گروه اندیشه: عرفان حکمتی، در روزنامه اعتماد صفحه دین و اندیشه، مقاله ای نوشته در باره حاکمیت جهانی و آرمان منجی، که یکی از عمیقترین پیوندهای میان الهیات، فلسفه و علوم سیاسی است. از نظر او رؤیای استقرار یک نظم عادلانه و فراگیر، نه یک فانتزی مذهبی، که ریشهدارترین تمنای فطری بشر در طول تاریخ است؛ آرمانی که از «جمهور» افلاطون و «صلح پایدار» کانت تا نوید ظهور «سوشیانس» و «مایتریا» در شرق، همواره چراغ راه تمدنها بوده است. در این میان، حکمتی به دکترین مهدویت در تفکر شیعی می پردازد. بر اساس این دکترین که با عبور از آرمانگراییِ صِرف، طرحی واقعگرایانه از یک «رژیم جهانی» ارائه میدهد، بر پنج ستونِ عدالت توزیعی، کمال عقلانی، امنیت سبز، وحدت در عین کثرت و رفاه عمومی استوار است. از نظر او نیمه شعبان نه فقط یک گرامیداشت آیینی، بلکه فراخوانی برای بازخوانیِ ضرورت «عدالت ساختاری» در جهانی است که امروز بیش از هر زمان، زیر ضرباتِ بیعدالتی و جنگهای بیپایان، در حسرتِ یک «صلحِ مبتنی بر حق» میسوزد. مقاله عرفان حکمتی با توجه به نظریه های غربی و منابع مذهبی دینی مانند استناد به نهج البلاغه و کافی کلینی و ... تهیه شده است. این مقاله را می خوانید:
****
«و لتعْطِفنّ الدُّنْیا علینا بعْد شِماسِها عطْف الضّرُوسِ علی ولدِها... و لیبْلُغنّ الْمُهاجِرُون مِنْها مبْلغ أرْضٍ... و لیقِیمنّالله أمْرهُ ولوْ کرِه الْمُشْرِکون؛ و دنیا پس از سرکشیاش به ما روی میآورد، همچون ماده شتر خشمگینی که به بچه خود روی میآورد... و مهاجران از آن (مکه) به جایگاهی میرسند... و خداوند امر خود (حکومت حق) را برپا میکند، هرچند مشرکان نپسندند.» (نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۹)
انتظار در فرهنگ و مذهب تشیع، نمادِ زندهترین امیدِ بشر به آیندهای عدالتمحور و صلحآمیز است. ایده حکومت جهانی، شهریاری فراگیر یا نظمی نوین که صلح و دادگری را در پهنه زمین مستقر کند، ریشه در ژرفای روان جمعی بشر دارد. این باور، محدود به جغرافیا، دین یا فرهنگ خاصی نیست، بلکه از مشرقزمین تا مغربزمین، در اشکال گوناگون ظهور یافته است.
حکومت جهانی در فلسفه غرب
افلاطون در «جمهور»، حکومت حکیمانِ حاکم و شاهانِ فیلسوف را ترسیم میکند که بر اساس «عدالت» (Dikaiosyne) اداره میشود. او عدالت را هماهنگی (harmony) اجزای نفس و نیز اعضای جامعه میداند.
این اندیشه، بعدها در «شهر خدا»ی آگوستین قدیس (قرن چهارم میلادی) رنگ مسیحی به خود گرفت. آگوستین در مقابل «شهر زمینی» فانی و ظالم، «شهر خدا»ی جاودانه و عادلانه را مطرح کرد که تجسم آرمان حکومت الهی است.
در دوره رنسانس، توماس مور با نگارش «یوتوپیا» (۱۵۱۶)، جامعهای بیطبقه و اشتراکی را در جزیرهای خیالی تصویر کرد که در آن، مالکیت خصوصی وجود ندارد و همه در رفاه زندگی میکنند.
ایمانوئل کانت، فیلسوف آلمانی، در رساله «صلح پایدار» (۱۷۹۵) به صراحت از تشکیل «فدراسیونی از دولتها» سخن میگوید که بتواند صلحی ابدی را جایگزین جنگهای ویرانگر کند. او این ایده را نه یک آرمان خیالی، بلکه «غایت نهایی حقوق بینالملل» میدانست.
حکومت جهانی در ادیان شرقی
مساله حاکمیت جهانی علاوه بر فلاسفه در میان ادیان جهانی نیز حضوری جدی دارد. در ادیان هم فرهنگهای شرقی در آیین زرتشت، باور به ظهور «سوشیانس» (نجاتدهنده نهایی) و استقرار حکومت «اهورامزدا» در پایان تاریخ وجود دارد.
در هندوئیسم، انتظار دوره «ساتیا یوگا» (عصر حقیقت و طلایی) که با ظهور «کلْکی» (آواتار نهایی ویشنو) همراه است، مطرح شده است.
در بودیسم، باور به آمدن «مایترِیا» (بودای آینده) که جهان را از تاریکی جهل و رنج رها خواهد کرد، جایگاهی محوری دارد.
در سنت مسیحی، مفهوم «هزاره» (Millennium) مبتنی بر مکاشفه یوحنا، به دورهای هزارساله از حکومت مسیح و مقدسان بر زمین اشاره دارد که در آن، شیطان به بند کشیده شده و صلح و عدالت حاکم است.
این مرور گذرا نشان میدهد که «انتظار یک منجی» و «چشمداشت به مدینه فاضله جهانی»، گفتمانی فرافرهنگی و فرادینی است. این اشتراک، حکایت از فطری بودن خواست عدالت، صلح و کمال در نهاد آدمی دارد. حال پرسش اینجاست: این آرمان مشترک در منظومه فکری اسلامی، به ویژه در سنت شیعی که نیمه شعبان را تجلیگاه آن میداند، چگونه صورتبندی شده است؟ آیا صرفا یک آرمانپردازی عرفانی است یا طرحی واقعگرایانه با مولفههای مشخص؟
حکومت جهانی مهدوی؛ از نظریه تا ویژگیهای عینی
در اسلام، آموزه «مهدویت» و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)، تبلور نهایی وعده الهی به مستضعفان زمین است؛« و نُرِیدُ أنْ نمُن علیالذِین اسْتُضْعِفُوا فِی الْأرْضِ و نجْعلهُمْ أئِمهً و نجْعلهُمُ الْوارِثِین؛ و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] کنیم» (قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، سوره قصص/۵) این آموزه، صرفا باوری عاطفی نیست، بلکه در قالب صدها حدیث معتبر از پیامبراکرم (ص) و اهلبیت (ع)، به تفصیل شرح داده شده است. مهمترین ویژگیهای این حکومت بر اساس منابع روایی عبارتند از:
۱. عدالت؛ شالوده نظم نوین جهانی- عدالت، کلیدواژه محوری حکومت مهدوی است. پیامبر اسلام (ص) در حدیثی متواتر و مشهور فرمود: «یمْلأُ الْأرْض قِسْطاً و عدْلاً کما مُلِئتْ ظُلْماً و جوْراً؛ زمین را از قسط و عدل پر میکند، همانگونه که از ستم و جور پر شده باشد».
این روایت در منابع معتبر شیعه مانند «کمالالدین و تمام النعمه» شیخ صدوق (ج ۱، ص ۳۳۰) و منابع اهل سنت مانند «سنن ابی داوود» (کتاب المهدی، حدیث ۴۲۸۲) و «مسند احمد بن حنبل» (ج ۳، ص ۳۷) آمده است.
نکته قابل توجه تعبیر «قسط» است که به عدالت توزیعی و اقتصادی اشاره دارد. عدالت در این حکومت، امری تجملی یا شعارگونه نیست، بلکه ساختاری و سیستماتیک است. امام صادق (ع) در تفسیر این ویژگی حکومت مهدوی (عج) میفرمایند: «... حتّی لا یوجد أحدٌ مُحْتاجٌ إِلی الصّدقهِ؛ تا جایی که نیازمندی برای دریافت زکات یافت نمیشود» (بحارالانوار مجلسی ج ۵۲، ص ۳۹۰) . بر این اساس باید گفت نظام اقتصادی در دوران حکومت امام عصر (عج) به گونهای طراحی میشود که فقر ساختاری ریشهکن خواهد شد.
۲. عقلانیت و شکوفایی دانش؛ طلوع عصر خرد جمعی- یکی از عمیقترین ویژگیهای حکومت مهدوی، تکامل خردورزی و دانش بشری است. امام صادق (ع) میفرماید: «إِذا قام قائِمُنا وضع یدهُ علی رُءُوسِ الْعِبادِ فجمع بِها عُقُولهُمْ و أکمل بِها أخْلاقهُمْ؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، دست [عنایت] خویش را بر سر بندگان مینهد، پس عقلهای آنان را [تمرکز و کمال میبخشد] و اخلاقشان را کامل میکند» (الکافی، شیخ کلینی، ج ۱، ص ۲۵، حدیث ۲۳) .
این روایت نشان میدهد صلح پایدار، محصول اجبار نیست، بلکه نتیجه بلوغ فکری و اخلاقی جامعه جهانی است. در دوران ظهور، نه تنها علوم موجود به کمال میرسند، بلکه دانشهای نهفته نیز آشکار میشوند. امام باقر(ع) میفرماید: «و یظْهِرُالله عزّ و جلّ لهُ کنُوز الْأرْضِ و معادِنها؛ و خداوند گنجها و معادن زمین را برای او آشکار میسازد» (کمالالدین، شیخ صدوق ج ۱، ص ۶۷۳) . این شکوفایی علمی، در خدمت رفاه و تعالی انسان قرار میگیرد، نه سلطه و تخریب.
۳. امنیت فراگیر و صلح پایدار؛ محو ریشههای جنگ- از جمله توصیفاتی که عصر ظهور را به تصویر میکشد، پایان حرامخواری است. چنانکه در احادیث آمده است: «تأْمنُ الْأرْضُ حتّی ترُوح الْحُمُرُ فِی أسافِلِ الْأرْضِ... لا تُنزّرُ السِّباعُ علی صیدٍ و لا یطْلبُ شیءٌ مِنْ حرامٍ؛ زمین آنچنان در امنیت قرار میگیرد که الاغها در بیابانها [بدون محافظ] رفتوآمد میکنند... درندگان به شکار احتیاجی ندارند و کسی به حرامی دست نمییابد» (الغیبه، نعمانی، ص ۲۳۷).
این تصویر، نمادی از امنیتی است که تمام سطوح زیستی و اجتماعی را در بر میگیرد. جنگ و ستیز، که محصول حرص، جهل و بیعدالتی است، از میان میرود. در حدیثی دیگر از امام باقر (ع) نقل شده که فرمودند: «إِذا قام قائِمُنا ... وضع السّیف علی عاتِقِهِ ثمانِیه أشْهُرٍ؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، هشت ماه شمشیر بر دوش مینهد [و به جنگ میپردازد]» (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۰) . این دوره محدود درگیری برای ریشهکن کردن ساختارهای فاسد و سرکوبگر است و نه جنگ دایمی. پس از آن، صلحی برآمده از عدالت و رضایت همگانی برقرار خواهد شد.
۴. وحدت در عین کثرت؛ همزیستی توحیدمحور؛ حکومت جهانی مهدوی به معنای نابودی فرهنگها و زبانها نیست، بلکه به معنای حذف تبعیضها، بتهای فکری و سدهای ساختگی میان انسانها است. این حکومت، کانون وحدتبخش برای همه ادیان و ملتها است. در حدیثی از امیرالمومنین علی(ع) درباره حضرت مهدی (عج) آمده است: «یصلِّی عِیسی ابْنُ مرْیم خلْفهُ؛ عیسی بن مریم پشت سر او نماز میگزارد» (الملاحم و الفتن، ابن طاووس، ص ۱۶۴) .
این روایت، نماد آشتی و همکاری رهبران الهی و پیروان ادیان بزرگ در زیر چتر عدالت توحیدی است. در روایت دیگری از امام باقر (ع) آمده است: «... و لا یبْقی علی وجْهِ الْأرْضِ خرابٌ إِلّا عُمِر؛ و بر روی زمین هیچ ویرانهای باقی نمیماند مگر آنکه آباد میشود» (الغیبه، نعمانی، ص ۲۳۸) . طبیعی است که این آبادانی، ضرورتا منحصر به آبادانی مادی نباشد بلکه آبادانی و رشد فرهنگی، اخلاقی و معنوی تمدنها را نیز در برخواهد گرفت.
۵. رفاه همگانی و آشکار شدن برکات زمین- در روایات متعدد به وفور نعمتهای مادی به گونهای اشاره شده است که گویی نظام طبیعت نیز در هماهنگی کامل با عدالت انسانی قرار میگیرد. چنانکه نعمانی در کتاب الغیبه در حدیثی از پنجمین امام (ع) آورده است: «... و تظْهرُ الْأرْضُ برکاتِها و تُودّی الْأمانهُ... و تزْهوِ الْأرْضُ بِنباتِها و تأْمنُ السُّبُلُ...؛ و زمین برکات خود را آشکار میسازد و امانتها ادا میگردد... و زمین با گیاهانش زینت مییابد و راهها امن میشود» (الغیبه، نعمانی، ص ۲۳۸) . این رفاه، حاصل بهرهبرداری عادلانه و خردمندانه از منابع طبیعی، در چارچوب اخلاق زیستمحیطی است.
فلسفه وجودی و درسهای کنونی حکومت جهانی
چرا این همه تأکید بر «جهانی» بودن این حکومت وجود دارد؟ شاید پاسخ آن در ماهیت مشکلات بشر نهفته باشد که امروز بیش از هر زمان دیگری برملا شده است. بحرانهای امروزین - از تغییرات اقلیمی و تروریسم گرفته تا نابرابریهای وحشتناک اقتصادی - مرز نمیشناسند. راهحلهای جزیرهای و ملی، در برابر این چالشهای سیال جهانی ناتوان هستند. حال بپردازیم به اینکه آموزه مهدویت بر اساس متون روایی و احادیث شیعی چه درسی میتواند برای ما و روزگاری که در آن به سر میبریم داشته باشد؟
۱. ضرورت عدالت ساختاری و جهانی؛ نمیتوان در جهانی بیعدالت، در جزیرهای از عدالت زیست. استمرار ظلم در نقطهای از جهان، آرامش را از همه میرباید.
۲. امتناع صلح بدون عدالت؛ صلحهای تحمیلی و مبتنی بر توازن قوا، ناپایدارند. صلح پایدار، فرزند عدالت است.
۳. انتظار، مفهومی فعال و امیدآفرین؛ انتظار فرج به معنای تسلیم و انفعال نیست، بلکه به معنای «آمادهسازی زمینه» است.
ما هرگز به کمال آن عدالت جهانی نمیرسیم، اما حرکت به سمت عدالتورزی، امانتداری، گسترش دانش نافع و اخلاقمداری، همان زمینهسازی است. امام علی (ع) میفرماید: «أطِیعُواالله و اجْتنِبُوا معاصِیهُ و کونُوا مِن الْآمِلِین لِفرجِنا؛ از خدا اطاعت و از معصیتهایش دوری کنید و از امیدواران به فرج ما باشید» (وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۱۶، ص ۲۴۶) . آری انتظار در آموزه مهدویت، مبتنی بر امید و رجا است؛ امیدواری فعالی که در واقع محرک اصلی اصلاح است.
تاملی در جهانشمولترین آرمان بشر
بنابراین نیمه شعبان، تنها تجلیل از یک میلاد نیست؛ تأملی است در یکی از ریشهدارترین و جهانشمولترین آرمانهای بشر. حکومت جهانی عدل مهدوی، پاسخی الهی به فطرت عدالتخواه آدمی است. این آموزه، از یک سو با اشاره به ریشههای مشترک این اندیشه در همه تمدنها، دست دوستی به سوی تمام انسانهای نیکنهاد دراز میکند و از سوی دیگر با ارایه طرحی منسجم و مبتنی بر وحی، از آن یک «آرمانشهرِ محال» به «آیندهای قابلچشمانداز» تبدیل میکند.
نوشتن از چنین حکومتی در زمانی که جهان، شعلهور از آتش جنگها و بیعدالتیهاست، شاید رویاپردازی به نظر رسد. اما تاریخ به ما آموخته است که بزرگترین تحولات، ابتدا در ذهن و زبان انسانها متولد شدهاند. ترویج گفتمان عدالت جهانی، صلح پایدار و وحدت انسانی - که محورهای اصلی حکومت مهدوی است - خود، عملی انقلابی و زمینهساز است. باشد که پرتو امید نیمه شعبان، نه تنها دلهای مومنان، که اندیشه همه صلحطلبان و عدالتخواهان جهان را روشن کند و هر یک از ما، سنگبنایی کوچک در آن بنای عظیم باشد.
آری بشر امروز بیش از هر زمان دیگری در حسرت آن نظام موعود است. در حسرت آن صلح پایدار؛ صلحی که پایانی باشد بر تمام جنگهای ناعادلانه و کوچک و بزرگی که اکنون سراسر جهان را احاطه کرده است. صلحی که دیگر نه از طریق زور و قدرت و تسلیم ضعیف بلکه بر مبنای حق و عدل ایجاد شده باشد.
فهرست منابع
۱-کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
۲- صدوق، محمد بن علی. کمالالدین و تمام النعمه. قم: دارالکتب الاسلامیه.
۳- نعمانی، محمد بن ابراهیم. الغیبه. تهران: نشر صدوق.
۴-مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار. بیروت:دار إحیاء التراث العربی.
۵-ابن ابی داوود سجستانی، سلیمان. سنن ابی داوود. تحقیق: محمد محییالدین عبدالحمید. بیروت: دارالفکر.
۶-حر عاملی، محمدبن حسن. وسائلالشیعه. قم: موسسه آلالبیت (ع) .
۲۱۶۲۱۶





نظر شما