۰ نفر
۸ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۱

کارشناس مسایل پول و بانک در سایت اقتصادایرانی نوشت:

اخیرا بحث هاى متعددى در مورد تحریم بانک مرکزی مطرح شده است.حال این پرسش مطرح است که به طور کلی بانک مرکزی چه جایگاهی در معادلات اقتصادی ایران با کشورهای دیگر داردوآیا اصولا تحریم آن امکانپذیر وموثر خواهدبود؟
نقش و جایگاه بانک مرکزی دراقتصادملى را قانون مشخص نموده و برخی از آنها عبارتند از:
1-     تنظیم مقررات مربوط به معاملات ارزی و ریالی
2-         نظارت بر صدور و ورود ارز و پول رایج کشور
3-           تنظیم نظام پولی و اعتباری کشور
4-            نظارت بر بانک‌ها و مؤسسات اعتباری
5-            تنظیم حجم اعتبارات بانکی و ایجاد هماهنگی، متناسب با نیازهای پولی کشور
6-            نگهداری کلیه ذخایر ارزی و طلای کشور
7-              نمایندگی دولت در سازمان‌های مالی و بین‌المللی
8-       در اختیار داشتن تصدی تمام عملیات انتشار اوراق بهادار دولتی
9-       انعقاد موافقت نامه پرداخت و اجرای قراردادهای پولی، مالی، بازرگانی و ترانزیتی دولت و سایر کشورها
چنان که مشخص می شود علاوه بر تنظیم روابط و نظارت بر عملکرد بانک ها و معاملات طلا و غیره، کلیه روابط خارجی مالی کشور و تنظیم آن بر عهده بانک مرکزی است.
ورود و خروج هر گونه ارز و پول یا اعتبارات و مشابه آنها تابع ضوابط، مقررات و اصولی است که بانک مرکزی مشخص می کند. علاوه بر این بانک مرکزی نماینده کشور در موسسات بین المللی کلیدی مانند صندوق بین المللی پول نیز هست.
خلاصه این که کل روابط اقتصادی ما با دنیای خارج از مسیر بانک مرکزی می گذرد.
آیا چنین اقدامی یعنی تحریم بانک مرکزی یک کشور سابقه داشته است؟
احتمالا به غیراز مواردی مانند حالت جنگی بین کشورها مثلا در جنگ دوم جهانی، قطع روابط با بانک مرکزی کشورها روی نداده است.  البته دراین میان به مقصود ومنظور ازتحریم توجه داشت.
 مثلا اگر دولتی بگوید که روابط بانک مرکزی خود را با دولت دیگر قطع نموده است، معلوم نیست که مبادلات فی ما بین چگونه باید تسویه شوند. چون مرجع تسویه حساب مطالبات بین طرفین بانک مرکزی و ساز و کار بانک مرکزی است. بنابراین، به نظر می رسد ممکن است بتوان با یک نظام بانکی در یک کشور قطع رابطه کرد، اما قطع رابطه با بانک مرکزی یک کشور بی معنی است. به کلام دیگر ممکن است یک کشور بگوید من رابطه خود با بانک های تجاری و یا سرمایه گذاری فلان کشور را قطع می کنم، اما قطع رابطه با بانک مرکزی به مفهوم آن است که نه مطالباتم را طلب می کنم و نه بدهی های خود را خواهم پرداخت که حرفی بی معنی است.
 دوباره توجهتان را به این نکته جلب می کنم که باید دید معنی ومقصودازلغت "تحریم" چیست. چراکه متن چنین مصوباتی بیشتر از عنوان آنها ارزشمند است. لذانباید به این شعارها بیش از حد بها داد بلکه باید دید در عمل چه روی می دهد. 
 آمریکا در ماههای اخیر فشار زیادی را به کشورهای دیگر برای قطع ارتباطات مالی با ایران داشته است. این مسئله تا چه حد امکان پذیر است؟ یعنی با توجه به بحران اقتصادی که در حال حاضر در جهان وجود دارد، آیا کشورهای دیگراصولا زیر بار چنین مسئله ای می روند؟
امروز مادر جهانی زندگی می کنیم که روابط اقتصادی کشورها چند وجهی است.لذا به نظر من، این گونه ادعاها بیشتر شعارهای سیاسی برای وارد کردن فشار روانی بر طرف های تجاری خارجی ایران و ایجاد تنش روانی (نه تنش واقعی) در اقتصاد داخلی ایران است تا بتوانند به درخواست های سیاسی خود در افکار عمومی کشورهای متبوع وجاهت بخشیده و یا از فشار برخی لابی های قوی بر دولت های خود بکاهند.
 در اقتصاد امروز هر کشورى باید پاسخگوی نیازهای واقعی مردم خود باشد و فشارهای دولت های بزرگ جهان هر چند بی تاثیر بر رفتار آنها نیست، اما در عین حال نمی تواند باعث شود تا طرف های تجاری ایران از منافع حقه خود چشم پوشی کنند تا دیگران به امیال و اهداف سیاسی خود دست یابند.
امروزه برای تولید یک کالا، نفت از ایران، ابزارهای تولید در سنگاپور، قطعات از چین و فناوری از اروپا جمع آوری می شود. بازار فروش محصول نهائی هم مثلا افریقا یا امریکای جنوبی است. حالا شما اگر یکی از این عناصر را حذف کنید بقیه آنها چه باید بکنند؟ آیا آنها دست روی دست می گذارند؟ بعید به نظر می رسد.
 همبستگی و پیوستگی اقتصاد جهانی هر چند فشار وارد کردن را غیر ممکن یا کاملا بی اثر نمی سازد، اما این امر حد و مرزی دارد که هیچکس نمی تواند از آن عبور کند.   
حال دراین شرایط چه باید بکنیم وسیاست موثر چه خواهدبود؟
چنان که گفته شد، باید دید در عمل چه روی خواهد داد. تا زمانی که در عمل با این پدیده به اصطلاح "تحریم بانک مرکزی" روبرو نشده ایم، نباید خودمان را گرفتار اماها و اگرهای احتمالی بکنیم. به یاد داریم که در امثال و حکم خودمان آمده:" به یکی گفتند دور دنیا می چرخانمت، گفت عیب ندارد چون خودت هم باید بیائی! "
تحریم، تحت هر عنوان که باشد بین طرفین متخاصم معنی ندارد چون طرفین متخاصم به خاطر قطع بودن روابط اقتصادى شان ،اصولا نقطه اعمال فشاری بر هم ندارند. تخاصم بین ما و دولت هائی که مدعی تحریم بانک مرکزی هستند هم مدتها است برقرار است و رابطه ای نیست که بخواهند با قطع آن ما را بترسانند. درهمین حال طرف های تجاری ایران نیز انگیزه همکاری با ما در هر صورت را خواهند داشت چون منافع واقعی خود را بر منافع واهی دیگران ترجیح خواهند دادواین رسم وسنت اقتصاداست.

/3131

کد خبر 187145

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام US ۱۲:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
    47 2
    سلام جناب کارشناس عزیز در جمله ی کلیدی مقاله فرموده اند: "اما قطع رابطه با بانک مرکزی به مفهوم آن است که نه مطالباتم را طلب می کنم و نه بدهی های خود را خواهم پرداخت که حرفی بی معنی است." متاسفانه نگارنده نگفته اند که چرا چنین حرفی "بی معنی" است و احتمالا "بی معنی بودن" جمله ی فوق را کاملا بدیهی دانسته و دیگر نتایج دلخواه خود را بنابر فرضی قرار داده اند که ظاهرا فقط از نظر خود ایشان بدیهی است. اتفاقا جمله ی فوق می تواند کاملا معنی دار باشد خصوصا وقتی که شخص فقط به طرف مقابل بدهی داشته باشد و یا میزان بدهی ها بر مطالبات بچربد. متاسفانه در تمام موارد کشورهایی که قصد تحریم ما را دارند چنین وضعیتی دارند که تحریم بانک مرکزی به سودشان تمام می شود.
  • احمد IR ۱۲:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
    4 41
    ممنون از ارائه تحلیل روشنگرتان .
  • بدون نام IR ۱۳:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
    60 0
    ارائه ندادن اين مقاله شايد بهتر مي بود.
  • بدون نام DE ۱۳:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
    61 1
    کارشناس جان ! اگر طرف های تجاری ما که اکثرا به ما بدهکارند ( بابت خرید نفت ) به طرف های متخاصم ما پیوستند و پول های ما رو بالا کشیدند چی ؟