۰ نفر
۱۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۷:۱۷

اقتصاد ایتالیا مانند کشتی ست که هنوز غرق نشده بلکه به یک کاپیتان جدید و متبحر نیاز دارد.

یک راه برای اینکه تفاوت بین ایتالیا و یونان را درک کنید: تصور کنید که با معجزه ای نخست وزیر ایتالیا و یونان جابجا شوند. ماهیت بحران یونان اینگونه است که مردی آشکارا قابل اعتماد،توانا و جدی خودش را به طور ناگهانی مسئول اقتصادی عمیقا به خطر افتاده بداند اما نتواند منابع را جمع اوری کند و یا این بحران را مدیریت کند. ماهیت بحران ایتالیا اینگونه است که مردی که هیچ کس سالها به طور کامل یه او اعتماد ندارد مسئول اقتصادی است که با نقاط قوت آشکارا و برخی اشتباهات واضح اما نه فلج کننده است.

 وداع  جورج پاپاندرئو از قدرت نخست وزیری بی شک  یونان را تضعیف خواهد کرد، اما سقوط سیلویو برلوسکونی فرض براینکه در حال حاضر این اتفاق رخ داده است ایتالیا را تقویت خواهد کرد.بعد از همه ی اینها میزان بدهی ایتالیا شایعه استعفای برلوسکونی را بیشتر می کند و بعد او دوباره همه چیز را از ابتدا تکذیب می کند. ابتدای ماه جاری بود که وی از وداع با قدرت سخن گفت ،همین خبر کافی بود تا بودجه مورد نظر او رای بیاورد و  به سرعت قیمت بورو به نسبت دلار افزایش یافت.

 

هیچ علائم روشن تری نمی تواند وجود داشته باشد که اثبات کند مشکلات اولیه ایتالیا این مرد است نه کشور، درحالی که در یونان برعکس است.مشکلات ایتالیا نهایتا از یکی از فرصت های بزرگ از دست رفته تاریخ اخیر اروپا نشأت گرفته است.بعد از سقوط نظام سیاسی ایتالیا در اوایل دهه 90 بعد از تحقیقات قضایی که شیوه های فاسد از جمله همکاری با مافیا در آن فاش شد و طی سالهای جنگ سرد نیز ادامه داشت،این لحظه ی یک شروع جدید و واقعی ای می توانست باشد.

 به نظر می رسد وقت توسل به  سیاستی پاکتر و مسئولانه تر است که اروپا و مردم ایتالیا منتظر آن هستند.در عوض برلوسکونی رئیس حزبی شد که یک شبه مدل باشگاه طرفداران فوتبال را در ذهن تداعی می کرد.او از آن زمان به بعد هیچگاه در دفترش نبود، اما با این حال او بیشتر از اینکه جوانان ایتالیایی به یاد بیاورند بر ایتالیا حکمفرما بوده است.

 

اشتباهات زندگی شخصی برلوسوکونی به کنار،قابل ملاحظه ترین ناموفقیت او این بود که به جای مقابله با عادات بد اقتصادی گذشته ایتالیا ، همواره به آنها تمایل نشان می داد. او در ابتدا برنامه ریزی کرده بود تا خود را یک رفتگر تمیز به روش تاچریسم معرفی کند اما این کاره نبود.اقتصاد ایتالیا با هزاران شرکت کوچک که از دادن مالیات طفره رفته بودند و ساختارهای دولتی ناکارآمد رفاهی و همچنین با خواص قابل توجه آن بیش از قبل ضربه خورد.

 اغلب اما نه همه ی اصلاحات زمانی بوجود آمد که برلوسکونی بر سرقدرت نیامده بود.او کمی از رقابت های رو به کاهش ایتالیا حمایت کرد اما بدهی هایی را که در دهه 70 انباشته شده بودند را کاهش نداد. او این بدهی ها را درست نکرده بود و چیز زیادی به آن هم اضافه نکرد.

 

برخلاف یونان،ایتالیا برای سرپوش گذاشتن بر هزینه های کنونی قرضی نگرفته ،اما هزینه ها را هم قطع نکرده است،دقیقا به این خاطر که او اصلاحاتی در جمع آوری مالیات ها و یا کاهش هزینه های دولتی را برای پرداخت کمتر درآمد به خودش انجام نداده است. این غفلت او باعث رفت و آمد زیاد وی به دادگاه شد.

 ایتالیایی ها به شخصه سطح پایینی از بدهی در تجارت دارند.بریتانیا خوشحال خواهد شد تا یک گروه میانی شرکت های خانوادگی به تنوعی که در ایتالیا در جریان است یا برخی از شرکت های بزرگی که هنوز به خود می بالند داشته باشد.اقتصاد ایتالیا غرق نشده است.اما کشتی دولت ایتالیا به یک کاپیتان جدید و معتبر نیاز دارد.

 

متاسفانه، هیچ انتخاب قطعی و جذابی وجود ندارد.طی سالهایی که برلوسکونی بر سر کار بود،مخالفان کمی با وی روبرو بودند.رقمی از حزب برلوسکونی هنوز پشت صحنه وجود دارد که تقریبا به طور قطع موفق به متقاعد کردن بازار خواهد شد. دولت موقت تشکیل شده از کارشناسان ممکن است به طور موقت امور  را آرام کنند ، اما انتخابات جدید تقریبا به طور قطع مخالف این عمل خواهد کرد.آیا یک دولت بهتر می تواند مشکل ایتالیا را که  ماندن در منطقه یورو است  حل کند؟ اکنون بزرگترین سوال این است.26151

ترجمه: آمنه معزی

گاردین/8 نوامبر

کد مطلب 184148

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین