مهر نامه نوشت:

تدریس دریکی ازبهترین دانشکده های اقتصادی جهان وهمکاری با توماس سارجنت در دانشگاه نیویورک افتخاری است که "علی شوریده" درآستانه 30سالگی به آن دست یافته.این نخبه ایرانی،مدال نقره المپیاد ریاضی جهان را ازآن خود کرده و اکنون استاد یار دانشکده اقتصادی وارتون در پنسیلوانیا است.از دانشگاه صنعتی شریف مدرک کارشناسی دارد.دوره فوق لیسانس را در دانشگاه بریتیش کلمبیا گذرانده ودر دانشگاه مینه سوتا دوره دکتری را پشت سر گذاشته. او یک متخصص اقتصاد کلان است که به استفاده از ریاضی در اقتصاد، باوری قاطع دارد.

علی شوریده در پاسخ به این پرسش که یافته های سیمز وسارجنت ،دو اقتصاد دان آمریکایی کجا به هم می رسد ونقطه اشتراک هردو برای دریافت جایزه نوبل چه بوده است می گوید:" نقطه تلاقی تحقیقات سیمز و سارجنت استفاده از روش های اقتصادسنجی در اقتصاد کلان است. هر دو مبدع روش هایی هستند که نسل های بعدی اقتصاددانان کلان از آنها استفاده کرده اند. هر دو در دوره ای در دانشگاه مینه سوتا مشغول به کار بوده اند (دهه 70 و 80) که اقتصاد کلان در حال تحولات بنیادی بوده است".

استاد ایرانی دانشگاه نیویورک با اشاره به این که سیمز وسارجنت به همراه ادوارد پرسکات ( برنده نوبل سال 2004 ) و نیل والاس که به آنها 4 مرد اسب سوار می گفتند،خدمات ارزشمندی به علم اقتصاد کرده اند گفته است:" آن زمان دکتر سارجنت مشغول آزمون مدل های انتظارات عقلانی بود و دکتر سیمزهم به دنبال تحلیل نوسان های اقتصادی بدون اتکا به مدل های اقتصاد خرد بود. تحقیقات هردو منجر به ابداع روش های جدیدی شد که هنوز مورد استفاده دیگران است. بعدها سارجنت بیشتر در جهت تحقیقات روی انتظارات عقلانی حرکت کرد. سری طولانی مقالات او به همراه "لارس هانسن" پیرامون Robust Control Theory در جهت ارتقای مدل های انتظارات عقلانی می کوشد. در همین حال سیمز هم به تحقیق بیشتر بر روی مساله انتظارات عقلانی پرداخت و مبحث "عدم توجه عقلانی"، Rational Inattention، را مطرح کرد."

علی شوریده هم چنین گفته است:" من فکر می کنم که در حال حاضر تمام کسانی که مشغول تحقیق روی مسائل اقتصاد کلان هستند یا از روش های اقتصاد سنجی سیمز استفاده می کنند یا از نتایج تحقیقات سارجنت بر روی انتظارات عقلانی.بنابراین باید جایگاه ویژه ای برای هردو در پیشبرد علم اقتصاد درنظر گرفت".

استاد ایرانی دانشگاه نیویورک هم چنین در پاسخ به این پرسش که "وضع کنونی اقتصاد آمریکا ودرهم ریختگی اقتصاد جهان ناشی از کم توجهی به تحقیقات سارجنت وسیمز است یا نشانه ای از توجه به آن؟" گفته است:" هیچ کدام. من فکر می کنم که سهم سارجنت و سیمز در پیش برد اقتصاد کلان بیشتر متدولوژیک بوده است. سارجنت به همراه لوکاس و پرسکات در بسط دادن نظری انتظارات عقلانی نقش بسیار مهمی داشته ند. آنها به این نتیجه رسیده بودند که "انتظارات" نقش بسیار مهمی در مدل سازی و روش های اقتصاد سنجی دارند. یکی از بزرگ ترین خدماتی که آنها به اقتصاد کلان کردند "مدل سازی انتظارات" بوده است. کریستوفر سیمز هم نقش به سزایی در به وجود آوردن روش های اقتصاد سنجی در اقتصاد کلان داشت. این دو، روش هایی به وجود آورده اند که درحال حاضر عده زیادی از اقتصاددانان از آنها استفاده می کنند. این که وقوع بحران اخیر را به این دو نسبت می دهند کاری است که نه تنها هیچ پایه و اساس علمی ندارد بلکه از هر گونه اخلاق آکادمیک به دور است".

دارنده مدال نقره جهانی المپیاد ریاضی در پاسخ به اینموضوع که "بعضی از اقتصاد دانان،سیمز وسارجنت را اقتصاد دانان نمی دانند ومعتقدند آنها ریاضی دان هستند" به نشریه مهرنامه گفته است:" اعتراف می کنم در مورد انتقادهایی که به کاربرد ریاضیات در اقتصاد می شود، همیشه سردرگم بوده‌ام و هنوز هم هستم."

وی گفته :" هر چه پیچیدگی مسائل و رویکرد اقتصاد دان بیشتر باشد، احتیاج به استفاده از مفاهیم پیچیده تر ریاضیات بیشتر می شود. به علاوه من فکر می کنم اگر این دو برنده را از دیگر اقتصاد دانانی که در سال های اخیر برنده جایزه نوبل اقتصاد شده اند،مجزا کنیم کار اشتباهی کرده ایم. اکثر افرادی که برنده نوبل اقتصاد شده اند از ریاضیات بهره برده اند و این دو نفر هم از این قاعده مستثنا نیستند. می خواهم بگویم تفاوت زیادی میان توماس سارجنت، ادوارد پرسکات، پیتر دایموند و دیگر برندگان نوبل اقتصاد ازنظر میزان استفاده از ریاضیات وجود ندارد".

وی همچنین گفته است:" من احساس می کنم که در ایران تا حدودی "ریاضی گریزی" در میان اقتصاد دانان وجود دارد بنابراین معتقدم باید از این مرحله عبور کنیم و بپذیریم که ریاضی یک ابزار است در خدمت اقتصاد و متخصص اقتصاد کلان باید از این ابزاراستفاده لازم را برد".

 

3939

کد خبر 189276

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =