۰ نفر
۲۰ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۱:۱۷

اسعد اردلان می گوید: کوفی عنان آخرین امید به حل وفصل مسالمت آمیز بحران سوریه تلقی می شود.

زهرا خدایی
کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل روز شنبه با بشار اسد ملاقات کرد. این در حالی است که اپوزیسیون سوریه، ضمن رد مذاکره با دولت، تلاش عنان را بدون اعمال فشار بر بشار اسد اتلاف وقت خواندند. اما دبیرکل سابق سازمان ملل معتقد است میلیتاریزه کردن بحران سوریه، آن را فاجعه بارتر خواهد کرد.خبر در گفتگویی با اسعد اردلان، کارشناس حقوق بین الملل ابعاد و زوایای حقوقی دخالت سازمان ملل و فرستادۀ این نهاد را مورد بررسی قرار داده است که در ذیل آن را می خوانید. اردلان معتقد است طرفین درگیر باید از موقعیت به وجود آمده از سوی سازمان ملل نهایت استفاده را برای پایان جنگ و خونریزی استفاده کنند.
دلیل انتخاب کوفی عنان به عنوان فرستادۀ سازمان ملل برای حل بحران سوریه چه بود؟
در فصل ششم منشور سازمان ملل متحد، بندهایی برای پیدا کردن راههای مسالمت آمیز جهت حل اختلافات وجود دارد که یکی از آنها میانجی گری است. تصور من اینست سازمان ملل برای اینکه از فصل هفتم منشور استفاده نکند، به استناد فصل ششم شخصیتی را برای حل و فصل مناقشات داخلی به سوریه فرستاده که بین گروههای معارض و دولت توافق ایجاد کنند.
اینکه چرا کوفی عنان برای مأموریت سوریه انتخاب شد، چند دلیل دارد؛ اول اینکه کوفی عنان متعلق به جهان سوم است و می تواند هم مورد اعتماد دولت سوریه و هم اپوزیسیون و هم جامعۀ بین الملل باشد. چرا که این احتمال وجود داشت در صورت فرستادن نماینده ای از کشورهای غربی و یا عربی به سوریه این مسئله ایجاد حساسیت کند. دوم اینکه عنان سابقاً دبیرکل سازمان ملل متحد بوده و در جریان بسیاری از بحرانهای بین المللی به عنوان دبیرکل شخصاً عمل کرده است. بنابراین او ابعاد مداخلۀ سازمان ملل را به خوبی می داند و وجهۀ بین المللی مورد قبول کشورهای مختلف را به دلیل سابقۀ کاری دارد. در ضمن با توجه به سوابق بیان شده او به معنای آخرین امید به حل وفصل مسالمت آمیز اختلافات تلقی می شود.
به میزان و ابعاد دخالت سازمان ملل در بحران سوریه اشاره کردید، این میزان دخالت تا کجاست؟
اصولاً انگیزۀ ایجاد تشکیل سازمان ملل رفع تهدید از جنگ، پیشگیری از جنگ و یا گسترش دامنۀ جنگ است به یک معنا حفظ و صلح امنیت بین الملل. اگر سازمان ملل در جایی احساس کند که رفتار دولتها تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی است و یا ادامۀ آن منجر به درگیری کردن جامعۀ بین الملل می شود، این در واقع تفسیر جدیدی از منشور است و می تواند زمینۀ مداخله را فراهم کند. اما سازمان ملل در ابتدا به صورت میانجی گری، مساعی جمیله، دعوت کردن طرفها به مذاکره و گفتگو وارد خواهد شد و اگر این تلاشها به نتیجه نرسید آنوقت شورای امنیت از آن امکاناتی که در فصل هفتم منشور است، مثل تحریم کردن، مداخلۀ نظامی وارد عمل خواهد شد. البته به شرطی که تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی نباشد.
البته گفتنی است تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی در چند سال اخیر دچار تحول شده است. در گذشته این مسئله در قالب جنگ بین دولتها ارزیابی می شد و ورود سازمان بیشتر به جنگهایی بود که ممکن بود دامنۀ آن گسترش یابد و امنیت بین المللی را برهم بزند. اما امروز تحولات جدید به سمت مناقشات داخلی رفته است و آنجایی که حقوق بشردوستانۀ بین المللی ممکن است به خطر بیفتد، سازمان ملل وارد عمل می شود. بدین معنا که اگر ابعاد رویارویی دولتها با گروههای مخالف و مردم عادی بُعد خشونت آمیز پیدا کند به طوریکه وجدان انسانی را به خطر بیندازد و یا حقوق بشر را به شدت نقض کند و افراد را از حقوق و آزادی ها منع کند، آنوقت با تفسیر جدید ممکن است سازمان ملل مداخله کند همانند همان قطعنامه ای که شورای امنیت برای لیبی صادر کرد.
به لحاظ قانونی آیا امکان درخواست کناره گیری بشار اسد و طرح آن از سوی کوفی عنان وجود دارد؟ با توجه به اینکه اپوزیسیون مذاکره به بشار اسد را رد کرده و خواهان کناره گیری بی قید و شرط اسد شده است.
از نظر منشور سازمان ملل و به لحاظ قانونی، فرستادۀ سازمان ملل نمی تواند چنین درخواستی از بشار اسد کند. اصولاً وظیفۀ هیچ دولت، سازمان و یا حکومتی نیست که از رییس جمهور کشوری بخواهد که قدرت را واگذار کند و یا سر قدرت باقی بماند. اگر چنین چیزی نیز محقق شود، شاید با مداخلۀ نظامی سازمان ملل میسر است و در اثر مداخلۀ نظامی آن اتفاق خواهد افتاد. به نظر من اگر برهان غلیون از امکانی که در سازمان ملل از طریق کوفی عنان برای گفتگو به وجود آمده استفاده می کرد شاید می شد به یک توافق کم خطرتر دست یافت، توافقی که می توانست جامعۀ بین الملل را کمتر با بحران سوریه درگیر کند. همچنین مواضع کشورهای حامی جنبش مردمی را ضعیف تر می کند زیرا به عنوان حربه ای در دست دولت سوریه قرار می گیرد که مخالفان قصد حل و فصل اختلافات را ندارند بلکه تنها هدف آنها براندازی رژیم سیاسی است که در صلاحیت جامعه بین المللی و شورای امنیت نیست.
به نظرم در شورای امنیت مقاومت روسیه همچنان ادامه داشته باشد به این دلیل که سوریه، آخرین پایگاه رویایی روسیه و غرب است و روسیه تمایلی ندارد، سوریه را از دست بدهد چون در مرحلۀ بعد ممکن است غرب با زیاده خواهی به سمت جمهوری های استقلال یافته از روسیه برود. البته ممکن است در نهایت نیز روسیه در مقطعی حاضر شود که در مقابل دریافت امتیازاتی به قطعنامۀ شورای امنیت رأی مثبت بدهد که البته بستگی به وزن و میزان امتیاز دریافتی در قبال خالی کردن پشت سوریه خواهد داشت. از این رو طرفین از موقعیتی که پیش آمده باید استفاده کنند و به یک توافقی برسند که رعایت حال هر دو طرف بشود.
با توجه به آمار اخیر ارائه شده از سوی سازمان عفو بین الملل (8500 کشته) آیا برای تحقق این مسئله کمی دیر نیست؟
براساس فصل ششم منشور سازمان ملل هر نوع اقدامی که منجر به توافق برای حل و فصل بحران به هر طریقی شود، در واقع آن اصل و معیار است. یعنی سازمان ملل اگر اقدامات و تدابیر فصل ششم به نتیجه نرسد آنوقت به فصل هفتم یعنی مداخلۀ نظامی و اقدامات شدیدتر رجوع خواهد کرد. به نظر می رسد از نظر تفکر حاکمیتی و از نظر تفکراتی که سازمان ملل براساس آن به وجود آمده است، هنوز مذاکره و گفتگو برای حل بحران راهکار منطقی است. مگر اینکه واقعاً دولت سوریه به هیچ شکلی نخواهد امتیازاتی را به مردم و درخواست های منطقی آنها واگذار کند.

26349

 

 

کد خبر 203235

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =