ژاله آموزگار: ارفعی اگرچه زندگی آسانی نداشت اما برای انتفاع مالی کاری نکرد/ جبرئیل نوکنده: پس از سال ۱۳۸۲ با ارفعی نامهربانی‌هایی شد

علی بلوکباشی: در سال‌های آغاز جمهوری اسلامی که تب داغ انقلابی‌گری فضای جامعه را فرا گرفته بود، دکتر خانلری، و یکی دو سال بعد، دکتر ارفعی را از کار برکنار کردند، و ناروایی‌هایی از نادانی و بی‌خردی بر وجود و روح ظریف این دو استاد دانشمند روا داشتند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا – محسن آزموده: مراسم یادبود و تشییع پیکر عبدالمجید ارفعی، زبان‌شناس و پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی اکدی و ایلامی، ایلام‌شناس صبح امروز جمعه هشتم اسفندماه در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این مراسم شماری از چهره‌های نام‌آمور و برجسته فرهنگ و اندیشه ایرانی چون ژاله آموزگار، سیدمصطفی محقق داماد، کاظم موسوی بجنوردی، محمدحسن سمسار، علی بلوکباشی، علی‌اکبر صالحی، احمد مسجدجامعی، علی بهرامیان، سیدعلی آل‌داود، محمد جعفری قنواتی، نیکنام حسین‌پور در کنار خانواده و دوستداران عبدالمجید ارفعی حضور داشتند. در ادامه گزارشی از این مراسم ارائه خواهد شد.

ژاله آموزگار: ارفعی اگرچه زندگی آسانی نداشت اما برای انتفاع مالی کاری نکرد/ جبرئیل نوکنده: پس از سال ۱۳۸۲ با ارفعی نامهربانی‌هایی شد

«روح پارسه» تن رنجور را وانهاد

در ابتدای این مراسم کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در یادبود استاد ارفعی متن حاضر را خواند:

با درود و سلام خدمت استادان گرامی، میهمانان ارجمند، اعضای محترم شورای عالی علمی و پژوهشگران و کارکنان مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی.

امروز برای فرهنگ و تمدن ایران‌زمین روزی غم‌انگیز و اندوهبار است. ایران یکی از فرزندان دانشمند و دلبسته فرهنگ خود را از دست داد و ما اینک به سوگ او نشسته‌ایم، مرد بزرگی که همه عمر کوشش خود را برای شناخت بهتر و بیشتر ایران باستان به کار برد.

زنده‌یاد دکتر عبدالمجید ارفعی، استاد برجسته و ممتاز زبان‌ها و فرهنگ ایران باستانی و مترجم عالی مقام فرمان کوروش اینک از میان ما رخت بربسته است.

«روح پارسه» تن رنجور را وانهاد و از این جهان به دیگر سرا رخت بربست.

زنده‌یاد استاد ارفعی از معدود ایرانیانی بود که از دیرباز کوشید صلاحیت‌های علمی را ‌برای شناخت ایران باستان بنا بر کهن‌ترین متون و نقوش و کتیبه‌ها و گل‌نبشته‌های برجای‌مانده از سده‌های بسیار دور در خود گرد آورد، آن‌گاه دستاوردهای علمی را در این باب بر جهان علم و پژوهش و به‌ویژه هم‌میهنان گرامی خویش عرضه بدارد، که حاصل و گل سرسبد همه آن‌ها ترجمه «فرمان کوروش» از زبان اکدی و خط میخی است و بارها در سلسله انتشارات این مرکز منتشر شده است. باید گفت که این ترجمه، هدیه ارزشمندی است که دکتر ارفعی به همه ایرانیان تقدیم داشته است.

همچنین باید از اثر درخشان دیگر او ترجمه «گِل‌نبشته»ها و الواح تخت‌جمشید یاد کرد که اسناد ارزشمندی از دوران داریوش بزرگ است و آگاهی‌های مهمی از آن زمان به دست می‌دهد.

مرکز ما از سالیانی پیش از بخت بلند همکاری و همراهی دکتر ارفعی برخوردار بوده است و خرسندیم که آثار ارجمند او را منتشر کرده‌ایم. دکتر ارفعی از اعضای شورای عالی علمی مرکز بود، ولی افسوس که وضع سلامتی او چنان نبود که از حضور او بیشتر برخوردار شویم.

فقدان این دانشی‌مرد سترگ را نخست خدمت خانواده محترم، همسر و فرزندان سوگوار او و سپس به جامعه علمی کشور و همه دلبستگان فرهنگ و تمدن ایران تسلیت عرض می‌کنم و برای آن‌ها شکیبایی و تندرستی آرزو دارم.

روان او شاد و در کنار دریای آمرزش خداوندی آسوده و آرام باد.

با تشکر بسیار.

ژاله آموزگار: ارفعی اگرچه زندگی آسانی نداشت اما برای انتفاع مالی کاری نکرد/ جبرئیل نوکنده: پس از سال ۱۳۸۲ با ارفعی نامهربانی‌هایی شد

درود و بدرود استاد ارفعی

در ادامه مراسم علی بلوکباشی، نویسنده و پژوهشگر در حوزه مردم‌شناسی اهل ایران در سخنانی درباره استاد ارفعی سخنانی را مطرح کرد که متن از آن نظر می‌گذرد:

در سوگ دوست دانشمند از دست رفته‌ام

در دلم بود که بی‌دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود!

امروز در سوگ و تشییع پیکر دکتر عبدالمجید ارفعی، دانشی‌مردی بزرگ، دورهم گرد آمده‌ایم، که سال‌های جوانی و سالخوردگی خود را در اندیشه شناخت هویت فرهنگی ایران در گذشته‌های دور، و شناساندن آن به ایرانیان و جهانیان، و هویت بخشیدن به فرهنگ ایران امروز، گذرانده است.

آشنایی من با شادروان دکتر ارفعی به حدود ۶۰ سال پیش باز می‌گردد، سال‌های ۳۹ یا ۴۰. زمانی که دوره لیسانس ادبیات و زبان فارسی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران می‌گذراندم. نخستین دیدار ما بسیار گرم و دلنشین بود. این دیدار، یک دوستی پایدار را میان ما رقم زد. دیدارهای‌مان همیشه با «درود و بدرود»های این عزیز از دست رفته همراه بود. هنوز هم‌‎نوای آهنگینِ کلام دلنشین «درود و بدرود»های این دوست نازنین در گوشم طنین‌انداز است.

دکتر ارفعی عشقی بی‌کران به زبان و فرهنگ ایران باستان، و تعلق خاطر و مهری فراوان به استادان روان‌شاد استاد ابراهیم پورداود و استاد پرویز ناتل خانلری داشت. سرانجام نیز همین عشق، او را برای دانش‌اندوزی در این قلمرو، روانه آمریکا کرد.

ارفعی به تشویق استاد دکتر خانلری در سال ۱۳۴۴ در موسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو به تحصیل زبان‌های ایلامی و اکّدی مشغول شد. پس از پایان تحصیلات و بازگشت به ایران، در فرهنگستان زبان و ادب فارسی که زیر نظر دکتر خانلری بود به پژوهش پرداخت، اما حضور او در این نهاد دیری نپایید.

در سال‌های آغاز جمهوری اسلامی که تب داغ انقلابی‌گری فضای جامعه را فرا گرفته بود، دکتر خانلری، و یکی دو سال بعد، دکتر ارفعی را از کار برکنار کردند، و ناروایی‌هایی از نادانی و بی‌خردی بر وجود و روح ظریف این دو استاد دانشمند روا داشتند.

دکتر ارفعی گامی بزرگ در آشنا کردن ایرانیان با تاریخ فرهنگ و تمدن ایران باستان سهم بزرگ و ارزشمندی در عرصه آگاهی ملت ایران از نیاکان خود داشته است. او با زدودن گرد و غبار تاریخ از چهره گِل‌نبشته‌های به دست آمده از بارو و خزانه تخت‌جمشید، و رمزگشایی و خوانش چند هزار گِل‌نبشته در میان حدود ۳۰ هزار گل‌نبشته، که ارنست هرتسفلد، باستان‌شناس آلمانی، آن‌ها را درکاوش در تخت‎جمشید در سال‌های ۱۳۱۲- ۱۳۱۵ش یافته بود، و نشر خوانده‌های خود، دری به سوی فرهنگ اقتصادی و نظام اداری و مالی دربار پادشاهان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰پ.م)، در برابر دیدگان ما گشود. او همراه دانشمندان دیگر، به‌ویژه ریچارد هلک، استادش، چگونگی کارکرد نظام اجتماعی- اقتصادی سازمان کار، و وضعیت معیشتی کارگران در کارگاه‌های دوره پادشاهی داریوش، خشایارشا و اردشیر یکم را، برای شیفتگان فرهنگ و تمدن جهان باستان روشن کردند، و دریچه‌ای به سپیده‌دم تاریخ تمدن بشری گشودند، و عرصه دانسته‌های تاریخی – اجتماعی و فرهنگی جهانیان را درباره فرهنگ تمدن ایرانی گسترش دادند.

امروز در سرزمین ایران، ما گواه پرتو کرامات دیداریِ دانش شادروان ارفعی بر بخش تاریکی از تاریخ فرهنگی ایران باستان هستیم. وجود پربرکت این استاد زبان‌های ایلامی و آثار بازمانده از پژوهش‌های او موجب سرافرازی سرزمین ایران در جامعه علمی جهان، و افتخار هر ایرانی با داشتن چنین هویت فرهنگی درخشان کهنی است.

دکتر ارفعی در فرهنگ ایران‌زمین و در دل ماپیوسته جاودانه خواهد ماند.

روانش شاد و با فرشتگان مینوی همگام باد.

ژاله آموزگار: ارفعی اگرچه زندگی آسانی نداشت اما برای انتفاع مالی کاری نکرد/ جبرئیل نوکنده: پس از سال ۱۳۸۲ با ارفعی نامهربانی‌هایی شد

ارفعی نمرده است

ژاله آموزگار عضو شورای عالی علمی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و پژوهشگر برجسته فرهنگ و زبان‌های باستانی از دیگر سخنرانان این مراسم بود. او در سخنان کوتاهی گفت: ما همه صاحب‌مجلسیم و مفتخریم که هم‌دوره او بودیم و خوشا به‌ حال من که دوستش بودم. ارفعی نمرده است که وجودش باقی است و ماندنی. مردی که اگرچه زندگی آسانی نداشت اما برای انتفاع مالی کاری نکرد.

او افزود: ارفعی فرزند ایران بود و تمام وجودش سرشار از عشق به ایران. کسی‌که همه عمر به وطن خدمت کرد. به خاک ایران تبریک می‌گویم که فرزندش را در خاک خود و در جوار حافظ شیرازی در آغوش خواهد گرفت.

ژاله آموزگار: ارفعی اگرچه زندگی آسانی نداشت اما برای انتفاع مالی کاری نکرد/ جبرئیل نوکنده: پس از سال ۱۳۸۲ با ارفعی نامهربانی‌هایی شد

ارفعی همچون حافظ در حافظه ایرانیان خواهد ماند

همچنین جبرئیل نوکنده، رئیس کل موزه ملی ایران در مراسم یادبود و تشییع پیکر عبدالمجید ارفعی متن زیر را خواند:

از شمارِ دو چشم یک تن کم، وز شمارِ خرد هزاران بیش

آسمانی شدن استاد دکتر عبدالمجید ارفعی را به خانواده بزرگ ارفعی، دوستان و شاگردان ایشان، جامعه میراث فرهنگی، جامعه فرهنگ، هنر و ادب ایران، و پژوهشگران حوزه زبان‌شناسی و تاریخ جهان باستان تسلیت می‌گویم.

نخستین بار نام ایشان را در کلاس درس «مبانی باستان‌شناسی» از زبان زنده‌یاد استاد دکتر صادق ملک‌شهمیرزادی در دانشگاه تهران در مهرماه سال ۱۳۷۰ شنیدم. آن روز سخن از «زبان‌های خاموش» بود و استاد با افتخار از شخصیتی ایرانی یاد کرد که یکی از کهن‌ترین زبان‌های خاموش، یعنی زبان ایلامی، را می‌دانست و از دانشگاهی معتبر، زیر نظر یکی از برجسته‌ترین متخصصان زبان‌های باستانی، زنده‌یاد ریچارد هلک، فارغ‌التحصیل شده بود. در کنار این افتخار علمی، از دشواری‌های زندگی آن پژوهشگر نیز گفت؛ از این‌که با وجود تخصص کم‌نظیرش، ناگزیر بود برای گذران زندگی در حوزه‌ای دیگر فعالیت کند. همان روایت کوتاه، تصویری ماندگار و عمیق از او در ذهنم ساخت.

در سال ۱۳۷۵، در پروژه کاوش چُغابنوت خوزستان به سرپرستی استاد دکتر عباس علیزاده، افتخار آشنایی با ایشان را یافتم. استاد ارفعی در سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ در بخش کتیبه‌های باستانِ موزه ملی ایران مشغول به کار بود و خدمات ماندگاری از خود برجای گذاشت. هرچند پس از سال ۱۳۸۲ با او نامهربانی‌هایی شد، اما هیچ‌گاه از مهر و مسئولیت‌پذیری او کاسته نشد؛ همواره با خوش‌رویی به پرسش‌های موزه پاسخ می‌داد و هر کمکی را با بزرگواری انجام می‌داد. ایشان از چهره‌های مؤثر در روند بازگرداندن گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید از دانشگاه شیکاگو به میهن بود؛ اقدامی ارزشمند که نام او را در تاریخ پاسداشت میراث فرهنگی ایران ماندگار ساخت.

نام این استاد بزرگ در حافظه تاریخ جهان باستان زنده خواهد ماند؛ چراکه او به دوره‌ای اشراف داشت که ریشه‌های فرهنگ ایرانی در آن نهفته است: دوره ایلام؛ دوره‌ای که سنگ‌بنای شکل‌گیری امپراتوری هخامنشی شد و افق تازه‌ای به جهان ایرانی بخشید. بی‌تردید تاریخ جهان بدون مطالعه تاریخ هخامنشی ناقص است و این مطالعه نیز بدون بهره‌گیری از داده‌های گل‌نبشته‌های هخامنشی کامل نخواهد بود؛ داده‌هایی که نام عبدالمجید ارفعی با آن‌ها پیوندی ناگسستنی یافته است.

متانت، ادب و لبخندهای آرام و همیشگی استاد هرگز از خاطرم نمی‌رود. او به‌راستی دانشمندی ایرانی، فروتن و بزرگ بود؛ انسانی که دانش را با اخلاق درآمیخته بود.

در پایان، ضمن عرض تسلیت مجدد، یاد استاد عزیزمان را گرامی می‌داریم. روحش شاد و میراث علمی‌اش ماندگار باد. مقرر است که او در جوارِ حافظِ بزرگ آرام گیرد؛ او نیز همانند حافظ، برای همیشه در حافظه و میراث ایران‌زمین زنده و جاودان خواهد ماند.

***

شهاب‌الدین ارفعی برادر عبدالمجید ارفعی و هرمز خسرویانی (موبد)  نیز در سخنانی یاد و خاطره او را زنده کردند.

در پایان این مراسم حاضران به امامت جماعت آیت‌الله سیدمصطفی محقق داماد بر پیکر عبدالمجید ارفعی نماز میت و وداع خواندند و پیکر او را تا دروازه ورودی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی تشییع کردند.

همچنین به گفته روابط عمومی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی مراسم چهلم این استاد بعد از نوروز برگزار خواهد شد.

لازم به ذکر است مراسم خاکسپاری استاد ارفعی صبح یکشنبه ۱۰ اسفندماه در حافظیه شیراز برگزار شود.

۲۵۹

کد مطلب 2188037

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین