مذاكرات اسلام آباد

۶ نفر
۱۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۷
وارونگی منطق مادی؛ «نصرت الهی» در عصر تشتت رسانه‌ای

سال‌های متمادی، در خلوت گزیده‌ خویش، با بیم و هراسی جانکاه به تماشای فضای سرد حاکم بر جامعه می‌نشستم. من، فرزند سال‌های پرالتهاب ۵۰ و ۶۰، کسی که طعم شیرین «ایثار جمعی» و «یکدلی محض» را در کوچه‌ پس‌کوچه‌های انقلاب و جبهه‌ها چشیده بود، با حسرتی عمیق به نسل‌های جدید می‌نگریستم.

دیباچه: از شام غریبان تردید تا سحرگاه یقین

گمان می‌کردم آن «شور حسینی» و «وحدت کلمه» در زیر آوار پیام‌های متناقض شبکه‌های اجتماعی، تورم افسار گسیخته و روزمرگی‌های فرساینده، به خاکستر تبدیل شده است. بارها از خود می‌پرسیدم: «آیا آن روحی که کوه‌ها را جابه‌جا می‌کرد، برای همیشه از تن این ملت پر کشیده است؟»

اما امروز، در بهار سال ۱۴۰۵،  در وضعیتی ایستاده‌ام که توصیفش با کلمات زمینی دشوار است. من نه تنها نگران نیستم، بلکه گویی روی بال ابرها به پرواز در آمده و به منظره‌ای خیره شده‌ام که حتی در خوش‌بینانه‌ترین رویاهایم نیز نمی‌دیدم. آنچه امروز در رگ‌های این سرزمین می‌جوشد، یک رستاخیز فطری است. ملتی که گمان می‌رفت در انبوه منطق‌های رسانه‌ای بیگانه غرق شده، ناگهان چنان قد علم کرده و چنان یکدلی شگفت‌آوری  را از خود نشان داده که تمام معادلات قدرت را در سطح جهانی جابه‌جا کرده است. این مقاله، تلاشی است برای فهم این معجزه؛ معجزه‌ای که نظریه‌های غربی در برابرش لال شده‌اند.

بن‌بست نظریه‌های غربی

در متون تخصصی علوم ارتباطات، نخبگان معتقدند در دنیای امروز، رسانه‌ها چنان قدرتمند شده‌اند که «واقعیت» را خلق می‌کنند. آنان معتقدند که دیگر «مردم» به معنای یک واحد منسجم وجود ندارند، بلکه ما با «هویت‌های خرد دیجیتال» روبه‌رو هستیم که هر کدام در پیله‌ خودساخته‌ خویش زندگی می‌کنند. از نظر آنان، این تشتت، امکان هرگونه «حرکت تمدنی یکپارچه» را از بین برده است.

سام پاپکین در کتاب‌های خود استدلال می‌کند که بازیگران سیاسی و رسانه‌ای، تنها در پی پاسخگویی به تغییرات یکدیگر برای حفظ قدرت هستند. او می‌گوید نخبگان سیاسی از رسانه به‌عنوان ابزاری برای فریب یا اقناع استفاده می‌کنند و رسانه‌ها نیز برای بقا، به نخبگان وابسته‌اند.

اما واقعیت ایران ۱۴۰۵، تمام این بافته‌ها را پنبه کرده است. در کشوری که تحت شدیدترین بمباران‌های رسانه‌ای تاریخ بشر بوده، چگونه ممکن است که ناگهان میلیون‌ها انسان، فراتر از «منطق سود و زیان فردی»، به «وحدت کلمه» برسند؟ نظریه‌های مادی نمی‌توانند بفهمند که چرا یک کاربر فضای مجازی، وقتی پای «عزت ملی» و «ریشه‌ تمدنی» به میان می‌آید، ناگهان تمام کدگذاری‌های رسانه‌های غربی را پس می‌زند. اینجاست که ما با «منطق مخل فطری» روبه‌رو هستیم؛ منطقی که از سرّ الهی نشأت می‌گیرد و هیچ الگوریتمی قادر به پیش‌بینی آن نیست.

وقتی ملت، راهبر می‌شود

یکی از شگفت‌انگیزترین ابعاد این روزها، تغییر بنیادین در سلسله‌مراتب حرکت اجتماعی است. همیشه در تاریخ معاصر، این‌گونه تصور می‌شد که برای حرکت جامعه، باید عده‌ای از «نخبگان» یا «مسئولان» جلو بیفتند، شعار بدهند، تشویق کنند و مردم را به دنبال خود بکشانند. اما امروز، ما شاهد یک «وارونگی مقدس» هستیم.

امروز، این «مردم» هستند که جلو افتاده‌ و از تمام محاسبات اداری و سیاسی سبقت گرفته‌اند. در حالی که در تمام دنیا، دولت‌ها با هزاران ترفند تبلیغاتی نگران این هستند که مردمشان «خسته» و «تسلیم» نشوند، در ایران ما، مردم نگرانند که مبادا مسئولین در برابر فشارهای بین‌المللی «وا بدهند»! این یک جهش عظیم فرهنگی است. «مردم نگران وا دادن مسئولین هستند»، تنها یک جمله نیست، بلکه مانیفست قدرت ملی ماست.

این ملت ثابت کرد که «پیشران» واقعی، نه بخشنامه‌های دولتی، بلکه بصیرتی است که در عمق جانشان رسوخ کرده است. مسئولین ما امروز نه در مقام «هدایتگر»، بلکه در مقام «رهپو» قرار گرفته‌اند؛ آن‌ها باید بدوند تا به گرد پای این ملت رشید برسند. این همان معنای حقیقی مردم‌سالاری دینی است که در آن، قدرت از «ایمان توده‌ها» می‌جوشد و به ساختارهای حکومتی مشروعیت و حرکت می‌دهد.

ریشه‌هایی که روی کاغذ نیستند

بسیاری از تحلیلگران شرق‌شناس، تصور می‌کنند که هویت ایرانی-اسلامی، چیزی است که صرفاً در موزه‌ها یا لابلای کتب درسی رسمی وجود دارد. آن‌ها گمان می‌کردند که با تغییر سبک زندگی و ورود ابزارهای مدرن، آن ریشه‌ها خشکیده‌اند؛ اما خطای بزرگ آن‌ها این بود که نفهمیدند این ریشه‌ها «روی کاغذ» نیستند؛ این‌ها بخشی از «واقعیت تاریخی و ژنتیک معنوی» این ملت هستند.

ایثار و یکدلی امروز، ادامه‌ منطقی همان فرهنگی است که فردوسی از آن سرود، حافظ آن را عرفانی کرد و امام خمینی (ره) آن را به صحنه‌ سیاست آورد. این ملت، حتی اگر خودش هم به زبان نیاورد، در بزنگاه‌ها نشان می‌دهد که وارث شکوه تمدنی‌ای است که «مرگ سرخ» را به «زندگی ننگین» ترجیح می‌دهد. این حس «وحدت» که اکنون تمام وجود ما را پر کرده، برخاسته از یک «خویشتن بازیافته» است. ما دوباره خودمان را پیدا کرده‌ایم؛ همان «خودی» که در دهه‌ ۶۰ می‌درخشید و حالا در سال ۱۴۰۵، با تجربه‌ای بیشتر و صیقلی‌تر، به میدان بازگشته است.

ورود به ساحت «امدادهای غیبی»

اگر بخواهیم این وضعیت را بدون عینک قرآن و احادیث تحلیل کنیم، به خطا رفته‌ایم؛ زیرا این حجم از تحول قلبی در یک ملت، با هیچ یک از ابزار مادی قابل تبیین نیست.

 آیه ۱۱ سوره رعد: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم».

یکدلی و اتحادی که امروز در سطح جامعه می‌بینیم، معلولی از یک علت باطنی است. مردم ما، در لایه‌های عمیق وجود خود، تصمیم به تغییر گرفته‌ و از «تفرقه» و «منیت» به سوی «وحدت» و «ایثار» هجرت کرده‌اند. این «تغییر انفسی» باعث شده که خداوند نیز «سرنوشت جمعی» ما را تغییر دهد و نصرت خود را نازل کند.

نصرت الهی و ثبات قدم

در سوره محمد (ص) می‌خوانیم: «إن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبّت أَقدامَکُم». ایستادگی مردم در برابر تجاوزات اخیر و شهادت‌طلبی نخبگان محبوبشان، مصداق «یاری دین خدا»ست. پاداش این یاری، همان «ثبات قدمی» است که اکنون در کل ملت دیده می‌شود. این یکدلی، یک «موهبت الهی» است که قلب‌ها را به هم پیوند داده است: «لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ».

سیره ائمه و منطق شهادت

ملتی که با «یا حسین» برمی‌خیزد، شکست‌ناپذیر است. اتفاقات اخیر نشان دادند که الگوی «امت و امام» در ایران، فراتر از یک ساختار سیاسی و یک پیوند عاطفی و وجودی است. ایثار مردم ما، ریشه در سیره‌ حضرت زهرا (س) دارد که «الجار ثم الدار» را مشق کردند.

از «تحلیل» تا «برنامه»؛ وظیفه‌ ما در عصر جدید

اکنون که این «امداد الهی» شامل حال ما شده، دیگر نمی‌توان با متدهای قدیمی مدیریتی پیش رفت. برنامه‌نویسی برای این جامعه، نیازمند یک «تحول پارادایمیک» است:

- برنامه‌ریزی بر اساس «رزق لایحتسب»: ما باید بدانیم که در محاسبات کشورداری، متغیری به نام «اراده‌ الهی» و «برکت مردمی» وجود دارد که از تمام منابع ارزی و نفتی قدرتمندتر است.

- تکریم کرامت مردم: وقتی مردم از مسئولین جلوترند، وظیفه‌ حاکمیت، فراهم کردن بسترهایی است که این «خلاقیت فطری» در آن شکوفا شود، نه اینکه با بوروکراسی خشک، مانع حرکت آن‌ها شود.

- برنامه بر مدار «عدالت و معنویت»: هر برنامه‌ای که پیوست معنوی و عدالت‌خواهانه نداشته باشد، در این جامعه شکست خواهد خورد. مردم ما تشنه‌ «راستی» و «اخلاص» هستند، نه آمارهای دهان‌پرکن.

ایستادن بر قله‌ امید

من امروز، در بهار پربرکت سال ۱۴۰۵، با قلبی مالامال از شادی و اطمینان، اعلام می‌کنم که کابوس «بی‌تفاوتی اجتماعی» به پایان رسیده است. ما وارد عصری شده‌ایم که در آن، «رسانه» دیگر نمی‌تواند بر «حقیقت» غلبه کند. ما از روی بال ابرها، افقی را می‌بینیم که در آن، ایران عزیز، نه تنها به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، بلکه به‌عنوان یک «الگوی تمدنی نوین» می‌درخشد.

این ملت، با تکیه بر آیات وحی و با اقتدا به سیره ائمه (ع)، راهی را آغاز کرده است که به طلوع خورشید عظمای ولایت منتهی خواهد شد. ما بیدار شده‌ایم و این بیداری، زیباترین شعری است که تاریخ به خود دیده است.

یا علی مدد.

کد مطلب 2201886

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =