گروه اندیشه: یونگ از جمله روانشناسانی بود که در حوزه روانشناسی سیاسی، دارای نظریه های بسیار مهمی است. او فاشیسم از نوع ترامپیسم و هیتلریسم را ناشی از کهن الگوهای نهفته ای می داند که در شرایط مناسب ظهور عملی می یابند. این مطلب که در کانال روانشناسی تحلیلی منتشر شده می خوانید:
****
یونگ در سال ۱۹۳۷ مقالهی جالبی را با عنوان «ووتان» منتشر و در آن استدلال میکند که نازیسم نتیجهی فعالشدن یک کهنالگوی باستانی در روان جمعی آلمانیهاست؛ کهنالگویی که او آن را با نام «ووتان» خدای ژرمنی طوفان، جنگ، بیقراری و جنون، مشخص میکند.
ووتان نماد نیرویی است که نه عقلانی است و نه اخلاقی بلکه تصاحبکننده و مسری است و انسانها را در سطح جمعی به حرکت درمیآورد. به نظر یونگ اسطورهها نمردهاند بلکه ناخودآگاه شدهاند و هرگاه شرایط تاریخی و روانی مهیا شود با شدتی بیشتر بازمیگردند.
یونگ شکست آلمان در جنگ جهانی اول، تحقیر ملی، فروپاشی نظم اجتماعی و از دست رفتن معنا را زمینههایی میداند که امکان تسخیر روان جمعی را فراهم کردند. در چنین وضعیتی انسانها دیگر بهعنوان افراد خودآگاه و مسئول عمل نمیکنند، حرکت تودهای نازیسم از نظر یونگ نه محصول تصمیم عقلانی بلکه نتیجهی فعالشدن نیرویی اسطورهای بود که از لایههای عمیق روان جمعی برخاسته بود.
در این چارچوب یونگ نقش رهبر را نیز بازتعریف میکند. او هیتلر را علت نازیسم نمیداند بلکه او را مجرای بروز این نیروی کهنالگویی میبیند. رهبر توسط توده ساخته میشود و خود نیز تسخیر همان نیرویی است که توده را به حرکت درمیآورد. خطر اصلی از نظر یونگ دقیقاً در همین وضعیت نهفته است جایی که مسئولیت فردی از میان میرود و تصمیمها به «روح جمعی» نسبت داده میشود.
یونگ همچنین نشان میدهد که نازیسم با کارکردی ایدئولوژی همراه بود. و آیینها، نمادها، رژهها، سوگندها و تجربهٔ وجد جمعی همگی نشان میدهند که ایدئولوژی جای دین را گرفته است. به نظر یونگ انسان نیاز روانی به معنا و امر قدسی دارد و اگر دین آگاهانه تضعیف شود این نیاز به در سطح ناخودآگاه و بیمارگونه بازمیگردد. فاشیسم در این معنا دینِ بدلی تودههاست، مذهبی بدون اخلاق فردی و بدون خودآگاهی، پس می توان گفت از نظر یونگ فاشیسم، مذهب اوباش است.
در نهایت یونگ نقدی جدی به توهم عقلگرایی مدرن وارد میکند؛ این تصور که انسان مدرن از اسطوره عبور کرده و صرفاً موجودی عقلانی است. به نظر او سرکوب اسطوره بهمعنای نابودی آن نیست بلکه به بازگشت ویرانگرتر آن میانجامد. پیام یونگ محدود به آلمان نیست؛ او هشدار میدهد که هر جامعهای که در آن فردیت روانی تضعیف شود، وجدان فردی در توده حل و معنا به بیرون فرافکنی شود در معرض بازگشت نیروهای تاریک ناخودآگاه جمعی قرار خواهد گرفت.
شاید آنچه امروزه که در فاشیسم های مذهب بنیادگرا مشاهده می شود نیز از کهن الگویی اسطوره ای مذهبی در ناخودآگاه جمعی مردمی مذهبی سرچشمه می گیرد که نقشی همانند «ووتان» ژرمن ها را دارد، یک کهن الگوی جبارِ خفته که شرایط بروز و ظهور آن مهیا شده است.
۲۱۶۲۱۶





نظر شما