˜ برای سیر تاریخ بشری از آغاز مدنیت تاکنون دوره های مشخصی تعیین شده است که با توجه به ظهور عصر اطلاعات ، شاید نظریه امواج سه گانه الوین تافلر از همه مناسب تر باشد.

بر پایه نظریه مزبور موج اول عبور از غارنشینی به دوره کشاورزی و موج دوم گذر از کشاورزی به دوره انقلاب صنعتی در قرن هیجدهم میلادی و موج سوم ورود به دوره فرا صنعتی و یا موج اطلاعات بوده و از سالهای اول دهه هشتاد میلادی شروع شده است . اخیرا از موج چهارم سخن می رود که از آن به دوره دانش و فناوری های همگرا تعبیر می گردد . موج چهارم توسعه از ناحیه پیشرفت‌هایی حاصل می‌شود که در عرصه دانش- فناوری‌های همگرا و دانش مربوط به آنها بدست می‌آید و بعضی جنبه‌های آن در اولین دهه قرن بیست و یکم میلادی تحقق یافته است. دانش و فناوری‌های هم‌گرا عبارتند از: دانش فناوری نانو- دانش فناوری زیستی- دانش فناوری اطلاعات- دانش فناوری شناختی. 

˜ موج چهارم حاصل ورود به دوره دانش و فناوری‌های همگرا است پیش‌بینی می‌شود در آینده‌ای نه چندان دور بستر فیزیک نانو(دانش- فناوری ناظر به دستکاری در فیزیکی در ابعاد یک میلیاردیم متر) به منزله حوزه مشترکی عمل خواهد کرد که در آن قابلیت‌هایی که به نحو مستقل در حوزه فناوری‌های اطلاعات، علوم شناختی و زیستی حاصل شده است، در قالب یک "ابر فناوری" ظاهر خواهد شد. این ابر فناوری قادر خواهد بود در آن واحد از توانایی‌های هر چهار حوزه نانو، کاگنو، اینفو و بایو برای ظاهرساختن یک توانایی منحصر، استثنایی و بی‌نظیر استفاده کند.
˜
˜ موسسه رند در دو گزارش جداگانه آینده نگری " انقلاب جهانی فناوری تا 2015 و روندهای زیست/نانو ومواد و هم افزایی آنها با فناوری اطلاعات" و "انقلاب جهانی 2020 " روند انقلاب فناوری را توسعه های یکپارچه وشتابان درچهار حوزه زیست ، نانو ومواد وفناوری اطلاعات تلقی می کند که هم افزایی فناوری های زیست ، نانو و مواد را بر پایه فناوری اطلاعات می داند.
˜ "فناوری 2020 به توسعه یکپارچه وهمگرایی چند رشته ای علمی ادامه خواهد داد که اثرات عمیقی بر جامعه خواهد گذاشت... کاربردها و الزامات انقلاب فناوری در جهان همگن نخواهد بود بلکه در کشورها ، مناطق ؛ و گروهها بر اساس پیشرانها و موانع تفاوت های عمده ای را به نمایش خواهد گذاشت."

˜ فناوری اطلاعات به عنوان ابزار محاسباتی و اداری وارد بازار شد و از اواخر دهه هشتاد میلادی با توسعه صنعت دیجیتال (سخت افزار و نرم افزار) روزبروز نقش فاوا در عرصه های متفاوت زندگی افزایش یافت. در عصر فراصنعتی فناوری اطلاعات جنبه ابزاری و توانا ساز یافته و مولد جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای گردید ولی در فرایند جامعه اطلاعاتی نقش ابزاری فاوا از طریق ایجاد نظام های ارتباطی (تحت شبکه) و اطلاعاتی - سرگرمی (تحت رسانه های تعاملی) وخدماتی ( تحت عناوین دولت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی و سلامت الکترونیکی ویادگیری الکترونیکی و...) مبدل به نقش ایجاد توانمندی گردید. بنحوی که فراتر از ابزار ، روش‌های علمی را تغییر داده است و حوزه‌های جدید تولید معرفت و حکمت و دانایی پیامد جامعه اطلاعاتی و نقش ابزاری فاوا می‌باشند. این توانمندی هم افزا متناسب با سواد دیجیتالی ، زیر ساخت های ارتباطی، و ویژگی های اجتماعی و فرهنگی عمل می کند.

˜ وجود داده های پر حجم و متنوع ، رویکردهای علمی را از روش سنتی فرضیه محور به علم مبتنی بر اکتشاف از داده های موجود سوق داده است.به جای آنکه به فکر روشی تجربی برای اثبات فرضیه (مبتنی بر پیش فرض های اثبات نشده) باشد ، بیشتر در صدد هم جوشی داده های چند رشته ای و چند حوزه ای برای کشف یک دیدگاه نوین ویا نظم پنهان خواهد بود. چالش کنونی در مورد آنالیز چند پتا بایت داده در مقیاس زمانی قابل قبول است که با سیستم های ابر محاسباتی این روند شتاب بیشتری خواهد گرفت. توانایی خلق مدل های تفصیلی و غنی و پردازش مقادیر بزرگ داده های تجربی که توسط نسل جدیدی از ابزارهای علمی تولید می شوند. موجب پیشرفت همه علوم ، مهندسی و قدرتمند سازی اقتصاد دانایی می گردد. مباحث جدیدی چون داده کاوی مطرح شده است که خروجی آن تولید دانش است و بدین ترتیب شاهد روندی هستیم که با مدیریت داده آغاز شده و با مدیریت اطلاعات ادامه یافته و به مدیریت دانش و حکمت ختم گردیده است.

پیامدهای فرهنگی اجتماعی توسعه دانش و فناوری‌های همگرا را می توان چنین برشمرد :
1- تغییر در ظرفیت‌های ادراکی آدمی ناشی از تعامل نامناسب انسان با ابزارهای اطلاعاتی نظیر اینترنت. شخص توانایی تمرکز بر موضوعات، قدرت درک استدلالهای مفصل و شوق مطالعات جدی را از دست می‌دهد و دچار انفعال و از خودبیگانگی می‌گردد.
2- توسعه بر ساخت‌گرایی: بدین معنی که همه آنچه که در ارتباط با آدمی قرار می‌گیرد، به نحوی از ناحیه فاعل شناسا بر ساخته می‌شود یکی از نتایج این دیدگاه آن است که مفهوم طبیعت یا ذات، قراردادی است و بنیادی در واقعیت ندارد و بدین ترتیب نسبی‌گرایی در اشکال مختلف آن ترویج می‌شود. از دیدگاه بر ساخت‌گرایان هر نوع دخل و تصرفی که علم و فناوری در اجزاء جهان انجام دهد تا آنجا که با اهداف و مقاصد براگماتیستی انطباق داشته باشد، بلااشکال است.
3- ظهور اَبَرروندها ، اَبَرانسان و اَبَرفناوری
4- اهمیت یافتن مسئله کنترل و حکمرانی خوب : به اعتبار توان بی‌سابقه، قدرت نفوذ و تأثیرگذاری منحصر به فرد فناوری های هم گرا ، همه نویسندگانی که در این زمینه قلم زده‌اند، متفق‌القول هستند که مسأله کنترل فناوریهای همگرا در زمره اصلی‌ترین چالش‌های پیش‌روی بشریت می‌باشند.
وسعت حوزه فاوا و چند منظوره و چند رشته ای بودن آن موجب شمولیت آن در یک دنیایی بسیار بزرگ در برگیرنده دنیاهای حقیقی و مجازی می باشد. حوزه مزبور در عمر کوتاه روندهای معناداری را در حوزه های مختلف ایجاد کرده است.در حوزه اینترنت چهار روند از وب 1 (وب استاتیک و اطلاع رسانی ) تا وب 4‌ (وب هم زی یا متا وب) ، در حوزه ارتباطات تلفن همراه چهار نسل از نسل یک(تلفن های آنالوگ صوتی) تا نسل چهارم(تلفن هوشمند و یا پایانه همه کاره باارتباط باند پهن ) ، در حوزه ساختار نهادی از آمادگی الکترونیکی تا شمول الکترونیکی، در حوزه فرهنگی از سیستم اطلاع‌رسانی تا زمینه‌سازی فرهنگی ، در حوزه اجتماعی از رسانه های عمومی(ارتباط یک طرفه و در خدمت نظام مسلط سیاسی و اقتصادی) تا رسانه های اجتماعی ( ارتباط تعاملی و شبکه ای) را شاهد می باشیم.

جمع بندی روندها:
1- در حوزه علوم در ابتدای دوره " دانش و فناوریهای هم گرا" قرار داریم. پارادایم های جدید بر پایه چند رشته ای بودن در حوزه تحقیق و بکارگیری روش های جدید بر اساس داده کاوی بانک های بزرگ اطلاعاتی خود سازمانده در حال شکل گیری است.
2- در حوزه اینترنت در حال ورود به اینترنت وب3 هستیم . در این دوره به سمت آن خواهیم رفت که همه دانش بشری برای همه کاربران طبق هستان هایی قابل بهره برداری باشد و بانک های بزرگ اطلاعاتی و محاسبات ابری زمینه تولید دانش را فراهم کنند. بدین ترتیب در حوزه مدیریت اطلاعات و دانش شاهد همگرایی بیشتری خواهیم بود.
3- در حوزه اجتماعی و فرهنگی رسانه های اجتماعی در مقایسه با رسانه های جمعی نقش موثرتری می یابند. وبلاگ ها و وب سایت های گروه های اجتماعی نظیر فیس بوک ها و توییتر ها نمایندگان رسانه های اجتماعی می باشند و در این حوزه امپراطوریهای مجازی معروف آمریکایی نقش قابل توجهی دارند.
4- در زمینه تلفن ها و پایانه های همراه در دوره فناوری نسل سوم موبایل بوده و ظرف پنج سال آینده نسل چهارم آن ، اقتصادی خواهد شد. بدین ترتیب امکان ارتباط باند پهن در همه نقاط ، در همه زمان ها و برای همه امکان پذیر می گردد. این به معنای توسعه بهمنی خدمات ارزش افزوده در حوزه های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی می باشد.

وضعیت کشور:
در حوزه فاوا سه گونه توسعه و تحول ملاحظه می گردد:
1- توسعه و تحول فناورانه فاوا : عمدتا توسط کشورهای غربی صورت گرفته و شکل می گیرد و کشورهای در حال توسعه نظیر ایران درآن نقش فعالی ندارند.
2- توسعه و تحول در اجزای نظام فاوای کشور : این تحول می تواند بر پایه راهبردهای مشخص و مصوب توسط مراجع ذیصلاح و بر اساس سیاست ها و نگرش های متفاوتی شکل گرفته باشد.
3- تحولات برآمده از توسعه فاوا در کشور : با توجه به ویژگی های فاوا از قبیل فناوری همه منظوره بودن و تاثیرگذاری در همه شئون اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی ، توسعه آن می تواند پیامدهایی داشته باشد که می بایستی مورد توجه برنامه ریزان و مدیران راهبردی قرار گیرد.
علیرغم ضعف نظام آماری در کشور و عدم وجود شاخص های مصوب برای رصد توسعه فاوا در کشور می توان به عینه توسعه فاوا را در اکثر حوزه ها ملاحظه نمود.طبق اعلام مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت ضریب نفوذ اینترنت در سال 1389 درکشور با 24 میلیون و 550هزار کاربر به میزان 66/32 درصد بوده است . بر اساس همین گزارش ضریب نفوذ اینترنت در سال 1387 در کشور 8/21 درصد بوده است. رشد پنجاه درصدی در طول دو سال نشان از سرعت توسعه مزبور می باشد و با توجه به تاثیرات وسیع اجتماعی و فرهنگی توسعه اینترنت مساله راهکارها و راهبردها ی مدیریت تحول اهمیت وی‍ژه ای می یابد. همچنین این در حالی است که تحول در حوزه هایی چون افزایش ضریب نفوذ شبکه های تلفن همراه وتوسعه قابلیت ارسال دیتا و اینترنت با شدت بیشتری در حال انجام است و ضریب نفوذ تلفن موبایل بیش از 80 در صد می باشد.متجاوز از ده میلیون مشترک موبایل از قابلیت GPRS ارتباطات اینترنتی بهره مند می باشند. طبق آمارهای منتشر شده از سوی BMI در سال گذشته متجاوز از 11 میلیارد دلار اقلام الکترونیکی وارد کشور شده است . گوشی های تلفن همراه حدود 3 میلیارد دلار و 1 میلیارد دلار دستگاه های نمایشگر و تلویزیون از اقلام عمده وارداتی مزبور بشمار می روند. همانطور که ملاحظه می شود عمده اقلام وارداتی ترمینال ها و سخت افزارهای خدماتی انفرادی و غیر سیستمی هستند و کمتر در حوزه نرم افزاری و سیستم ها بوده اند.

