مذاكرات اسلام آباد

روایت تکان دهنده امدادگری که انگشتش زیر آوار جنگ جاماند

خبرنگار هلال احمر گفت در عملیات جست‌وجو، ریزش ساختمان باعث شد یکی از انگشتانش زیر آوار جا بماند.

به گزارش خبرآنلاین،الیاس نازپرور، خبرنگار و نیروی هلال‌احمر خراسان رضوی در روایتی از حضور در عملیات امداد و جست‌وجو در تهران گفت: در روزهای پایانی اسفند سال ۱۴۰۴ به همراه نیروهای هلال‌احمر از استان خراسان رضوی به تهران اعزام شدیم و پس از حدود یک روز به محل مأموریت رسیدیم. به محض ورود، کار عملیاتی ما آغاز شد و در مناطق مختلف شهر به همراه نیروهایی از استان‌های مختلف از جمله گیلان و تهران فعالیت می‌کردیم.

مهر در خبری نوشت: وی افزود: برای مدیریت عملیات، تهران به پنج پهنه مختلف تقسیم شده بود و تیم ما در محدوده مرکزی شهر مستقر شد. بخش زیادی از مأموریت‌هایی که انجام می‌دادیم مربوط به جست‌وجو و تفحص پیکر شهدا بود. در همان روزهای ابتدایی، یکی از تلخ‌ترین صحنه‌هایی که تجربه کردم مربوط به زمانی بود که با پیکر برخی فرماندهان و مسئولانی مواجه می‌شدیم که پیش از این آن‌ها را می‌شناختم؛ برخی را قبلاً برای تهیه گزارش دیده بودم و برخی دیگر را در دوران سربازی ملاقات کرده بودم. دیدن آن‌ها در چنین شرایطی بسیار سخت و دردناک بود.

نازپرور ادامه داد: در آن روزها صحبت‌های زیادی مطرح می‌شد مبنی بر اینکه برخی افراد در خانه‌های امن یا ساختمان‌های مستحکم حضور دارند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری بود. در محل‌هایی که ما حضور داشتیم، مردم عادی در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند و هیچ تفاوتی میان آن‌ها وجود نداشت. بسیاری از مناطق مسکونی آسیب دیده بودند و شرایط برای امدادرسانی بسیار دشوار بود.

خبرنگار و نیروی هلال‌احمر خراسان رضوی درباره یکی از مأموریت‌های سخت خود اظهار کرد در روز هفتم عملیات، حوالی ساعت یک و نیم ظهر حادثه‌ای در محدوده مرکزی تهران رخ داد و ما برای امدادرسانی به محل اعزام شدیم. زمانی که وارد کوچه شدیم، گرد و خاک شدیدی تمام فضا را گرفته بود. من به همراه سگ‌های جست‌وجو وارد منطقه شدیم و از میان گرد و غبار مردم را می‌دیدیم که با چهره‌هایی نگران و آشفته از محل خارج می‌شدند.

وی افزود: پس از فروکش کردن گرد و غبار و تأیید نیروهای امنیتی مبنی بر ایمن بودن نسبی منطقه از نظر انفجار مجدد، وارد ساختمان شدیم و برای جست‌وجو از پله‌ها بالا رفتیم. در همان لحظات، پدری به ما ملحق شد و گفت که برای چند دقیقه به سر کوچه رفته بوده و حالا همسر و دخترش در طبقات بالا هستند. او امیدوار بود که اعضای خانواده‌اش زنده باشند و ما نیز تلاش می‌کردیم امید او را حفظ کنیم.

نازپرور با اشاره به لحظه‌ای که به طبقات بالا رسیدند گفت: وقتی وارد ساختمان شدیم، مشخص شد دختر کوچک خانواده در حال بازی بوده و موج انفجار او را به دیوار کوبیده است. کودک در همان محل جان باخته بود. صحنه بسیار تلخی بود و بسیاری از نیروهای امدادی اشک در چشمانشان جمع شده بود. پدر کودک، با چهره‌ای مبهوت و چشمانی پر از ناباوری، دخترش را در آغوش گرفت، بوسید و او را به پایین ساختمان منتقل کرد.

خبرنگار و نیروی هلال‌احمر خراسان رضوی ادامه داد: کمی بعد پیکر همسر این مرد نیز در نزدیکی ساختمان پیدا شد. شدت حادثه به حدی بود که شناسایی پیکر بسیار دشوار شده بود. آن مرد در واقع در یک لحظه همه زندگی‌اش را از دست داده بود؛ خانه‌اش ویران شده بود و دیگر هیچ‌کدام از اعضای خانواده‌اش در کنار او نبودند.

وی گفت: تا زمان غروب آن روز عملیات جست‌وجو ادامه داشت اما دیگر مصدوم یا پیکر جدیدی پیدا نشد و تیم‌ها به محل استقرار بازگشتند. با این حال فردای آن روز، حوالی ساعت ۱۱ صبح اعلام شد پیکر پسر بچه سرایدار ساختمان در داخل بخش آسانسور سقوط کرده و باید جست‌وجو ادامه پیدا کند.

نازپرور افزود: بار دیگر وارد ساختمان شدیم و این بار با سگ‌های زنده‌یاب و تیم‌های عملیاتی به زیرزمین رفتیم تا جست‌وجو را ادامه دهیم. عملیات در حال انجام بود که ناگهان ساختمان به دلیل استحکام پایین شروع به ریزش کرد. در همان لحظه آوار روی ما فرو ریخت و دست من زیر آوار گرفتار شد.

خبرنگار و نیروی هلال‌احمر خراسان رضوی گفت: زمانی که همکارانم توانستند من را از زیر آوار خارج کنند، متوجه شدم یکی از انگشتان دستم به طور کامل قطع شده است. با وجود این شرایط، صحنه‌ای که در آن لحظه دیدم برایم بسیار عجیب و تأثیرگذار بود.

۲۳۳۲۱۷

کد مطلب 2216092

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین