مذاكرات اسلام آباد

نقش آمریکایی‌ها در کمک به عراق در طول جنگ بیش  از شوروی بود

عراق می‌خواست با تصرف اروندرود به سواحل خلیج‌فارس مسلط شود. ساحل جنوبی عراق در خلیج‌فارس خیلی کم است و شاید کمترین ساحل را کشور عراق با خلیج‌فارس داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «جنگ به روایت فرمانده» با تهیه و تنظیم پژمان پورجباری با پرسش از محسن رضایی، فرمانده سپاه در زمان جنگ عراق و ایران است که در انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه به چاپ رسیده و سردار غلامعلی رشید مقدمه آن را نوشته و برخی پاسخ‌های رضایی را مورد بازبینی قرار داده است.

اسناد و مدارک متعددی وجود دارد مبنی بر این‌که آمریکایی‌ها و شوروی‌ها در تحریک عراق برای حمله به ایران دخالت داشتند. شوروی‌ها از حمله عراق به ایران باخبر بودند و بعد از شروع جنگ نیز حتی پشتیبانی‌های نظامی و دفاعی خود را از ارتش عراق کاهش ندادند. اما آمریکایی‌ها بیشتر از شوروی‌ها نقش داشتند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جلسه صدام حسین با برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر در خرداد سال ۵۹ در مرز اردن اشاره کرد که برژینسکی پس از این جلسه به طور رسمی اعلام کرد، عراق هیچ خطری برای آمریکا نیست و این خود چراغ سبزی است برای عراق مبنی بر این‌که اگر شما به ایران حمله کنید از شما پشتیبانی خواهیم کرد.

از لحاظ منطقی نیز به این علت که ارتش ایران در زمان رژیم پهلوی دارای تجهیزات نظامی اروپایی و آمریکایی بود، دولت عراق قبل از حمله باید از این بابت که آمریکا و اروپا در جنگ به ایران کمک نمی‌کنند مطمئن می‌شد. بعد از جنگ عراق با کویت، اسناد و مدارکی منتشر شد که آمریکایی‌ها به عراق این تعهد را داده بودند که از عراق حمایت تسلیحاتی بکنند و ایران را در جنگ در مضیقه بگذارند. این‌گونه مسائل درحقیقت از پشتوانه‌های صدام برای حمله به ایران بود. کمک به ضد انقلاب، تقویت شورش‌های داخلی، حمایت از کودتاچیان، حمله به کنسولگری‌ها، جنگ سفارتخانه‌ها و درگیری‌های مرزی نشان می‌دهد که ما قبل از جنگ رسمی با عراق، درگیر یک جنگ غیررسمی و به عبارتی «جنگ ماقبل جنگ» بوده‌ایم که جنگ دوم از دل این جنگ متولد شد و هر دو یک هدف مشترک داشتند. بنابراین قبل از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ یک جنگ سیاسی شدیدی با ایران به محوریت صدام و قدرت‌های غربی وجود داشت که به‌تدریج به جنگ نظامی سراسری تبدیل شد.

پاسخ به ابهامات

در شورای انقلاب صحبت‌های صدام زیاد جدی گرفته نمی‌شد. بعد از شروع جنگ که حوادث را کالبدشکافی کردیم، معلوم شد که او چنین قصدی داشته است. البته در مورد درگیری‌های پاسگاه‌های مرزی بحث می‌شد اما آن‌چنان جدی نبود. از طرفی شورای انقلاب در ۲۶ تیر در ۱۳۵۹ یعنی دو ماه قبل از جنگ متحول شد. از سوی دیگر فضای سیاسی به گونه‌ای بود که در مورد صحبت‌های صدام یا برژینسکی زیاد موضع‌گیری نمی‌شد و از طرفی به نیروی‌های سپاه هم اجازه نمی‌دادند که وارد درگیری‌های مرزی شوند و پاسخ متقابل دهند. حتی بعد از این‌که جنگ شروع شد.

این‌که یکی از اهداف صدام ایفای نقش ژاندارمی در منطقه است کاملا درست است. به این معنا که عراق می‌خواست با تصرف اروندرود به سواحل خلیج‌فارس مسلط شود. ساحل جنوبی عراق در خلیج‌فارس خیلی کم است و شاید کمترین ساحل را کشور عراق با خلیج‌فارس داشته باشد. مثلا سواحل کویت، بحرین، قطر، امارت متحده عربی و بخصوص ایران بسیار بیشتر از عراق است؛ لذا تنها کشور در حوزه خلیج‌فارس است که کمترین ساحل؛ یعنی کمترین بندر و پایگاه دریایی و این یعنی کمترین توان اقتصادی و حضور نظامی در منطقه. به عبارت دیگر ساحل داشتن در خلیج‌فارس یعنی داشتن قددرت، اقتدار و توانایی انجام مانور سیاسی نظامی در کل منطقه.

حکام رژیم بعث همواره دنبال این بودند که یا بخشی از کویت مثل جزیره بوبیان یا راس‌البیشه و یا منطقه خسروآباد ایران را بگیرند که با این کار، ساحل بیشتری نصیب‌شان شود. هر کشوری ساحل بیشتری داشته باشد، بیشتر هم می‌تواند تجارت کند و به همان مقدار می‌تواند ناو بیشتری در خلیج‌فارس داشته باشد که موجب افزایش توان و حضور نظامی در خلیج‌فارس است. آن‌ها قصد داشتند با بیشتر شدن سواحل‌شان در خلیج‌فارس، کشورهای کوچک عربی مثل کویت، بحرین، قطر و امارات را تحت امر خود دربیاورند و حزب بعث با اعمال فرماندهی و مدیریت در خلیج‌فارس، نقش ژاندارمی منطقه و رهبری اعراب را عهده‌دار شود.

۲۵۹

کد مطلب 2200399

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 7 =