در زمینه توسعه درونزای فاوا ، آماری وجود ندارد ولی با توجه به اینکه در حوزه های متعدد سخت افزاری و نرم افزاری و کاربردها شاهد فعالیت قابل توجهی نیستیم، می توان نتیجه گرفت که در حوزه های مختلف تولید و عرضه محتوا، خدمات پردازش اطلاعات ، توسعه شبکه ها و رسانه های اجتماعی کاری متناسب با واردات مزبور صورت نپذیرفته است. این به معنای وجود یک توسعه نامتوازن در حوزه فاوا می باشد.

توسعه فاوا در کشور از سوی دولت به صورت برنامه ریزی غیر متمرکز و جزئ نگر صورت می پذیرد. بدین صورت که هر وزارتخانه از روش خاص خود تبعیت می کند. لذا انسجام و یکپارچگی در نظام توسعه فاوای کشور ملاحظه نمی شود. در برنامه پنجم توسعه نیز تکالیف دولت در حوزه فاوا حداقلی می باشد. از متن احکام مرتبط با بخش فاوا می‌توان اهداف زیر را استخراج کرد:

 حفظ یکپارچگی در مدیریت دانش و اطلاعات حوزة سلامت؛
 بسط خدمات دولت الکترونیک و افزایش بهره‌وری؛
 توسعه دولت الکترونیک، تجارت الکترونیک و اصالت بخشیدن به اسناد الکترونیک؛
 توسعه و تقویت نظام بانکداری؛
 آیین دادرسی جامع و عادلانه.

از پنج مورد بالا تنها یک مورد به افزایش بهره‌وری اشاره داشته است که آن هم ناظر به بهره‌وری بخش دولتی بوده است. یک مورد ناظر به حوزة سلامت، یک مورد در مورد دادرسی و یک مورد دربارة نظام بانکداری است. دو مورد، مرتبط با خدمات دولت الکترونیک است و یک مورد نیز به تجارت الکترونیک اشاره داشته است. اگر از بررسی انطباق محتوای مواد با اهداف ذکر شده پرهیز کنیم و فرض را بر انطباق کامل بگذاریم، در بررسی اهداف، متوجه خواهیم شد که حوزه‌هایی غیر از بخش فناوری اطلاعات، مدنظر بوده است. تنها دو موضوع دولت الکترونیک و تجارت الکترونیک مرتبط با بخش فناوری اطلاعات هستند که آن دو نیز ناظر به بخش مدیریت خدمات هستند و نه توسعه زیر بناها.

بطور کلی اجزای دولت الکترونیک به صورت نامتوازن در حال شکل گیری می باشند.وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز خود را متصدی برنامه ریزی یا هدایت و نظارت ویا رصد برای توسعه فاوا در کشور نمی داند. تاکنون بیشتر درصدد توسعه زیر ساخت ارتباطی ، تنظیم مقررات و صدور پروانه و کسب درآمد برای دولت بوده است. درکشوری که تا چندی پیش حامل های انرژی برای مردم از یارانه برخوردار بود. دولت از محل توسعه فاوا در کشور درآمدهای قابل توجهی بدست آورده و می آورد. کسب درآمد برای دولت از محل سیستم های ارتباطی کشور در صورتی که در همان بخش هزینه نشود به معنی افزودن نقش ترمز گیری در توسعه فاوای کشور می باشد.

بحث دیگر در توسعه فاوا ، متوازن سازی آن و توجه به حوزه های جدید اقتصادی فاوا می باشد که مقاله دیگری را می طلبد. حوزه های جدیدی در کسب و کار فاوا شکل گرفته است که کم توجهی به آنها موجب وابستگی عمیق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور خواهد شد. غفلت موجب می شود به تدریج تبلیغات اقتصادی توسط امپراطوری های مجازی (نظیر گوگل ، فیس بوک و غیره) صورت پذیرد و اقتصاد مبتنی بر سرگرمی (بازی ها و محصولات فرهنگی ) در خارج از مرزهای جغرافیایی کشور طراحی و مدیریت شده و مورد بهره برداری اقتصادی قرار گیرند.بزودی خدمات ارزش افزوده در فضای مجازی بخش معنا داری از اقتصاد هر کشور را تشکیل خواهد داد. امروزه بخش های صنعت سخت افزار الکترونیکی توسط چند کشور محدود تولید می شود و بخش کوچکی از اقتصاد سالیانه فاوا را در جهان تشکیل می دهد. در بین موج سوم و چهارم تحول ، بخش های جدیدی درحوزه اقتصاد فاوا در حال شکل گیری است که توجه به آن ها میتواند فرصت های بی بدیلی را برایمان خلق کند.

کد مطلب 165757

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین