او روز گذشته در مناظرهای دیگر و پس از مناظره با علیمحمد حاضری دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها که دو هفته پیش برگزار شد با صادق زیباکلام عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نیز مناظره کرد تا بگوید «در سالهای اخیر شاهد پاتک غرب علیه دموکراسی به اسم انقلاب رنگین بودیم.»
مرتضی نبوی که یکی از چهرههای ملاقاتکننده با سعید حجاریان پس از آزادی بود 12 مهر ماه به دیدن او رفت تا پس از نام سیدمحمد خاتمی دومین ملاقاتکننده جدی حجاریان باشد.
او این روزها بهطور جدی برای تبیین ایدههای اصولگرایانهاش تلاش میکند.
گفتوگوی بیمقدمه «خبر» با عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و جامعه اسلامی مهندسین در نمایشگاه مطبوعات فرصتی برای او بود تا درباره مهندس موسوی سخن بگوید و حرفهایی برای او داشته باشد درست مثل حرفهایی که 4ماه پیش خطاب به موسوی گفت «چرا میخواهید سابقه خود را یکباره نابود کنید، جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید به نفع شما، انقلاب و نظام است. . .»
آقای نبوی! وضعیت رسانهای را چگونه ارزیابی میکنید؟
وضعیت رسانهای ما رو به پیشرفت است، ما مسیر مثبتی را از اول انقلاب تا به حال طی کردهایم، البته افت و خیز داشتیم و دچار افراط و تفریط شدهایم ولی بالاخره مطبوعات و رسانهها دارند راه خودشان را پیدا میکنند.
برخی مسئولین اعتقاد دارند در این اتفاقات اخیر رسانهها نقش عمدهای داشتند.
این اتفاقات فقط مختص رسانهها نبود من معتقدم که تقریباً خیلی آمادگی نداشتیم و پیشبینیهای لازم را برای این قضیه نداشتیم و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی، رسانه ملی و همه آنها آمادگی نداشتند و لذا تقریباً یک مدتی منفعل بودیم و بعد از یک مدت خوب شدیم.
در این چند ماه حرفهای زیادی درباره انقلاب محملی و رنگین مطرح شد آیا شما اعتقادی به انقلاب مخملی دارید و در این صورت فکر میکنید مسئولین ذیربط تا به حال چه کار میکردند؟
ما پدیدهای داریم که اسمش را جنبش سبز گذاشتند، واقعی بوده و هست به هر حال یک جریانی هستند که تفکرات سکولاریستی دارند. اینها مجتمع شدند و همدیگر را پیدا کردند و یک درصدی از آن کسانی بودند که در انتخابات از آقای موسوی حمایت کردند و در جریان دوم خرداد هم فعال بودند و حالا به اصطلاح خیلی عریانتر و واضحتر در صحنه آمدند. این جریان از شیوههای به اصطلاح انقلابهای رنگی و به عقیده من علیه دموکراسی به صحنه آمدند.
پس شما قائل به رخ دادن اتفاقی در قالب انقلابی مخملی هستید. . . .
ببینید! اول موضع خودم را روشن کنم، من انقلابهای رنگین را کودتا علیه دموکراسی میدانم. این پاتک غربیها بود و قضیه را خود غربیها درست کردند؛ دیدند که کسانی که گرایش اسلامی دارند و مردمسالاری بهترین استفاده را میکنند و مردمسالاری دینی دارد یک تجربه خیلی موفق میشود. لذا آنها آمدند علیه دموکراسی که ارزشی و محوری بود، کودتا کردند و انقلاب رنگی را درست کردند که در حقیقت ارزش قانون را زیر سؤال بردند؛ ارزش اکثریت رأی مردم را زیر سؤال بردند و من این مقدارش را قبول دارم که در این انتخابات از آن روشها حداکثر استفاده شد.
شما چه نقشی را در این اتفاقات برای آقای موسوی در نظر میگیرید؟
آقای موسوی درحقیقت به نظر میآید که سوار این موج شد و دچار تعارض هم شد. یعنی نتوانست بین اصولگرایی و اصلاحطلبی به این معنا به معنی گرایش به سکولاریسم و اینها را با لیبرالیسم جمع کند و الان هم گرفتار یک چنین تعارضی هست.
شما آقای موسوی را داخل نظام میدانید یا خارج از نظام؟
مواضع ایشان ساختارشکنانه است و مواضع ساختارشکنانهای گرفته و گاهی به تعبیر خودش به اصول دارد مراجعه میکند. در مواضعش مثلاً میگوید، قانون اساسی را قبول داریم، ولی نمیتواند یک فردی قانون اساسی، انقلاب اسلامی و امام را قبول داشته باشد با این جریاناتی که وجود دارد و کنار آن هست.
با این اوضاع میشود به آنچه در قالب آشتی در فضای سیاسی کشور مطرح میشود فکر کرد؟
بله مگر به شرطی که ایشان مواضعشان را اصلاح کند و من عرض کردم که ایشان بر سر یک دو راهی است. یعنی در واقع باید تکلیفشان را روشن کنند، یعنی شعارهایی که این جماعتی که داریم تعریف میکنیم و با علامت سبز میآیند و روز قدس آن شعارها را که دادند؛ باید مشخص کنند که رابطهشان با آن شعارها چیست؟ به نظر ایشان چگونه است که عدهای جمهوری ایرانی میگویند؟ نظرشان را نسبت به نه غزه، نه لبنان باید بگویند.
شما جلسه و یا دیداری با ایشان نداشتهاید؟
نه.
یکی از چهرههایی که نامش در این چند ماه به کرات مطرح شده است آقای هاشمی رفسنجانی است شما نقش ایشان را در این شرایط و جریانات چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من آقای هاشمی از استوانههای نظام هستند و همان تعابیری که مقام معظم رهبری در نماز جمعه یک هفته بعد از انتخابات برگزار شد اعلام کردند را قبول داریم.
برخوردهایی که قبل و بعد از انتخابات با ایشان شده را چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید ما هیچ وقت جسارت به بزرگان انقلاب را نمیپسندیم و حرمت افراد باید حفظ شود و این به آن معنی است که ما نسبت به بعضی از مواضع جناب آقای هاشمی هم نقد نداشته باشیم. منتها خب این مسئولین چون زیر ذرهبین هستند خیلی از مسائل را هم باید رعایت بکنند. آقای هاشمی که البته من قبلاً هم گفتم ایشان میتوانستند صریحتر یکسری از مواضعشان را که با یک فاصله زمانی اعلام کردند، بگویند که این توهمی که یک مقدار ایجاد شده بود زودتر برطرف شود.
نظرتان در مورد آقای کروبی چیست؟
من راجع به آقای کروبی فقط میتوانم بگویم شخصاً به ایشان علاقه دارم و ایشان را دوست دارم و چون قبل از انقلاب و آن زمانی که ایشان در خانههای تیمی زندگی میکرد من با ایشان ارتباط داشتم. منتها متأسفانه آقای کروبی خودش حرمت خودش را شکسته، یعنی با این اظهاراتی که کردند، نامههای سرگشاده و اتهاماتی که به نظام وارد کردند اینها از شخصیتی مانند آقای کروبی هیچ قابل قبول نیست. به نظر من تا دیر نشده ایشان باید اینها را جبران کنند.
به عنوان یک چهره سیاسی ارزیابیتان از آینده سیاسی کشور چیست؟
آینده مشکلی نیست. در حقیقت آن چیزی که از این انتخابات در آمد این است که ما یک جریان جدی نه به اصطلاح پرجمعیت در بین تحصیلکردها و نیروهای جوانمان که فرهنگ متفاوتی با فرهنگ جمهوری اسلامی دارند و احتمالاً قانون اساسی را هم قبول ندارند داریم. من فکر میکنم نظام باید جایگاه اینها را از نظر قانونی مشخص کند و چارچوبی را برای فعالیت اینها مشخص کند.
قائل به فعالیت آنها هستید؟
بله، من معتقدم که اینها هم جزو مردم ایران هستند، تفکراتی دارند و باید بتوانند در چارچوبهای قانونی مقداری که قنون اساسی اجازه داده فعالیت کنند.






نظر شما