مذاكرات اسلام آباد

۱۰ نفر
۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۶
کافی بود یک دیدار او را دیده باشی

راستش نمونه بود. تراز عقل و تدبیر و به تمام قد معیار مدیریت.کافی بود فقط یک دیدار از نزدیک دکتر علی لاریجانی را دیده باشی؛ صمیمیت رفتارش، بزرگی و وقارش، ادب گفتارش، خبرگی تدبیرش، به راحتی برای هر انسان فرهیخته ای نمایان بود.شخصیتی تمام قد معیار. چه بسیار نخبگان و روشنفکران را می شناسم که در خلوت از او به نیکی یاد می کردند.

نخستین بار سال 1378 در جلسات ستاد بزرگداشت علامه حسن زاده آملی در صدا و سیما او را دیدم. همان روز فهمیدم که او مدیر ارشدی ست با نظم ذهنی بالا که در برخورد مدیریتی همانقدر به همکارانش استقلال می دهد که برابرش جزئیات امور برایش مهم است.
بعدها در مجموعه انتشارات سروش، برای نوشتن گزارش دیدارهای نخبگانی یا بازدیدهای دکتر لاریجانی از پروژه های سینمایی همراهش بودم. دقیقا می توانستم بفهمم که او کاملا با آن مدیرانی که فورمالیته به بازدید پروژه ها می آمدند، فرق دارد. به دلیل فهم فلسفی اش، شناخت و مطالعات تاریخی اش و تجربه عملی وزارت فرهنگ و ارشادش، قد و قامت نگاهش در هر دیدار و بازدید در هر پروژه تولید فیلم، بالاتر از آن‌ بود که عوامل تولید توقع داشتند.

بارها دیدم که از جزئیاتی از داستان می پرسید که خود عوامل می ماندند که چطور پاسخ دهند!جایی در پایان بازدیدش از پروژه سریال بشارت منجی، به زنده یاد نادر طالب زاده گفت، مطمئنید با این نگاه کار خوب از آب در می آید؟ چه بسا با تردیدهایی روبرو شده بود. بعدها دیدیم که نتیجه آن کار خوب نشد. من در درونم همواره پرسش آن‌ روز دکتر لاریجانی را مرور می کردم...!
سال ها بعد دکتر را در کتابخانه و موزه مجلس درک کردم. زمانی که ایده "پیاده راه هنر بهارستان" را داده بودم و عکس های منتشر نشده تاریخی را در قاب های بزرگی، روی دیوار بیرونی مجلس برای مردم به نمایش گذاشته بودم. باری در مراسم افطاری مجلس که به رسم همیشه بالای سر همه میهمانان می آمد، با همان لبخند متفاوتش، چنان از نوع چینش عکس ها گفت که فهمیدم تمام کار برایش مهم بوده است.

آخرین بار سال 1403 که مراسم بزرگداشت دکتر رسول جعفریان را برگزار می کردم، برای معرفی هر سخنران از تالیفاتش بهره بردم و هر شخص را با کتاب هایش معرفی کردم. پایان مجلس گفت: " وزانت مجلس دکتر جعفریان با معرفی کتاب سخنرانان مضاعف شد"
این ها مصداق های کوچکی هستند از نمونه مردی که باید خیلی زیاد از تدبیر و عقل و مدیریتش گفت و نوشت. چنان که قدرش آنگونه که باید در زمان حیاتش دانسته نشد.

سحرگاه 27 رمضان که خبر شهادتش آمد، بغضم گرفت و اشکم جاری شد. گویی اربعین امسال بارش را در طریق کربلا بسته بوده که اینگونه روزهای پایانی عمرش رقم خورد.چنانکه در آخرین پیامش نوشت: «من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمی‌دانم.»

کد مطلب 2195415

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =