آقای مهندس درحالیکه قیافهای حقبهجانب داشتند و عاقل اندر سفیه به من مینگریستند، فرمودند: «چه اصرار احمقانهای است که اجازه نمیدهید زبان پارسی راحتتر نوشته شود؟ چرا باید فرزندانمان در آموزش نوشتار زبان مادریشان اینقدر دچار مشقت شوند؟» نگاهش کردم و پرسیدم: «تو خواهر داری؟!» چشمانش گرد شد! آهسته گفت: «بله، اما چه ارتباطی به سؤال من داشت؟!» دگرگونی حالش را نیک فهمیدم. گفتم: «خواهر واژه غریبی است؛ فکر میکنی ایرانیان ۲۵۰۰ سال پیش به خواهرشان چه میگفتند؟» نگاهم کرد و گفت: «چه اهمیت دارد؟ حتماً با آوای نتراشیده میخی صوتی سر میدادند که امروز اگر من و تو بشنویم، بیشک نمیفهمیم مرادشان چه بوده است!» گفتم: «آن آوایی که سر میدادند huvāhar بود. خوب گوش کن؛ ۲۵۰۰ سال پیش چنین آوایی تراشیده، زیبا و بسیار نزدیک به خواهر امروز سر میدادند. این واژه از دو جزء تشکیل میشد: بخش اول huva به معنی «خود» یا «خویش» و بخش دوم har که نشاندهنده «زنِ» دارای آن نقش است. huvāhar یعنی: زنی از خویشتنِ من.»
گفتم: «در زبان پارسی باستان و پارسی میانه، صدایی در زبان ما وجود داشت که امروزه در فارسی استاندارد تهران از بین رفته است؛ صدایی میان خ و و که زبانشناسان آن را با xw نشان میدهند. وقتی ایرانیان خط کنونی را برگزیدند، برای آن صدای خاص، ترکیب خوا را ابداع کردند. در گذر زمان، زبان به سمت سادهسازی رفت و تلفظ به خاهر تغییر کرد، اما کاتبان شکل نوشتاری را تغییر ندادند. اصرار ما بر نوشتن خواهر با املای دشوارتر، در واقع ادای احترام به ریشههای ۲۵۰۰ سالهمان است.
۲۵۹




نظر شما