پس از ونزوئلا، ترامپ خواب چه کشوری را دیده است؟/ صارمی: ترامپ تا جایی پیش می‌رود که هزینه سنگین نپردازد/ فضا، فضای جنگ نیست اما احتمال آن صفر هم نیست

رضا صارمی راد، کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: «برنامه موشکی ما، ارتباطی به آمریکایی‌ها ندارد. در نهایت آمریکا باید صراحتاً اعلام کند که این برنامه چه تهدیدی برای آن‌ها محسوب می‌شود. برنامه موشکی ایران تهدیدی برای آمریکا نیست. اما برخی این بحث را مطرح می‌کنند که چرا آمریکا باید هزینه تنش‌های رژیم صهیونیستی با ایران را بپردازد.»

خبرآنلاین - محمد عارف معزی: سقوط دولت نیکلاس مادورو پس از یک دهه حکمرانی پرتنش، نه فقط پایان یک حکومت بلکه آغاز مرحله‌ای تازه در رقابت‌های ژئوپلیتیک آمریکای لاتین است. روابط نزدیک مادورو با ایران، تنش‌های بی‌سابقه با آمریکا و فشار تحریم‌ها، این کشور را وارد بحرانی بی‌سابقه کرد و تحلیلگران هشدار می‌دهند که پیامدهای این سقوط فراتر از مرزهای ونزوئلا خواهد بود.

 اکنون، پس از آن‌که مادورو بامداد سوم ژانویه در یک یورش شبانه توسط نیروهای ویژه آمریکا در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، دستگیر شد، شاید هرگز در کشوری که بیش از یک دهه آن را اداره کرد، دوباره نخوابد.

ترامپ در عوض وعده داد که ایالات متحده ونزوئلا را اداره خواهد کرد. او گفت دِلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور مادورو، اساساً مایل است هر کاری را که ما لازم بدانیم انجام دهد تا ونزوئلا دوباره عظمت پیدا کند  و به‌اشتباه ادعا کرد که او قبلاً به‌عنوان رئیس‌جمهور سوگند خورده است. هرچند ترامپ از یک «دورهٔ انتقالی» در آینده سخن گفت که می‌توانست دریچه‌ای برای ماچادو بگشاید، اما به نظر می‌رسید بیش از هر چیز به سود بردن از نفت کشور علاقه‌مند است.

به همین منظور، خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی جزئیات این اتفاق و همچنین تاثیرات این رخداد، به گفتگو رضا صارمی راد، کارشناس مسائل بین الملل پرداخته است.

در ادامه مشروح گفتگوی تفصیلی «خبرآنلاین» با رضا صارمی راد را می‌خوانید.

آمریکا دیگر نمی‌خواهد الگوی جنگ عراق را تکرار کند

*** جناب آقای صارمی راد! به نظر شما باتوجه به وضعیت فعلی و بعد از حمله آمریکا به ونزوئلا، آیا باید منتظر حملات بعدی آمریکا به کشورهای دیگر باشیم؟

اقدامی که آمریکا انجام داده است، البته در نوع خود بی‌سابقه نیست. در مقطعی در سال ۱۹۸۳ نیز آمریکا «نوریگا» را که حاکم نظامی پاناما بود، با همین اتهام مواد مخدر هدف قرار داد، او را بازداشت کرد، به ایالات متحده منتقل نمود و محاکمه کرد. بنابراین، این اقدام سابقه‌ای در رفتار آمریکایی‌ها دارد.

با این حال، نگاهی در داخل آمریکا شکل گرفته است مبنی بر اینکه ایالات متحده دیگر حاضر نیست با الگویی مشابه جنگ عراق، به‌ویژه با برهم زدن کامل ساختارهای یک کشور، عمل کند. در آن مقطع، آمریکا صدام را سرنگون کرد، حزب بعث و ارتش را منحل نمود و این اقدام تبعات گسترده‌ای برای آن‌ها داشت؛ به‌گونه‌ای که کنترل عراق عملاً از دستشان خارج شد.

