به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: گفتگوی با مردم، با رقبا، با دشمنان، در امور تجارت و جنگ و صلح، همگی نیازمند مبانی و طرز و شیوهای از سخن و خطابه و بیان است که هر نیاموخته و مدعی نمیتواند در آن بهکار گرفته و آزموده شود. فرزانگان و افراد تیزهوش و دانا، که متون و مبانی خوانده باشند و عقل سیاسی و تدبیر زمامداری را از منابع اصیل آموخته باشند، میتوانند ورود کنند و بار سنگین چنین مسئولیتهایی را به دوش گیرند.
بیگمان ادبیات و اصطلاحات و سبک بیان و موعظه و امر و نهی و خبر و انشا در برخی افراد و نهادهای جمهوری اسلامی ایران، فاصلهای با زبان و ادراک و ذوق جامعه دارد که موجب گسست و شکافی در جامعه شده است.
نسل جوانتر بیش از پدران درگیر این شکاف میان خود و زبان رسمی است. نوجوان و جوان ایرانی، به کلی ادبیات و قاموس دیگری دارد و نهادهای تبلیغی و ترویجی، از جمله بنگاه سیما و صدای رسمی مملکت، شیوه عهد خود را دنبال میکنند و به جد و جهد میکوشند اثر و آثاری بر این نسل بگذارند اما فریاد بلندی است که شنیده نمیشود؛ زیرا عبارت و فهم یکسانی ندارد و بیانگر خواست و اندیشه و آرزو و سبک زندگی آنان نیست.
جامعه و مردم باید از سخن دولتیان و بزرگان و تصمیمگیران، احساس اعتماد و امنیت خاطر داشته باشند، باید همدلی و تنیدگی به وجود آورند، به مردم اشتیاق بخشند و آنان را برای کارهای بزرگ برانگیزند، باید لحن پدری و بزرگی داشته باشند و بوی مهر و احترام از سخن آنان استشمام شود. سخن و روایت، در کشوری که بزرگترین و ژرفترین و زیباترین آثار شعر و ادبیات جهان را خلق کرده است، نباید چنان با ذهن و زبان مردم فاصله داشته باشد که به تلخی و تحکم آلوده شود.
حتی امر و نهی نیز به پند و حکایت باید بیان شود، نه به ارعاب و شحنگی یا تندی و تهدید. هر کسی حق ندارد با ملت بزرگ و بیمانندی چون مردم ایران هر چه دلش خواست بگوید و به خیال خویش از تریبون بیمتولی، عامه را سیاست کند و برای عموم خط و نشان بکشد. سخنان خطیر باید از سوی مقامات عالی و به شیوه و بیان مناسب گفته شود و نه از زبان افراد دانی، یا حتی نیروهای کارگزار و خدمتگر که حقوق گرفته و میگیرند تا شغل معهود را درست انجام دهند.
گزافه نیست اگر بگوییم هر مشکلی در داخله و خارجه با گفتگو قابل حل است و مذاکرهکننده سیاسی باید به صلح چاره جوید و خطر جنگ و خسارت و تحریم را از سر ملک و ملت باز کند. به جای شعار دادن و قدرتنمایی، باید راهیابی و چارهگزینی کند و خطرکردن و ارجوزه را به قشون و سرداران بسپرد. «هنر مذاکره» تدبیر صلح برای میهن و ایجاد تفاهم و پیداکردن راه گریز و تمهید صلاح است. اگر چاره نبود، کار را میتوان و باید به اهل سلاح بسپارد و دل را به خدا...
17302





نظر شما