استمرار تصمیمات مرگبار در مدیریت نخبگان ایرانی / ویروس‌شناسی شناخت نخبگان / بحران ایران بحران فوران کژخردی و فقدان مسئولیت پذیری

راه نجات، گذار از فرهنگ ستایش هوش و مدرک، به فرهنگ مطالبه‌ی مسئولیت و عقلانیت است. بحران ما بحران کمبود هوش و تخصص نیست؛ بحران فوران کژخردی و فقدان مسئولیت‌پذیری است. پیام کلیدی دام نبوغ برای ایران این است که باید از پرستش IQ دست برداریم و مطالبه‌گر RQ (ضریب عقلانیت) و در وسط گود باشیم.شهروند هوشمند کسی است که القاب را نادیده می‌گیرد و فقط به جای زخم‌های روی تن افراد و هزینه‌ای که خودشان پرداخت کرده‌اند نگاه می‌کند. شعار ما این است: اگر نمی‌توانی با ما سقوط کنی، حق نداری برای پرواز ما تصمیم بگیری. تمام.

گروه اندیشه: گفت و گو قبلی ما با دکتر کیوان شعبانی مقدم، مترجم کتاب «در وسط گود» بر اساس واکاوی حرف مفت؛ هشداری بود درباره تکثیر طبقه‌ای از متخصصان و مدیران که با وجود مدارک درخشان، تصمیماتی ویرانگر می‌گیرند و مسئولیت آن را نمی‌پذیرند. دیوید رابسن در کتاب «دام نبوغ» با ترجمه مرتضی امیرعباسی که به همت انتشارات ترجمان علوم انسانی به بازار کتاب آمده، نقشه ژنتیکی این ویروس شناختی را ترسیم می‌کند. این گفت‌وگو تلاشی است برای آناتومی دقیق این پدیده؛ چگونه هوش، که قرار بود پادزهر حماقت باشد، خود به سلاحی برای مهندسی فاجعه تبدیل شده است؟ این گفت و گو که به همت احمد آخوندی انجام شده، به مخاطب و شهروندان هشدار می دهد و تاکید می کند که چگونه می توانند متخصصان و دانشگاهیان مسئولیت پذیر را از متخصصان و دانشگاهیان مسئولیت ناپذیر شناسایی کنند. این گفت و گو را می خوانید:

****

پرده اول: گناه نخستین؛ پرستش خدای دروغین (اسطوره‌زدایی از IQ)

بگذارید بی‌پرده شروع کنیم. جامعه ما، بویژه در ساختار دیوان‌سالاری، دچار نوعی  IQ پرستی است. مدرک از دانشگاه معتبر، رتبه کنکور، و توانایی بیان کلمات قلمبه‌ سلمبه، مترادف با شایستگی تلقی می‌شود. اما تجربه زیسته ما نشان می‌دهد خروجی این سیستم، فاجعه‌بار است. دام نبوغ چه ضربه‌ای به این بت می‌زند؟

ضربه‌ای کشنده. رابسن کتاب را با یک اصل رادیکال آغاز می‌کند: هوش (IQ) و عقلانیت (Rationality)  نه تنها یکی نیستند، بلکه اغلب در تضاد با یکدیگر عمل می‌کنند. این بزرگترین فریب قرن بیستم و بزرگترین مغالطه‌ای است که سیستم تکنوکراتیک ما بر آن بنا شده. برای فهم این شکاف، کیت استانویچ، عصب‌شناس، واژه دقیقی را ابداع کرده که من آن را کژخردی یا اختلال منطق (Dysrationalia) ترجمه می‌کنم؛ یعنی ناتوانی در تفکر و تصمیم‌گیری عقلانی، با وجود داشتن هوش بالا.

رابسن مثال‌های تاریخی تکان‌دهنده‌ای می‌آورد؛ از سر آرتور کانن دویل (خالق شرلوک هلمز) که با هوش سرشارش فریب دو دختربچه را خورد و وجود پری‌ها را باور کرد، تا کری مولیس، برنده نوبل شیمی و مبدع تکنیک PCR که در دوران کرونا بسیار حیاتی بود، که معتقد بود با یک راکن فضایی درخشان ملاقات کرده و او همچنین منکر ارتباط ویروس HIV با ایدز بود و به طالع‌بینی باور داشت.

مولیس احمق نبود، او قربانی دام نبوغ بود. هوش خام (IQ) مثل موتور ماشین است؛ اگر شما نقشه و فرمان (عقلانیت) نداشته باشید، موتور قوی‌تر فقط شما را با سرعت بیشتری به ته دره می‌برد.

استمرار تصمیمات مرگبار در مدیریت نخبگان ایرانی / ویروس‌شناسی شناخت نخبگان / بحران ایران بحران فوران کژخردی و فقدان مسئولیت پذیری
مرتضی امیرعباسی

پرده دوم: آزمون عملیِ حماقت و تولد حرف مفت

ما مفهوم کژخردی را تعریف کردیم. اما بیایید کمی از کلیات فاصله بگیریم. آیا می‌توانید یک مثال ملموس یا یک تست زنده ارائه دهید که مخاطبان ما همین الان متوجه شوند دام نبوغ دقیقاً چطور در مغزشان عمل می‌کند؟

رابسن در کتاب از تست مشهوری به نام آزمون بازتاب شناختی یاCRT استفاده می‌کند تا نشان دهد مغز افراد باهوش، چقدر می‌تواند خسیس و تنبل باشد. رابسن این پدیده را خست شناختی می‌نامد. ذهن باهوش تمایل دارد میانبر بزند.

اجازه بدهید همینجا از شما و مخاطبان یک سؤال بپرسم (که در صفحات آغازین کتاب هم آمده):

معمای جک، آنه و جورج:

تصور کنید:

چشم جک دنبال آنه است، اما آنه جرج را می‌خواهد. جک ازدواج کرده، اما جرج مجرد است. آیا در این مثال یک شخص متأهل به‌دنبال یک شخص مجرد است؟

گزینه‌ها: الف) بله - ب) خیر - ج) اطلاعات مسأله کافی نیست

احتمالا اکثر مدیران ما می‌گویند «اطلاعات کافی نیست» چون وضعیت تاهل آنه معلوم نیست.

دقیقاً؛ و این غلط است. پاسخ صحیح بله است. اگر پاسخ درست را نمی‌دانستید، دلسرد نشوید. بسیاری از دانشجویان ۸ دانشگاه برتر امریکا موسوم به آیوی‌لیگ هم به این سؤال جواب نادرست دادند.

استمرار تصمیمات مرگبار در مدیریت نخبگان ایرانی / ویروس‌شناسی شناخت نخبگان / بحران ایران بحران فوران کژخردی و فقدان مسئولیت پذیری

نخبگان ما دچار خست شناختی می‌شوند؛ یعنی حوصله بررسی سناریوها را ندارند. اما فاجعه اصلی بعد از این رخ می‌دهد: وقتی اشتباه می‌کنند، آن را نمی‌پذیرند، بلکه وارد فاز تولید حرف مفت به تعبیر هری فرانفکورت می‌شوند.

طبق نظریه هری فرانکفورت، اینجا هوش بالا به جای کشف حقیقت، در خدمت استدلال‌تراشی انگیزشی می‌آید. یعنی هوش فرد مثل یک وکیل مدافع زبردست عمل می‌کند تا ثابت کند چرا پاسخ غلطش، درست بوده است. رابسن توضیح می‌دهد که هوش بالا، فقط ابزار حل مسأله نیست؛ بلکه ابزاری است برای توجیهِ باورهای غلط. در اینجا دو مکانیزم فعال می‌شود:

مهندسی توجیه: مغز فرد باهوش مثل وکیل مدافع عمل می‌کند، نه قاضی. او تمام قدرت هوش و کلمات پیچیده را به کار می‌گیرد تا ثابت کند باورش درست بوده. این همان پنهان‌سازی بی‌دانشی با زبان پیچیده است.

نقطه کور سوگیری: افراد باهوش در دیدن تعصبات دیگران استادند، اما در دیدن تعصبات خودشان کور هستند.

ترکیب این دو، منجر به تکبّر معرفتی می‌شود. فرد آنچنان به هوش خود غره می‌شود که در مقابل هرگونه نقد و بازخورد، واکسینه می‌شود. او دیگر صدای واقعیت را نمی‌شنود.

استمرار تصمیمات مرگبار در مدیریت نخبگان ایرانی / ویروس‌شناسی شناخت نخبگان / بحران ایران بحران فوران کژخردی و فقدان مسئولیت پذیری

این دقیقاً همان تعریف نسیم طالب از IYI  (روشنفکر ولی احمق - Intellectual Yet Idiot) است: کسی که آن‌قدر در مدل‌های ذهنی و فرمول‌های دانشگاهی‌اش غرق شده که نمی‌فهمد که نمی‌فهمد. او می‌تواند با استدلال‌های پیچیده ریاضی ثابت کند که دیوار وجود ندارد، و وقتی سرش به دیوار می‌خورد، دیوار را مقصر می‌داند نه مدل ذهنی‌اش را. خطرناک‌ترین مدیران، همین IYIها هستند.

پرده سوم: ویروس سازمانی؛ وقتی سیستم، تفکر را مجازات می‌کند

آیا این یک مشکل صرفاً فردی و روان‌شناختی است، یا ساختارهای ما این کژخردی را پرورش می‌دهند؟

رابسن مفهومی را از دو جامعه‌شناس به نام‌های متز آلوسون و آندره اسپایسر وام می‌گیرد که برای توصیف وضعیت سازمان‌های ایرانی بی‌نظیر است: حماقت کارکردی یا  Functional Stupidity. حماقت کارکردی یعنی وضعیتی که در آن سازمان‌ها و بوروکراسی‌ها، به طور سیستماتیک، تفکر انتقادی و پرسشگری را سرکوب و مجازات می‌کنند و در مقابل، به اطاعت کورکورانه و عدم زیرسؤال بردن رویه‌ها پاداش می‌دهند. در چنین سیستمی، یک کارشناس یا مدیر باهوش به سرعت یاد می‌گیرد که برای بقا و پیشرفت، باید بخش مهمی از توانایی شناختی خود را خاموش کند.

او یاد می‌گیرد که در جلسات سؤالات خطرناک نپرسد، گزارش‌های غیرواقعی را تأیید کند، و با کلیت سیستم همراه شود، حتی اگر بداند مسیر به ناکجاآباد است. این سیستم یک فرایند انتخاب معکوس را اجرا می‌کند: افراد پرسشگر و دارای عقلانیت بالا حذف یا به حاشیه رانده می‌شوند، و افرادی که در بازی کردن طبق قواعد ماهرند، بالا می‌آیند. نتیجه، یک حماقت جمعی از جنس فساد نحبگانی است که توسط افراد بسیار باهوش اجرا می‌شود.

پرده چهارم: جنایت بی‌پوستی و خشک‌اندیشی اکتسابی

به نظر می‌رسد ریشه‌ی نهایی این باگ، در قطع شدن رابطه‌ی ریسک و پاداش باشد. همان چیزی که نسیم طالب پوست در بازی یا در وسط گود بودن می‌نامد. چرا این قطع ارتباط، سیستم را به سمت فروپاشی می‌برد و چرا این مدیران هرگز اشتباه خود را نمی‌پذیرند؟

اینجا نقطه تلاقی مرگبار دام نبوغ رابسن و پوست در بازی یا همان مفهوم در وسط گود بودن طالب است. رابسن پدیده‌ای را معرفی می‌کند به نام خشک‌اندیشی اکتسابی یاEarned Dogmatism. یعنی فرد به دلیل مدارک تحصیلی و موفقیت‌های گذشته، دچار تکبّر معرفتی می‌شود و احساس می‌کند حق دارد اشتباه نکند.

حالا این غرور کاذب را با در وسط گود نبودن ترکیب کنید. رابسن و طالب هم‌نظرند که مغز تنها از طریق درد و بازخورد منفی یاد می‌گیرد. اما ما سیستمی ساخته‌ایم که من آن را انتقال انگل‌وار شکنندگی می‌نامم.

یعنی چه؟ یعنی مدیر بانکی یا دولتی با سرمایه مردم قمار می‌کند؛ اگر سود کند، پاداش میلیاردی می‌گیرد (سود خصوصی)، اگر ضرر کند، دولت با پول تورم و مالیات جبران می‌کند (ضرر عمومی). این افراد تبدیل به توریست‌های قدرت شده‌اند که دچار اختگی ادراکی هستند؛ چون درد اشتباه را حس نمی‌کنند، هرگز یاد نمی‌گیرند و تا لحظه سقوط نهایی، با اعتمادبه‌نفس کامل به سمت دره گاز می‌دهند.

پرده پنجم: کیت بقای شهروند هوشمند؛ چگونه شارلاتان‌ها را خلع سلاح کنیم؟

با این توصیفات، شهروندان چگونه می‌توانند در برابر این سیل حماقت هوشمند و مهملات اتوکشیده از خود دفاع کنند؟ رابسن و طالب چه ابزارهای عملی‌ای در جعبه‌ابزار خرد خود پیشنهاد می‌دهند؟

برای اینکه قربانی نشوید، باید بی‌رحمانه از این چهار فیلتر ترکیبی (برگرفته از رابسن و طالب) استفاده کنید:

۱. آزمون کیف پول (ترجمه عملی در وسط گود بودن): این مهم‌ترین سؤال است. وقتی کسی نسخه‌ای می‌پیچد، نپرسید چرا؟. بپرسید: خودت چقدر روی این حرف شرط بسته‌ای؟.اگر مشاور سرمایه‌گذاری خودش نخریده، یا مسئولی که دعوت به مقاومت می‌کند خودش در رفاه است، او یک شارلاتان است. رابسن تأکید می‌کند بدون درگیر شدن منافع، مغز دچار تنبلی شناختی می‌شود.

۲. تکنیک فاصله‌گذاری و پارادوکس سلیمان: ما در نصیحت به دیگران خردمندیم و در مورد خودمان احمق. برای سنجش حرف یک مدیر، از تکنیک فاصله‌گذاری فعال استفاده کنید. بپرسید: اگر رقیب سیاسی شما همین تصمیم را گرفته بود، باز هم دفاع می‌کردید؟ یا اگر این حرف را به زبان ساده‌ی خیابانی ترجمه کنیم، آیا باز هم عمیق به نظر می‌رسد؟. پیچیده‌گویی اغلب استتار زبانی برای پنهان کردن نادانی است.

۳. کالبدشکافی پیش از مرگ یا  Pre-mortem: این تکنیک محبوب رابسن برای سنجش ادعاهای بزرگ است. از مدیران بخواهید: تصور کنید ۵ سال گذشته و طرح شما به بدترین شکل ممکن شکست خورده. حالا توضیح دهید چرا شکست خورد؟. کسی که نمی‌تواند سناریوی شکست خودش را تصور کند، دچار کوری خوش‌بینی است و صلاحیت تصمیم‌گیری ندارد.

۴. ردیابی شک مقدس (فروتنی معرفتی): خرد واقعی همیشه با تردید همراه است. کسی که با قطعیت صددرصد از آینده حرف می‌زند، قطعاً در دام نبوغ گرفتار است. به کسانی اعتماد کنید که جرأت دارند بگویند نمی‌دانم یا شاید. کارنامه‌ها را شخم بزنید؛ کسی که ده بار پیش‌بینی غلط کرده و هنوز مطمئن است، یک خطر عمومی است.

استمرار تصمیمات مرگبار در مدیریت نخبگان ایرانی / ویروس‌شناسی شناخت نخبگان / بحران ایران بحران فوران کژخردی و فقدان مسئولیت پذیری
دیوید رابسن

جمع‌بندی: پایان عصر احترام به القاب

نتیجه‌گیری بسیار روشنی است. به نظر می‌رسد راه نجات، گذار از فرهنگ ستایش هوش و مدرک، به فرهنگ مطالبه‌ی مسئولیت و عقلانیت است. بحران ما بحران کمبود هوش و تخصص نیست؛ بحران فوران کژخردی و فقدان مسئولیت‌پذیری است. پیام کلیدی دام نبوغ برای ایران این است که باید از پرستش IQ دست برداریم و مطالبه‌گر RQ (ضریب عقلانیت) و در وسط گود باشیم.

شهروند هوشمند کسی است که القاب را نادیده می‌گیرد و فقط به جای زخم‌های روی تن افراد و هزینه‌ای که خودشان پرداخت کرده‌اند نگاه می‌کند. شعار نهایی ما باید این باشد:

اگر نمی‌توانی با ما سقوط کنی، حق نداری برای پرواز ما تصمیم بگیری. تمام.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2179359

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

آخرین اخبار