۰ نفر
۱۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۴:۳۰

دکتر شهرام رحیمی*

آیا مساله تفاوت رفتارهای فرزندان خانواده با نسل قبل نگران کننده است؟ پاسخ من به این سوال،‌برخلاف آنچه بسیاری از پدرومادرها باور دارند، منفی است. سعی می‌کنم در این یادداشت این مساله را توضیح دهم.

اولین نکته اینکه همانطور که 30 سال پیش نحوه رفتارها به شکل دیگری بوده، الان هم با عوض شدن زمانه، خیلی چیزها تغییر پیدا کرده است. آن زمان تلویزیون، رادیو و کامپیوتر نبود اما حالا بچه‌ها دلشان می‌خواهد به جای آن که بروند در جمعی بنشینند و مثل یک فرد پنجاه ساله رفتار کنند، در خانه پای کامپیوتر بنشینند یا جایی باشند که بتوانند مثل خودشان یعنی یک نوجوان یا جوان رفتار کنند؛ درست مثل اینکه همان افراد میانسال حاضر نیستند در محافلی قرار بگیرند که باب میل جوان‌هاست.

البته من معتقدم تا حدودی هم می‌توانیم به صورت بده و بستان رفتار کنیم؛ مثلا به فرزندمان بگوییم تو این مهمانی‌ها را با ما بیا، در مقابل فلان کاری که دوست داری را انجام بده. اما به هر حال مسلم است تا وقتی که یک جوان در خانه پدریش زندگی می‌کند، باید تابع قوانین آن خانه باشد. یکی از قوانین این خانه می‌تواند این باشد که حداقل یک بار در روز همه افراد خانواده دور هم غذا بخورند و البته پیشنهاد ما هم این است که در همان یک وعده، تلویزیون را خاموش کنند و کمی با هم حرف بزنند. این بدان معنی نیست که همه گزارش بدهند و پدر خانواده فقط نصیحت کند بلکه باید در حرف زدن برابری باشد و مثلا پدر اجازه دهد پسر نوزده ساله‌اش راه حلی برای فلان مشکل پدر ارائه دهد. اگر اینگونه باشد، کم کم می شود به یک تفاهم رسید.

به طور کلی اگر بخواهیم امتیاز خانواده ایرانی را در قیاس با خانواده‌های غیر ایرانی در نظر بگیریم، وابستگی به یکدیگر و قبیله‌ای بودن را می‌توانیم مطرح کنیم. این امتیاز از آن جهت که همه افراد خانواده حامی یکدیگر هستند، خیلی خوب است اما یک جنبه منفی هم دارد و آن تقابلی است که معمولا بعد از ازدواج بین دو نفری که از دو خانواده متفاوت در کنار هم قرار گرفته‌اند، رخ می‌دهد، ضمن اینکه هر کدام از این خانواده‌ها به ابعاد بزرگتری در فامیل تبدیل می‌شوند و فرهنگ وسیع‌تر خانوادگی را درست می‌کنند و معمولا دخالت‌هایی هم در زندگی این دو نفر صورت می‌گیرد و آنها فردیت خود را نمی‌توانند حفظ کنند.

نکته دیگر اینکه واضح‌ترین و شاخص‌ترین ایراد خانواده ایرانی، وابستگی به سنت‌هایی است که ممکن است حتی خود خانواده‌ها هم به آنها اعتقاد نداشته باشند؛ مثل سنت‌هایی که برای ازدواج‌ها در نظر می‌گیریم. در ظاهر مدرن شده‌ایم اما ازدواج‌هایمان به اندازه خودمان مدرن نشده‌اند و اگر این مورد را بتوانیم مدیریت کنیم، کار بزرگی کرده‌ایم. زندگی‌های مدرن مزایا و معایبی دارد. در زندگی‌های مدرن، به خاطر مردم زندگی کردن، کمرنگ‌تر است اما یک مقدار زیادی جوان‌ها در این نوع زندگی، خودشان را از حمایت خانواده‌ها محروم می‌کنند. ضمن اینکه در زندگی‌های سنتی مباحثی مثل دوستی، وفا و ایثار تاثیر بسیاری دارد ولی در زندگی مدرن اینها کنار می‌روند و فردگرایی بیشتر می‌شود.

*مدرس دانشگاه و مشاور خانواده

کد خبر 1715

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • چنور مهدی زاده IR ۰۸:۱۴ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۱
    0 0
    من دانشجوی ارشد پزوهشگری هستم مقاله جالب و پر محتوایی بود ولی اگر بیشتر مسئله را باز میکردید بهتر بود