گروه اندیشه: سعید رضوی فقیه با نگارش یادداشتی در انصاف نیوز، به اوهام دعوت کنندگان دشمن و رویای بربادرفته آنان می پردازد. رضوی فقیه معتقد است که پنج هفته پس از تهاجم دشمن، اکنون غبار اوهام فرونشسته و «رؤیای بربادرفته» کسانی که خیر میهن را در آتش بیگانه میجستند، آشکار شده است. ایران نه تنها به زانو درنیامد، بلکه با تکیه بر سهگانه قدرت—نیروهای مسلح مقتدر، دیپلماسی کاردان و حضور پرشور مردم—درفش استقلال خود را در اهتزاز نگاه داشت.
این فعال سیاسی معتقد است در این مقطع خطیر، «انسجام ملی» دیگر یک توصیه نیست، بلکه واجبی عینی است؛ جایی که روشنفکران باید نقد را به پیشگاه بقای کیان کشور پیشکش کنند و زمامداران، قدرشناس ملتی باشند که با «کظم غیظ» و ایثار، شالوده قدرت سیاسی را حفظ کردند. ما در میانه یک جنگ میهنی، جایی برای بیطرفی نداریم؛ چرا که تن زدن از دفاع، اعانه به متجاوز است. امروز، طلایههای پیروزی نه فقط در میدان نظامی، که در بازگشت به «خرد ایرانی» نمایان شده است. وعده ما، فردای پیروزی برای ساختن ایرانی آزاد و عادلانه؛ ایرانی برای همه ایرانیان که ققنوسوار از خاکستر جنگ برمیخیزد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
یکم. پنج هفته از تهاجم شیطانی دو دشمن شرور بشریت به ایران مظلوم و سرفراز میگذرد و تا اینجای کار یک رویا بر باد و یک نگرانی از میان رفته است.رویای احمقانهٔ جماعتی متوهم، کم دان و کم خوان، که چشم انتظار حملهٔ ترامپ و نتانیاهو نشسته بودند تا ارمغان آزادی بی هزینه و رفاه بی رنج را بر سر برادرزادگان ایرانی نمای خود شاباش کنند، بر باد رفت. نگرانی مشفقانهٔ کسانی که گمان میبردند عفریت جنگ بنیاد ایران را ویران میکند و ریشهٔ تمدن ایرانی را از این خاک بر میکند نیز از میان رفت.
اکنون معلوم شده که دشمن غدار نه خیر و مصلحت ایران و ایرانیان -حتی همان اندک مشتاقان و مشوقان حمله به میهن- را میخواهد و نه توانایی به زانو درآوردن این تمدن تاریخسازِ گسترده و مجسم در کالبد جغرافیا را دارد. این نکته را با نگاهی منصفانه و واقع بینانه به رویدادهای عینی میتوان دریافت، مگر آنکه شیفته وار محو تماشای ترهات شبکهٔ اسرائیل اینترنشنال، یا ساده اندیشانه مرعوب مهملات متناقضی باشیم که مستاجر روانپریش و دمدمی مزاج کاخ سفید، به قصد کنترل بحران در بازار جهانی انرژی، در بوق و کرنا میکند.
بی گمان در این پنج هفته، چنانکه در جنگ دوازده روزه و جنگ هشت ساله، سران و سردارانی بزرگ به کید و کینهٔ دشمنان به خاک افتادهاند اما درفش درخشان ایران همچنان، سینه سپرده به توفان حوادث، در جنبش و اهتزاز مانده است. در یک کلام تا اینجای کار به لطف خدا ایران پیروز میدان است و دشمنان از تحقق نیات شوم خود ناامیدند.
دوم. امروز و در گرماگرم جنگ، سررشتهٔ امور نخست در دست پر و قدرتمند نیروهای لشگری ما و سپس در کف با کفایت مدیران ارشد کشوری به ویژه دیپلمات های امین و کاردانمان است که هر دو با مجاهدتهای هماهنگ کشتی ایران زمین را از دل گرداب های هولناک به سوی ساحل امنیت و ثبات پایدار هدایت میکنند.
اما پشتوانه و پشتیبان اصلی هر دو رکن یادشده بعد از لطف و نصرت الهی حضور مردم در خیابان و حمایت پر شور و شعورشان از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی ایران به مثابه یک تمدن دیرپا و منسجم است. همین حضور آگاهانه و بهنگام بود که همهٔ نقشههای دشمنان بدخواه و مزدوران و خائنان را یکسره نقش بر آب کرد و امیدشان را به جنگ داخلی و برادرکشی و در نهایت ویرانستان شدن ایران به باد داد.
در این سه گانه که دو رکنش قوای لشگری و کشوری است، مردم رکن اصلی اند و اراده و خواستشان شالودهٔ بنیادین قدرت سیاسی. چونان قاعدهٔ یک مثلث. همهٔ قدرتها در نظامات سیاسی و اجتماعی باید از قدرت ارادهٔ مردم منبعث باشد. رمز اقتدار واقعی نهاد دولت و ثبات و امنیت پایدار در کشور همین اتکا و استظهار به پشتیبانی ملت است.
بنابراین اگر کنشگران و روشنفکران وطندوست ایرانی، با هر عقیده و سلیقهٔ سیاسی و مسلکی، دل در گروی عشق به میهن و مردم دارند و برای حفظ میراث ماندگار تمدنی ایران احساس وظیفه میکنند، در شرایط کنونی که کیان کشور و ملت در خطر است، باید همهٔ مطالبات، انتقادات و اعتراضات خود را ولو حق صریح باشد تا پایان ظفرمندانهٔ این جنگ سرنوشت ساز کناری نهاده و بکوشند تا انسجام ملی و همبستگی گسست ناپذیر در میان هر سه رکن یادشده در بالا، به عنوان تنها ضامن حفظ و بقای ایران، لحظه به لحظه تقویت و تشدید شود.
این فقره تکلیف تاریخی همهٔ کنشگران و روشنفکران ایرانی است و باید به گونهٔ واجب مطلق و فارغ از هر قید و شرط یا اما و اگر نگریسته شود.آنچه روشنفکران و کنشگران جامعهٔ ما به هر دلیل و دعوی در گذشته در این باب نکردهاند باید امروز به جدیت بر آن بکوشند تا جبران مافات گردد و خطرات خطیر از سر کشور و مردم دور شود.
امروز انسجام و همبستگی ملی چه میان آحاد و گروههای مختلف مردمی، و چه میان مردم و قوای لشگری و کشوری واجب عینی است. کنشگران و روشنفکران باید به هر طریق مقدور به تقویت این همبستگی اهتمام داشته باشند. اما پیشتر و بیشتر و مهمتر از آن، زمامداران امور نیز باید به جلب رضایت مردم بکوشند چرا که مردم از هر قوم و مسلک ولی نعمت اصلی حکومت و صاحبان اصلی کشورند و در آزمون جنگ بزرگ جاری یک بار دیگر این نکته آشکار شد.
ایثار و گذشت و کظم غیظ مردم در برابر نابسامانیها را باید به حساب لطف و کرم نسبت به حکومت و حاکمان شمرد نه تکلیف و وظیفهٔ رعایا نسبت به اربابان. حس و شعور وطندوستی ایرانیان نباید سبب شود حقوق حقهٔ ملت مورد غفلت و فراموشی سردمداران امور قرار گیرد.
چگونه میتوان قدردان و سپاسگزار این مردم نبود که به رغم همهٔ مضیقه ها و مضایقهها، اعتراض و گلایه و خشم را فرو خورده و بی اندوه گذشته و بیم آینده، دهها شب به قلب خیابان آمدند تا یک بار دیگر تاریخ بسازند؟
سوم. امروز هر که با ایران، چه به مثابه یک سرزمین، چه به مثابه یک واحد سیاسی اجتماعی، چه به مثابه یک تمدن و موجودیتی فرهنگی و چه به مثابه همهٔ این موارد؛ پیوند و پیمانی ریشه دار و استوار دارد به میزان دلبستگی و در حد توان خویش برای دفاع از جغرافیا و تاریخ ایران میکوشد.
آنان که به هر دلیل انگیزهای برای دفاع از ایران ندارند و دامن از ورطهٔ این جنگ سرنوشتساز برکشیده و در کنج عافیت خزیده و راه بیعملی و بیطرفی گزیدهاند شاید ندانند اما باید بدانند که در معرکهٔ این جنگ میهنی جایی برای بیطرفی نمانده و تن زدن از دفاع در برابر تجاوز بیگانه به ایران، خود نوعی امداد و اعانه به دشمن متجاوز است.کار پیاده نظام فارسی زبان دشمن اما با کرام الکاتبین است و دیر یا زود حساب خود را پس خواهند داد، نتیجهٔ نهایی جنگ هر چه که باشد.
جنگ البته هنوز به فرجام نرسیده اما طلایه های طلوع پیروزی ایران در لابلای رویدادهای خرد و کلان عینی دیده میشود. با این همه نباید از یاد بردکه سختیهای بسیار همچنان در راه است و جز خدا هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.
خدا کشتی آنجا که خواهد برد
اگر ناخدا جامه بر تن درد
ولی ما محکومیم به پیروزی و پیشرفت و نه صرفا بقا. ایرانیان یک گزینه بیشتر پیش رو ندارند و آن هم یک پیروزی تاریخساز برای آغاز دورانی تازه در جهان است. از همین روست که بلافاصله و به محض آنکه ایران از دفع شر دشمنان آسوده بماند، باید بی وقفه کار تثبیت دستاوردها در همهٔ حوزه ها و بهره برداری حداکثری از هر فرصت و موقعیت و خنثی سازی هر تهدید بالفعل و بالقوه آغاز شود.
اما آنچه در این میان به نظر میرسد مهم یا مهمتر است انسجام و همبستگی ارکان سه گانهٔ دولت-ملت ایران به عنوان کهنترین دولت-ملت جهان است. بحث در بارهٔ عناصر اصلی، مقدمات لازم، مقومات ذاتی و لوازم ضروری انسجام ملی در حوصلهٔ این نوشتار نمیگنجد اما به موارد زیر فهرستوار میتوان اشاره کرد.
انسجام مردم و قوای لشگری با هم، همبستگی منسجم آحاد و اجزای مردم در قالب یک جامعهٔ مدنی متکثر و سازمان یافته و دارای خودآگاهی نسبت به هویت ملی بر فراز همهٔ هویتهای متکثر، اصالت خواست و ارادهٔ مردم به عنوان منبع اصلی قدرت و اقتدار، اصلاح همهٔ ساختارها بر اساس منافع درازمدت ملی، تعریف و تبیین مفاهیم و گزاره های بنیادین و کلیدی مربوط به ملیت و هویت و همبستگی ملی و معنای ایرانی بودن… و فقراتی از این دست.
موارد یادشده در بالا برخی به خود مردم، برخی به زمامداران، و برخی نیز به کنشگران و روشنفکران مربوط است.
و بالاخره چهارم. مخاطب اصلی خطاب حاضر گروه اخیر یعنی کنشگران و روشنفکران ایرانیاند. اگر خواهان پیروزی ایران در این نبرد سرنوشتسازیم امروز باید هر چه در توان داریم بی ترس و شرم و تردید به میدان بیاوریم. و اگر به نصرت الهی و اتحاد و آگاهی مردم، ایران پیروز و سرافراز از میدان معرکه بیرون بیاید، برای حفظ دستاوردهای این پیروزی، کنشگران و روشنفکران باید دوش به دوش هم در دو عرصهٔ عمل و نظر، با هم و به گونهای هماهنگ، بکوشند تا ایرانی بسازند منسجم به انسجامی خودآگاه و مبتنی بر آنچه میتوان خرد ایرانی و هویت خودآگاه ایرانی نامید.
آنان که نه به اسم بلکه به رسم اصلاح طلبند و عزم اصلاح ساختارها را برای پراکندن بذر توسعه و آبادی و آزادی و برابری در این خاک قهرمانپرور دارند باید از فردای پیروزی در دو حوزهٔ نظر و عمل به تقویت انسجام و همبستگی ملی و قوام و استحکام هویت ایرانی بکوشند تا خطراتی از آن دست که در این سالها بر سر ایران سایه افکند برای همیشه برطرف شود. تا دیگر هیچکس از شکست تیم ملی یا اصابت بمب و موشک بیگانه فریاد شادی سر ندهد. تا قداست نام ایران و پرچمش زیر پای جهالت و حماقت ملکوک نشود.
روشنفکران و کنشگران باید به جد بکوشند تا بنیادهای نظری و نهادهای اجتماعی لازم را برای آیندهٔ ایرانی آباد، آزاد و عادلانه تدارک ببینند. ایرانی برای همهٔ ایرانیان از هر قوم و آئین و سلیقه. پس از دفع شر بیگانگان ما باز هم با صدایی بلند و سری بلندتر از عدالت و آزادی و حقوق مشروع مردم دفاع خواهیم کرد حتی اگر باز هم در گزینشها رد شویم و باز هم به محبس رویم. از جفا و ملامت نمیرنجیم و از دشواری راه بیم و نومیدی به دل راه نمیدهیم.
چون به عشق ایران و ایرانیان راه می پیماییم اگر سر هم ببازیم رخ نمی گردانیم چرا که تا ابد مدیون سربازان فداکار ایرانیم که این روزها هم مثل همیشهٔ تاریخ این سرزمین به ارزشهای اصیل انسانی از جمله شجاعت و فداکاری معنایی تازه بخشیدند.با این حساب، وعدهٔ ما فردای پیروزی. یا شاید برای آنکه فرصت از کف نرود، همان روز پیروزی. تا خدا چه خواهد.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما