به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در نظام توزیع نقشهای الهی، آیه شریفه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ» (سوره نساء، آیه ۳۴) ، تبیینکننده یک مأموریت حمایتی است. «قوامیت» نه به معنای سلطه طبقاتی، بلکه به معنای «ایستادگی برای برپاداشتن» و ایجاد تکیهگاهی است که بستر شکوفایی هویت زنانه را فراهم کند. این نوشتار بر آن است تا نشان دهد چگونه «اثبات عملیِ محبت» از سوی مرد، زیربنای روانشناختی عزتنفس و گرایش به عفاف را در زنان پیریزی میکند.
۱. از امنیت خانگی تا صیانت اجتماعی
نیاز به «دیده شدن» و «ارزشمندی» از نیازهای اصیل در ساختار وجودی زن است. زن بیش از آنکه نیازمند تحسین عمومی باشد، نیازمند اطمینان وجودی است؛ اطمینان به اینکه عزیز است، دیده میشود و بیقید و شرط ارزشمند است. اسلام بر ابراز این محبت تأکید میکند، نه بر پنهان داشتن آن، چنانکه پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً» (سخن مرد به زن که «دوستت دارم»، هرگز از قلب او خارج نمیشود – وسایل الشیعه، ج ۱۴،ص۱۰).
هنگامی که این نیاز در کانون خانواده و از طریق ابراز زبانی و رفتاری (توسط پدر و برادر در دوران رشد، و همسر در دوران بلوغ عاطفی) اشباع شود، فرد به نوعی «استغنای درونی» دست مییابد. دختری که در نگاهِ تکریمیِ پدر، خویش را «عزیز» یافته است، برای اثبات ارزش خود نیازی به تبرج و جلب نگاههای ابزاریِ بیرونی نمیبیند. در واقع، حجاب در اینجا ثمره طبیعیِ صیانت از یک «عزتنفسِ اشباعشده» است.
۲. زبان عملیِ محبت؛ ایثار به مثابه برهانِ دوست داشتن
در منطق وحی، زن «ریحانه»ای است که صیانت از او بر عهده مرد قرار داده شده است: «المَرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَةٍ» (نهجالبلاغه، نامه ۳۱). این لطافت مقتضیِ یک حمایت سخت و ایثارگرانه است. دوست داشتن تا زمانی که از ساحتِ ذهن به ساحتِ «عین» منتقل نشود، فاقد کارکرد هویتساز است.
مثال عینی این مدعا در کنشهای جمعی دوران دفاع مقدس (مانند جنگ رمضان) مشهود است. ایستادگی رزمندگان پای لانچرها و گذشتن از جان و تن برای امنیت مرزها، «عینیترین شکل ابراز محبت» به ساحت زن بود. این «ایثارِ امنیتآفرین» به زن ثابت میکند که وجود و کرامت او چنان ارزشمند است که برای حفظ آن، خون ریخته میشود. در چنین اتمسفری، گرایش به «چادر» یا «حجاب برتر»، واکنشی آگاهانه و از سر آشتی با هویتی است که خود را در پناه یک حمایتِ واقعی میبیند.
۳. پیوند میان قوامیت و ولایتمداری
نقشِ تکیهگاهی مرد (قوامیت)، تسهیلگر مأموریت اصلی زن یعنی «ولایتمداری» و آشتی دادن جامعه با مسیر حق است. ائمه هدی (ع) محبت به زن را از اخلاق انبیا و نشانه افزایش ایمان دانستهاند: «مَا أَظُنُّ رَجُلًا یَزْدَادُ فِی الْإِیمَانِ خَیْراً إِلَّا ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ» (گمان نمیکنم مردی بر ایمانش افزوده شود، مگر اینکه محبتش به زنان [خانواده] بیشتر شود – وسایل الشیعه،ج۱۴،ص۱۱).
زمانی که مرد در ابراز محبت و اطمینانبخشی به زن کوتاهی میکند، زنجیره انتقال این امنیت عاطفی دچار خدشه میشود. بیحجابی در بسیاری از موارد، پیامدِ «لکنتِ زبانِ محبت» در مردان است. اگر محبت در ساحت خانواده «اثبات» شود، زن با آرامش خاطر به مأموریت تمدنساز خود بازمیگردد و حجاب را به عنوان «سنگرِ حفظ این مأموریت» برمیگزیند.
در نهایت، صیانت از عفاف در جامعه، پیش از برخوردهای روبنایی، نیازمند بازگشت مردان به نقشِ «قوامیتِ محبتآمیز» است. قوامیت یعنی ایجاد فضای امنی که در آن، زن احساس ارزشمندی کند. حجاب، ثمره منطقیِ شخصیتی است که در خانه «تکریم» شده و در جامعه، محبتِ مردانِ مدافع را در قالب «امنیت و ایثار» تجربه کرده است. آشتی با حجاب، از مسیرِ اثباتِ عملیِ کرامت زن توسط «رجالِ قوام» میگذرد.
منبع:حوزه




نظر شما