به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یازدهمین پیشنشست «همایش ملی کودک، عرفان و سلامت معنوی» با محوریت «جایگاه انیمیشن در انتقال عرفان و معنویت به کودکان» با حضور جمعی دانشجویان و طلاب، اساتید، پژوهشگران و اندیشمندان، به صورت حضوری و برخط در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در قم برگزار شد.
بنابر روایت حوزه، حجتالاسلام علی فضلی، دبیر علمی این همایش در ابتدا عنوان کرد: حضور ایران در عرصه انیمیشن مذهبی میتواند در عرصه بینالمللی چشمگیر واقع شود چرا که محتوای دینی و عرفانی غنی در اختیار دارد که میتواند به جهان مخابره کند. انیمیشن «پهلوانان» یکی از تجربیات بسیار موفق ایران در این زمینه است که ضمن انتقال مفاهیم جوانمردی، پهلوانی و مذهبی، توانسته است مخاطبان بسیاری را از میان کودکان، نوجوانان و بزرگسالان جذب کند. بیشترین مخاطب انیمیشن کودکان هستند که اوقات زیادی در طول روز به تماشای انیمیشن میپردازند، بر این اساس باید بیش از پیش به حوزه انیمیشن توجه کرد. سعی بر این است که اندیشهها، دغدغهها، راهکارها و کارکردهای حوزه انیمیشن در زمینه انتقال معنویت و عرفان به کودکان در این نشست مورد تبیین قرار گیرد.
دوبلههای انیمیشن گاهی پا را فراتر میگذارند
سیدمحمدمحسن بنیاحمدی، از فعالان رسانهای و منتقدین حوزه رسانه نیز در ادامه این نشست مطرح کرد: یکی از تعریفهای اشتباه که برای انیمیشن انجام میشود این است که گفته میشود انیمیشن برای بچهها است و به همین دلیل بزرگانی که دستی بر آتش دارند یا تصمیمگیر هستند و بر اساس جایگاهشان میتوانند تصمیمات بزرگی بگیرند، متأسفانه در حوزه انیمیشن وارد نمیشوند و انیمیشنها را نمیبینند و آشنایی دقیقی با انیمیشنهای تولیدی مختلف ندارند و اینکه چقدر این انیمیشنها میتوانند جذاب، زیبا و تاثیرگذار باشند را حس نمیکنند که این باعث میشود هر انیمیشنی از هر شرکتی با هر دیدگاهی و با هر سیاستگذاری وارد کشور ایران شود و عموم کودکان و نوجوانان ایرانی آن را ببینند. اساساً بخشی از انیمیشن برای کودک و نوجوان نیست بلکه انیمیشن بزرگسال است که در قالب داستان شکل گرفته و منتشر شده است.
وی افزود: بخش زیادی از انیمیشنهایی که حتی برای کودکان و نوجوانان هم ساخته میشود صلاحیت اینکه یک جوان، نوجوان یا کودک ایرانی در یک کشور اسلامی آن را تماشا کند ندارد و اصلا نباید در ایران منتشر شود، در عرصه بازیهای اینترنتی هم همین وضعیت برقرار است ولی متاسفانه در زمینه ممیزی، فیلتری که باعث شود انیمیشنهای فاقد صلاحیت در ایران منتشر نشود وجود ندارد؛ حتی شرکتهای بزرگی در داخل ایران فعالیت دارند که یک الی دو ساعت بعد از اینکه انیمیشنی منتشر میشود، آن را سریع دوبله و منتشر میکنند بدون هیچ فیلتری، چه بسا دوبلهای که صورت میگیرد باعث جذابیت بیشتر آن انیمیشن هم میشود. روی آثار اخیر میتوان این مسئله را به وضوح دید که دوبله انیمیشن باعث جذابیت بیشتر آن شده و بازخورد خیلی بیشتری در ایران دریافت کرده است؛ مانند انیمیشن «بچههای بد» که سه تا نسخه دوبله دارد و یک نسخه آن را با خانواده نمیشود تماشا کرد یعنی در روند دوبله مقداری پا را فراتر گذاشتهاند در حالی که این تولیدات را کودکان میبینند و ضروری است رعایت حال آنان مورد توجه واقع شود.
انیمیشن به جان کودک مینشیند و نیازمند اعمال ممیزی است
این فعال رسانه ای ادامه داد: در ایران این قدرت ایجاد نشده است که وقتی یک اثر در دنیا منتشر میشود برای ورود به ایران شامل ممیزی شود و مشخص شود که کدام تولیدات را اصلا کودکان نباید تماشا کنند یا کدام تولیدات ویژه نوجوانان است، چنین سیستمی وجود ندارد و انیمیشنهای بزرگسال یا حتی فیلمهایی که در ردهبندی کشور ۱۴+ یا ۱۸+ تعیین شده است را کودکان و نوجوانان هم تماشا میکنند و مسائلی که مناسب سنشان نیست را میشنوند و میبینند.
وی عنوان کرد: شروع انیمیشن دیدن افراد به ویژه در جامعه ایران، به زمان کودکی برمیگردد، از قصهها و داستانهای شب که مادربزرگها برای نوهها نقل میکردند و کودکان آن را تصویرسازی میکنند. همان تصویرسازی هایی که افراد در کودکی داشتند از قصهها، حالا تبدیل به انیمیشنهایی شده است که به تصویر کشیده میشوند. بچهها با کارتونهایی که در ذهنشان میماند بزرگ میشوند و تاثیرش بر همه ملموس است حتی اگر به آن توجه نشود. به عنوان مثال در برههای که کارتون فوتبالیستها پخش میشد، همه پسر بچهها در زمین بازی کوچهها خود را در قالب « کاکرو» و «سوباسا» میدیدند و این یعنی محتوای کارتون قشنگ در جان کودکان مینشست و پسربچهها با شخصیتهای این داستان همذاتپنداری میکردند چون انسان در سنین کودکی میخواهد همه چیز را حس کند و آن را به دست بیاورد و این مسئله برایش لذتبخش است. وقتی چشم بچه به انیمیشن است، فقط چشم او درگیر انیمیشن نیست بلکه جان، قلب و ذهن بچه نیز مستقیماً آن انیمیشن را دریافت میکند و در وجود پاک او مینشیند. اگر به سراغ سنین خیلی پایینتر بروید، گاهی برای ساکت کردن نوزادان، آگهی تبلیغاتی پخش میکنند و نوزاد میخ آن تصویر میشود به خاطر رنگ و لعاب و جذابیت صوتی و تصویری که دارد. رسانه در گذشته فقط در زمینه سرگرمی بود ولی اکنون دیگر فقط سرگرمی نیست.
«دیزنی»، «انیمه» و «زاگرب»، سه مکتب انیمیشن جهان
سیداحمد صفوی، از فعالان حوزه رسانه نیز در ادامه این برنامه مطرح کرد: مکاتب انیمیشن در جهان به سه مکتب تقسیم میشود. مکتب «دیزنی» که مکتب غربی است؛ مکتب «زاگرب» که در اروپای شرقی شکل گرفت و اوجش در زمان نفوذ کمونیسم در شرق اروپا بود و «مکتب شرقی» که در اصطلاح عامیانه و ژاپن با عنوان «انیمه» شناخته میشود. مکتب «زاگرب» اکنون تقریباً در مکتب غربی هضم شده و چیز زیادی از آن باقی نمانده است و در مجموع دو محور انیمیشن «سبک انیمه» که سبک ژاپنی است و «سبک دیزنی» که سبک غربی است در صحنه باقی مانده و فعال هستند.
وی در ادامه ضمن تشریح مباحث عرفانی و معنوی در تاریخ ژاپن، افزود: ژاپنیها از نظر دینی معتقد به مکتبی هستند به نام «شینتو» یا «شینتوئیزم» که آیین سنتی مردم ژاپن است و ریشه باستانی دارد. «شینتو» را نمیتوان دین نامید چون اسلوب و چارچوب ادیان ابراهیمی را در خود ندارد. «شینتو» تنها شامل باورهای اساطیری و اعتقادات ماورایی مردم ژاپن است و سبک زندگی ژاپنی را به عنوان «شینتو» معرفی میکنند، بر این اساس «شینتو» امر ثابتی نیست بلکه سیال است و در طول تاریخ و زیر حکومتها و شرایط مختلف به امر متغیری تبدیل شده است. موضوع پرستش «شینتو» به زبان ژاپنی «کامی» نام دارد که اگر به زبان فارسی به آن گفته شود خدا، غلط است چرا که نوعی طبیعتگرایی در آن وجود دارد و محوریت آن در واقع چیزهایی است که قدرتهای طبیعت محسوب میشوند؛ این موارد منشأ باور به موجوداتی ماورایی به نام «کامی» شدند که تعدادشان هم زیاد است و مانند اساطیر یونانی، خدایان مردم ژاپن محسوب میشوند.
انیمههای ژاپنی به شدت از مکاتب ماورایی و اساطیری «شینت» الهام میگیرند
این فعال رسانهای اضافه کرد: مجموعه باورهای شینتو برای نخستین بار در سال ۷۲۰ میلادی در کتاب کوچکی به رشته تدوین درآمد و تاریخ آن نیز مطرح شد؛ بحث شکلگیری خلقت در این کتاب ذکر شده و حتی داستانی شبیه داستان آدم و حوا که ژاپنیها با نام «ایزانامی» و «ایزاناگی» از آن سخن میگویند و داستانهایی درباره آن تعریف میکنند، مثلا میگویند آن دو با هم ازدواج کردند و سپس جهان را شکل دادند و بعدها یک ملاقهای برداشتند و زمین را با آن هم زدند و بعد از چکیدن قطرهای از این ملاقه، هشت جزیره ژاپن شکل گرفت. بعد از اینکه «بودیسم» گسترش پیدا کرد و وارد ژاپن شد، اعتقادات بودیسم و همینطور بخشی از مکاتب چینی مثل کنفوسیوس نیز به ژاپن راه پیدا کردند و حتی بعدا الهیات مسیحی هم به ژاپن رسید و مجموعهای از آداب و رسوم مسیحی و فرهنگ ژاپنی با ترکبیبی از شینتو، بودیسم و مکاتب چینی ژاپن را در بر گرفت تا جایی که هویت ملیشان ضربه نخورد. جمله معروفی است که میگوید یک ژاپنی شینت را زندگی میکند، مسیحی ازدواج میکند و بودایی میمیرد؛ یعنی فرد سبک زندگی ژاپنی خودش را دارد ولی موقع ازدواج میتواند به کلیسا برود بدون اینکه اعتقاد به مسیحیت داشته باشد و موقع مرگ هم جسدش را میتوان سوزاند. برای ژاپنیها حتی رعایت برخی آداب و رسوم اسلامی نیز مانعی ندارد مانند خوردن غذاهای حلال و نسبت به این قضیه هیچ مانعی در جامعهشان وجود ندارد.
صفوی تصریح کرد: ترکیبی از موارد اساطیری و سبک زندگی ژاپنی میشود «شینت» که مکاتب گوناگونی را در خودش دارد؛ انیمههای ژاپنی هم به شکل قوی از این مکتب شینت الهام میگیرند و آن را ترویج میدهند. در ژاپن سیستمی وجود دارد که انیمهها را به سبکها، ژانرها و ردههای سنی مختلف تقسیمبندی میکند، مثلاً کارتونهایی هستند که ویژه رده سنی سه سال به بالا در نظر گرفته شدهاند، یا انیمههایی هستند که بسیار پیچیده و فلسفیاند مانند «ارگو پراکسی» که راجع به مفهوم خدا و خلقت صحبت میکند؛ انیمه «اشتاینز گیت» که بحث فلسفه زمان را مطرح میکند و جزو انیمههایی است که با یک بار دیدن نمیتوان متوجه شد.
برخی انیمهها کاملاً محتوای جنسی دارند و برای کودکان ممنوع است
وی ادامه داد: از نظر مسائل اخلاقی نیز انیمهها رده بندیهای مختلفی دارند، انیمههایی هستند که صد درصد قالب جنسی دارند و اصلا ساعت انتشار آنها هم شبانه است و دیدن آن برای بچهها ممنوع است؛ انیمههایی هم در همین سبک ولی ردههای پایینتری وجود دارند که در شبکههای خاصی پخش میشوند؛ تمام اینها خیلی راحت وارد فضای کشور میشوند و در قالب یک بسته به نام انیمه عرضه میشوند و همه میبینند و این یک خطای راهبردی در این عرصه محسوب میشود. اکنون در مرحلهای قرار داریم که به ضرس قاطع میتوان گفت در هر کلاسی و هر مدرسهای، تعداد قابل توجهی از بچهها بیننده ثابت انیمه هستند یعنی هر روز دارند تماشا میکنند؛ بقیه بچهها هم که مصرانه پیگیر نیستند حداقل یکی- دو تا انیمه دیدند و این حجم از استقبال و گستردگی در مقابل این مقدار از واکنش و انتقاد ما بسیار ناچیز محسوب میشود.
سیدمحمدمحسن بنیاحمدی در ادامه این نشست عنوان کرد: در بخش انیمه یک فضای ملموس و فانتزی وجود دارد که اصطلاحاً به آن میگویند «cute» و معادل فارسی آن میشود جذاب، بامزه و دوستداشتنی. در فضای انیمیشن سبکها متفاوتتر میشود و از رنگهای شارپ و جذاب استفاده میکنند و در ارائه اطلاعات به مخاطب، مستقیماً به آن داستان نمیپردازند. یکی از انیمیشنفیلمهایی که بهشدت جذاب و دخترانه است، انیمیشن «افسون» است که داستان خواهرزادههایی است که قدرتهای خاصی دارند و فضای خیلی شادی دارد و مخاطب را با خود همراه میکند. انیمیشن دیگری نیز با محوریت مسائل روانشناسانه وجود دارد به نام «قرمز شدن» ولی در کنار آموزشهایی که به دخترها میدهد و حس آرامشی که برای خانوادهها به همراه میآورد، در لابهلای حرفها و اثرگذاریهایش، مباحث دینی و عرفانی را نیز منتقل میکند و متأسفانه این بخش از انیمیشن، به شدت مردم را به خود جذب میکند.
رهاسازی فرزندان در فضای انیمیشن، تربیت آنان را نابود میکند
وی با اشاره به انتقال مباحث دینی و اعتقادی در قالب انیمیشنهای غربی، گفت: اگر پدر و مادری تعلل داشته باشند و فرزندشان را در فضای انیمیشن رها کنند بدون اینکه بخواهند مدیریتی داشته باشند، تربیت فرزند خود را از دست خواهند داد. پدر و مادرهایی هستند که به مشاوره مراجعه میکنند و از بدغذایی، بدرفتاری یا کاهل نماز شدن فرزند خود گلایه میکنند، یعنی فرزندشان نمازخوان بوده و حالا چند وقتی است که در نماز خود سستی میکند؛ به اذعان والدینشان، این کودکان به مرور به نمادهای خاصی علاقه پیدا میکنند که میخواهند تیشرت، وسایل اتاق و سایر تجهیزاتشان دارای این نمادها باشد؛ وقتی با این کودکان ارتباط گرفته و صحبت میکنیم، مشخص میشود که با توجه به همین فضای رسانهای انیمیشن و انیمهها تحت تأثیر و تغییر منفی قرار گرفتهاند. کودک و نوجوانان متعددی بودهاند که به علت نداشتن شناخت کافی، وارد فضای رسانهای انیمیشن و انیمه شدند، از آنها الهام گرفتند و در آن فضا غرق شدند، پدر و مادرهایشان هم به آنها آموزش و سواد لازم را ارائه ندادهاند. بسیاری از این کودکان جزو افرادی میشوند که دین خود را عوض میکنند.
دو ابرشرکتی که دیکتاتورمآبانه خط سیر تولیدات رسانهای جهان را تعیین میکنند
این فعال رسانهای بیان کرد: متأسفانه در بخش فیلم و سریالانیمیشنهای غربی خط سیر دنبال میشود، یعنی یک نهادی وجود دارد که خط سیر مشخص میکند و تولیدات حول محور آن شکل میگیرد. مثلا خط اخیری که طی یکی- دو سال اخیر در انیمیشنهای غربی به شدت دیده میشود و ملموس است مسئله حذف پدر است؛ میخواهند پدر را از خانواده حذف کنند. اکنون میتوان دهها انیمیشن و فیلم سینمایی نام برد که در آن پدر را حذف کردهاند یا اگر هم پدری باشد، این پدر یک شخصیت حوصله سر بر، خستهکننده و منفعل در زندگی خانوادگی است. این خط سیر تعمیم داده میشود به فضای مذهبی، عرفانی، دینی و آیینهای جدید و نوظهور که در انیمیشنها و یک بخش خطرناکتر آن در انیمهها اتفاق میافتد که غیر قابل انکار و غیر قابل فهم است. دو ابرشرکت در دنیا به نام «گروه بلک راک» و «گروه ونگارد » وجود دارد که این دو شرکت در مجموع ۱۵ تریلیون دلار سرمایه دارند و این دو هستند که تعیین میکنند خط سیر رسانه باید به چه سمتی باشد کاملاً دیکتاتور مآبانه. هیچکس هم ادعای استقلال نمیکند و نمیگوید خط سیر خودم را دارم. مسئله مهمی که در انیمیشنهای غربی رعایت میشود ولی در ایران رعایت نمیشود این است که گفته میشود یک داستان هشت لایه دارد و حرف اصلی داستان که میخواهد روی مخاطب اثر بگذارد باید در لایه پنجم به بعد داستان باشد و حرف مستقیم، نصیحتگونه، موعظهگونه و سخنرانیوار ممنوع است چون اصلاً جواب نمیدهد. انیمیشن جذاب «پهلوانان» که نام برده شد و مخاطبان بسیاری هم دارد، خیلی زیبا است ولی دارد موعظه و نصیحت میکند و ذهن مخاطب نهایتاً همان چند دقیقهای که دارد آن را تماشا میکند درگیرش میشود و وقتی از دیدنش فارغ شد، دیگر ذهنش درگیر آن نمیشود.
بنیاحمدی اذعان کرد: انیمیشن و انیمههای متعددی هستند که مملو از نمادهای فراماسونری، مفاهیم نامناسب، شیطانی، جادویی و طلسم و محتوای شبههآمیز هستند و برخی نیز برای مخاطب خاص ساخته شدهاند ولی به راحتی در دسترس کودکان و نوجوانان قرار میگیرند و حتی در آپارات هم برخی از آنها قابل مشاهدهاند. علاوه بر انیمههایی با فضای «cute: دوستداشتنی»، انیمههایی با فضای «dark: تاریک» نیز وجود دارند که بعضاً تولید و پخش آنها سالها ادامه پیدا میکند و عمیقاً به سبک زندگی فرزندان راه مییابد چون مدت طولانی با آن زندگی میکنند.
علاقه ژاپنیها به طریقت در اسلام
صفوی در ادامه این نشست ضمن پخش و بررسی بخشی از انیمههای ژاپنی از جمله «ناروتو»، «بلیچ»، «کینگ رنگینک»، «آرت»، «آسورا» و ... افزود: من چون مدتی روی حیطه زبان ژاپنی کار میکردم، درباره اسلام در ژاپن نیز خیلی تحقیق کردم و این نتیجه حاصل شد که اکثر مکتوبات و تحقیقات ژاپنیها در بحث اسلام راجع به تصوف است، یعنی هیچ علاقهای به بحث شریعت نشان نمیدهند ولی طریقت به شدت برایشان جذاب است و جای طریقت شیعی آنجا خیلی خالی است؛ یکی از قوتهایی که مسلمانان شیعه برای تبلیغ در شرق جهان دارند مسئله عرفان و طریقت شیعه است و چون طریقت شیعه با مسائلی چون عاشورا، شهادت، از خود گذشتگی و اینگونه مباحث پیوند خورده است و میتواند خیلی موفق باشد و برایشان جذاب واقع شود.
سبک تولیدکنندگان انیمیشن ایرانی به دیزنی نزدیکتر است
وی ادامه داد: برخلاف انیمیشنها که غالباً بر پایه کلیشهها ساخته میشوند، انیمه بر شکستن کلیشهها اصرار دارد. بازیهای اینترنتی انیمهای نیز ساخته شدهاند مانند «Genshin Impact: گنشین ایمپکت» که هم نسخه اندروید و هم سایر نسخههای آن موجود است. در ایران سبک غالب، سبک دیزنی است و عمده کارگردانان، طراحان و نویسندگان انیمیشن در ایران کارهایشان نزدیک به کارهای دیزنی است. بررسیها نشان میدهد خطر انیمه خیلی بزرگتر از دیزنی است. چند وقت پیش که بحث خطر «کیپاپها» خیلی مطرح شد یک تحقیق مقایسهای انجام دادم و نتیجه این شد که طرفداران انیمه و طرفداران کیپاپها از نظر تعداد قابل مقایسه نبودند و انیمه خیلی طرفداران بیشتری دارد.
سیدمحمدمحسن بنیاحمدی در ادامه این جلسه عنوان کرد: در انیمهها، مدت زمانی که مخاطب با آن سیر میکند تاثیرگذار است یعنی فرد گاهاً طی بیست و پنج سال هر هفته یک قسمت یا هر ماه یک قسمت از یک انیمه را دیده و با آن زندگی کرده است ولی خطر انیمیشن در تنوع آن است؛ یعنی اگر ژاپن انیمه را با یک سبک خاصی از عرفان خود پیوند میدهد، در انیمیشن تعدد عرفانها، ادیان و سبکها وجود دارد مثلاً در انیمیشن « موانا» عرفان سرخپوستی به تصویر کشیده میشود؛ در انیمیشن « مهاجرت» بیخدایی؛ و در انیمیشن « Inside Out: درون و بیرون» مسئله خود درون مطرح میشود و میگوید هر چیزی که هستی خودت هستی و جهان از آن توست و همه چیز درون خودت است. در بحث صنعت کرهایسم یا انیمهها رسماً تجاوز فرهنگی دارد رخ میدهد و این دیگر تهاجم فرهنگی نیست؛ اکنون در کشور ما انیمهپارتی هم برگزار میشود با سبک لباس پوشیدن و آرایشهای مخصوص که بین نوجوانان به شدت مرسوم شده است. بر اساس نوع آرایش، نوع خالکوبی، نوع آرایش صورت و ... به صورت واضح میتوان تشخیص داد که این فرد با چه انیمهای دارد زندگی میکند. در انیمیشنهای غربی یا دیزنیلندی تنوع آثار جذابیت ایجاد میکند.
رسانه بیش از ۴۰ درصد بر شخصیت افراد اثرگذاری دارد
وی تشریح کرد: بر اساس مطالعات انجمن روانشناسان آمریکا «APA»، دانشگاه « MIT» آمریکا و یونیسف درباره یادگیری چندرسانهای کودک و نوجوان، انیمیشنهایی که تولید و در فضای رسانه پخش میشوند، در ضلع سوم تربیت قرار میگیرند. ضلع اول تربیت خانواده، ضلع دوم تربیت مکان زندگی و جامعه اطراف و ضلع سوم تربیت رسانه است که برای رسانه بیش از ۴۰ درصد قدرت اثرگذاری ذکر شده است. چهل درصد قدرت اثرگذاری برای خانواده، بیش از چهل درصد رسانه و حدود بیست درصد برای جامعه اطراف بر شخصیت فرد مشخص شده است. خطر این مسئله را وقتی میتوانید احساس کنید که تأثیرش را روی فرزندانتان بیینید. برخی اوقات والدین و بزرگترها شاید بتوانند جلوی اثرگذاری نامطلوب رسانه بر شخصیت فرزند خود را بگیرند و فضا را مدیریت کنند ولی وقتی که خود والدین نسبت به این موضوع جهل دارن و فرزند را در آن فضا رها میکنند، دیگه قابلیت جلوگیری وجود ندارد. پوچ پرستی، شیطان پرستی، عرفانهای نوظهور و ... در انیمیشنها مطرح و راحت ترویج داد میشود.
این فعال رسانهای با اشاره به انیمیشن «رویاشهر» گفت: این انیمیشن که در ایام جنگ تحمیلی رمضان نیز در تلویزیون پخش شد، زیر عنوان مهدویت قرار گرفته است در حالی که اصلاً داستان روایت دیگری دارد! داستان پسری است که می خواهد پدر خودش را نجات دهد، یک دفعه جنگ صورت میگیرد و هیچ حرفی از امام زمان نیست؛ یک مرتبه همه جا ساکت و زمین سرسبز میشود، ناگهان دو تا پا به تصویر کشیده میشود که سایه ندارد و این تمام سهم انیمیشن از امام زمان میشود. آن طور که فیلم باید به امام زمان برسد نمیرسد. انیمیشن دیگری درباره روز عاشورا ساخته شده که به قدری ترسناک است که اصلاً در رده بندی کودک و نوجوان قرار نمیگیرد. داستانی که برای کودک درباره عاشورا تعریف میشود باید فرق کند با جریاناتی که در لهوف آمده است. باید ترتیبی داده شود که کودک ناخودآگاه دلش سمت عاشورا برود. اساتید بزرگ در بحث عرفان توصیه میکنند که نباید سمت روایتهای فاش عاشورا رفت.
ذهن نسل جدید با نسلهای قبل متفاوت است
بنیاحمدی افزود: ذهن نسل جدید با ذهن نسلهای قبل تفاوت دارد و حوصله تکرار ندارد؛ اگر یک داستان تکرار شود حوصله ندارند بنشینند و تماشا کنند. برای انتقال مفاهیم و نصیحت کردن نسل جدید به وسیله انیمیشن باید انیمیشنی جذاب، داستاندار با لایههای مخفی ساخته شود تا در ذهنش تأثیر بگذارد.
با وجود اینکه انیمیشنهای ایرانی دست بچههای جبهه انقلاب اسلامی است ولی برای اینکه فروش خوبی داشته باشد و بتواند بازار گیشه را جذب کند، متأسفانه سمت داستانهای خوب نمیروند. در ادبیات ایرانی- اسلامی داستانهای خوب کم نیست و میتوان از بچگی این قصههای غنی و حاوی مفاهیم عرفانی، دینی و مذهبی را برای کودکان تبیین کرد و آنان را به سمت آن سوق داد. متاسفأنه ادبیات داستانی خوب خود را کنار گذاشته و اجازه میدهیم انیمیشنهایی توسط دشمن ساخته و به جان فرزندان ما تزریق شود. دشمن هیچ وقت برای ما نوشابه باز نمیکند و خیر و صلاح ما را نمیخواهد.




نظر شما