اکنون نیز حدود بیش از ۲۰ سال، یعنی ۲۳ یا ۲۴ سال از آن ماجرا گذشته و عراق همچنان به معضلی برای آمریکا تبدیل شده است. محور مقاومت کماکان در این کشور فعال است. بنابراین، آمریکا دیگر تمایلی ندارد با آن مدل عمل کند؛ مدلی که هم هزینه‌بر است و هم تلفات انسانی بالایی دارد. در جنگ عراق، آمریکا حدود چهار هزار کشته داد، آن هم پس از اشغال بغداد.

با این نگاه، در واقع مدلی طراحی شده است که در آن ساختارها دچار فروپاشی نشوند، بلکه یک فرد هدف قرار گیرد و بر اساس آن، سایر اجزای ساختار وادار شوند همان اقدامات مورد نظر را انجام دهند. اگر آمریکایی‌ها می‌خواستند در ونزوئلا حضور نظامی پیدا کنند، حداقل باید کمتر از ۱۰۰ هزار نیرو اعزام می‌کردند، سپس کاراکاس را اشغال و دولت را تغییر می‌دادند؛ اقدامی که قطعا هزینه‌بر و پر تلفات می‌بود.

اما آن‌ها مسیر دیگری را انتخاب کردند. ماجرا به این شکل پیش رفت که، بر اساس شنیده‌هایی که در برخی رسانه‌ها مطرح شد، تماس‌هایی با وزیر دفاع، وزیر خارجه، معاون رئیس‌جمهور و احتمالاً وزیر کشور ونزوئلا برقرار شد و به آن‌ها گفته شد اگر با آمریکا همراهی نکنند، همان اتفاقی که برای مادورو رخ داده، برای آن‌ها نیز تکرار خواهد شد. در این چارچوب، ساختار حفظ شد و از آن‌ها خواسته شد نقش دولت انتقالی را ایفا کنند.

موضع‌گیری‌های دوپهلو، از جمله مواضع خانم رودریگز، در همین راستا قابل تحلیل است. او در ابتدا موضعی تقابلی داشت و نامه‌ای خطاب به آمریکایی‌ها منتشر کرد، اما پس از آن به سمت تسامح و همراهی حرکت کرد. در مجموع، وضعیت به‌صورت کج‌دار و مریز پیش رفت و تصور آمریکا این است که با کمک همان افرادی که از دولت باقی مانده‌اند، نقش دولت انتقالی را ایفا کند تا با کمترین هزینه، انتخابات برگزار شود، فرد مورد نظرشان شناسایی و مستقر شود و در نهایت اقدام مدنظر آن‌ها تحقق یابد.

به همین دلیل نیز به افرادی مانند ماچادو میدان داده نشد، هرچند ممکن است او در انتخابات شرکت کند. این مدل احتمال دارد در مورد کوبا نیز دنبال شود، اما کوبا تفاوت‌هایی اساسی با ونزوئلا دارد. این کشور پایگاه سنتی شوروی بوده و اکنون نیز پررنگ‌ترین حضور نظامی روسیه در همان منطقه و در کوبا دیده می‌شود. باید دید که روس‌ها تمایل به مقابله خواهند داشت یا خیر.

در عین حال، بیانیه‌ای که از سوی برخی کشورهای آمریکای جنوبی مانند کلمبیا، برزیل، نیکاراگوئه و احتمالاً بولیوی صادر شد، عمدتاً با محوریت محکومیت این اقدام آمریکا بود. به نظر می‌رسد این کشورها به دنبال آن هستند که در صورت تکرار چنین اقداماتی، هزینه آن برای آمریکا افزایش یابد. حداقل در ظاهر، تقریباً هیچ کشوری با آمریکا همراهی نکرد و تنها همراهی آشکار، از سوی رژیم صهیونیستی و نتانیاهو دیده شد.

اتحادیه اروپا بیانیه‌ای صادر کرد، اما در این بیانیه نه اقدام آمریکا را صراحتاً محکوم کرد و نه همراهی‌ای با آن نشان داد. مواضع وزارت خارجه آلمان و اظهارات امانوئل مکرون نیز در همین چارچوب بود؛ آن‌ها تأکید داشتند که آمریکا باید در این خصوص توضیح دهد. نخست‌وزیر انگلستان نیز اعلام کرد که آمریکا باید پاسخگو باشد و فرانسه صراحتاً گفت که این اقدام را تأیید نمی‌کند. بنابراین، هیچ همراهی‌ای از سوی اروپا وجود نداشت. این در حالی است که معمولاً در اقدامات تجاوزکارانه آمریکا، اروپایی‌ها همراهی می‌کردند، اما این‌بار اروپا همراه نشد و عملاً فقط آمریکا و رژیم صهیونیستی باقی ماندند.

بازگشت به منطق قانون جنگل

حال باید دید این اقدام چه هزینه‌هایی برای آمریکا در پی خواهد داشت؛ از جمله خسارت به حقوق بین‌الملل و تخریب ساختاری که پس از جنگ جهانی دوم و طی حدود ۸۰ سال شکل گرفته بود؛ ساختاری که قرار بود صلح از طریق قدرت جای خود را به صلح از مسیر مذاکره و دیپلماسی بدهد. شعار ترامپ نیز همین بود؛ «صلح از طریق مذاکره». اما اکنون می‌بینیم که چنین اتفاقی رخ نداده و آمریکا دوباره به همان منطق پیشین بازگشته است؛ آنچه به تعبیر رایج می‌توان «قانون جنگل» نامید، یعنی بازگشت به این منطق که هر کس قوی‌تر است، می‌تواند اراده خود را تحمیل کند؛ مفهومی که آن را «صلح از طریق قدرت» نام‌گذاری کرده‌اند. حال باید دید آیا جهان این رویکرد را می‌پذیرد یا نه.

در عین حال، آمریکا خود نیز با محدودیت‌ها و معذوریت‌هایی روبه‌روست. زمانی که فشارها افزایش پیدا کند، وضعیت برای واشنگتن دشوار می‌شود. حتی در داخل آمریکا نیز همراهی کامل با این اقدام وجود ندارد. اگر به مواضع جریان ماگا نگاه کنیم، می‌بینیم که آن‌ها اساساً مخالف هستند. از اظهارات استیو بنن گرفته تا تاکر کارلسون و حتی چهره‌هایی مانند چارلی کرک، همگی می‌گویند ونزوئلا اساساً تهدیدی برای آمریکا نبوده و دلیلی برای ورود به تقابل با این کشور وجود ندارد.

بر اساس نظرسنجی‌هایی که انجام شده، حدود ۷۰ درصد مردم آمریکا یا ونزوئلا را تهدید نمی‌دانند یا آن را تهدیدی جدی برای خود تلقی نمی‌کنند. این بحث‌ها در رسانه‌های آمریکا نیز به‌وضوح مطرح است. بنابراین، در میان جریان ماگا، یعنی حامیان اصلی ترامپ، نوعی مخالفت و عدم همراهی وجود دارد. همچنین در داخل دولت آمریکا نیز طیفی حضور دارد که معتقد است اگر دکترین مونرو سیاست اصلی آمریکاست، باید تمرکز بر داخل باشد و از هزینه‌سازی خارجی پرهیز شود.

در این میان، چهره‌هایی مانند روبیو در قبال این سیاست‌ها کاملاً با ترامپ همراه هستند. افزون بر این، برخی نگاه‌های ایدئولوژیک، به‌ویژه در قبال رژیم صهیونیستی، در سیاست خارجی آمریکا نقش دارد؛ اما در مقابل، گروهی دیگر صراحتاً می‌گویند چرا باید سیاست خارجی آمریکا بر مبنای نگاه ایدئولوژیک تنظیم شود و چرا اسرائیل نباید مانند سایر متحدان آمریکا تلقی شود. این شکاف‌های داخلی، اقدام بعدی ترامپ را پرهزینه‌تر می‌کند.

*** تا چه اندازه حمله به ونزوئلا با رویکردهای مطرح شده در سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا هم‌سویی دارد، به‌ویژه با توجه به اینکه در این سند، بسیاری از مداخلات خارجی مورد انتقاد قرار گرفته و به اقدامات روسای جمهور پیشین و جنگ‌هایی مانند عراق اشاره شده است؟

ترامپ مدعی است که فعالیت‌های آمریکا کاملاً بر اساس سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ انجام می‌شود و به نوعی در چارچوب دکترین مونرو عمل می‌کند. خود ترامپ در سخنانش اظهار داشت که دکترین مونرو را اجرا می‌کند. این دکترین تأکید دارد که منطقه آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی حیاط خلوت یا محیط امنیتی آمریکا است و اجازه نمی‌دهد که کشورهای اروپایی، روسیه یا چین در این حوزه حضور داشته باشند. همچنین نیمکره غربی، از جمله گرینلند، در چارچوب همین دکترین به‌عنوان محیط امنیتی و حوزه منافع اولویت‌دار آمریکا تعریف شده است.

