به گزارش خبرآنلاین، مزمن شدن استرسهای جمعی، فرسایش اعتماد عمومی و گسترش دوقطبیسازی در جامعه، سلامت روان ایرانیان را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است؛ وضعیتی که به گفته رئیس و سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران، نهتنها کارآمدی اجتماعی را کاهش میدهد، بلکه حتی خانواده و جمعهای دوستانه را نیز دچار تنش و گسست میکند.
امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران، با اشاره به تجربه سال ۱۴۰۴ میگوید مجموعه وقایع سال گذشته بار دیگر نشان داد که سلامت روان فقط به معنای نبود بیماری روانی نیست، بلکه به شرایطی وابسته است که جامعه بتواند در آن احساس ثبات، امنیت و اعتماد کند. به گفته او، مزمن شدن مجموعهای از استرسها باعث شده جامعه در وضعیتی از تهدید مداوم سلامت روان و کاهش کارآمدی قرار بگیرد.
جلالی یکی از پایههای اصلی کارآمدی اجتماعی را اعتماد میداند؛ عنصری که به باور او، در اثر استرسهای حاد و تجربههای تلخ جمعی آسیب دیده است. او میگوید جامعه امروز با مجموعهای از شرایط «اعتمادزدا» مواجه است؛ از جمله سیاستهای رسانهای که به جای ارائه اخبار دقیق و منطبق با تجربه زیسته مردم، گاهی تصویری متفاوت به آنها منتقل میکنند. از نگاه او، در بحرانها مردم بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات روشن، دقیق و بدون تردید نیاز دارند، اما وقتی چنین اعتمادی از بین برود، هر عدد و هر روایتی میتواند باورپذیر شود.

در ادامه، سیدوحید شریعت، رئیس انجمن روانپزشکان ایران، از زاویه دیگری به مسئله اعتماد نگاه میکند. او میگوید در شرایط استرس، افراد برای بازیابی آرامش به منابع حمایتی نیاز دارند؛ اما وقتی اعتماد به سازمانها و نهادهای رسمی و حتی غیررسمی کاهش پیدا کند، استفاده از این منابع دشوار میشود. به گفته شریعت، حتی اگر این نهادها بخواهند به افراد کمک کنند، ممکن است کمک آنها پذیرفته نشود. او معتقد است در سالهای اخیر اعتماد به دستگاههای رسمی کاهش یافته و در عین حال، نهادهای خصوصی و مدنی نیز آنگونه که باید رشد نکردهاند؛ در نتیجه، برای بسیاری از افراد تنها خانواده، نزدیکان و دوستان باقی ماندهاند.
با این حال، شریعت هشدار میدهد که همین پایگاههای نزدیک و صمیمی نیز در شرایط فعلی دچار تنش شدهاند. او میگوید در خانوادهها، حلقههای دوستان و محیطهای کاری، اختلاف نظر بر سر مسائل سیاسی و اجتماعی اخیر به برچسبزنی و دوگانهسازی منجر شده است؛ تا جایی که برخی یکدیگر را «وطنفروش»، «بیوطن» یا «خودفروخته» مینامند. به اعتقاد او، اگر افراد نتوانند اختلاف نظر را بپذیرند و بدون برچسب زدن حرف یکدیگر را بشنوند، در آینده نیز چشمانداز امیدوارکنندهای برای کاهش تنش وجود نخواهد داشت.
جلالی نیز این وضعیت را نشانه نوعی «شرپنداری» میداند؛ حالتی که در آن، طرف مقابل دیگر صرفاً فردی با نظر متفاوت نیست، بلکه بهمثابه نماینده «شر مطلق» دیده میشود. او توضیح میدهد در چنین شرایطی، افراد از داوری عقلانی فاصله میگیرند و با غلبه هیجان، قضاوتهای اخلاقی و طردکننده جای تحلیل را میگیرد. به گفته او، در این فضا، نهتنها گفتوگو دشوار میشود، بلکه خشونت کلامی و اجتماعی نیز افزایش مییابد.
در بخش دیگری از این گفتوگو، شریعت به مسئله خشم میپردازد؛ احساسی که به گفته او نمیتوان آن را انکار کرد، اما باید آن را مدیریت کرد. او تاکید میکند خشم سرکوبشده میتواند تخریبکننده باشد و اگر فرد فرصت نداشته باشد پیش از تبدیل آن به پرخاشگری، احساس خود را بهموقع و به شکلی غیرمخرب بیان کند، این خشم انباشته میشود و ممکن است در روابطی دیگر و در موقعیتهایی نامرتبط بروز پیدا کند. شریعت میگوید پذیرش خشم و فراهم شدن امکان بیان غیرمخرب آن، برای جلوگیری از تخریب بیشتر روابط اجتماعی و خانوادگی ضروری است.
متن کامل گفتوگو را اینجا بخوانید.
۲۳۳۲۳۳




نظر شما