مذاكرات اسلام آباد

رفتن به سوی پیش بینی ناپذیری کامل / گذار دردناک از انسان نسخه ۱ به تمدن نامیرا / سه نوعِ عدم قطعیت "موقعیت، اثر و پاسخ"

ویژگی اصلی زمان حال و زمان بسیط "عدم قطعیت" است. سه نوعِ عدم قطعیت "موقعیت، اثر و پاسخ" در خصوص زمان مطرح است. "عدم قطعیت موقعیت" نوعی از عدم قطعیت مربوط به ناشناختگی یا غیرقابل­ پیش‌بینی بودن مولفه یا بخشی از محیط است؛ "عدم قطعیت اثر" مربوط به ناتوانی در ارزیابی تاثیر رخدادهای محیطی بر سیستم است و "عدم قطعیت پاسخ" مربوط به عجز سیستم برای تحلیل انتخاب‌های ممکن و پیش‌بینی مراقب آن‌ها برای سیستم محسوب می شود.

گروه اندیشه: متن حاضر نوشته شده توسط دکتر حسین ممتاز و آناهیتا رمضانپور، با نگاهی فلسفی و استراتژیک، بر ضرورت پذیرش پدیده تکینگی (Singularity) به عنوان حقیقتی گریزناپذیر تأکید می‌کند. نویسنده وضعیت کنونی بشر را در بازه‌ای به نام «حال بسیط» تعریف می‌کند؛ زمانی کشسان که در لبه تیغ میان تمدن نسخه ۱ و انسان نسخه ۲ (نامیرا) قرار دارد. در این برزخ زمانی، استرس و عدم قطعیت بیداد می‌کند، اما آگاهی از آینده—حتی اگر هولناک باشد—تنها راه آمادگی و اقدام اثربخش است. تکینگی قطعی است، هرچند جزئیات آن با احتمالات همراه باشد؛ لذا انکار آن در کسب‌وکار یا زندگی، به معنای نادیده گرفتن اکسیژن عصر جدید است.

اما قبل از ورود به متن، توضیح پدیده تکینگی، بسیار حائز اهمیت است تا خواننده با کمترین آگاهی، متن زیر را مطالعه بکند.اگر بخواهیم تکینگی (Singularity) را به زبان خیلی ساده و بدون کلمات پیچیده تعریف کنیم، می‌توان آن را این‌گونه توصیف کرد:«تکینگی نقطه‌ای در آینده است که در آن، سرعت پیشرفت تکنولوژی آن‌قدر زیاد و هوش مصنوعی آن‌قدر قوی می‌شود که زندگی انسان برای همیشه تغییر می‌کند و دیگر به هیچ‌وجه به شکل قبلی باز نمی‌گردد.» برای درک بهتر، این سه ویژگی اصلی را در نظر بگیرید: ۱. هوشی فراتر از هوش کل بشر: تصور کنید کامپیوتری ساخته شود که نه تنها از شما، بلکه از مجموع تمام نوابغ تاریخ (مثل انیشتین و نیوتن) باهوش‌تر باشد. این هوش می‌تواند در عرض چند ثانیه مسائلی را حل کند که بشر هزاران سال برای آن‌ها زمان صرف کرده است. ۲. انفجار هوش (خوداصلاحی): نکته کلیدی تکینگی این است: وقتی یک ماشین از انسان باهوش‌تر شد، خودش شروع می‌کند به طراحیِ نسخه باهوش‌تر از خودش! این روند آن‌قدر سریع تکرار می‌شود که در مدت کوتاهی، هوش ماشین به بی‌نهایت نزدیک می‌شود. اینجاست که ما دیگر نمی‌توانیم بفهمیم در ذهن آن ماشین چه می‌گذرد. ۳. پایان پیش‌بینی: چرا به آن «تکینگی» می‌گویند؟ این واژه از فیزیک و سیاه‌چاله‌ها آمده است. همان‌طور که در سیاه‌چاله قوانین فیزیک از کار می‌افتند، در «تکینگی تکنولوژیک» هم تمام مدل‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما از کار می‌افتند. ما نمی‌دانیم بعد از آن چه اتفاقی می‌افتد؛ آیا مرگ از بین می‌رود؟ آیا انسان با ماشین ترکیب می‌شود؟ یا تمدن به کلی تغییر می‌کند؟ یک مثال ساده برای درک عمق ماجرا این است که تصور کنید به یک انسان غارنشین، «تلفن هوشمند» و «اینترنت» بدهید. او اصلاً نمی‌تواند درک کند این وسیله چیست، چون با دنیای او هیچ تناسبی ندارد. تکینگی هم یعنی ما «انسان‌های فعلی» در برابر دنیای بعد از آن، مثل همان غارنشین خواهیم بود؛ دنیا آن‌قدر پیشرفته می‌شود که برای مغز امروز ما غیرقابل‌فهم است. در نتیجه تکینگی یعنی لحظه‌ای که کنترلِ فرمان پیشرفت از دست انسان خارج شده و به دست هوش مصنوعی می‌افتد و تاریخ ورق می‌خورد. مقاله زیر از نظرتان می گذرد: 

****

آناهیتا رمضانپور

 زندگی در امروز برای ما دشوار است و هر روز بر دشواری ­های ما افزون می­ شود!

در حقیقت تا پیش از شکل­‌گیری نه چندان دورِ عصر تکینگی (سینگولاریتی[۱] یا یکتایی) ما در وضعیتِ "حال بسیط[۲] "هستیم! شاید در چندین سال گذشته تکینگی فقط پدیده­ای باور نکردنی بود ولی امروزه حقیقتی غیرقابل ­انکارشدنی محسوب می­ شود.

البته پیشرفت زمانی میسر می­شود که شناخت "بنیان­های فلسفی" موضوع مورد بررسی ممکن باشد. از این رو، یک مساله تکراری و خسته­ کننده برای ما این است ­که بخواهیم اثبات کنیم که "چرا باید عصر تکینگی را بشناسیم؟"

این دقیقاً مثل این است که بخواهیم اثبات کنیم چرا بدن­مان به اکسیژن نیاز دارد! یعنی آن­قدر بدیهی است که اثبات آن بی­ معناست؛ ولی چه می­ توان کرد، ما شاهد مقاومت­ های عجیب­ وغریبی در برخورد با موضوع تکینگی هستیم. اوج این عجایب آن­جاست که برخی آن را نامرتبط با صنعت یا کسب ­وکار خود می­ دانند. گویا به جای تنفس، قدرت دیگری دارند!

به هر سو، وضعیت کنونی ما حد فاصل دو زمان بزرگ است. یکی زمانی که از گذشته دور سپری کرده ­ایم و به این­جا رسیده­ ایم و دیگری زمان آینده نزدیکی که بیش ­از پیش با رفتاری متفاوت به ما نزدیک‌تر شده است.

این حد فاصل بی­نشانه هم نیست و شامل استرس ­ها، آشفتگی­ ها و پیامدهای بسیار غیرقابل­ کنترل است؛ حد فاصلی که بیشتر به نامِ "حال بسیط(حالِ گسترده یا اکنون گسترده)" می­ شناسیم؛ زمان حالی که افزون بر حال لحظه‌ای، آینده و گذشته نزدیک را نیز در بر می‌گیرد.

حال بسیط، فاصله‌ای زمانی در دو سوی لحظه‌ جاری است. زمان حال در اغلب تجربه‌های ما بازه‌ای زمانی است (نه صرفاً یک لحظه) که نوعی توقف و تمدید احساس ما درباره حال به شمار می‌آید. ما بخشی از جریان پیوسته‌ی زمان را یک دقیقه، یک سال یا حتی یک هزاره تلقی می‌کنیم و در موقعیتی خاص، آن را زمان حال می‌دانیم.

هر رویداد یا فرآیندی در جهان، احتمالاً حال بسیطی متناسب با خود دارد، به این معنا که چارچوب متمایزی برای تصمیم‌گیری درباره‌ فاصله‌ زمانی مناسب برای "حال" فراهم می‌آورد. بیان این نکته به معنای انکار واقعیت حالِ لحظه‌ای نیست بلکه تاکیدی است بر نیاز بشر به شناسایی بازه‌های مناسب زمانی؛

انسان‌ها در رویارویی با پدیده‌های گوناگون برای طراحی اقدام اثربخش، نیازمند شناسایی بازه‌های زمانی مناسب هستند. به یاد داشته باشید که حتی لبه‌ تیغ نیز پهنایی دارد و به همین دلیل، حال لحظه‌ای نیز برای برخی مقاصد، حال بسیط مناسبی به شمار می‌آید.

بخاطر همین گفته می ­شود، بشریت، اکنون در شرایط خاصی از زمان است؛ درست در زمانی که هم نظاره­‌گر آخرین دستاوردهای تمدن فعلی (نسل انسان ­های نسخه ۱) و از سویی شاهد بیان طرح‌­هایی برای تمدن آتی (شکل­‌گیری انسان نسخه ۲ و نامیرایی او) است. ما نه تنها از گذشته و مسیری که سپری کرده­ ایم لذت می بریم و درس می ­آموزیم، بلکه ولع پذیرش آینده و نامیرایی را داریم، و بیش از همیشه در طول تاریخ در وضعیت حال بسیط بوده­‌ایم.

صورت­هایی که ترکیبی از دانسته‌­های ما از گذشته و تصویر بسیار امیدبخش از آینده است؛ با خاطرات و دانش گذشته‌­مان تمدن خود را بصورت ابزار و فناوری های مختلف ایجاد کرده ­ایم، در زمان حالِ فعلی از آن بهره می ­بریم و بطور قوی تجسم و پیش­ بینی آینده نزدیکی از تمدن جدید را داریم.

به نظر می­ رسد که دوره نزدیک به حالِ شکل­ گیری عصر تکینگی مفهومی از حال بسیط است که به تیزی لبه تیغ ولی دارای پهنایی است که ما را در میان خود جای داده است. از این رو شناسایی آن در میان "قبل" و "بعد" تکینگی دشوار، ولی دارای پهنا است؛ برای همین، خیلی مهم است که چگونه با آن برخورد کنیم، بپذیریم و خود را مهیای ورود به آن نماییم.

زمان حال، آمیزه‌ای متنوع و شگفت‌انگیز از ایده‌ها، ساخته‌ها، فناوری‌ها و الگوهای رفتاری است که برخی، ریشه در دوره‌های متفاوت گذشته دارند. گرچه آن‌ها در طول زمان، با اصلاحات و بازنگری‌هایی روبه‌رو شده‌اند اما، صرف­نظر از آگاهی یا بی‌خبری ما، خاستگاه حقیقی آن‌ها، در گذشته قرار دارد. می‌توان ادعا کرد که پدیده‌های نو، روی‌هم رفته، در چنین شرایط کاملاً نامتجانسی رخ‌نمایی می‌کنند و بر تنوع موجود در زمان حال می‌افزایند.

به این ترتیب، در زمان حال، الگوهای رفتاری سنتی و جدید، فارغ از شیوه‌ی همگون‌سازی آن‌ها در موارد خاص، در کنار یکدیگر دیده می‌شوند. این آمیزه‌ جدید و بی‌مانند از باورها، عملکردها و فرآورده‌ها، خود سرعت بروز تغییر را افزایش می‌دهد و احتمالات و بدیل‌های انتخابی تازه‌ای را برای زندگی بشر، پدید می‌آورد، که به گواه بسیاری از پژوهش­گران فرض کلیدی در مفهومِ تکینگی در آینده را دارد.

حسین ممتاز

تکلیف ما در این میان این است که با اتخاذ موضعی مشخص در برابر آن­چه در این عصر صورت می ­پذیرد، بخت مناسبی برای موفقیت ایجاد نماییم. برای همین اگر آینده آبستن رویدادی هولناک باشد، آیا به راستی، ندانستن آن برای ما بهتر نیست؟!

پاسخ بیشتر پژوهش­گران به این پرسش، منفی است؛ آن‌ها معتقدند حتی در چنین شرایطی نیز آگاهی از آینده، بهتر از بی‌خبری خواهد بود. یکی از دلایل پژوهش­گران برای این پاسخ، احتمال قطعی­نبودن آینده‌ی ناخوشایند است؛ در حقیقت، شاید بتوان راهی برای پیش‌گیری از آن آینده‌ ناخوشایند پیدا کرد.

دلیل دیگر این است که حتی اگر رویداد ناخوشایند پیش­رو، گریزناپذیر هم باشد، دست­کم بشر می‌تواند خود را برای رویارویی با آن آماده کنند. آگاهی از آینده نامطلوب، شاید این فرصت را در اختیار فرد قربانی و اطرافیان او قرار دهد تا به لحاظ روانی آماده شوند، به کارهای مورد علاقه خود بپردازند یا دست­کم به کارهای نیمه­تمام خود رسیدگی کنند. پس عصر تکینگی حتی اگر نامطلوب (ناخوشایند) هم باشد بهتر است آن را بشناسیم.

آینده قلمرو عدم­قطعیت و مقوله‌ای شگفت‌آور است. ما به­عنوان موجوداتی فهیم و در کسوت روشن­فکران حوزه‌ی آینده، به واسطه‌ی این حقیقت، با مشکلات فراوانی، دست به گریبان می‌شویم. ما می‌خواهیم با طرح گزاره‌هایی دقیق درباره‌ی آینده، بنیانی برای طراحی اقدام‌های خود فراهم آوریم.

از سوی دیگر، به این مهم نیز آگاهی داریم که گزاره‌های قطعی یا حتی مشروط درباره‌ آینده، به مفهوم دقیق واژه، معرفتی در خور پذیرش به شمار نمی‌آیند چراکه تا آینده به گذشته تبدیل نشود، درباره آن هیچ شاهدی وجود نخواهد داشت، بنابراین بهترین کاری را که می‌توانیم، انجام می‌دهیم؛ یعنی صورت‌بندی آن دسته از گزاره‌های مربوط به آینده است که با فرض درستی، می‌تواند مبنای اقدام‌های ما باشد.

شایسته است به این نکته اشاره کنیم که به رغم ناشناخته بودن آینده، ما در حقیقت، بسیاری از ابعاد آن را شناخته شده فرض می‌کنیم؛ اگر چنین نمی‌کردیم، هرگز هیچ طرحی شکل نمی‌گرفت و شاید هیچ­گاه تاکنون دوام نمی­آوردیم.

در پایان این­که ویژگی اصلی زمان حال و زمان بسیط "عدم قطعیت[۳]" است. سه نوع عدم قطعیت "موقعیت، اثر و پاسخ" در خصوص زمان مطرح است. "عدم قطعیت موقعیت" نوعی از عدم قطعیت مربوط به ناشناختگی یا غیرقابل­ پیش‌بینی بودن مولفه یا بخشی از محیط است؛

"عدم قطعیت اثر" مربوط به ناتوانی در ارزیابی تاثیر رخدادهای محیطی بر سیستم است و "عدم قطعیت پاسخ" مربوط به عجز سیستم برای تحلیل انتخاب‌های ممکن و پیش‌بینی مراقب آن‌ها برای سیستم محسوب می شود.

البته دسته­ بند­های متفاوت بسیاری در خصوص عدم اطمینان مطرح می­ شود که همگی در این ویژگی که "زمان قابلیت شناسایی بصورت قطعی و تکین ندارد" مشترک هستند. با این قید مهم است که باید مدنظر داشت که تمام آن ­چیزی که ما از تکینگی در آینده نام می ­برید با اندکی عدم اطمینان همراه است؛ اما به معنای نقض وجود شکل ­گیری این مهم نیست.

به عبارت بهتر، صورت پذیرفتن تکینگی قطعی ولی صحبت از پدیده­ های مرتبط با آن عصر با کمی احتمال روبرو است. همین موضوع باعث می­ شود که زمان حالی که در آن به سر می ­بریم برای ما پر از چالش باشد ولی در صورت پذیرفتن آینده منتسب به تکینگی هیچ اختلالی وارد ننماید؛ از این رو، تنها ابزار ما شناخت بهتر آن و پذیرش و همسویی با آن به جای انکار یا تردید در خصوص آن است. از این نقطه به بعد است که تمام دشواری­ های اکنون زندگی ما به نوعی دردهای شکل­ گیری تمدن جدید تلقی شده و با تعادل دنیای جدیدمان این اکنونِ سخت گذرا محسوب می­ شود.

پانوشت ها:

[۱] Singularity

[۲] Extended present or Long now

[۳] Uncertainty

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2208559

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین