در ستایش پیچیدگی / میراث فیلسوفی که علم، هنر و سیاست را پیوند زد/ نگاه تک‌بعدی ما را به سوءفهم تمدنی می‌کشاند

ادگار مورن را به واقع می‌توان از آخرین وارثان بزرگ و انتقادی سنت روشنگری دانست؛ متفکری که همچنان به عقلانیت، آموزش، گفت‌وگو و امکان فهم جهان باور داشت، اما در عین حال از محدودیت‌های عقل مدرن نیز آگاه بود. او نه به عقلانیت خشک و تقلیل‌گرا، بلکه به عقلانیتی باز، خودانتقاد و پیچیده باور داشت؛ عقلانیتی که می‌تواند با شعر، هنر، تخیل و تجربه انسانی گفت‌وگو کند.

گروه اندیشه: مهدی حمیدی شفیق در کانال انجمن جامعه شناسی شعبه آذربایجان شرقی مطلبی نوشته در باره درگذشت ادگار مورن فیلسوف معروف فرانسوی. او در یادداشت خود به تبیین میراث فکری «ادگار مورن»، متفکر چندبعدی فرانسوی می‌پردازد که با فراتر رفتن از مرزهای سنتی علوم، «نظریه پیچیدگی» را بنیان نهاد. او با رد عقلانیت تقلیل‌گرا و جزیره‌ای، جهان را شبکه‌ای درهم‌تنیده از نظم و آشوب می‌دانست و در پروژه عظیم «روش»، به بازاندیشی در شیوه تفکر بشر پرداخت. مورن به عنوان روشنفکری متعهد و مروّج «آگاهی سیاره‌ای»، هرگز در دانشگاه محبوس نماند؛ از نقد نژادپرستی و سیاست‌های اسرائیل تا پیوند هنر و سینما با جامعه‌شناسی، او زیست مشترک انسانی را هدف قرار داد. نویسنده معتقد است امروز اندیشه او پادزهری حیاتی در برابر بحران‌های مرکب و قبایل‌گرایی‌های جدید است. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

 ****

در تاریخ اندیشه معاصر، کمتر اندیشمندی را می‌توان یافت که به اندازه ادگار مورن مرزهای میان دانش‌ها را درنوردیده باشد. او نه فقط جامعه‌شناس، بلکه فیلسوف، انسان‌شناس، نظریه‌پرداز فرهنگ، پژوهشگر رسانه، سینماگر و روشنفکری متعهد بود که بیش از هشتاد سال از عمر خود را صرف اندیشیدن به پیچیدگی انسان و جهان کرد. مورن متفکری بود که تجربه‌های بزرگ قرن بیستم ــ از فاشیسم و تجربه‌ی دو جنگ جهانی گرفته تا بحران‌های ایدئولوژیک، جهانی‌شدن و بحران‌های زیست‌محیطی و پاندمی کروناــ را نه صرفاً موضوع مطالعه، بلکه بخشی از زندگی خویش تجربه کرده بودند و جالب این‌که تا آخرین سال‌های زندگی خود درباره‌ی این‌ها نوشت.

هسته‌ی مرکزی اندیشه مورن را می‌توان در یک واژه خلاصه کرد: «پیچیدگی». او معتقد بود جهان اجتماعی و انسانی را نمی‌توان با نگاه‌های تقلیل‌گرا و ساده‌انگار فهمید. انسان نه موجودی صرفاً عقلانی است و نه صرفاً عاطفی؛ نه فقط فرد است و نه فقط عضو جامعه؛ نه کاملاً آزاد است و نه کاملاً مقید. به همین ترتیب، جامعه نیز حاصل روابط خطی و مکانیکی نیست، بلکه شبکه‌ای زنده از تعاملات، تعارض‌ها، نظم‌ها و بی‌نظمی‌هاست. از نگاه مورن، هر کوششی برای فهم واقعیت که این پیچیدگی را نادیده بگیرد، در نهایت به سوءفهم جهان خواهد انجامید.

در همین مسیر بود که او از دستاوردهای نظریه سیستم‌ها، سایبرنتیک، زیست‌شناسی و نظریه‌ی اطلاعات بهره گرفت و آن‌ها را به قلمرو علوم انسانی وارد کرد. با این حال، مورن صرفاً یک نظریه‌پرداز سیستمی نبود. او نظریه سیستم‌ها را از قالب فنی و مکانیکی آن بیرون آورد و به ابزاری برای فهم انسان، جامعه و تاریخ و فرهنگ تبدیل کرد. از نظر او، هر پدیده اجتماعی بخشی از یک کل بزرگ‌تر است و در عین حال خود نیز جهانی کوچک را در درون خویش حمل می‌کند. مفاهیمی چون حلقه‌های بازخورد، خودسازمان‌دهی، وابستگی متقابل، رابطه جزء و کل، و تأثیر متقابل نظم و آشوب، در اندیشه او جایگاهی محوری یافتند. مورن نشان داد که برای فهم جهان باید هم‌زمان هم به اجزا نگریست و هم به کلیت؛ هم به نظم و هم به بی‌نظمی؛ هم به قطعیت و هم به عدم قطعیت آن.

یکی از ثمرات این تلاش فکری در پروژه عظیم شش جلدی «روش» متبلور شد؛ اثری که بسیاری آن را یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های فکری قرن بیستم می‌دانند. هدف مورن در این اثر، نه ارائه یک نظریه جدید در کنار نظریه‌های دیگر، بلکه بازاندیشی در خودِ شیوه اندیشیدن بود. او می‌خواست دانشی بنا کند که بتواند میان زیست‌شناسی، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه، تاریخ و هنر پیوند برقرار کند و از تکه‌تکه شدن شناخت جلوگیری نماید.

اما اهمیت مورن تنها در نظریه پیچیدگی خلاصه نمی‌شود. او از نخستین متفکرانی بود که درباره بحران تمدنی جهان معاصر هشدار داد. سال‌ها پیش از آن‌که موضوعاتی مانند بحران اقلیمی، جهانی‌شدن، فروپاشی پیوندهای اجتماعی و سرنوشت مشترک بشریت به مباحث عمومی تبدیل شوند، مورن از «هویت زمینی» و «آگاهی سیاره‌ای» سخن می‌گفت. او معتقد بود انسان‌ها، علی‌رغم همه تفاوت‌های قومی، ملی، مذهبی و فرهنگی، در یک سرنوشت مشترک سهیم‌اند و آینده‌ی بشر تنها از رهگذر همکاری، گفت‌وگو و مسئولیت مشترک قابل تصور است.

از همین منظر، ادگار مورن درس‌هایی مهم برای نسل‌های آینده بر جای گذاشت. او بر ضرورت آموزش تفکر انتقادی، پذیرش عدم قطعیت، توانایی زیستن با پیچیدگی، گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها، پیوند دانش‌ها و پرورش شهروندانی جهانی تأکید می‌کرد. در جهانی که هر روز تخصصی‌تر می‌شود، مورن هشدار می‌داد که بزرگ‌ترین خطر، ناتوانی در دیدن ارتباط میان پدیده‌هاست. به باور او، بحران‌های بزرگ قرن بیست‌ویکم، از جنگ، خشونت و مهاجرت گرفته تا محیط زیست و فناوری، تنها زمانی فهمیده می‌شوند که بتوان آن‌ها را در پیوند با یکدیگر دید.

مورن در عین حال روشنفکری بود که هیچ‌گاه خود را در برج عاج دانشگاه محبوس نکرد. از مقاومت علیه فاشیسم در دوران اشغال فرانسه تا نقد جزم‌اندیشی‌های کمونیستی، از دفاع از حقوق مهاجران تا هشدار درباره خطرات نژادپرستی و ملی‌گرایی افراطی، همواره در عرصه عمومی حضور داشت. در سال‌های پایانی عمر نیز، با وجود آن‌که خود از خانواده‌ای یهودی می‌آمد، سیاست‌های دولت اسرائیل در قبال فلسطینیان را به صراحت نقد کرد و بر این باور بود که رنج هیچ ملتی را نمی‌توان با ارجاع به رنج‌های تاریخی گذشته توجیه کرد. از نگاه او، وفاداری به ارزش‌های انسانی و باور به اومانیسم مستلزم دفاع از کرامت انسان، فارغ از قومیت، مذهب یا ملیت اوست.

وجه کمتر شناخته‌شده مورن، علاقه عمیق او به هنر و به‌ویژه سینما بود. او سینما را صرفاً یک سرگرمی نمی‌دانست، بلکه آن را یکی از مهم‌ترین ابزارهای فهم تخیل انسانی، فرهنگ و زندگی اجتماعی می‌دانست. پژوهش‌های او درباره ستاره‌های سینمایی، فرهنگ توده‌ای و اسطوره‌های مدرن، و همچنین همکاری‌اش با ژان روش در ساخت فیلم «رویدادنامه یک تابستان»، نشان می‌دهد که برای مورن شناخت جامعه و رفتارهای انسانی تنها از مسیر نظریه و آمار نمی‌گذشت؛ بلکه هنر، روایت و تصویر نیز بخشی از حقیقت اجتماعی را آشکار می‌کردند.

ادگار مورن را به واقع می‌توان از آخرین وارثان بزرگ و انتقادی سنت روشنگری دانست؛ متفکری که همچنان به عقلانیت، آموزش، گفت‌وگو و امکان فهم جهان باور داشت، اما در عین حال از محدودیت‌های عقل مدرن نیز آگاه بود. او نه به عقلانیت خشک و تقلیل‌گرا، بلکه به عقلانیتی باز، خودانتقاد و پیچیده باور داشت؛ عقلانیتی که می‌تواند با شعر، هنر، تخیل و تجربه انسانی گفت‌وگو کند. از این منظر مورن یکی از آخرین بازماندگان سنت روشنفکری برجسته فرانسه بود که در دفاع از ارزش‌های انسانی و جهانشمولی نظیر آزادی، برابری و برادری قلم زد.  

امروز که جهان بیش از هر زمان دیگری با بحران‌های درهم‌تنیده، نااطمینانی‌های گسترده، شکاف‌های عمیق و قبلیه‌گرایی‌های جدید و خیزش راست افراطی روبه‌روست، اندیشه مورن همچنان زنده و راهگشاست. میراث او دعوتی است به ارزش‌های جهانشمول و پیوند دادن آنچه از هم گسسته شده، فهمیدن آن‌چه ساده به نظر می‌رسد اما پیچیده است، و حفظ امید در جهانی که بیش از هر زمان دیگری به آگاهی سیاره‌ای و پیچیده نیاز دارد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2227364

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

آخرین اخبار