثل هم نیستند. در حالی که چین تایوان را بخشی جدایی ناپذیر از خاک خود می داند، اوکراین را کشوری کاملا مستقل می داند. اما در سطح عمیق تر، منطق مشابه است. هم جمهوری خلق چین و هم فدراسیون روسیه از نوادگان امپراتوری های بزرگ، قاره ای و چند قومیتی هستند. در قرن بیستم، چین مغولستان و تایوان را پس از فروپاشی سلسله چینگ از دست داد. چین دیگر مدعی مغولستان نیست، اما همچنان خواهان تایوان است و گرفتن آن را با استفاده از زور رد نکرده است. اوضاع روسیه زمانی که اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ فروپاشید بدتر شد. این کشور بیشتر آسیای مرکزی و همچنین سرزمین هایی در اروپا از جمله کشورهای بالتیک، بسیاری از بخش های قفقاز، بلاروس و اوکراین را از دست داد. به نظر می رسد روسیه از بازپس گیری آسیای مرکزی چشم پوشی کرده اما آشکارا خواهان بازپس گیری بخش هایی از سرزمین های اروپایی خود است.

وضعیت روسیه چیزی است که ناسیونالیست های چینی خواستار آن هستند. بنابراین اگر روسیه بتواند تکه‌هایی از اوکراین را تصاحب کند یا یک رژیم دست نشانده در آنجا مستقر کرده و در برابر تحریم‌های اقتصادی مقاومت کند، می‌تواند به ناسیونالیست‌های چین جرأت بدهد تا به تایوان نگاه کنند و فکر کنند که می‌توانند همین کار را انجام دهند. در یک دنیای ایده آل، ایالات متحده می تواند گفتگوهای سطح بالا را با چین از سر بگیرد. سپس می‌تواند به پکن یادآوری کند که آینده‌اش به عنوان یک رهبر جهانی، تعامل و رقابت با کشورهای پیشرفته است، نه اینکه با دولت‌های خودکامه‌ی متکی به انرژی مانند روسیه تنزل کند.

اما امید چندانی به این اتفاق وجود ندارد، زیرا روابط بین واشنگتن و پکن به دلیل تحولات اخیر بسیار ضعیف است. وضعیت کنونی احتمالاً ادامه خواهد داشت، در حالی که سایر کشورها تلاش می‌کنند خودمختاری اوکراین را حفظ کنند، چین در کناری ایستاده و تماشا می کند.
 

*منبع: شورای روابط خارجی آمریکا

۳۱۱۳۱۱

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1607635

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 7 =