گروه اندیشه: هری جی. فرانکفورت، استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه پرینستون و نویسنده کتاب «دربارهی مزخرفات» (On Bullshit) که ترجمه دیگر آن حرف مفت است مقاله ای در باره دونالد ترامپ در تایم، به تاریخ در ۱۲ می ۲۰۱۶ به نشانی https://time.com/۴۳۲۱۰۳۶/donald-trump-bs نوشته است. او در مقاله خود تاکید تلاش می کند به این پرسش پاسخ بگوید که آیا اظهارات جنجالی دونالد ترامپ، دروغهایی برنامهریزی شدهاند یا نوعی اصیل از «مزخرفگویی» (Bullshit) و حرف مفت هستند؟ مقاله او با تمایز میان این دو مفهوم، به واکاوی رفتار کلامی رئیسجمهور سابق آمریکا میپردازد. در حالی که «دروغگو» آگاهانه حقیقت را وارونه میکند، «مزخرفگو» نسبت به صدق و کذب ادعاهایش کاملاً بیتفاوت است و تنها قصد دارد نگرش شنونده را مطابق میل خود شکل دهد. از ادعای دروغین درباره شادی مسلمانان در ۱۱ سپتامبر تا لافهای بیاساس درباره «بهترین کاسه تاکو» یا «قویترین حافظه جهان»، متن نشان میدهد که ترامپ چگونه با ابزار «بیتفاوتی به حقیقت»، راهبرد سیاسی خود را پیش میبرد. اما فراتر از شخصیت ترامپ، پرسش نگرانکنندهتر این است: چرا بخش بزرگی از جامعه با اشتیاق به پیشواز این حجم از فریبکاری و «لافوگزاف» میروند؟ این مطلب را می خوانید:
****
دونالد ترامپ نمونه بارزی از کسی است که در رابطه با مسائل بسیار حیاتی برای اعمال قدرت عالی سیاسی، نه اطلاعات درستی دارد و نه از هوش ویژهای برخوردار است. فراتر از این کاستیهای شناختیِ فاحش، بخش زیادی از آنچه ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی ریاستجمهوری خود گفته است - اگر بخواهیم با ملایمت بگوییم - کاملاً متقاعدکننده نبوده است. این موضوع نه تنها درباره توصیفات توهینآمیز و گاه گستاخانهی او از شخصیت، رفتار و حتی ویژگیهای فیزیکی دیگران صدق میکند، بلکه شامل ادعاهای عجیب و خودستایانهی او درباره توانمندیها، برنامهها و مقاصد خودش نیز میشود.
شناسایی اینکه کدامیک از ادعاهای ترامپ به نوعی باورناپذیر هستند، معمولاً کار آسانی است. آنچه تشخیصش کمی دشوارتر به نظر میرسد، این است که آیا اظهاراتِ بیتردید مشکوک او، دروغهایی عمدی هستند یا صرفاً «مزخرفگویی» (bullshit).
تمایز میان دروغگویی و مزخرفگویی نسبتاً روشن است. دروغگو چیزی را بیان میکند که خودش باور دارد نادرست است؛ او آگاهانه واقعیتی را که میداند، وارونه جلوه میدهد. اما مزخرفگو، از سوی دیگر، با هیچ ملاحظهای درباره اینکه چه چیزی ممکن است درست یا نادرست باشد، محدود نمیشود. او در بیان ادعاهایش، نسبت به صدق یا کذب گفتههای خود بیتفاوت است. هدف او گزارش فکتها (حقایق) نیست، بلکه هدفش این است که باورها و نگرشهای شنوندگانش را به شیوه خاصی شکل دهد.
هنگامی که ترامپ ادعا کرد هزاران نفر در جرسیسیتی با رقصیدن در خیابانها، تخریب برجهای دوقلو را جشن گرفتند، کاملاً واضح بود که او در حال دروغ گفتن است؛ چرا که شواهد و گواهیهای معتبر بسیاری وجود داشت که ثابت میکرد چنین اتفاقی هرگز رخ نداده است. همچنین، سوابق اظهارات قبلی ترامپ به وضوح نشان میدهد که او وقتی اخیراً گفت هیچچیز درباره «دیوید دوک» یا «کو کلاکس کلان» (KKK) نمیداند، دروغ گفته است. علاوه بر این، ترامپ در بحث هزینههای درمانی ایالات متحده از زمان ریاستجمهوری باراک اوباما، مدعی شد که «ما مراقبتهای بهداشتی افتضاحی داریم که هزینههایش ۳۵، ۴۵، ۵۵ درصد بالا میرود.» حقیقت این است که همانطور که اسناد عمومی و در دسترس نشان میدهند، حقبیمههای درمانی از زمان روی کار آمدن اوباما به طور متوسط ۵.۸ درصد در سال افزایش یافته است، در حالی که این رقم در نه سال پیش از آن ۱۳.۲ درصد بوده است.
با این حال، اغلب مشخص نیست که آیا ترامپ واقعاً به صحت و سقم آنچه میگوید اهمیت میدهد یا خیر. همین موضوع باعث میشود معلوم نباشد که ادعای او یک «دروغ» یا صرفاً «مزخرفگویی» یا حرف مفت است. از آنجا که یک فرد تا زمانی که ادعایی را که خودش میداند کذب است بیان نکند، دروغگو محسوب نمیشود، اگر او واقعاً به آنچه میگوید باور داشته باشد، نمیتوانیم به درستی بگوییم که در حال دروغ گفتن است.
بهعنوان مثال، در ۵ می ۲۰۱۶، ترامپ توییتر کرد: «بهترین کاسههای تاکو در رستوران برج ترامپ درست میشوند. من عاشق هیسپانیکها (اسپانیاییتبارها) هستم!» این ادعا به سختی میتواند چیزی جز مزخرفگویی و حرف مفت باشد. آیا او واقعاً مدرکی دارد که بهترین تاکوها کجا پیدا میشوند، یا فقط داشت از خودش حرف درمیآورد؟ آیا او واقعاً عاشق مردم هیسپانیک است؟ هر دو ادعا — حداقل برای من — چیزی بیش از «لافوگزاف» (باد هوا و حرف مفت) به نظر نمیرسند.
این موضوع را هم در نظر بگیرید: ادعای او مبنی بر اینکه با رئیسجمهور شدنش، میلیونها مهاجر غیرقانونی اخراج خواهند شد. این نیز احتمالاً نمونه دیگری از «مزخرفگویی» است؛ مسلماً با توجه به عدم قطعیت در مورد اینکه آیا او اصلاً اختیار و ابزار لازم برای انجام چنین کاری را خواهد داشت یا خیر، به احتمال زیاد: الف) ترامپ در واقع هیچ تصمیم قطعی برای اخراج آن میلیونها نفر ندارد و ب) او واقعاً اهمیتی نمیدهد که آنچه میگوید حقیقت دارد یا نه. او به احتمال زیاد این اظهارات را صرفاً برای ایجاد انتظارات و تصورات خاصی در ذهن شنوندگانش بیان کرده است. او میخواست مردم درباره او به عنوان شخصی فکر کنند که تصمیماتی شبیه به آنچه اعلام کرده، اتخاذ و اجرا میکند.
از یک سو، ترامپ ادعاهای کذبی را مطرح میکند که یقیناً میداند (یا میداند که به راحتی میتواند بفهمد) نادرست هستند؛ از سوی دیگر، اظهاراتی را بیان میکند که از درستی آنها اطمینان ندارد و نسبت به این واقعیت که خودش هم آنها را واقعاً باور ندارد، بیتفاوت است. در مورد اول، او در حال «دروغگویی» است و در مورد دوم، این صرفاً «مزخرفگویی» و حرف مفت است.
ترامپ آزادانه ادعاهای گزافی درباره استعدادها و دستاوردهای خود مطرح میکند؛ برای مثال، او مدعی است که قویترین حافظه جهان را دارد. این یک «مزخرفگویی» و حرف مفت محض و مضحک است. او همچنین ادعاهای فریبکارانهای درباره تجربیات تجاریاش داشته است که برخی از آنها احتمالاً ترکیبی از «مزخرفگویی» و «دروغ» هستند. اما در هر صورت، توصیف او از خودش به عنوان یک بازرگان فوقالعاده موفق، جای تردید دارد. چنانکه «مایکل دیآنتونیو»، زندگینامهنویس او، چنین اظهارنظر میکند: «او سعی کرد یک شرکت هواپیمایی را اداره کند و شکست خورد. او سعی کرد کازینوها را اداره کند و چهار بار شکست خورد. وقتی صحبت از مدیریت یک کسبوکار پیچیده به میان میآید، اینها نشانی از نبوغ نیستند.»
مشاهدهی یک شخصیت سیاسی مهم که آزادانه به دروغگویی و مزخرفگویی و حرف مفت روی میآورد، نگرانکننده است. اما آنچه شاید حتی عمیقتر و نگرانکنندهتر باشد، دیدن بخش قابلتوجهی از جامعه است که با چنین پذیرش گسترده و مشتاقانهای به فردی تا این حد اصلاحناپذیر و فریبکار پاسخ میدهند.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما