مذاكرات اسلام آباد

فراستخواه و هستی‌شناسی فلات افسونگر ایران

مقصود فراستخواه نوشت: نوعی پدیدارشناسی در ایران که تفسیری عمیق از کائنات داشت، در دل تاریکی، صبح امید و روشنی را باور داشت. از باغ و راغ داد و دهش؛ و از بهار، رویش دوباره الهام می‌گرفت. شرارت اهریمنی در عالم می‌دید ولی ایمانش را به حکمت نور و به بنیاد نیکی از دست نمی‌داد.

 گروه اندیشه: دکتر مقصود فراستخواه در ایبنا، یادداشتی در باره مفهوم سرزمین نوشته و در آن تمدن هزارگانی ایران را توضیح داده است. او معتقد است که ایران فراتر از یک جغرافیا، تمدنی هزارگانی است که در چهار لایه زمان جاری است: از زمان رخدادیِ پرآشوب تا زمان وجودیِ ریشه‌دار. این سرزمین در تهاجمات وحشیانه نشکست و از گذرِ دوران‌های پیش و پس از اسلام و سقوط سلطنت‌ها، با اصرار بر «ایرانی ماندن» عبور کرد. سرّ بقای این سرای کهن، در پدیدارشناسی عمیقی نهفته است که در دل تاریکی، به حکمت نور ایمان دارد. ایران با تکیه بر اسطوره‌ها، صبوری شاعرانه و سازگاری خلاق، ساختارهای عمیق هستی خود را حفظ کرده و ثابت کرد که تمدن‌های اصیل، هرگز به مکان فروکاسته نمی‌شوند. این یادداشت کوتاه را در ادامه می خوانید:

****

سرزمین قابل فروکاسته‌شدن به مکانِ تنها نیست، حاوی زمان است: کشورهایی با زمان دَهگانی یا صدگانی هستند. ایران اما تمدنی هزارگانی است. چهار سطح زمانِ ایرانی چنین است:

۱.کوتاه‌ترین سطح زمان ایران، زمان رخدادی است. تحولات خوب و بد بسیار و از جمله تهاجمات در این سطح از زمانِ ایران روی می‌داد. گاه بسیار وحشیانه و مهیب بودند. اما ایران همچنان ادامه داشت ، چرا؟ چون هستی ایران در سطح دیگر زمان خویش جاری بود؛

۲.دومین لایه زمان این فلات، که زمان ادواری بود و پویا بود؛ دوره به دوره در تحول بود. مشروطه نبود و ایران بود. سلطنت پایان یافت و ایران همچنان ادامه داشت.

۳.سومین سطح زمان ایران، زمان دورانی است. ایران در دوران پیش از اسلام، ایران بود، بعد از اسلام نیز همچنان اصرار داشت ایران بماند. ایران با انواع ملت‌ها و فرهنگ ها در داد و ستد بود و همواره ایران بود. ایران از دوران قدیم به دوران جدید منتقل شد، باز ایران بود.

۴. چهارمین سطح زمان ایرانی زمان وجودی بود.در این لایه زیرین هستیِ فلات بود که داستان ایران و اسطوره‌ها و استعاره‌ها وساختارهای عمیق دوام داشت و تخیل ایران و فکر ایرانی باقی بود. نوعی پدیدارشناسی در ایران که تفسیری عمیق از کائنات داشت، در دل تاریکی، صبح امید و روشنی را باور داشت. از باغ و راغ داد و دهش؛ و از بهار، رویش دوباره الهام می‌گرفت.

شرارت اهریمنی در عالم می‌دید ولی ایمانش را به حکمت نور و به بنیاد نیکی از دست نمی‌داد. شاعرانگی داشت و صبوری و سازگاری خلاقی داشت اما سخت و استوار بود و این چنین ایران بماند، سرای کهن شد و گواهی داد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2203964

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

آخرین اخبار