آیا آنچه شنبه (سوم ژانویه 2026) در این کشور رخ داد به 25 سال نظم نظامی دست ساخت "چاوز _ مادرو" پایان میدهد؟ آیا به راستی شاهد یک دگردیسی سیاسی _ اقتصادی در یکی از بزرگترین صاحبان منابع نفتی و کانی در نیمکره غربی با چرخش در سیاست خارجی از شرق به غرب خواهیم بود؟ آیا کنار رفتن چاوز از قدرت به معنای تغییر رژیم سیاسی در ونزوئلاست؛ آنهم در حالی که ساختار سیاسی حاکم بر این کشور تقریبا همچنان دست نخورده باقی مانده است؟ در این صورت چه تعبیری میتوان از تحولات نظام سیاسی چند روزه اخیر در این کشور داشت؛ سقوط؟ فروپاشی؟ تغییر رفتار؟ یا تبدیل؟
فارغ از هر سناریویی که واشنگتن برای سرنوشت نیکلاس مادرو و همسر دربندش در نظر داشته باشد، اما شیوه عمل و سطح نگرش به آینده ونزوئلا در چارچوب سیاست "رئال پولیتیک" دولت "دونالد ترامپ" یک مفهوم روشن را پیش چشم میگذارد؛ این که ترامپ نه در پی استقرار دموکراسی مطالبهگر در این کشور بوده و نه برخلاف ادعاهای گذشتهاش، سقوط، فروپاشی و یا تغییر رفتار نظام سیاسی این کشور را در دستور کار داشته است. هرآنچه ترامپ و کاخ سفید پس از به اسارت گرفتن مادرو بروز داده، یک معنای روشن دارد: "تبدیل" نظام سیاسی ونزوئلا از یک دولت انقلابی و آوانگارد به دولتی مطیع و همسو با قدرت هژمونیک ایالاتمتحده در نیمکره غربی. این "تبدیل" نه در خدمت به استقرار دموکراسی و پاسخ به مطالبات مخالفان نظام مادرو؛ بلکه "تبدیل" سمت و سوی ثروت سرشار این کشور به آنچه دولت ترامپ در برنامه راهبرد امنیتی ایالات متحده برای سالهای پیش رو تعریف کرده است.
صورت مسئله روشن است؛ ترامپ میگوید؛ زین پس شرکتهای نفتی آمریکایی تعیین کننده ثروت ونزوئلا خواهند بود؛ به رغم سوگند "دلسی رود ریگز" معاون مادرو به عنوان رئیس جمهوری، این واشنگتن است که سیاستها و برنامههای دولت ونزوئلا را تا اطلاع ثانوی دیکته میکند؛ ساختار سیاسی _ نظامی و امنیتی به جامانده از رژیم مادرو با کمی تغییرات، برجای خود باقی میماند؛ مخالفان دموکراسیخواه به رهبری "ماریا کورینا ماچادو" همچنان در گوشه رینگ خواهند ماند تا فرصتهای بعدی چه باشد؛ برگزاری انتخابات آزاد، وعدهای برای آینده نامعلوم است؛ هرگونه مخالفت و یا تعارض سیاستهای رئیسجمهور یا لایههای بوروکراتیک و نظامی _ امنیتی ونزوئلا با اراده واشنگتن، با تکرار اقدام نظامی ارتش ایالات متحده روبرو میشود. این دستور کار آیا جز این است که واشنگتن میخواهد به عصر امپریالیسم کلاسیک در نیمکره غربی بازگردد؟
ممکن است واشنگتن با خوشبینی سادهانگارانه معمول ترامپ، اراده خود را از همین حالا در ونزوئلا تحقق یافته بداند و یا امید قاطع در اینباره داشته باشد. واقعیتها و وقایع غیر منتظره اما همیشه به عنوان یک متغیر در فرایند تحولات عمل میکند. اصلیترین متغیر، درک مردم ونزوئلاست که بهرغم خشنودی یا ناخشنودی از سقوط مادرو، نمیخواهند بیش یک قرن پس از جنگ استقلال خود(1811- 1823 میلادی) با اسپانیا، دوباره وادار به جنگی فرساینده برای کسب استقلال شوند. رفتار استعماری _ امپریالیستی واشنگتن حسی جز زیر قیمومیت رفتن برای مردم ونزوئلا نخواهد داشت. ترامپ وعده رشد اقتصادی را به ونزوئلاییها میدهد اما کمترین اشارهای به "توسعه" این کشور ندارد. توسعه با استقلال و دموکراسی معنا میگیرد.
اقدام نظامی واشنگتن علیه مادرو، بهانهای متفاوت از خواست حتی مخالفان دموکراسیخواه ونزوئلا دارد. او به عمد، مبارزه با مواد مخدر را بهانه تجاوز نظامی به این کشور اعلام کرده؛ در حالیکه مخالفان مادرو خواستار برگزاری انتخابات آزاد و استقرار دموکراسی در این کشور ثروتمند اما اسقاطی شده، بوده و هستند.
سرخوردگی ونزوئلاییها از آنچه واشنگتن در پی آن است، میتواند غول خفته استقلال خواهی را در نه تنها این کشور بلکه آمریکای لاتین دوباره بیدار کند. در این صورت آیا صفحه تازهای از بیثباتی بیسرانجام در نقطهای دیگر از جهان گشوده میشود؟ همانگونه که اکنون در خاورمیانه جریان دارد. تبدیل صرف رژیم سیاسی ونزوئلا از یک نظام سیاسی آوانگارد با گرایش شرقی به نظامی با گرایش غربی و تنها در خدمت به منافع مستقیم واشنگتن تحولی نیست که ونزوئلاییها در پی آن بودند. از این روست که باید پرسید: خب! پس از این چه خواهد شد؟





نظر شما