به گزارش خبرآنلاین، «تصور جایگزینی اینترانت (شبکه ملی اطلاعات) تصوری کاملاً نادرست است؛ چراکه هیچ شبکهای نمیتواند جایگزین اینترنت جهانی شود و شبکه ملی اطلاعات نیز چنین کارکردی ندارد.» این بخشی از صحبتهای وحید یزدانیان معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات در نشست خبریاش (۵ اسفند ۱۴۰۴) بود. هرچند تنها چهار روز بعد از این نشست خبری، با آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران (۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ و آغاز آتشبس دو هفتهای)، عکس این اتفاق رخ داد و هماکنون ۴۵ روز است که شاهد جایگزینی اینترانت با اینترنت هستیم. یکی از تبعات این تصمیم -به هر علتی گرفته شده باشد ازجمله برای تامین امنیت ملی و محافظت از زیرساختهای کشور در مقابل حملات سایبری- حذف عموم کاربران فارسیزبان ساکن ایران از شبکههای اجتماعی جهانی ازجمله اینستاگرام و ایکس (توئیتر سابق) بوده است. در حال حاضر، اگرچه بهواسطه سیمکارتهای اصطلاحا «سفید» و همچنین تلاش طاقتفرسای برخی کاربران برای گذر از خاموشی دیجیتال، شاهد اتصالی یک درصدی به نسبت وضعیت عادی هستیم اما چنانچه سیتنا در گزارشی نوشت این میزان اتصال به آن معناست که اگر جمعیت کاربران ساکن ایران را حدودا ۷۰ میلیون نفر در نظر بگیریم (در گزارشی که ژانویه ۲۰۲۵ توسط DataReportal منتشر شد تعداد کاربران اینترنت در ایران به ۷۳.۲ میلیون نفر رسیده است)، هماکنون صرفا حدود ۷۰۰ هزار کاربر ساکن ایران به اینترنت جهانی متصلند.

۷۰۰ هزار کاربر آنلاین در مقابل ۷۰ میلیون کاربر آفلاین/ چشمانداز پیروزی در جنگ روایتها
در شرایطی که لزوم همزمانی عملیاتهای آفندی و پدافندی نیروهای مسلح با چگونگی روایت رسانهای آن بر کسی پوشیده نیست و «یکی از مهمترین سرمایههای هر کشور در عرصه جهانی، قدرت روایتگری به معنای گذاشتن زمینهٔ لازم در اختیار شهروندان برای نشاندادن تصویری واقعی از زیست فردی و اجتماعیشان به افکار عمومی جهان است»، چنانچه قادر باستانیتبریزی، استاد علوم ارتباطات و رسانه و عضو هیاتمدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران در گفتوگو با خبرآنلاین میگوید: «این ظرفیت بالقوه بدون حضور فعال کاربران شبکههای اجتماعی جهانی عملاً شکل نمیگیرد و بالفعل میماند.»
قادر باستانیتبریزی با اشاره به این که «شبکههای اجتماعی، مهمترین میدان شکلگیری ادراک جهانی هستند» با ذکر مثال ادامه میدهد: «از جنگ اوکراین تا تحولات غزه، تصاویر و روایتهایی که مردم در لحظه منتشر کردند بسیار اثرگذارتر از گزارشهای رسمی بود و توانست افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل باید این ظرفیت را هوشمندانه مدیریت و هدایت کرد، نه این که با قطع اینترنت یا انسداد پلتفرمها، امکان روایتگری مردم را محدود ساخت.»
قطع اینترنت و ایجاد انسداد خبری برنامهریزیشده، شاید در کوتاهمدت سرعت انتشار اطلاعات را کم و به نوعی فضا را کنترل و آرامش خبری ایجاد کند اما در بلندمدت تبعاتی به همراه خواهد داشت که مهمترین آنها «تضعیف روایت یک کشور در افکار عمومی جهانی» است
او با اشاره به دلایل ذکرشده برای قطع اینترنت ازجمله تامین امنیت ملی و محافظت از زیرساختها در مقابل حملات سایبری، تصریح میکند: «در مقاطعی ممکن است مسدودسازی اینترنت با این استدلال همراه باشد که انتشار برخی تصاویر یا اطلاعات میتواند موجب التهاب داخلی یا سوءاستفاده بازیگران خارجی شود، اما وقتی کشور در معرض یک حمله نظامی تمامعیار قرار میگیرد، منطق ارتباطی کاملاً تغییر میکند. ضمن این که عوامل همدست دشمن به ابزارهای پیشرفته برای ارسال اطلاعات دسترسی دارند و به نظر نمیرسد محدودکردن پلتفرمهای عمومی بتواند مانع فعالیت آنها شود. با این حساب، مسدودکردن اینترنت، فقط مردم و رسانههای داخلی را محدود میکند و موجب میشود آنها نتوانند فجایع جنگ را به جهانیان نشان دهند.» فجایعی که ازجمله دردناکترین آنها، جنایت جنگی میناب است. جنایتی که در آن -طبق گفته دادستان میناب- ۱۲۰ دانشآموز مدرسه «شجره طیبه» (۷۳ پسر و ۴۷ دختر) از جمله جانباختگان غیرنظامی، بیگناه و بیدفاعاش بودند، کودکانی که پیکر بیجان یکی از آنها؛ ماکان نصیری با وجود انجام آزمایشهای DNA هنوز شناسایی نشده است. باستانیتبریزی با اشاره به این جنایت ادامه میدهد: «مثلاً فاجعه کشتار کودکان مینابی میتوانست توسط مردم و کاربران شبکههای اجتماعی جهانی روایت شود و تأثیر بسیار بیشتری بر روی افکار عمومی دنیا داشته باشد. وقتی اینترنت یا دسترسی به پلتفرمهای جهانی محدود میشود، ناخواسته صدای میلیونها شهروند که میتوانند روایتهایی دستاول از جنگ، حملات و پیامدهای انسانی آن ارائه دهند، قطع میشود. در حالی که در عصر شبکهای، افکار عمومی جهان بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر روایتهای مردمی و تصاویر میدانی است. چراکه اگر این صداها به جهان نرسد، درک دقیق از واقعیتهای انسانی بحران هم کاهش پیدا میکند.»
او اضافه میکند: «وقتی مردم امکان انتشار روایت خود را از دست میدهند، بخش مهمی از ظرفیت روایتگری جامعه از بین میرود و میدان روایت بهطور ناخواسته به رسانههای خارجی یا روایتهای رقیب واگذار میشود. در چنین شرایطی بازنمایی مستقیم رنج مردم، خسارات انسانی و پیامدهای واقعی حملات نظامی در افکار عمومی جهان کاهش پیدا میکند. نتیجه این است که روایتهایی که توسط رسانههای خارجی یا رقیب تولید میشوند، میتوانند به تدریج جای روایتهای بومی را بگیرند و دیدگاه جهانی را از واقعیتهای اجتماعی و انسانی جامعه دچار انحراف کنند.»

در کنار تضعیف روایت شهروندان ایرانی در افکار عمومی جهانی، افزایش بیاعتمادی اجتماعی و رشد شایعات
باستانیتبریزی با بیان این که «قطع اینترنت، در سطح کوتاه مدت، معمولاً با یک هدف مشخص انجام میشود که کمکردن سرعت گردش اطلاعات است چراکه وقتی شبکههای اجتماعی از دسترس خارج میشوند، انتشار خبرها، ویدئوها و روایتهای شهروندان کند میشود» ادامه میدهد: «از این زاویه ممکن است تصور شود که فضا کنترل شده و نوعی آرامش خبری ایجاد شده است اما مسئله فقط این نیست. در جامعه شبکهای امروز، روایت فقط از طریق رسانههای رسمی ساخته نمیشود و مردم هم بخشی از فرآیند روایتگری هستند. وقتی شهروندان و خبرنگاران امکان روایت کردن تجربههای خود را از دست بدهند، در واقع یک خلأ اطلاعاتی به وجود میآید. این خلأ معمولاً با دو پدیده همراه میشود. اول افزایش بیاعتمادی و دوم گسترش شایعه. وقتی اطلاعات شفاف کم میشود، شایعه خیلی سریع جای خبر را میگیرد و در چنین وضعی حتی اگر روایت رسمی تنها روایت موجود باشد، لزوماً باورپذیرترین روایت نیست. درواقع، در جهان امروز تصویر یک کشور را فقط دولتها نمیسازند و این تصویر از دل شبکهای از شهروندان، خبرنگاران و کاربران فضای مجازی شکل میگیرد. وقتی اینترنت قطع میشود، این شبکه قطع میشود و صدای جامعه به بیرون نمیرسد. در چنین شرایطی رسانههای خارجی مجبور میشوند به منابع غیرمستقیم یا روایتهای رقیب تکیه کنند. به همین دلیل ممکن است کشوری تصور کند روایت را کنترل کرده، اما در واقع میدان روایت جهانی را به دیگران واگذار کرده است.»
با این حساب، قطع اینترنت و ایجاد انسداد خبری برنامهریزیشده، شاید در کوتاهمدت سرعت انتشار اطلاعات را کم و به نوعی فضا را کنترل و آرامش خبری ایجاد کند اما در بلندمدت سه پیامد مهم به همراه خواهد داشت که یکی از آنها «تضعیف روایت یک کشور در افکار عمومی جهانی» است و دو مورد دیگر افزایش بیاعتمادی اجتماعی و رشد شایعات.
این عضو هیاتمدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران در پایان میگوید: «قدرت حقیقی یک کشور نه در خاموشکردن صداها که در بهرهگیری هوشمندانه از قدرت بیکران افکار عمومی جهانی نهفته است. ضمن این که در عصر ارتباطات، روایت را نمیتوان با بستن اینترنت خاموش کرد. چراکه روایت مانند آب است و اگر مسیر اصلیاش بسته شود، از راههای دیگر جاری خواهد شد.»
۵۹۲۴۲




نظر شما