مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۳
جنگ جهانی اول در ایران به روایت یک شاهد عینی

یادداشت‌های روزانه قهرمان‌میرزا روایتی دست اول از اوضاع ایران در جنگی خانمان‌سوز است؛ جنگی که بازی بزرگان بود و ایرانیان قربانیانش؛ مزارع بسیاری به آتش نزاع طرفین یا ملخ‌زدگی از بین رفت، بازارها به هنگام عقب‌نشینی یکی از طرفین می‌سوختند و نهایت، قحطی جان‌های بسیاری را گرفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین  رضا مختاری اصفهانی، دانش‌آموخته تاریخ و سندپژوه در ایبنا نوشت: ایران تا پیش از انقلاب ۵۷ دو جنگ جهانی را تجربه کرد. اعلام بی‌طرفی هم مانع از رسیدن شعله‌های آتش آن‌ها به خرمن زندگی ایرانیان نشد؛ جنگ‌هایی که توسعه در ایران را با سکون و توقف مواجه کردند. جنگ جهانی اول از پی مصیبت‌هایی بر سر ایرانیان آوار شد که حاصل قرارداد ۱۹۰۷ میان روسیه و بریتانیا بودند. از همین رو اعلام بی‌طرفی ایران در این جنگ با توجه به حضور نظامی این دو کشور بی‌معنا می‌نمود. آلمان و عثمانی، دو کشور دیگر درگیر جنگ، نیز به صورتی دیگر در صحنه سیاست و اجتماع ایران حضور داشتند. به جز این، توده‌های مردم و نخبگان ایرانی به جهت سیاست‌های استعماری پیشین روسیه و بریتانیا حامی آلمان و عثمانی بودند. ‌آزادی‌خواهانی مانند سیدحسن تقی‌زاده در کمیته ملیون در برلین فعال بوده و همراهی با آن‌ها را تبلیغ و ترویج می‌کردند. همچنین رجال دولتی در جبهه هواداران روسیه یا بریتانیا بودند. از همین رو ایرانیان نمی‌توانستند نسبت به حوادث جنگ بی‌تفاوت باشند.

روایت جنگ جهانی اول در خاطرات و یادداشت‌های روزانه رجال و نخبگان آن روزگار تحت تأثیر همین نگاه‌های متفاوت است. یکی از رجالی که در یادداشت‌های روزانه خود به این جنگ پرداخته، قهرمان‌میرزا عین‌السلطنه (سالور) است. قهرمان‌میرزا فرزند عبدالصمدمیرزا عزّالدوله و برادرزاده ناصرالدین‌شاه بود. او از یازده سالگی، چهارم ذی‌القعده ۱۲۹۹/ ۲۷ شهریور ۱۲۶۱ به نگارش یادداشت‌های روزانه همت گماشت. میان‌سالی عین‌السلطنه با وقوع جنگ جهانی اول و اشغال ایران مصادف شد. او در ایام جنگ بیشتر در املاک اربابی‌اش، الموت قزوین، به سر می‌برد و گاهی اوقات به تهران می‌آمد. دوری از تهران اما به معنای بی‌خبری از اخبار جنگ نبود. عین‌السلطنه اهل مطالعه بود و بخشی از اوقات خود را با مطالعه جراید داخلی و خارجی سپری می‌کرد. از همین رو مجلدات ششم و هفتم خاطراتش که به کوشش مسعود سالور، پسرش، و ایرج افشار منتشر شده، در کنار موضوعات دیگر به اخبار جنگ نیز پرداخته است.

نخستین یادداشت در این باره مربوط به جمعه، هفتم رمضان ۱۳۳۲/ هشتم مرداد ۱۲۹۳ از قتل ولیعهد اتریش در بوسنی خبر می‌دهد؛ اقدامی که بهانه آغاز جنگ شد. سماجت در پی‌گیری اخبار جنگ توسط نویسنده را از این یادداشت می‌توان دریافت: «اروپا در هیجان شدید است. خواب و خوراک حرام شده. تمام امپراتورها و پادشاه‌ها و تمام رجال و وزرا و رعایای آن‌ها در اضطراب و تشویش هستند که چه خواهد شد. روزنامه لندن نیوز من سر آمده. گفتم شیخ برود پول بدهد، تجدید آبونه شود.»

علاوه بر مطبوعات، عین‌السلطنه از طریق کنسول روسیه در قزوین در جریان اخبار جنگ قرار می‌گرفت. مشکل اما آن‌جا بود که اخبار جنگ از سوی همه طرفین تحت سانسور شدید بود. از همین رو در یکی از یادداشت‌هایش نوشت: «اما اوضاع جنگ؛ روزنامه از هیچ جا نمی‌رسد مگر دانه دانه از روسیه که آن هم سانسور سخت نظامی است. اخبار فقط منحصر به کمپانی رویتر است، آن هم سانسور دارد. نقاط جنگ مختلف متنازعین هفت هشت دولت معلوم نیست. فتح و ظفر با کدام است؛ یک‌جا آلمان فتح می‌کند، یک‌جا روسیه. نتیجه ابداً معلوم نیست.»

اخبار مغشوش طرفین موجب شد عین‌السلطنه که نظر خوشی به فرنگی‌ها داشت، ناامید شده و درباره دروغ‌گویی‌شان در نقل اخبار چنین بنویسد: «جنگ اروپا هم منحصر شده است به ابلاغیه‌های سفارت و تلگرافات رویتر، آن هم معلوم است همه از فتوحات و شجاعت و رشادت خودشان می‌نویسند. باز اخبار رویتر از آن ابلاغیه‌ها صحیح‌تر است و می‌توان به آن اعتماد کرد. ما اهالی متمدن اروپا را دروغ‌گو و اغراق‌نویس تصور نمی‌کردیم. یعنی آن‌چه شنیده بودیم، این بود. حالیه می‌بینیم که این‌ها دروغ‌گوترند، آن هم وزراشان، آن هم سفراشان. هرکس باور ندارد، رجوع به یکی دو فقره از ابلاغیه‌های آن‌ها بکند.»

روزنامه‌های ایران هم بنا به موضع‌شان در حمایت یا ضدیت با یکی از طرفین، اخبار جنگ را پوشش می‌دادند. البته بیشتر روزنامه‌ها و سیاسیون ایرانی هوادار آلمان و متحدانش بودند: «روزنامه‌های ایران بیشتر حامی آلمان می‌باشند و در هر روزنامه یک ابلاغیه از سفارت آلمان، یکی از عثمانی، یکی از اتریش، یکی از انگلیس، یکی از روس درج است که همه فتوحات خود و شکست خصم را شرح می‌دهند. در اغلب این ابلاغیه‌ها فتح یک نقطه را هرکس به اسم خود می‌نویسد. این ابلاغیه‌ها تمام متضاد است و چیزی معلوم نمی‌شود. گاهی عده اسرا، سوای مقتول و مجروح از عده قشون حاضر [در] آن جنگ تجاوز می‌کند. مثلاً روس‌ها می‌نویسند در فلان جنگ صدهزار قشون ما طرف شد. همان جنگ را آلمان‌ها می‌نویسند دویست‌هزار اسیر گرفتیم.»

توده‌های مردم نیز از این دودستگی‌ها برکنار نبودند. حکم جهاد فقیهان شیعه علیه بریتانیا هم کار را بر روسیه و بریتانیا سخت کرده بود. بریتانیا به جز ایران و بین‌النهرین، نگران شورش در هند و افغانستان بود. کنسول روسیه در قزوین از جنبش مردمان در تهران ابراز نگرانی می‌کرد و این وضعیت را حاصل پول‌پاشی سفیران آلمان و عثمانی می‌دانست: «... در تهران سفرای عثمانی و آلمان با تمام مردم سازش کرده‌اند، پول می‌دهند. سفیر عثمانی هر روز در کابینه وزرای شماست.... روز چلّه امام [حسین] خیال دارند در تهران اجتماعی بکنند، در میدان مشق تعزیه بیرون بیاورند. خبر دارم سفیر آلمان و اتریش جلوی دسته خواهند افتاد، کلاه برداشته [و] از آن‌جا به سفارت عثمانی می‌روند. دولت هم نمی‌تواند جلوگیری کند.» درست است که آلمان و عثمانی در کار فریب و ظاهرسازی‌های دروغین بودند، اما برخلاف تصور روس‌ها، رفتار ایرانیان واکنشی به سیاست‌های روسیه و بریتانیا بود. چنین وضعیتی به نگرانی‌های برخی از افراد از جمله عین‌السلطنه دامن می‌زد. روسیه و بریتانیا پیش از جنگ مطابق قرارداد ۱۹۰۷، در مناطق تحت نفوذشان حضور نظامی داشتند.

