گلهای مصنوعی قاچاقچیان در گلدانهای هزاران ساله
2 قاچاقچی عتیقه که قصد داشتند محموله بزرگ تاریخی را به مبلغ یک میلیارد تومان به مشتری خود بفروشند، هنگام معامله به دام افتادند.
مدتی قبل گزارش محرمانهای از سوی حراست سازمان میراث فرهنگی کشور در اختیار یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی استان تهران قرار گرفت که از فعالیت 2 قاچاقچی عتیقه در پایتخت حکایت داشت. در گزارش آمده بود که این دو قاچاقچی با مراجعه به تعدادی از تاجران عتیقه مدعی شدهاند که یک محموله بزرگ تاریخی در اختیار دارند و میخواهند آن را به فروش برسانند. با توجه به حساسیت موضوع، پرونده در اختیار معاونت اطلاعات و عملیات قرار گرفت و تیمی از ماموران به فرماندهی سرهنگ علیرضا انوری، فرمانده یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی استان تهران، برای شناسایی قاچاقچیان وارد عمل شدند.
ماموران در نخستین مرحله از تحقیقات به شناسایی افرادی پرداختند که برای خرید محموله تاریخی با قاچاقچیان وارد مذاکره شده بودند. با زیرنظر گرفتن این افراد و بازجویی از آنها سرنخ خوبی از 2 قاچاقچی به دست آمد و ماموران دریافتند که آنها در آپارتمانی در یکی از خیابانهای شرق تهران مخفی شدهاند. از آنجا که احتمال داشت قاچاقچیان محموله عتیقه را در محل دیگری مخفی کرده باشند، مخفیگاه آنها محاصره شد و ماموران در پوشش دستفروش و افراد عادی، آنجا را زیرنظر گرفتند. مدتی بعد اطلاعاتی به دست آمد که نشان میداد متهمان قرار است بهزودی با خریدار محموله عتیقه ملاقات کنند. رقمی که آنها برای انجام این معامله توافق کرده بودند یک میلیارد تومان بود و طبق اطلاعات ماموران قرار بود معامله در همان آپارتمانی انجام شود که قاچاقچیان در آنجا ساکن بودند. با این اطلاعات، دستور قضایی برای دستگیری قاچاقچیان صادر شد و هفته گذشته، درست زمانی که متهمان به انتظار ورود مشتری میلیاردی خود بودند، ناگهان ماموران اداره عملیات یگان حفاظت را مقابل خود دیدند و به دام افتادند.
با دستگیری هر دو قاچاقچی، ماموران هنگام بازرسی مخفیگاه آنها، متوجه شدند که آنها برای مخفی کردن گلدانهای سفالی عتیقه، آنها را در گوشه و کنار خانه گذاشته و داخل گلدانها، چند شاخه گل مصنوعی قرار داده بودند تا کسی به گلدانها شک نکند. این در حالی بود که در یکی از اتاقها نیز حدود 70 قلم شیء عتیقه، روی یک میز چیده و برای فروش آماده شده بود. با کشف این اشیا، متهمان به یگان حفاظت و محموله کشف شده نیز به سازمان میراث فرهنگی انتقال یافتند.
درحالیکه کارشناسان سرگرم بررسی قدمت اشیای کشف شده بودند، ماموران به بازجویی از متهمان پرداختند. یکی از آنها که مدعی بود بیگناه است، گفت: من این اجناس را مدتی قبل از یکی از دوستانم به نام احمد در ازای طلبم گرفتم و میخواستم با فروش آنها به پولم برسم. برای همین از همدستم برای فروش این اشیا کمک خواستم اما نمیدانستم که فروش آنها جرم است. اظهارات مرد قاچاقچی وقتی رنگ باخت که ماموران در ادامه تحقیقات متوجه شدند که احمد مدتی قبل فوت کرده است. بنابراین بازجویی از متهم اصلی ادامه یافت و او این بار به حفاری غیرمجاز در شمال کشور و دیگر شهرها و بیرون کشیدن اشیای تاریخی از دل زمین اعتراف کرد.
بعد از اعترافات متهمان، کارشناسان سازمان میراث فرهنگی نیز اعلام کردند که اشیای کشفشده از قاچاقچیان شامل آثار بسیار نفیسی متعلق به هزاره اول و سوم قبل از میلاد، دوران اشکانی و قرون 3 و 4 هجری قمری است؛ اشیایی از جمله دستبند، سر تبر، درفش، عطردان شیشهای، تنگهای سفالی، مجسمه قوچ بالدار، مجسمه بز کوهی، ریتون، مهر استوانهای، ظرف خونگیری و... .قاضی علیرضا باقری، بازپرس شعبه 16 دادسرای ناحیه 5 تهران، با اشاره به این خبر گفت: هر دو متهم با صدور قرار قانونی به زندان اوین انتقال یافتند و تحقیقات تکمیلی درخصوص این پرونده ادامه دارد.
زن جوان به دزد عابربانکی رو دست زد
دزد عابربانکی با گفتن این جمله که« پسرم در بیمارستان بستری است»
به حساب عابربانک دهها زن، دستبرد زد اما در آخرین سرقت از سوی زن جوان، رودست خورد و به دام پلیس افتاد.تحقیقات پلیس برای دستگیری این مرد با شکایت زنی در دادسرای ناحیه 14 تهران آغاز شد. این زن به بازپرس پرونده گفت: روز گذشته در حال عبور از مقابل یک دستگاه خودپرداز بودم که مرد جوانی را با ظاهری نگران دیدم. او به من گفت که پسرش در بیمارستان بستری است و نیاز شدیدی به پول دارد اما دستگاه خودپرداز فقط 200 هزار تومان پرداخت میکند و او بیشتر از این مبلغ نمیتواند از دستگاه برداشت کند. بعد هم از من خواست که از حسابم 200هزار تومان برداشت کنم و به وی بدهم و او نیز از طریق دستگاه خودپرداز، 200هزار تومان بهصورت کارت به کارت به حسابم منتقل خواهد کرد.
شاکی ادامه داد: من هم قبول کردم اما بعد از پرداخت پول متوجه شدم که او هیچ مبلغی به حسابم واریز نکرده است. با شکایت این زن، تحقیقات برای دستگیری مرد شیاد شروع شد تا اینکه چند روز بعد اتفاق عجیبی افتاد. آن روز متهم تحت تعقیب، قصد داشت با نقشهای مشابه از زن جوان دیگری کلاهبرداری کند اما زن جوان بعد از شنیدن حرفهای متهم به وی گفت: ابتدا شما200 هزار تومان به حسابم واریز کنید تا من آن را از عابربانک برداشت کنم و به شما تحویل دهم. متهم که انتظار شنیدن این جواب را نداشت، بیآنکه چیزی بگوید سعی کرد از محل فرار کند اما با فریادهای زن جوان دستگیر شد.
او بعد از انتقال به پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران به دهها فقره سرقت با این شگرد اعتراف کرد و مدعی شد با پولهایی که از این طریق به دست میآورده، شیشه و کراک میخریده و مصرف میکرده است.
/5656




نظر شما