«..... عدم هماهنگی بین دستگاههای نظارتی و اجرایی متضرر شدن گروههای نمایشی را درپی دارد. یکسری ایرادات در سیستم مدیریتی و اداری وجود دارد که باید لحاظ شود و تذکرات به شکل رسمی و کتبی ابلاغ شود نه به صورت شفاهی و تلفنی...!!!» (هادی عامل- کارگردان نمایش افسانه ببر- سینما خبر 3 دی 90)
«..... اصلیترین سوال این است که ما با چه نهادی روبرو هستیم و چرا آن شورایی که بر یک اثر نظارت دارد و مجوز اجرا برای آن صادر میکند، از آن اثر حمایت و دفاع نمیکند. واقعیت این است که مدیران هنری کشور حرفهای ما را نمیشنوند و یا اطلاعی از مسائل موجود ندارند و یا درست به آنها منتقل نمیشود و یا در نهایت خود را به نشنیدن میزنند.» (رضا گوران- سخنگوی کانون کارگردانان- کافه تئاتر4 دی 90)
«.... در تمام دوران تئاتر در ایران این کنترل و نظارت بر روی آن وجود داشته است. گاهی این کنترل شدید بوده است و گاهی ضعیف ولی هیچگاه در این دوران مسولین به این مسئله فکر نکردند که اگر مسئلهای طرح میشود مصداق آن وجود دارد و در نهایت وظیفه تئاتر حل مسئله نیست، بلکه طرح مسئله است ... مخاطب در سالن تئاتر هوشش چند برابر میشود و به آسانی زیر بار هر حرفی نمیرود هنرمند طبیعتا نمیتواند بر سر مخاطب خود کلاه بگذارد.» (حسین کیانی- عضو هیات مدیره کانون کارگردانان- کافه تئاتر 4 دی 90)
«.... در تمام دوران تئاتر در ایران این کنترل و نظارت بر روی آن وجود داشته است. گاهی این کنترل شدید بوده است و گاهی ضعیف ولی هیچگاه در این دوران مسولین به این مسئله فکر نکردند که اگر مسئلهای طرح میشود مصداق آن وجود دارد و در نهایت وظیفه تئاتر حل مسئله نیست، بلکه طرح مسئله است ... مخاطب در سالن تئاتر هوشش چند برابر میشود و به آسانی زیر بار هر حرفی نمیرود هنرمند طبیعتا نمیتواند بر سر مخاطب خود کلاه بگذارد.» (حسین کیانی- عضو هیات مدیره کانون کارگردانان- کافه تئاتر 4 دی 90)
«..... طبعاً هرموقع شرایط برای اجرای این اثر با نظارت معقول و قانونی توسط انسانهای مسئول، فهیم و پایدار بر سخن و تصمیم میسر بود حتماً آنرا به صحنه خواهم برد. بنده حاضر نیستم آغاز کننده حرکتی باشم که بر مبنای لاقیدی و فرصت طلبی مفرط، در نهایت منجر به نابودی اندیشه و تفکر در بدنهٔ تئاتر ملی ما میشود.» (حسین پاکدل- کاگردان نمایش عشق و عالیجناب- خبرگزاری آریا- 24 اسفندماه 90)
«..... شورای عالی حمایت پیدا کردیم، نمیدانم این شورا به چه دلیل پدید آمده است، چه مشکلی بوده که باعث ایجاد شورای حمایت شده است؟ هیچ وقت درست و واضح در خصوص شورای حمایت حرف نزدند. مگر شورای ساخت و... نداشتیم، چون نمیدانم چه چیزی هست، حتما باید درگیرش شویم تا بفهمیم شورای حمایت چیست. قرار است تئاتر به شکوفایی برسد و پیشرفت کند ولی احساس این است که بیشتر محدود میشود، یعنی اینکه دور ما حفاظ را افزایش میدهند.» (آرش دادگر- کاگردان تئاتر- خبرگزاری فارس 17 اسفند ماه 90)
«..... با روی کار آمدن شورای حمایت که قبل از این هم وجود داشت، در واقع با ورود افراد جدید به آن، این شورا بر عملکرد شورای هنری تماشاخانهها دخالت کرد و حتی رفتارهای ممیزانه را نیز انجام داد، به همین دلیل وضعیت ناامن تئاتر را ناامنتر کرده است.» (محمد یعقوبی- گفتوگو با خبرگزاری فارس)
«... آیا شورای حمایت آمده که تئاتر ایران را تنبیه کند؟ آیا تئاتر ما مستوجب تنبیه بوده که این قوه قهریه آمده است؟» (محمودرضا رحیمی- خبرگزاری مهر- 8 اسفندماه 90)
«.... نه دلالم، نه کارچاقکن. تا امروز بعد از شصت و چند سال سگدو زدن در عرصه تئاتر هرگز با چنین وضعی برخورد نکردهام. امروزه تئاتر ما بنگاه معامعلات ملکی شده با دلالهای پُرادای بیتجربه و بزن برو.» (جعفر والی- 14 فروردین 91)
این نقل قولها تنها بخش کوچکی بود از آنچه که فقط در 3 ماه پایانی سال گذشته رخ داد و آغازش در سال جدید نیز با گلایه استاد جعفر والی همراه شد. آن هایی که از دور و نزدیک دستی بر آتش تئاتر دارند نیک میدانند که حجم گلایهها و انتقادات هنرمندان عرصه تئاتر کشور بسیار بیش از این چند نقل قولی است که در بالا خواندید و تازه این همه مشکلاتی است که در تهران وجود دارد و اگر هنرمندان زحمتکش و بیادعای تئاتر شهرستانها نیز تریبونهای رسانهای گستردهای همچون تهران میداشتند و گلایهها را منتقل میکردند که ...
تئاتر کشور در یکسال گذشته تئاتری (اگر آغاز سال تئاتری را پس از پایان جشنواره تئاتر فجر بدانیم) فراز و نشیبهای مختلفی را تجربه کرد و اظهار نظرهای مختلف نشان داد که مدیریت تئاتر کشور ظاهرا موفق نشده تا رضایت هیچ طیفی از هنرمندان را جلب کند. تغییرات پیاپی در بخشهای مختلف مدیریتی به ویژه در شورای نظارت و ارزشیابی، ایجاد شورای حمایت، و مسئل مختلفی از این دست نیز نتوانست گرهی از کلاف پیچیده تئاتر ایران بگشاید. به همه اینها اضافه کنید سکوت معنادار خانه تئاتر را که به عنوان تنها صنف رسمی تئاتر کشور این روزها فقط نقش تماشاگر را ایفا میکند. بی تردید چنانچه در کوتاهترین زمان ممکن تغییرات بنیادین در مدیریتها، تفکرات مدیریتی، سیاستهای انقباضی و محدود کننده، برچیدن دخالتهای غیر کارشناسی و... رخ ندهد، سال 91 برای تئاتر ایران خوش یمن نخواهد بود. احتمالا در چنین وضعیتی پاسخ درخوری برای اصلیترین بخش پیام جان مالکوویچ که به مناسبت روز جهانی تئاتر خطاب به همه تئاتریهای دنیا نوشته بود، نخواهیم یافت. اصلیترین بخش پیام این هنرمند با یک پرسش در خاتمه پیامش همراه بود: «ما چگونه زندگی میکنیم؟»
5757







نظر شما