اگر به جزئیات بیشتر نگاه کنیم، یکی از بندهای این دکترین مقابله با چین است. چین طی سال‌های گذشته در منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی نفوذ قابل توجهی یافته است؛ از جمله اداره کانال پاناما و توسعه بنادر در حاشیه غربی قاره، همچنین ایجاد مسیرهای صادراتی در پرو و سرمایه‌گذاری در برزیل و با شدت کمتر در کلمبیا. این اقدامات برای آمریکا نگرانی‌آفرین است و موجب شده تا واشنگتن درصدد مقابله با حضور چین در منطقه باشد.

با این حال، ترامپ در سخنان خود به شوخی گفته است که با رئیس‌جمهور چین دوستی دارد و حتی بیان کرده که «نفت به شما می‌دهم»، که بیشتر جنبه تعارف دارد، زیرا چین هرگز نفت خود را از طریق کشوری که آمریکا بر آن نظارت دارد صادر نخواهد کرد. به نظر می‌رسد ترامپ در چارچوب دکترین مونرو، سیاستی مبتنی بر انزواگرایی در داخل آمریکا اتخاذ کرده است، اما هرگاه هزینه‌ای ایجاد شود، این چارچوب محدودیت خود را از دست خواهد داد و اقدامات پرهزینه قابل اجتناب نخواهد بود.

آمریکا تا جایی جلو می‌رود که هزینه انسانی بالا ندهد/ اشغال گرینلند هزینه بیشتری از ونزوئلا دارد

*** اعلام اهدافی مانند اشغال گرینلند تا چه اندازه واقعی است؟

ورود به گرینلند و اشغال آن، قطعاً هزینه‌هایی به‌مراتب بیشتر از ونزوئلا دارد. گرینلند به‌گونه‌ای نیست که بتوان با این مدل عمل کرد و رئیس آنجا را بازداشت و منتقل کرد؛ بلکه نیازمند حضور نظامی مستقیم است. ترامپ ابتدا بحث خرید گرینلند را مطرح کرد، اما پس از مخالفت نخست‌وزیر دانمارک، این موضوع وارد مرحله‌ای دیگر شد. این مسئله می‌تواند نقطه‌ای باشد که اتحادیه اروپا در برابر آمریکا بایستد؛ به‌ویژه با توجه به تحقیر اروپا در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا، که اروپایی‌ها را به نبود آزادی و سیر نزولی متهم کرده است. احتمال ایستادگی اتحادیه اروپا در برابر آمریکا در این موضوع وجود دارد.

در آمریکا به هیچ وجه تلفات سنگین نظامی پذیرفته نیست و افکار عمومی تحمل هزینه‌های انسانی بالا را ندارد. آمریکا تا جایی پیش می‌رود که وارد چنین هزینه‌هایی نشود. به همین دلیل، در ماجرای گرینلند بعید است اقدامی صورت گیرد؛ چراکه هزینه‌های آن حتی از ونزوئلا نیز بیشتر خواهد بود. این در حالی است که نروژ و دانمارک به‌صورت مشترک شکایتی را در همین خصوص علیه آمریکا مطرح کرده‌اند.

فضا، فضای جنگ نیست اما احتمال آن صفر هم نیست/ برنامه موشکی ما به آمریکا ربطی ندارد

*** آیا این مداخلات آمریکا می‌تواند بار دیگر به جنگ با ایران منجر شود یا خیر؟

در عرصه سیاست نمی‌توان با قطعیت گفت که رویدادی صددرصد رخ خواهد داد یا نه. واقعیت این است که فضای کنونی، فضای وقوع جنگ نیست، هرچند احتمال آن به‌طور کامل منتفی هم نیست.

هر اقدام نظامی نیازمند مقدماتی است. ترامپ مدعی است که برنامه هسته‌ای ایران را از بین برده و در ادامه می‌گوید اگر گزارش‌هایی دریافت شود که این برنامه دوباره فعال شده، اقدام خواهد کرد. اما این گزارش را چه نهادی باید ارائه دهد؟ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید چنین گزارشی تهیه کند، در حالی که عملاً چنین منبع معتبری وجود ندارد. همچنان درباره اقدامات آمریکا در فردو و نطنز تردیدهایی مطرح است و گفته می‌شود که آمریکا نتوانسته کار را به‌درستی انجام دهد.

در نهایت، استنادها به صحبت‌های آنتونی بلینکن، وزیر خارجه اسبق آمریکا، بازمی‌گردد که در مصاحبه‌ای گفته بود جزو کسانی بوده که با حمله به فردو مخالف بوده و آن را اقدامی اشتباه می‌دانسته است. او حتی با ادبیاتی دوپهلو ابراز امیدواری کرده بود که اهداف مورد نظر مورد اصابت قرار گرفته باشند. بسیاری از دیگر مقامات آمریکایی نیز اظهارات مشابهی داشته‌اند؛ از جمله مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در دولت بایدن که با همان ادبیات سخن گفته است. بنابراین، هنوز اعتماد لازم درباره موفقیت این اقدامات ایجاد نشده و برای تحمیل هزینه‌ای مجدد، آمریکا نیازمند دلیل جدی‌تری است. از آنجا که خود آن‌ها مدعی‌اند برنامه هسته‌ای ایران از کار افتاده، دست‌کم برای چند سال آینده نمی‌توانند این موضوع را به‌عنوان مبنای اقدام جدید مطرح کنند.

پس از ونزوئلا، ترامپ خواب چه کشوری را دیده است؟/ صارمی: ترامپ تا جایی پیش می‌رود که هزینه سنگین نپردازد/ فضا، فضای جنگ نیست اما احتمال آن صفر هم نیست

برنامه موشکی ما، ارتباطی به آمریکایی‌ها ندارد. در نهایت آمریکا باید صراحتاً اعلام کند که این برنامه چه تهدیدی برای آن‌ها محسوب می‌شود. برنامه موشکی ایران تهدیدی برای آمریکا نیست. اما برخی این بحث را مطرح می‌کنند که چرا آمریکا باید هزینه تنش‌های رژیم صهیونیستی با ایران را بپردازد. اگر این مسئله تهدیدی برای رژیم صهیونیستی است، به آمریکا چه ارتباطی دارد؟ آمریکا می‌تواند در حد دفاع به اسرائیل کمک کند، اما قرار نیست خود وارد اقدام نظامی شود.

افزون بر این، این الگو با مدل جنگ موسوم به «جنگ ۱۲روزه» تفاوت دارد. در آن مقطع، یک‌بار بمباران انجام شد، اما اگر بخواهند شهرهای موشکی ایران را هدف قرار دهند، حداقل به یک تا دو ماه جنگ نیاز دارند. در آن صورت، مسئله وارد مرحله‌ای می‌شود که آمریکا ناگزیر است مجوز کنگره را دریافت کند. حتی در آن شرایط نیز میزان موفقیت چنین عملیاتی محل تردید است. شهرهای موشکی ایران کیلومترها گستردگی دارند و بعید است با یک بمباران یا یک اقدام محدود از بین بروند.

از سوی دیگر، با افزایش تعداد حملات، آمریکا ناچار خواهد بود خود را برای خسارت آماده کند؛ ممکن است هواپیما از دست بدهد یا پایگاه‌هایش مورد اصابت قرار گیرد. این وضعیت مانند دفعات قبل نخواهد بود که ادعا شود به ایران اطلاع داده شده یا مراعاتی صورت گرفته است. در چنین شرایطی، دیگر جایی برای ملاحظه باقی نمی‌ماند و آمریکا باید مسئولیت کامل هزینه‌ها و خسارت‌ها را بپذیرد.

آمریکا به دنبال این است که دولتی روی کار بیاید که با سیاست‌های آنان همراه باشد

*** اصرار دونالد ترامپ بر همکاری با ساختار فعلی حکومت ونزوئلا تا چه اندازه و تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟

این موضوع پیش‌تر نیز به آن اشاره شد، اما اگر بخواهیم جزئی‌تر بررسی کنیم، ترامپ صراحتاً تهدید کرده و گفته است که مقامات را «می‌رباید». نکته دیگر این است که تا زمان شکل‌گیری یک دولت انتقالی و برگزاری انتخابات، که معمولاً در بازه‌ای دو تا سه‌ماهه مدنظر قرار می‌گیرد، آمریکایی‌ها به دنبال آن هستند که دولتی روی کار بیاید که با سیاست‌های آنان همراه باشد. از منظر رسانه‌ای نیز تلاش می‌کنند چهره مورد نظر خود را تقویت کنند. در حال حاضر، به نظر می‌رسد برخی گزینه‌ها اقبال عمومی چندانی ندارند، اما در این فاصله می‌توان برای آن‌ها زمینه‌سازی کرد.

این مدل پیش‌تر در نیکاراگوئه نیز تجربه شده است؛ جایی که معاون رئیس‌جمهور وقت، خانم اورتگا، وارد صحنه شد و با وجود درگیری‌های نظامی، در نهایت فردی نزدیک به آمریکا به قدرت رسید، هرچند پس از چند سال، آقای اورتگا دوباره بازگشت. این الگوها همچنان در ذهن تصمیم‌گیران آمریکایی وجود دارد و تصور می‌کنند می‌توانند طی چند ماه چنین فرآیندی را پیش ببرند.

اگر در جریان انتخابات، همکاری لازم صورت گیرد، مسیر برای آن‌ها هموار می‌شود؛ اما اگر این همکاری انجام نشود، آن‌گاه ناچار خواهند شد به‌صورت علنی و با فشار بیشتر وارد عمل شوند و حتی کمیته‌هایی برای آزادی مادورو تشکیل دهند. در چنین شرایطی، طرف مقابل باید در برابر تهدیدهای ترامپ محکم بایستد، زیرا در این صورت دیگر اجرای این مدل برای آمریکا امکان‌پذیر نخواهد بود.

ترامپ تا جایی پیش می‌رود که هزینه سنگین نپردازد

در ماجرای بالگرد نیز، به نظر می‌رسد هماهنگی‌هایی صورت گرفته است؛ چراکه بالگرد را می‌توان حتی با سلاح‌های کالیبر هدف قرار داد، اما هیچ تلفات آمریکایی گزارش نشد. بعید به نظر می‌رسد تلفات سنگینی وارد شده باشد. این موضوع نشان می‌دهد که احتمالاً هماهنگی‌هایی با واحدهای پدافند هوایی انجام شده است. ونزوئلا دارای سامانه‌های اس-۳۰۰ بود، اما در این ماجرا هیچ شلیکی انجام نشد و همین مسئله، پرسش‌برانگیز است.

در مجموع، به نظر می‌رسد آمریکا دیگر نمی‌تواند این مدل را دوباره در ونزوئلا اجرا کند و ناچار است به دنبال یک دوره انتقالی کم‌هزینه باشد. ترامپ معمولاً تا جایی پیش می‌رود که هزینه سنگینی به او تحمیل نشود. هر جا که هزینه بالا برود، متوقف می‌شود؛ موضوعی که حتی در رسانه‌های آمریکا نیز به آن اشاره شده و از آن با تعابیری کنایه‌آمیز یاد می‌کنند. به هر حال، در جایی باید در برابر او ایستاد. ممکن است این ایستادگی در کوبا رخ دهد یا در گرینلند؛ شاید هم مکزیک، هرچند مکزیک به دلیل توان نظامی بالاتر، شرایط متفاوت‌تری دارد.

باندهای مواد مخدر عملاً مکزیک را اداره می‌کنند. اگر آمریکا بخواهد با این باندهای مواد مخدر مقابله کند، قطعاً برایش هزینه‌ساز خواهد بود و با تلفات و خسارت همراه می‌شود؛ به‌ویژه اینکه میان دو کشور مرز مشترک وجود دارد و شرایط کاملاً با سایر الگوها متفاوت است.

۲۱۹/۴۲

کد مطلب 2166681

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • محمد FR ۱۹:۱۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
    0 0
    سلام این کارشناس مسایل بین الملل انگار مسایل بین الملل را وقتی خواب الود هستند دنبال میکنند. نکنه وابستگی به خارج دارند رییس جمهور فرانسه ادمربایی را نه تنها محکوم نکرد بلکه به ملت ونزویلا هم تبریک گفت.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین