۰ نفر
۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۱
چرا حضور مردم در راهپیمایی ٢٢ بهمن امسال بیشتر از گذشته بود؟ 

تحلیلگران بی‌طرف می‌دانند که چنین ظرفیت عظیم مردمی‌ای، اگر با پاسخ‌گویی و اصلاحات لازم چند وجهی همراه نشود، مانند سرمایه‌ای رو به کاهش است که در هر بحران بعدی، بخشی دیگر از آن مصرف می‌شود.  در نهایت اینکه راهپیمایی ۲۲ بهمن نشان داد که هنوز برای بسیاری از ایرانیان، استقلال و تمامیت ارضی کشور خط قرمز فراطبقاتی است، اما این به معنای تعلیق مطالبات اقتصادی- اجتماعی شان نیست؛ بلکه باید آن را به مثابه فرصتی استثنایی برای بازتعریف رابطه میان حاکمیت و جامعه بر مبنای اعتماد متقابل تلقی کرد.

گروه اندیشه: فاطمه کبیرنتاج، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، در کانال خودش با نگارش یادداشتی به این سوال پاسخ می دهد که چرا 22 بهمن 1404، نسبت به برگزاری همین مراسم در سال های گذشته، با مشارکت بیشتری از مردم همراه بود؟ او با ارائه تحلیل چندعاملی به این سوال مهم پاسخ می دهد:

****

چرا مشارکت و حضور مردم در راهپیمایی ٢٢ بهمن امسال بیشتر از گذشته بود؟ این پرسش در ذات خود به یکی از پیچیده‌ترین و چندلایه‌ترین پارادوکس‌های جامعه ایران امروز اشاره دارد؛ پارادوکسی که در آن، همزمان، هم اعتراضی فراگیر علیه شیوه اداره کشور و وضع معیشتی وجود دارد و هم صحنه‌هایی از حضور گسترده و پرشور مردمی در مناسبت‌های ملی-مذهبی همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن تکرار می‌شود. 

 برای درک این پدیده، نمی‌توان به تحلیل‌های تک‌عاملی یا ایدئولوژیک صرف بسنده کرد، بلکه باید به سراغ شبکه درهم‌تنیده‌ای از عوامل روان‌شناختی، جامعه‌شناختی، ژئوپلیتیک و حتی تاریخ‌ذهنی جمعی ایرانیان رفت. 

چرا حضور مردم در راهپیمایی ٢٢ بهمن بیشتر از گذشته بود؟ 

 شاید نخستین و مهم‌ترین نکته این باشد که جامعه ایران به نقطه‌ای از بلوغ و پیچیدگی رسیده که «نارضایتی از عملکرد» را لزوماً معادل «قطع رابطه با نظام سیاسی» یا «خروج از قرارداد اجتماعی ۱۹۷۹» تعریف نمی‌کند. به بیان دیگر، بسیاری از شهروندان ایرانی به‌طور همزمان هم به سیاست‌های اقتصادی معترض‌اند و هم در لحظه‌ای که احساس کنند تمامیت ارضی، امنیت ملی یا استقلال کشور در معرض تهدید خارجی آشکاری قرار گرفته است، ممکن است اولویت‌های خود را موقتاً بازتعریف کنند.

 در شرایط کنونی، این بازتعریف اولویت‌ها بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیک منطقه و بازگشت گفتمان تهدید نظامی از سوی ایالات متحده قرار گرفته است. شعارها و پلاکاردهایی که در راهپیمایی امسال دیده شد، به‌وضوح نشان می‌داد که مخاطب اصلی بسیاری از حاضران، نه صرفاً نهادهای داخلی، بلکه کاخ سفید و متحدان منطقه‌ای آن است. 

 این پدیده را شاید بتوان «هم‌بستگی تدافعی» نامید؛ وضعیتی که در آن اقشار مختلف جامعه، حتی منتقدان سرسخت حکومت، به این نتیجه می‌رسند که فشار حداکثری و تهدید صریح نظامی، فارغ از هر نیت اعلام‌شده‌ای، در عمل راه را برای هر گونه اصلاح و تغییر از درون مسدود می‌کند و تنفس سیاسی را برای همه جریان‌ها دشوار می‌سازد. 

 در چنین شرایطی، راهپیمایی ۲۲ بهمن به نمادی از خودگردانی و پایداری در برابر اراده‌ای خارجی تبدیل می‌شود که می‌خواهد سرنوشت کشوری را بدون حضور مردمش رقم بزند. این تمایز میان «نقد مدیریت داخلی» و «مقاومت در برابر دیکته خارجی» را در مصاحبه‌های میدانی شرکت‌کنندگان نیز می‌توان دید؛ جایی که یک کارگر بازنشسته یا یک کسبه بازار، با همان لحنی که از قیمت دلار و مسکن گله‌مند است، بر ضرورت حضور برای خنثی‌سازی نقشه‌های دشمنان تأکید می‌کند.

 از سوی دیگر، نباید از نقش «بسیج نمادین» و حافظه تاریخی غافل ماند. راهپیمایی ۲۲ بهمن در طول بیش از چهار دهه، به یک آیین تثبیت‌شده مدنی تبدیل شده که صرفاً به خواست حکومت برگزار نمی‌شود، بلکه برای بخش قابل توجهی از جامعه که خود را وارث انقلاب ۵۷ می‌دانند، بخشی از هویت جمعی و خاطره‌ای است که با تجربه زیسته آنان گره خورده است. این افراد الزاماً از همه سیاست‌های روز راضی نیستند، اما شرکت در این آیین را به مثابه تأیید کلیت انقلاب و آرمان‌های استقلال‌طلبانه آن تفسیر می‌کنند. 

 این پدیده منحصر به ایران هم نیست؛ در بسیاری از جوامعی که انقلابات بزرگ را تجربه کرده‌اند، نوعی «وفاداری بنیادین» به هسته مرکزی آن انقلاب در میان بخشی از مردم باقی می‌ماند که حتی در دوره‌های نارضایتی شدید از دولت‌ها و نهادها، خود را بروز می‌دهد.

 در تقابل با این روایت، گزارش‌های متعدد از اعتراضات خیابانی در ماه‌ها و حتی هفته‌های منتهی به ۲۲ بهمن حکایت دارد؛ اعتراضاتی که گاه به شعارهای صریح علیه عالی‌ترین سطوح حاکمیت رسیده بود این دوگانگی، تصویر جامعه‌ای را ترسیم می‌کند که نه می‌توان آن را «یکدست وفادار» و نه «یکپارچه معترض» نامید. 

 واقعیت آن است که ایران امروز، عرصه هم‌زیستی تنش‌آلودِ چندین «جامعه» در درون یک واحد سیاسی است؛ جامعه‌ای که در محلات ضعیف شهری زندگی می‌کند و اقتصادش به یارانه‌های دولتی وابسته است، جامعه‌ای که در شهرهای صنعتی اعتصاب می‌کند، جامعه‌ای که از اصلاح  ناامید شده و در فضای حقیقی و مجازی اعتراض می‌کند، و جامعه‌ای که انقلاب را پیروزی مبارزاتی می‌داند که نباید به دشمن واگذار شود. 

 این گروه‌ها اگرچه در تقابل یا رقابت با یکدیگرند، اما گاه بسته به شرایط و محرک بیرونی، مرزهای خود را جابه‌جا می‌کنند و در یک نقطه اشتراک پیدا می‌کنند. ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ یکی از همین نقاط اشتراک بود؛ جایی که تهدید نظامی صریح به اندازه‌ای برجسته بود که بخشی از اقشار معترض را نیز به میدان آورد تا شاید از طریق این حضور، ضمن مخابره نارضایتی خود به داخل، مانع از جنگی شوند که به گمان آن‌ها همه چیز را نابود خواهد کرد.

این حضور هم محصول «بسیج دفاعی-ملی» در برابر یک تهدید عینی بیرونی است و هم نتیجه وفاداری‌های هویتی ریشه‌دار نسلی از ایرانیان؛ هم از ظرفیت‌های بی‌بدیل سرمایه اجتماعی انباشته‌شده در تاریخ انقلاب تغذیه می‌کند و هم به‌مثابه سدی در برابر فروپاشی کامل رابطه ملت و دولت عمل می‌کند. 

با این حال، تحلیلگران بی‌طرف می‌دانند که چنین ظرفیت عظیم مردمی‌ای، اگر با پاسخ‌گویی و اصلاحات لازم چند وجهی همراه نشود، مانند سرمایه‌ای رو به کاهش است که در هر بحران بعدی، بخشی دیگر از آن مصرف می‌شود. 

 در نهایت اینکه راهپیمایی ۲۲ بهمن نشان داد که هنوز برای بسیاری از ایرانیان، استقلال و تمامیت ارضی کشور خط قرمز فراطبقاتی است، اما این به معنای تعلیق مطالبات اقتصادی- اجتماعی شان نیست؛ بلکه باید آن را به مثابه فرصتی استثنایی برای بازتعریف رابطه میان حاکمیت و جامعه بر مبنای اعتماد متقابل تلقی کرد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2181254

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار