به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از اطلاعات آنلاین، در شرایطی که بیش از ۲۰ روز از آغاز صدارت محمود جم به عنوان نخستوزیر نمیگذشت، در ۲۲ مهرماه ۱۳۱۶ روزنامههای تهران در صفحه نخست خود، از یک تحول مهم صنعتی در ایران خبر دادند؛ «آغاز ساخت کارخانه آهنگذاری»؛ آن هم در شرایطی که حدود دو هفته پیش از آن، قانون تشکیل وزارتخانه «صناعت» از تصویب مجلس شورای ملی گذشته بود و اکنون این وزارتخانه میزبانی چنین آیینی را برعهده داشت.
حدود سه ساعت از ظهر پنجشنبه، ۲۲ مهرماه ۱۳۱۶ گذشته بود که رضاخان برای قرار دادن لوحه یادبود کارخانه «آهنگذاری» در جعبه سنگی مخصوصی که در نظر گرفته شده بود، وارد منطقه «امینآباد» در ۸ کیلومتری شرق شهر ری شد؛ جایی در همسایگی کارخانه سیمان ری که حدود ۴ سال پیش از آن (۸ دیماه ۱۳۱۲) فعالیت خود را آغاز کرده بود و روزنامهها از آن به عنوان «پشت کوه بیبی شهربانو» یاد میکردند.
سنگ بنای نخستین کارخانه ذوبآهن ایران در روزهایی نهاده شد که ساخت راهآهن سراسری از اصلیترین دغدغههای زیرساختی رضاخان به حساب میآمد؛ پروژهای که به نزدیکی ایستگاه قم رسیده بود. از سوی دیگر چند روز قبل از حضور شاه در امینآباد، لایحه خرید کارخانه ذوبآهن نیز به تصویب مجلس رسیده بود تا گام مهمی در مسیر تحقق «یکی از مهمترین احتیاجات کشور» برداشته شود.


طرحی که ناکام ماند
در شرایطی که توسعه صنعتی در ایران روند شتابانی به خود گرفته بود، رفع نیازهای این حوزه، راهاندازی کارخانه ذوبآهن را به یکی از دغدغههای رضاخان تبدیل کرده بود. از سوی دیگر در آن مقطع گفته میشد ایران ظرفیتهای معدنی قابلتوجهی دارد. آمارهایی که روزنامهها ارائه میکردند، حکایت از آن داشت که ۴۰ معدن آهن در کشور کشف شده است، ازجمله معدنی که چندی قبل در «مسگرآباد» تهران کشف شده و سنگ آهن اعلی از آن به دست آمده و در زمره مشهورترین معادن سنگ آهن کشور قرار گرفته بود. از سوی دیگر انتظار میرفت در آینده معادن آهن بیشتری نیز کشف شود؛ ظرفیتی که ضرورت ساخت کارخانه ذوبآهن را دوچندان میکرد.
با توجه به ضرورتهایی که رضاخان برای توسعه صنعتی ایران در سر داشت، قراردادی بین دولت ایران و کنسرسیوم دماگ- کروپ از آلمان نازی منعقد شده بود تا نخستین کارخانه ذوبآهن ایران در اراضی امینآباد تهران راهاندازی شود؛ کارخانهای که ظرفیتی در حدود ۱۰۰ هزار تن فولاد در سال داشت.
از فردای روزی که رضاخان و ولیعهدش در ۲۲ مهرماه ۱۳۱۶ لوحه یادبود کارخانه ذوبآهن را در محل خود قرار دادند، کار ساخت تاسیسات آغاز شد؛ روندی که تا حوالی سالهای ۱۳۱۹-۱۳۱۸ نیز ادامه داشت، اما گویی قرار نبود این آرزوی دیرین ایرانیان اینبار نیز رنگ واقعیت به خود بگیرد.
ماجرا از این قرار بود که با شعلهور شدن آتش جنگ جهانی دوم، بخشی از تأسیسات این کارخانه در راه انتقال از آلمان به ایران، به علت خطر نابودی ازسوی متفقین به کشوری دیگر منتقل شد و تحولات عرصه بینالمللی، سبب شد عملا اجرای این طرح ناکام بماند؛ پروژهای که منتقدانی هم داشت؛ ازجمله ابوالحسن ابتهاج، که در آن زمان دبیر شورای اقتصاد دولت بود و اعتقاد داشت که «امضای قرارداد با شرکت آلمانی، که از بزرگترین شرکتهای صنعتی آلمان بود، با عجله و بدون مطالعه کافی انجام شده است». از سوی دیگر کارشناسان آلمانی بر این اعتقاد بودند که محل انتخابی برای ساخت کارخانه، مناسب نبوده است و دماگ- کروپ با تحمیل رضاخان مجبور به پذیرش آن شدهاست.
نخستین تلاشها برای ذوبآهن
شکست رضاخان در پروژه ذوبآهن در شرایطی بود که نخستین تلاشها در این زمینه از اواخر دوره ناصری آغاز شده بود. مرتضیقلی صنیعالدوله، از رجال صنعتگر و بنام اواخر دوره قاجار و «نخستین رئیس مجلس شورایملی» اولین گامها را در این حوزه، همزمان با افتتاح کارخانه ریسندگی، با راهاندازی یک کارخانه فلزکاری در تهران در اواخر دوره ناصری و ابتدای دوره مظفری برداشت.
یکی از تولیدهای این کارخانه، پایههای چراغ و چند نوع چراغ چدنی بود که برخی خیابانهای تهران را شبها برای چند ساعت، روشن میکرد تا «چراغهای صنیعالدوله» شهره عام و خاص شود، اما فعالیت این کارخانه دیری نپایید و به تعطیلی کشیده شد. صنیعالدوله بعدها تلاشهای دیگری هم در این زمینه داشت و مجوز تاسیس ذوبآهن را گرفت و برای راهاندازی آن، اقدامهایی نیز در شهر آمل انجام داد، اما به دلایل مختلف به نتیجه نرسید تا این پرونده در دوره رضاخان بار دیگر گشوده شود؛ پروندهای که در دوره پهلوی اول نیز به نتیجهای نرسید.

۲۵۹





نظر شما