کتاب «زندگینامه من» شامل خاطرات اسماعیل فصیح در دومین سالگرد درگذشت این نویسنده، تدوین شد. «زندگینامه من» شامل خاطرات اسماعیل فصیح در 361 صفحه نوشته شده و پنج بخش را دربر میگیرد. فصیح این کتاب را با وجود ناتوانی جسمی، به اصرار برخی از دوستانش، نوشته و این تنها اثر چاپنشده اوست و کتاب چاپنشده دیگری از او باقی نمانده است.
«زندگینامه من» پنج فصل دارد؛ چهار فصل اول شامل زندگینامه فصیح و بخشهای قبل از سفر به آمریکا، سفر به آمریکا، برگشت به ایران و نویسندگی به شکل حرفهیی میشود و فصل پنجم مقالههایی را از نویسندگان مختلف درباره آثار او دربر میگیرد.
علی علمی، مدیر نشر پیکان درباره این کتاب، گفت: تدوین این کتاب به پایان رسیده است و تا ماه آینده برای دریافت مجوز نشر ارائه میشود.
فرح عدالت، همسر اسماعیل فصیح نیز گفت: قبل از عید، کتاب را دیدم و بازنگریهای لازم انجام شد؛ تا آنجا که فکر میکردم کتاب در نمایشگاه ارائه میشود؛ اما نمیدانم چرا روند چاپ آن طولانی شده است. سایر کتابهای فصیح نیز در این دو سال چاپ دوباره شدهاند.
اسماعیل فصیح، رماننویس و مترجم دوم اسفندماه سال 1313 در محله درخونگاه تهران (شهید اکبرنژاد فعلی ـ نزدیک بازار تهران) متولد شد. به گفته خودش، بچه چهاردهم یا شانزدهم یک کاسب چهارراه گلوبندک بود. او دوران تحصیلات ابتدایی را که حدودا تا پایان جنگ جهانی دوم در ایران طول میکشد، در دبستان عنصری گذراند و سپس در دبیرستان رهنما به تحصیل پرداخت. آن زمان با دوران دکتر محمد مصدق مصادف بود که در ازای دریافت مبلغ 50 یا 100 تومان، برگه معافی میدادند و او هم بدین ترتیب، معافیاش را گرفت و با بقیهی پولی که از پدرش به او رسیده بود، برای ادامهی تحصیل به آمریکا رفت.
فصیح سال 1961 در شهر مزولا به دانشگاه مانتانا میرود و مدرک ادبیات انگلیسی میگیرد و همانجاست که ارنست همینگوی را میبیند و با وی گپی دوستانه و کوتاه میزند. سپس به دانشگاه میشیگان میرود؛ اما به دلایلی مقطع کارشناسی ارشد را نیمهکاره رها میکند و به تهران میآید و بعد از پنج، شش ماه وارد صنعت نفت میشود. در سال 1342 به مؤسسه انتشاراتی فرانکلین میرود و همراه با نجف دریابندری، با استخدام در شرکت ملی نفت با صادق چوبک آشنا میشود. سال 1346 اوین رمانش را با عنوان «شراب خام» مینویسد و آن را سال 1347 منتشر میکند.
فصیح در سال 1359 با سمت استادیار دانشکده نفت آبادان بازنشسته شد. این نویسنده در سه حوزه رمان، مجموعه داستان و ترجمه کار کرده است. از رمانهای فصیح به «شراب خام» (1347)، «دل کور» (1351)، «داستان جاوید» (1359)، «ثریا در اغما» (1363)، «درد سیاوش» (1364)، «زمستان 62» (1366)، «فرار فروهر» (1372)، «باده کهن» (1373)،«اسیر زمان» (1373)، «پناه بر حافظ» (1375)، «کشته عشق» (1376)،«طشت خون» (1376)، «بازگشت به درخونگاه» (1377)، «کمدی تراژدی پارس» (1377)، «لاله برافروخت» (1377)، «نامهای به دنیا» (1379)، «در انتظار» (1379) و «گردابی چنین حایل» (1381) میتوان اشاره کرد.
مجموعههای داستان او نیز «خاک آشنا» (1349)، «دیدار در هند» (1353)، «عقد و داستانهای دیگر» (1357) و «نمادهای مشوش» (1369) هستند. او همچنین آثاری را چون «وضعیت آخر»، «بازیها»، «ماندن در وضعیت آخر»، «استادان داستان»، «رستمنامه»، «خودشناسی به روش یونگ»، «تحلیل رفتار متقابل در رواندرمانی» و «شکسپیر» ترجمه کرده است.
اسماعیل فصیح 25 تیرماه سال 1388 در تهران درگذشت.
291/60






نظر شما