عثمانیان نیز به این بهانه به شهرهای ایران تجاوز کردند: «خوی و سلماس و ارومیه به تصرف عثمانی [در]آمد. ارامنه آن‌چه بتوانند، فرار می‌کنند. هر کس باقی مانده باشد، می‌کشند، مصادره می‌کنند، غارت می‌کنند. عثمانی‌ها آذربایجان را خاک ایران نمی‌دانند. دولت هم از قرار معلوم، به همان دادن یادداشت به سفارتین قناعت دارد. گویا عثمانی‌ها جواب داده‌اند روس‌ها تخلیه کنند، ما هم می‌رویم. روس‌ها می‌گویند عثمانی برود، ما می‌رویم. صفحه آذربایجان هم یکی از فرونت‌های [جبهه] جنگ شده است. باطن امر را بشکافید، خودمان با خودمان جنگ می‌کنیم، نه عثمانی با روس.»

این‌که عین‌السلطنه این جنگ را به مثابه جنگی داخلی می‌دید، به جهت همراهی بعضی از ایرانیان با عثمانی‌ها در تصرف شهرها بود. از همین رو در یکی از یادداشت‌هایش نوشت: «مردم از این فقره خوشحالی می‌کنند و نمی‌فهمند خود این کار باعث ننگ دولت ایران است که هر روز بزرگترین [قطعه] مملکتش دست یک نفر باشد.» در این میان، فرصت‌طلبانی بودند که هر روز خود را تحت حمایت یکی از طرفین جنگ درمی‌آوردند تا از منافع آن برخوردار شوند. دولت ایران نیز از دست به دست شدن جبهه‌های جنگ متأثر بود.

چنان‌چه رئیس‌الوزرا یا وزیران تحت تأثیر میدان جنگ و فشار سفیران روسیه و بریتانیا تغییر می‌کردند: «مطلب دیگر استعفای مشیرالدوله و انحلال کابینه اوست که سفیر روس و انگلیس خدمت شاه رفته، اصرار می‌کنند سعدالدوله رئیس‌الوزرا (قلم این‌جا رسید، سر بشکست) شود. شاه هم سعدالدوله را احضار می‌کند، می‌رود برای تعیین کابینه خود. حالا بعضی اضافات [افاضات؟] به آن می‌کنند که سفرا به شاه می‌گویند قزاق برای همه کار حاضر است و خوب است مجلس بسته شود و جمعی تبعید شوند. سفرای آلمان و اتریش و عثمانی را دستگیر کنند. درحقیقت یک کودتایی بنمایند.»

هرچه شعله‌های جنگ به نقاط مرکزی ایران نزدیک می‌شد، اوضاع وخیم‌تر می‌گردید. عین‌السلطنه در یادداشت‌هایش هم به جبهه‌های جنگ در اروپا نظر داشت، هم از تأثیر نبردها بر ایران می‌نوشت. یادداشت‌های روزانه قهرمان‌میرزا روایتی دست اول از اوضاع ایران در جنگی خانمان‌سوز است؛ جنگی که بازی بزرگان بود و ایرانیان قربانیانش؛ مزارع بسیاری به آتش نزاع طرفین یا ملخ‌زدگی از بین رفت، بازارها به هنگام عقب‌نشینی یکی از طرفین می‌سوختند و نهایت، قحطی جان‌های بسیاری را گرفت. بی‌جهت نبود که عین‌السلطنه در این باره نوشت: «آلمان‌ها در اصفهان تلگراف بی‌سیم بنا کرده‌اند، روس‌ها در انزلی و رشت، انگلیس‌ها در بوشهر. حکایتی است کار ایران و آخرش هم هر دو طرف از ما خواهند رنجید. نه این گل‌فشانی ما به آلمان، نه آن ناسزاهای ما به روس هیچ یک نتیجه ندارد. چون هر دو علی‌العمیا [است] و از روی یک ترتیب صحیحی نیست.»

۲۵۹

کد مطلب 2205965

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین